سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- زهرا سلیمانی اقدم؛ چرا «جامعهشناسانه» اندیشیدن میشود دغدغه نویسنده؟ تفاوت روش جامعهشناسی در سیر شناخت ما با مثلا روشهای علوم سیاسی، حقوق، روانشناسی، هنر، مدیریت یا زبان شناسی چیست؟ به صورت طبیعی واقعیتی جامعهشناسانه وجود ندارد. هیچ تقسیمبندی طبیعی در جهان انسانی وجود ندارد. نویسنده توضیح میدهد که روشهای شناخت ما چهارچوبهایی هستند که از آنها برای فهم جهان استفاده میکنیم و این چهارچوبها در مناسبات بین زبان و تجربه، ورز داده میشوند و شکل میگیرند.

این تقسیمبندیها مانند حقوق، علوم سیاسی، روانشناسی و ... کار دانشوران است برای بررسی و مطالعه جهان با مرزبندی رشتهای تا فعالان هر رشته بتوانند موضوع متعلق به قلمرو تخصصی خود را تشخیص دهند و با وجوه تبین شده به مطالعه بپردازند.
پس تفاوت در چیست؟ چه چیز فرق بین جامعهشناسانه اندیشیدن با مثلاً روانشناسانه اندیشیدن را مشخص میکند؟
از نظر نویسنده تفاوت در نوع پرسشهایی است که هر رشته علمیرا بر میانگیزاند؛ یعنی پرسشهایی که دیدگاهها یا چشم اندازی شناختی را چهارچوب بندی میکند. یعنی همان دیدگاههایی که کنشها را از وجوه مختلفی مشاهده، کشف، توصیف، فهم و تبین میکند. هر شاخه دانش یا رشته ای به جنبه ای از کنشهای انسانی علاقهمند است.
جامعهشناسی هم مانند دیگر رشتههای مطالعاتی چشماندازهای شناختی خود را دارد که مجموعهای از پرسشها و همچنین اصول تفسیری خاص خود را برای تحقیق درباره کنشهای انسانی پیش میگذارد. از این منظر میتوان گفت جامعهشناسی با نگاه به کنشهای انسانی به منزله عناصری از پیکربندیهای وسیعتر از سایر رشتهها متمایز میشود. جامعهشناسی فرد را مهم و قابل توجه میداند، اما این مسأله با قضیه اتمیسم (atomism) و فردگرایی متفاوت است.
جامعهشناسی قبل از هر چیزی به نگرش رابطهای یا نسبتی توجه دارد. یعنی ما در جامعه زاده شدهایم و عضو جامعهای هستیم که پیش از ما وجود داشته است. ما در این مناسبات ساخته و پرداخته میشویم و تجربه ما متاثر از ساختارهای اجتماعی هستند و زاویه دید ما متاثر از چارچوبهای ارجاعی فرهنگی هستند. ما وابسته به دیگرانیم و طرز نگاه ما به خودمان، به عنوان میانجی این مناسبات شکل میگیرد. بنابراین پرسش محوری جامعهشناسی این است چگونه انواع مناسبات اجتماعی و جوامعی که در آنها زندگی میکنیم به نحوه نگاه ما به خودمان و دیگران، نحوه ساخته شدن دانش ما و نگاه ما به محیطهای اطراف ربط پیدا میکنند و چه پیامدهایی به بار میآورند. جامعهشناسانه اندیشیدن به نوعی روشی رابطهای در فهم جهان را در خود خلاصه میکند که همزمان، برای امکان اندیشیدن به این جهان، به سبک و سیاقی متفاوت راهی میگشاید.

جامعهشناسی، نوعی حساسیت فکری
در میان کتابهای مقدماتی جامعهشناسی، آثار اندکی پیدا میشوند که هم برای دانشجوی مبتدی قابل فهم باشند، هم برای پژوهشگر حرفهای الهامبخش. جامعهشناسانه اندیشیدناز همین استثناهاست؛ کتابی از زیگموندت باومن با همراهی تیم میکه نه صرفاً «مقدمهای بر جامعهشناسی»، بلکه تمرینی برای تغییر شیوه دیدن جهان است. این کتاب که به بیش از دوازده زبان ترجمه شده، در بسیاری از دانشگاهها به عنوان متنی کلاسیک برای ورود به تفکر جامعهشناختی تدریس شده است.
