سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: در جهانی که شیفته سرعت دیجیتال شده است، کند بودن سنجیده و عمدی دستنویسی، شاید همان چیزی باشد که به اندیشه شفافتر کمک میکند. آن آدمی را میشناسید که در جلسه، در حالی که همه لپتاپهایشان را باز میکنند، یک دفترچه بیرون میآورد؟ شاید او به چیزی عمیقتر از نوستالژی رسیده باشد.ما در دورانی زندگی میکنیم که ابزارهای دیجیتال وعده میدهند همه چیز را سریعتر، کارآمدتر و متصلتر کنند. با این حال، نکته جالب اینجاست: بعضیها هنوز دفترچههای فیزیکی با خودشان حمل میکنند. شاید آنها از زمانه عقب نماندهاند. شاید آنها چیزی را کشف کردهاند که علوم اعصاب به آن اشاره میکند، این که عمل نوشتن با دست کاری با مغز ما میکند که تایپ کردن به سادگی نمیتواند آن را بازتولید کند.
تا به حال متوجه شدهاید که یادداشتهای دستنویس را بهتر از یادداشتهای تایپشده به خاطر میسپارید؟ نشریه ساینتیفیک امریکن (Scientific American) توضیح میدهد که «درگیر کردن دستگاه حرکتی ظریف برای تولید حروف با دست، اثرات مثبتی بر یادگیری و حافظه دارد.» این موضوع فقط به نوستالژی یا سلیقه مربوط نیست — بلکه به نحوه واقعی کارکرد مغز ما مربوط است.
وقتی با دست مینویسید، فقط در حال ثبت اطلاعات نیستید. شما در حال ساختن یک تجربه چندحسی هستید. مغز شما حرکت دست را هماهنگ میکند، بازخورد بصری دیدن شکل گرفتن حروف را پردازش میکند و همزمان بخشهای مسئول زبان و درک را درگیر میسازد. این فرایند چیزی را ایجاد میکند که عصبپژوهان آن را «شناختِ تنمند» مینامند. یادگیریای که نه فقط ذهن، بلکه کل بدن را درگیر میکند.
در مقایسه، تایپ کردن تقریبا منفعلانه است. هر حرف به همان حرکت پایهای نیاز دارد. انگشتان شما از راه حافظه عضلانی کلیدها را پیدا میکنند، در حالی که ذهن آگاه شما از فکر جلوتر میدود.
افسانه «کارآمدی»
دامی که در آن افتادهایم این است: ما سرعت را با اثربخشی یکی گرفتهایم. تایپ کردن میتواند سریع باشد، اما سرعت همیشه به معنای عمق نیست. یک نفر میتواند خیلی سریع یک پاراگراف کامل را تایپ کند و تازه بعدا متوجه شود که در طول شکلگیری آن فکر، اصلا حضور نداشته است.
دستنویسی سرعت را تغییر میدهد. چون کندتر است، ذهن را وادار میکند کمی بیشتر با یک ایده بماند. این کندی میتواند کمتر شبیه یک محدودیت و بیشتر شبیه یک صافی عمل کند؛ صافیای که کمک میکند فکرهای ضعیفتر کنار بروند و فکرهای قویتر فرصت پیدا کنند شکل بگیرند.
لورا دویچ، نویسنده کتاب نوشتن از دل حواس (Writing from the Senses)، این موضوع را دقیق بیان میکند: «نوشتن با دست شما را به واژهها وصل میکند و به مغزتان امکان میدهد روی آنها تمرکز کند، آنها را بفهمد و از آنها یاد بگیرد.» این پیوند فقط استعاری نیست. این پیوند عصبی است. عمل فیزیکی نوشتن، مسیرهایی را در مغز شما فعال میکند که تایپ کردن به سادگی آنها را فعال نمیکند.
آشفتگی دیجیتال و پادزهر آنالوگ
همین حالا چند زبانه مرورگر باز دارید؟ چند اعلان روی گوشیتان منتظر شماست؟ ابزارهای دیجیتال ما طوری طراحی شدهاند که توجه ما را تکهتکه کنند. هر اپلیکیشن، هر پلتفرم و هر دستگاهی بهینه شده است تا ما را همزمان به چند جهت بکشد. ما آنقدر به این وضعیتِ ازهمگسیخته عادت کردهایم که دیگر فراموش کردهایم تمرکز واقعی چه حسی دارد.
در کاغذ، هیچ پیوندی برای دنبال کردن وجود ندارد، هیچ اعلانی نیست که بخواهید آن را چک کنید، هیچ تصحیح خودکاری نیست که املای شما را زیر سؤال ببرد. فقط شما هستید، فکرهایتان و عمل آهسته و سنجیده گذاشتن نشانهها روی کاغذ. این محدودیت، محدودکننده نیست، رهاییبخش است. شما را وادار میکند آنقدر با یک فکر بمانید تا واقعا آن را کامل کنید.
پیدا کردن تعادل
آیا داریم پیشنهاد میکنیم که صفحهکلیدهایمان را کنار بگذاریم و کاملا آنالوگ زندگی کنیم؟ البته که نه. ابزارهای دیجیتال جای خودشان را دارند. آنها برای ویرایش، برای به اشتراک گذاشتن و برای ذخیره حجم عظیمی از اطلاعات فوقالعادهاند. اما تنها ابزارهایی نیستند که به آنها نیاز داریم. به این شکل به موضوع فکر کنید: شما که برای هر تعمیر خانگی از چکش استفاده نمیکنید، درست است؟ گاهی به پیچگوشتی نیاز دارید، گاهی به آچار. ابزارهای اندیشیدن ما هم همینطور کار میکنند.
برای ارتباط سریع؟ تایپ کنید. برای ثبت فکرهای گذرا؟ از گوشیتان استفاده کنید. اما برای اندیشیدن عمیق، برای کلنجار رفتن با مسئلههای پیچیده، برای این که واقعا چیزی را بفهمید؟ شاید بهتر باشد یک قلم بردارید.
جمعبندی
دفعه بعدی که کسی را دیدید که در جلسه یا در یک کافیشاپ در دفترچهای مینویسد، فکر نکنید که او قدیمی فکر میکند. شاید فقط دارد به مغزش زمان و فضایی میدهد که برای فکر کردن واقعا به آن نیاز دارد. ما آنقدر انرژی صرف سریعتر کردن فرایند فکر کردن کردهایم که ارزش آهسته کردن آن را فراموش کردهایم.
نوشتن با دست به معنای مقاومت در برابر پیشرفت نیست. به معنای این است که بپذیریم پیچیدهترین رایانهای که در اختیار داریم (یعنی مغزمان) گاهی در سرعت حرکت یک قلم روی کاغذ بهتر کار میکند. پس شاید وقتش رسیده باشد که یک دفترچه بخرید. نه چون میخواهید فناوری را رد کنید، بلکه چون میخواهید چیزی را بپذیرید که مغزتان واقعا به آن نیاز دارد. آیندهی اندیشیدن شاید بیش از آنچه انتظار داشتیم، با انگشتهایی آغشته به جوهر گره خورده باشد.
نظر شما