سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جواد کاموربخشایش, پژوهشگر و نویسنده: یکی از چالشهای اصلی علوم انسانی در تاریخ معاصر ایران، نحوه رویارویی با سنت فکری و ادبی بوده است. پرسش اصلی این بود که آیا همچنان باید به سنت بازگشت یا میتوان آن را در پرتو اندیشههای جدید بازخوانی کرد .این دو رویکرد همواره مطمح نظر دانشمندان و اندیشمندان دوره معاصر بوده است. در این میان، دکتر اصغر دادبه را میتوان از نمایندگان رویکرد دوم دانست؛ یعنی بازخوانی سنت با ابزارهای تحلیلی نو.
دکتر اصغر دادبه از برجستهترین اندیشمندان معاصر ایران در حوزه فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی بود. او با رویکردی میانرشتهای کوشید تا پیوندی عمیق میان سنت فلسفی و میراث ادبی فارسی برقرار کند. به تعبیر خود او: «ادبیات عرفانی ما، صرفاً بیان احساس نیست، بلکه تجلی نوعی تفکر است که باید آن را فهمید، نه فقط ستایش کرد.» بررسی زندگی و اندیشههای دکتر اصغر دادبه نشان میدهد که او ازجمله اندیشمندانی بود که توانست با نگاهی نو، سنت فکری ایران را بازخوانی کند. او نه تنها به فهم بهتر ادبیات کمک کرد، بلکه نشان داد که فلسفه میتواند ابزاری برای درک عمیقتر فرهنگ باشد. به سخن دیگر، میتوان گفت دادبه پلی میان گذشته و حال بود؛ پلی که همچنان میتوان از آن عبور کرد. او نقش برجستهای در عرصههای ادبیات و فلسفه عصر معاصر دارد.
اصغر دادبه در سال ۱۳۲۵ در یزد متولد شد؛ شهری که خود یکی از مراکز مهم فرهنگ سنتی ایران بهشمار میرود. فضای مذهبی و فرهنگی این شهر در شکلگیری ذهنیت اولیه او نقش داشت. پدرش محمد و مادرش سکینه نام داشت. او از پنج سالگی نزد ملا ربابه قرآن آموخت. اما آن که بیش از همه در زندگی او و توجهش به ادبیات و عرفان نقش داشت، پدربزرگش استاد علی کفاش بود که به دادبه قرآن و دعا و شعر یاد میداد. دادبه سپس وارد دبستان بدر شد و تحصیلات ابتدایی را هم در همان زادگاهش گذراند. سپس وارد دبیرستان شیخداد یزد شد و تا سال دوم دبیرستان در آنجا درس خواند. وی در سال ۱۳۳۹ بهدلیل مهاجرت خانواده به همراه آنان به تهران آمد و تحصیلات خود را بهصورت متفرقه ادامه داد و همزمان، در شرکت ریسندگی و بافندگی ری مشغول شد و تا سال ۱۳۴۳ در همان شرکت ادامه فعالیت داد. پس از آن، به استخدام شرکت روغن نباتی قو درآمد و تا مهر سال ۱۳۴۴ در آن شرکت مشغول فعالیت شد. او در خرداد همان سال دیپلم متوسطه را دریافت کرد و پس از شرکت در آزمون سراسری ورود به دانشگاهها، در رشته فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دادبه همزمان با تحصیل در دانشگاه تهران، به دلیل علاقهاش به شغل معلمی، ازسال ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۵۳، بهعنوان دبیر ادبیات و فلسفه، به تدریس در دبیرستانهای تهران، ازجمله دبیرستان دکتر هشترودی، پرداخت.
دادبه در سال ۱۳۴۸ موفق به اخذ مدرک کارشناسی فلسفه و حکمت اسلامی شد و سپس به خدمت سربازی رفت. او همزمان با خدمت سربازی، دوره کارشناسیارشد رشته فلسفه و حکمت اسلامی را هم طی کرد و در سال ۱۳۵۰ به پایان رساند. عنوان پایاننامه کارشناسیارشد ایشان «ترجمه و شرح بخشی از کشفالمراد فی شرح تجریدالاعتقاد» شرح علامه حلی بر تجریدالاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی بود. او همان سال با شرکت در دکتری، در رشته فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران پذیرفته شد و سال ۱۳۵۲ دروس خود را به پایان رساند اما دفاع از رسالهاش با عنوان «فرهنگ اصطلاحات کلامی» تا سال ۱۳۵۹ به تعویق افتاد.
او در دوران تحصیل خود، در زمینه ادبیات از محضر بزرگانی چون امیرحسن یزدگردی، در زمینه فلسفه اسلامی نزد بزرگانی مانند استاد جواد مصلح و علامه مرتضی مطهری و در فلسفه غرب از محضر استادانی از قبیل دکتر صدیقی و امیرحسین آریان پور بهره گرفت.
