سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ جنگ و دفاع در هر دورهای، فقط به میدانهای نبرد خلاصه نمیشود؛ بلکه عرصههای فرهنگی، اجتماعی و فکری نیز میدانهای اصلی مقاومتاند. در روزگاری که «جنگ رمضان» همچنان ادامه دارد، جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی تجربههای تاریخی از شیوههای ایستادگی و مقاومت مردم در حفظ کشور است. مطالعه جنگها، تنها یک بحث تاریخی نیست بلکه تلاشی است برای پیدا کردن مسیرهای عملی و روشن در روزگاری که کشورمان درگیر جنگ است. در هنگام جنگ، فرهنگ و کتاب جایگاهی ویژه مییابند؛ چرا که کتاب میتواند تاریخ را به ما نشان دهد و سرنوشت ملتهایی که جنگ بر آنها تحمیل شده، به ما بیاموزد. کشور ما یکبار تجربه طولانی هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته است، جنگی که در آن تمامی قشرهایی از جامعه تا فرماندهان، مسئولان و بزرگان کشور تجربیاتی گرانبها کسب کردهاند، اکنون در این ایام جنگ رمضان، بیش از هر زمان دیگری به مطالعه تاریخ و بازخوانی نجربیات دفاع مقدس نیاز داریم. در همین راستا، نمایشگاه کتاب که همواره در اواخر اردیبهشت ماه چراغ امید و آگاهی را روشن میکند، امسال نیز در شرایط دشوار جنگی، فرصتی است تا از ارزش کتاب و مطالعه بیش از پیش بهره ببریم. از همین رو، برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، با سمیه جمالی، نویسنده و پژوهشگر گفتوگو کردیم.
از نظر شما تفاوتها و شباهتهای اصلی میان جنگ رمضان با دوران دفاع مقدس چیست و چگونه میتوانیم از تجربیات تاریخی و نقش زنان در مقاومت، برای حفظ کشور در شرایط کنونی الگوبرداری کنیم؟
جنگ رمضان که همچنان درگیر آن هستیم، تفاوتها و شباهتهایی با جنگ هشت ساله دارد. در این جنگ رمضان، ایران بار دیگر مورد هجوم قرار گرفت و شروعکننده نبود. اگرچه شباهتهایی میان این دو جنگ وجود دارد، اما تفاوتهای مهمی نیز میان آنها هست. در این جنگ، درگیریها در بیشتر شهرها و روستاها به صورت مستقیم جریان دارد، چرا که ماهیت حملات بیشتر هوایی است تا زمینی. تفاوت اصلی با جنگ هشتسال دفاع مقدس در این است که اگرچه در آن زمان نیز موشکبارانهایی از جمله در تهران صورت گرفت، اما پس از آن جنگ در شهرها متوقف شد و ما خط مقدم زمینی داشتیم؛ یعنی رزمندگان در جبههها و مرزها میجنگیدند و زنان در پشت جبهه و در داخل شهرها، نقش پشتیبان را ایفا میکردند. اما از آغاز جنگ رمضان و حتی جنگ ۱۲ روزه شاهد آن هستیم که شهرها و روستاها در مناطق مسکونی مستقیما درگیر جنگ هستند و انفجارها به داخل خانههای مسکونی کشیده شده است. در این جنگ، برخلاف گذشته، خط مقدم مشخصی وجود نداشت که سرباز رزمنده در آنجا بجنگد تا مناطق مرکزی و داخل کشور در امان بمانند؛ این جنگ همه را از نظر فیزیکی درگیر کرده است و میبینیم که در این میان، زنان چه اندازه نقش پررنگی در مقاومت ایفا میکنند. درمورد شباهتها میتوان گفت اصلیترین وجه مشترک، همان مقاومت و همبستگی است که باعث میشود کشور بتواند ایستادگی کند.
باتوجه به این موارد، مطالعه کتابهای حوزه دفاع مقدس باید به گونهای باشد که بتوانیم شباهتها را شناسایی کرده و از آنها برای الگوبرداری از تاریخ استفاده کنیم. آنچه باعث شده ما ایرانیها تا این حد مقاوم و وطندوست باشیم، همان پیشینه فرهنگی و تاریخی ماست. ما تجربیات جنگی داریم که باعث شده در سختیها با هم همدل و متحد شویم و این تجربیات در خاطره جمعی ما باقی مانده است تا برای حفظ خاکمان از آنها بهره ببریم. ما به یاد میآوریم که در دورههای مختلف تاریخی، نه تنها در جنگ هشتساله همه با هم همدل و متحد شدیم تا ذرهای از خاک این کشور را به دشمن ندهیم. بنابراین، هنگامی که کتابهای تاریخی مرتبط با حفظ کشور را مطالعه میکنیم، به بخشهایی برخورد میکنیم که میبینیم زن و مرد با وجود عقاید مختلف، برای هدفی واحد در کنار هم ایستاده و دست به دست هم دادهاند؛ این همان چیزی است که میتواند این هدف را میسر کند. ما در دفاع مقدس هشتساله دیدیم که زنان چگونه گروههای مردمی تشکیل میدادند تا از جبهه و خط مقدم محافظت کنند؛ از تهیه غذا برای رزمندگان گرفته تا پرستاری، آموزش کمکهای اولیه و حتی آموزش اسلحهشناسی. اکنون میبینیم که این الگوها دوباره در حال تکرار است؛ زنان گروههایی را تشکیل دادهاند، آموزش میبینند و خود را آماده کردهاند تا در صورت نیاز، حتی با اسلحه نیز از کشور دفاع کنند.
برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی چه مزایایی برای مخاطبان و خریداران کتاب دارد؟ و این نوع برگزاری چه تاثیری بر فضای فرهنگی جامعه میتواند داشته باشد؟
استقبال از نمایشگاه مجازی در بخش خرید کتاب ممکن است خوب باشد، زیرا دسترسی برای خرید آسانتر است و در شهرها و روستاها راحتتر انجام میشود؛ امیدوارم فضای اینترنت و خدمات پستی نیز همراهی خوبی داشته باشند تا مردم بتوانند به راحتی کتابها را تهیه کنند. اما نمایشگاه کتاب صرفا مکانی برای خرید کتاب نیست، بلکه فضایی برای تعامل، گفتوگو و همراهی اهل فرهنگ با یکدیگر است. در نمایشگاه حضوری، ناشران، نویسندگان و فعالان فرهنگی یکدیگر را میبینند و میتوانند با هم گفتوگو کنند و برای سال فرهنگی و کتابی آینده برنامهریزی کنند. در نمایشگاه مجازی، این فضا تا حدودی تضعیف میشود؛ چرا که من به عنوان نویسنده، فعال فرهنگی و فعال رسانه، در آنجا با بسیاری از دوستان که در طول سال نمیبینم، ملاقات میکنم و این ملاقاتها باعث شکلگیری فضا و تبادل پیشنهادهای کاری میشود. نویسندگان در آنجا پیشنهادهای خود را بررسی میکنند و برنامههای خود برای آینده را میگویند که چه کتابهایی قرار است، بنویسند. اکنون در این ایام جنگ که فضای بسیار گستردهای برای کار فرهنگی ایجاد شده، ما دستمان برای نوشتن و شکل دادن به فضای فرهنگی پر است. در فضای واقعی؛ وقتی نویسنده با ناشر ملاقات میکند، تعاملاتی بین ناشر و نویسنده شکل میگیرد؛ با هم گفتوگو میکنند که چگونه میتوان روی سوژههای موجود کار کرد و جلسات متعدد برگزار میشود. علاوه بر این، نشستهای تخصصی، مراسم رونمایی از کتاب و نقد و بررسی کتاب نیز بخشی از برنامههای اصلی نمایشگاه است که با حضور اهالی فرهنگ ایرانی و خارجی برگزار میشود. از آنجا که این بخش از برنامهها امسال در فضای فیزیکی برگزار نمیشود یا اگر برگزار شود احتمالا در فضاهای دیگری خواهد بود، این مسئله یک صدمه و آسیب جدی به بخش کتاب و فضای فرهنگی کشور محسوب میشود.
شعار هفتمین نمایشگاه مجازی «بخوانیم برای ایران» است. نظر شما درباره این شعار چیست؟ به نظر شما، این شعار با توجه به وضعیت جنگی که برای کشورمان به وجود آمده چه مفهومی پیدا میکند؟
«بخوانیم برای ایران»، میتواند در هر زمان موثر باشد و باعث تقویت ریشههای وطنپرستی شود. هر ایرانی با مطالعه بیشتر، میتواند خودش را تقویت کند و افکارش را بسازد. این که چه کتابهایی میخواند، میتواند به بهتر شناختن ایران و تاریخش کمک کند و در عین حال، با خواندن و درک بهتر دنیا و جایگاه خودمان در آن میتوانیم وطن را بهتر بسازیم و ایران را از قبل بهتر رشد دهیم و انسانهای بهتری تربیت کنیم. چه من به عنوان یک ایرانی، چه من به عنوان یک نویسنده، با مطالعه بهتر میتوانم بهتر بنویسم و پیامم را به مخاطبان در دنیا برسانم. از طرف دیگر در هر جایگاهی که هستم، میتوانم نسلهای خوبی پرورش دهم که ایران را بهتر بسازند. بنابراین شعار «بخوانیم برای ایران» در این زمان که دوران جنگ است، مفهوم خاصی پیدا میکند. همانطور که از نظر تسلیحاتی، در جبهههای نبرد، خودمان را تقویت و پرورش میدهیم، از نظر فکری و آگاهی نیز باید مسلح باشیم.