باومن در این اثر، جامعهشناسی را نه مجموعهای از نظریهها، بلکه نوعی حساسیت فکری معرفی میکند: هنر دیدن نیروهای اجتماعی در پشت امور به ظاهر شخصی. همان چیزی که خواننده را وادار میکند از «چرا این اتفاق برای من افتاد؟» به «چه ساختارهایی این وضعیت را تولید کردهاند؟» برسد.
نویسندهای که مدرنیته را بیقرار فهمید
زیگمونت باومن، از مهمترین نظریهپردازان اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم بود؛ متفکری که مفاهیمیمانند «مدرنیته سیال» را وارد واژگان علوم اجتماعی کرد. دغدغه او همواره این بود: چگونه انسان مدرن، در جهانی پر از مصرف، ناامنی، هویتهای لغزان و روابط شکننده زندگی میکند؟
همین پرسشها در جامعهشناسانه اندیشیدن به زبان آموزشی اما عمیق بازآفرینی میشوند. همراهی تیم مینیز کتاب را از یک کلاسیک صرف، به متنی روزآمد بدل کرده است.
نقشه دهفصلی کتاب؛ از «من» تا جهان اجتماعی
کتاب در ده فصل، خواننده را از تجربه روزمره به درک ساختارهای اجتماعی میبرد:
فصل اول: فهم خودمان با دیگران و از طریق دیگران
هویت هرگز فردی و خالص نیست. «من» همیشه در نسبت با «دیگری» شکل میگیرد. این فصل، آغاز نقد فردگرایی مدرن است.
فصل دوم: پایدارسازی زندگی
کار، نیاز، وابستگی و بازتولید اجتماعی چگونه زندگی روزمره را شکل میدهند؟ اقتصاد، اینجا فقط بازار نیست؛ صورتبندی زیستن است.
فصل سوم: پیوندهای اجتماعی؛ سخن گفتن از «شما» به «ما»
خانواده، دوستی، اجتماع و اعتماد؛ چگونه مناسبات اجتماعی ما را میسازند.
فصل چهارم: ارزشها، قدرت و انتخاب
آیا انتخابهای ما واقعاً آزادند؟ این فصل نشان میدهد آزادی همیشه درون ساختارها عمل میکند.
فصل پنجم: هدیه، مبادله و صمیمیت
باومن از رابطه، عشق و حتی هدیه دادن، تحلیلی جامعهشناختی میسازد. این یکی از درخشانترین فصلهای کتاب است.
فصل ششم: بدن، سکسوالیته و سلامت
بدن نه امری صرفاً طبیعی، بلکه محصول انضباط، فرهنگ و قدرت است.
فصل هفتم: فضا، زمان و پویاییهای اجتماعی
جهانیشدن، جابهجایی، سرعت و فروپاشی مرزهای قدیم، تجربه انسان معاصر را تغییر دادهاند.
فصل هشتم: فرهنگ، طبیعت و سرزمین
ملت، هویت، سرزمین و تمایزات فرهنگی چگونه ساخته میشوند.
فصل نهم: مصرف، فناوری و سبک زندگی
اینجا باومن به قلمرو محبوب خود میرسد: جامعه مصرفی. اینکه انسان مدرن چگونه بیشتر «مصرفکننده» تعریف میشود تا «شهروند.»
فصل دهم: نگاه جامعهشناسانه: گذشته نگری و آینده نگری
فصل پایانی، جمعبندیای است درباره اینکه جامعهشناسی چگونه ابزاری برای فهم و نقد آینده است. ساختار دهفصلی و تقسیمبندی سهبخشی کتاب در منابع کتابشناختی نسخههای جدید ثبت شده است.
چرا این کتاب مهم است؟
مزیت بزرگ این اثر در آن است که جامعهشناسی را از فضای انتزاعی کلاس بیرون میآورد و وارد زندگی روزمره میکند. ازدواج، مصرف، دوستی، اضطراب، بدن، هویت، حتی خرید کردن، همه در این کتاب به موضوع تحلیل بدل میشوند. باومن کاری میکند که خواننده به جهان عادتزداییشده نگاه کند؛ چیزهایی را ببیند که پیشتر بدیهی میپنداشت.