دکتر دادبه در سال ۱۳۵۳ در گروه آموزش و پرورش ابتدایی دانشکده مکاتبهای دانشگاه سپاهیان انقلاب (ابوریحان بیرونی) بهعنوان معلم فلسفه استخدام شد و سال ۱۳۶۱ با مرتبه استادیاری به عضویت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی درآمد، در سال ۱۳۷۹ به مرتبه استادی رسید و تا سال ۱۳۸۵ در همان دانشگاه به تدریس پرداخت. دقت نظر، حافظه قوی و رشکبرانگیز استاد، نکتهسنجی، ذهن منظم و منسجم و توجه و ارج نهادن به اندیشهها و نظرات استادان دیگر، روشمندی و انسجام فکری در مباحث حکمت و فلسفه و عرفان و ادبیات، از دکتر دادبه شخصیت ممتازی در امر تدریس ساخته بود. هرجا که فهم متن کهن دشوار مینمود، او استادانه و متبحرانه به آسانی و بیادعا قفلها را میگشود و در طول بیش از نیم قرن تدریس، شاگردان بسیاری را پرورش داد.
او از سال ۱۳۶۳ همکاری خود را با دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و از سال ۱۳۶۴ با دانشگاه کاشان آغاز کرد و از همان ایام با نگارش مداخلی در حوزه منطق، فلسفه و کلام، به همکاری با دایرهالمعارف بزرگ اسلامی پرداخت. این همکاری از سال ۱۳۷۳ جدیتر شد تا حدی که دکتر دادبه در سال ۱۳۷۸ به عضویت شورای عالی علمی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی درآمد و همزمان، مدیر گروه ادبیات این دایرهالمعارف شد که تا پایان عمرشریفش ادامه داشت.
این چهره ماندگار، در سال ۱۳۷۰ گروه فلسفه را در دانشگاه علامه طباطبایی پایهگذاری کرد و تا سال ۱۳۷۶ مدیریت گروه مزبور را هم برعهده داشت. بهعلاوه، ایشان از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۹۷ مدیر گروه ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بود و سال ۱۳۸۶ دوره کارشناسیارشد و سال ۱۳۹۳ دوره دکتری را در دانشگاه مزبور پایهگذاری کرد.
دکتر دادبه در سال ۱۳۸۱ بهعنوان چهره ماندگار ادبیات عرفانی و فلسفه اسلامی معرفی شد و سردبیری فصلنامههای یگانه و جستارهای ادبی، عضویت در هیئت مدیره و شورای علمی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، عضویت در هیئت علمی سعدی شناسی از دیگر اقدامات و خدمات این استاد ارجمند بود.
ایشان یکی از استوانههای فلسفه و ادبیات عرفانی است و عرفان یکی از بنمایههای وجودی و فکری وی و یک معرفت مبنایی در اندیشه او بهشمار میرود. به دیگر سخن، فلسفه و عرفان، برای دکتر دادبه به منزله خمیرمایهای برای پرداختن به مسائل گوناگون بوده و در ترکیب با علوم گوناگون، به جنسی از زبان و بیان او تبدیل شده است. او موفق شد تبیینی منسجم از عرفان و نحلههای آن ارائه دهد که ذهن خواننده را در یک چارچوب فلسفی متقن روشن نماید.
دکتر دادبه علاوهبر تدریس، کتابها و مقالات بسیاری نیز منتشر کرده است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: «کلیات فلسفه»، «فلسفه در ادبیات»، «فلسفه ادبیات، دانشنامه ادب فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، «رساله منطق شعر»، «مجموعه مقالات سعدیشناسی»، «مجموعه مقالات حافظشناسی»، «رساله مکتب حافظ، مکتب رندی»، «فرهنگ اصطلاحات کلامی»، «سرود آرزو، مجموعه شعر فخرالدین مزارعی»، «تصحیح کلیات نجیب کاشانی»، «تاریخ کشیکخانه همایون»، «دیوان ظهیرالدین فاریابی تصحیح و تحقیق و توضیح امیرحسن یزدگردی، به اهتمام اصغر دادبه» و «حافظ (زندگی و اندیشه)» که این آثار گواهی بر عمق اندیشه و گستره دانش او است.
دکتر دادبه نه تنها بر آثار حافظ و سعدی، بلکه بر تاروپود اندیشه ایران و ایرانی تبحر داشت و بندبند وجودش سرشار از روح هویت ملی ایرانیان بود و امروز و تا همیشه جای او که مدام از عشق و عرفان و ادب و حکمت ایران میگفت خالی است.
*نظر به اهمیت معرفی و الگوسازی شخصیتهای علمی و فرهنگی اثرگذار، دفتر تکریم و الگوسازی بنیاد ملی نخبگان با همکاری خبرگزاری ایبنا، اقدام به نگارش مقالاتی به قلم جواد کاموربخشایش کرده است. در هر مقاله به معرفی یکی از این مفاخر علمی پرداخته میشود.
نظر شما