مردم که اکنون در وسط جنگ قرار دارند، در واقع پشت صحنه نیستند میانه میدان هستند. آنها آگاهی و شناخت عمیق دارند، میدانند چه میخواهند و چه شعاری میدهند. آنها در همان لحظهای که در میدان ایستادهاند، ممکن است هر لحظه مورد اصابت قرار گیرند، با این حال ایستادهاند و شعار میدهند. چرا این اتفاق را از مردم میبینیم؟ به خاطر همان آگاهی است، همان دانشی که از خواندن کسب کردهاند. بنابراین «بخوانیم برای ایران» در هر زمان شعار خوبی است، اما در این روزهای جنگ، با دیدگاهی محکمتر و معنایی عمیقتر میتواند پاسخگوی نیازهای امروز ما باشد.

در نمایشگاه مجازی امسال کتاب جدیدی از شما عرضه خواهد شد؟
یک کتاب رمان نوجوان با عنوان «از این طرف بیا» دارم که در اواخر سال ۱۴۰۴ منتشر شده و در نمایشگاه نیز وجود دارد. این کتاب را انتشارات بیستوهفت بعثت منتشر کرده است. موضوع این رمان نوجوان، ترورها و منافقین است. داستان درباره دختری نوجوان است که به واسطه پسری که در زندگیاش حضور دارد، نزدیک است جذب این سازمان منحوس، یعنی منافقین شود و اتفاقاتی برای او رخ میدهد. اما دو کتاب دیگر هم داشتم که قرار بود به نمایشگاه کتاب برسند. یکی از آنها یک رمان خانوادگی_اجتماعی بود که آن هم به نوعی هشداری به خانوادهها بود در همین زمینه وطنفروشانی که در کمین هستند تا خانوادهها را از هم بپاشند و افراد را جذب خود کنند. این کتاب نیز درباره زندگی یک قربانی است که جذب یکی از سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی بیگانه شده است. اما به دلیل شرایط جنگی، انتشارات نتوانست آن را به نمایشگاه برساند. کتاب دیگری هم بود که به صورت گروهی توسط چند نویسنده نوشته شده بود و آن هم متاسفانه به نمایشگاه نرسید.
در روزهای جنگ رمضان، چه کتابهایی را برای مطالعه توصیه میکنید؟
در این ایام، برای مطالعه و تأمل، این کتابها را پیشنهاد میکنم، خوانده شود: کتاب «پیکار با سرنوشت» نوشته گروسمان، رمانی که برا آشنایی با شیوههای روایت از جنگ و در جنگ است. کتاب «اختراع قوم یهود» برای شناخت دشمن صهیونیستی، کتاب « با سرودخوان جنگ در خطه ناموننگ» از نادر ابراهیمی. کتاب «ناگفتههای مجاهدین خلق و پیکار» نوشته حسین احمدیروحانی از بنیانگذارن سازمان مجاهدین برای شناخت دشمن داخلی از زبان خودش، کتاب «آمریکا، تور وداع» از کریس هجز، اثری برای آشنایی وضعیت حقیقی آمریکا.
درحال حاضر کتابی در دست نگارش دارید؟
کتابهایی که در حال نوشتن آنها هستم، شامل یک رمان نوجوان دیگر با موضوع جنگ دوازده روزه است که به نظر من دیدگاه و فضای آن متفاوت است. در حال حاضر مشغول نگارش آن بودهام. تحقیقات درباره این موضوع بسیار گسترده است. فعلاً بخشی از آن را نوشتهام، اما نیازمند تحقیقات کامل در زمینه فرهنگی و اجتماعی هستم.
کتاب بعدی که در حال حاضر مینویسم، روایت این روزهای جنگ است. این کتاب بیشتر درباره فرآیند «روایت» نوشتن است، چرا که ما یک گروه به نام «خانه راوی» تشکیل دادهایم که در آن مجموعهای از فعالان فرهنگی و نویسندگان جمع شدند و روایتهایشان را نوشتهاند. این روایتها در قالبهای مختلف عرضه شدهاند و حتی تعدادی از آنها را به صورت الکترونیک منتشر کردهایم. کتابی که هماکنون مینویسم، علاوه بر این که روایت من از روزهای جنگ است، بستر اصلیاش، چگونه شکلگیری این گروه و همچنین چگونگی فعال بودن یک نویسنده و کنشگر فرهنگی و اجتماعی در ایام جنگ است. هدف این است که بتوان در زمان جنگ، به عنوان یک فعال فرهنگی و اجتماعی، نقش موثری ایفا کرد.
نظر شما