بازتابها و ستایشها
پروفسور بو اسکگز، مدیر برنامه آتلانتیک فلوز، دانشکدهی اقتصاد و علوم سیاسی لندن در مورد این اثر مینویسد: «ویرایش جدید این متن که اکنون کلاسیک است، مسائل معاصری را بررسی میکند که ارزشهای ما، چگونگی نگاه ما به خودمان و یکدیگر و سازماندهی جوامعمان را شکل میدهند. من این کتاب را نه تنها به جامعهشناسان و دانشمندان علوم اجتماعی، بلکه به هر کسی که دغدغه درک چگونگی هدایت بهتر زندگیمان را دارد، توصیه میکنم.»
کریگ کالهون، استاد علوم اجتماعی در دانشگاه ایالتی آریزونا نیز مینویسد: «زیگموند باومن یکی از صداهای خلاق و ژرفاندیش بزرگ جامعهشناسی مدرن بود. مقدمهی او بر تفکر جامعهشناختی، مقدمهای شگفتانگیز و برانگیزاننده برای دیدن جهان و زندگی شخصی از دریچه جامعهشناسی است. تیم میدر بهروزرسانی باومن و افزودن بینشهای خود، کار استادانهای انجام داده است. هیچ دانشجوی جامعهشناسی نیست که از این کتاب بهرهمند نشود.»
در معرفی ناشر نیز کتاب به عنوان اثری با «نگاه نافذ به وضعیت انسانی» توصیف شده است. در فضای خوانندگان عمومینیز استقبال قابل توجه بوده؛ امتیاز نزدیک ۴ از ۵ در Goodreads نشاندهنده دوام اثر در میان مخاطبان دانشگاهی و عمومیاست.
نقدها: این کتاب چه محدودیتهایی دارد؟
اما این کتاب بیمنتقد هم نیست. محورهای زیر از جمله نقدهایی است که به این اثر وارد شده است:
۱. جامعهشناسیِ بیشتر تفسیری تا تجربی
بعضی منتقدان میگویند کتاب بیش از حد بر تأمل نظری تکیه دارد و کمتر سراغ دادههای تجربی میرود. برای دانشجویی که دنبال روش تحقیق یا دادهمحوری است، شاید ناکافی باشد.
۲. کمبود سنتهای غیرغربی
نقد مهم دیگر، تمرکز زیاد بر سنت اروپایی است. نظریههای پسااستعماری و رویکردهای غیرغربی کمرنگاند.
۳. ابهام برای مبتدیان
پارادوکس جالب کتاب این است که هم کتابی مقدماتی است، هم گاه دشوار. بعضی خوانندگان تازهکار، متن را بیش از حد فلسفی یافتهاند.
با این حال حتی منتقدان نیز عموماً بر این نکته توافق دارند که این ضعفها، بخشی از بهای جاهطلبی نظری کتاب است.
جامعهشناسانه اندیشیدن فقط درباره جامعه نیست؛ درباره شیوه دیدن است. این کتاب خواننده را از «زندگی کردن» به «فهمیدن زندگی» میبرد. در زمانی که جهان هر روز پیچیدهتر میشود، باومن یادآوری میکند شاید مهمترین مهارت، نه داشتن پاسخ، بلکه درست پرسیدن باشد و شاید ارزش واقعی کتاب دقیقاً همین باشد: آموزش پرسیدن.
نگاهی به نسخه فارسی کتاب «جامعهشناسانه اندیشیدن» با ترجمه فرهنگ ارشاد
متنی که در ترجمه فارسی با عنوان «جامعهشناسانه اندیشیدن» و به کوشش فرهنگ ارشاد در دسترس خوانندگان فارسیزبان قرار گرفته و تلاش کرده یکی از مهمترین متون آموزشی جامعهشناسی معاصر را به زبان تجربه روزمره نزدیک کند، صرفاً انتقال واژهها از یک زبان به زبان دیگر نیست؛ بلکه نوعی تلاش برای بازسازی یک شیوه فکر کردن است؛ شیوهای که در آن زندگی روزمره، دیگر امری ساده و بدیهی نیست، بلکه به مسئلهای برای پرسش و تحلیل تبدیل میشود.
ترجمه فرهنگ ارشاد، ساختار آموزشی و مرحلهبهمرحله کتاب را حفظ کرده و متن را در قالب ده فصل اصلی ارائه میدهد؛ فصولی که هر کدام دریچهای به یکی از ابعاد زندگی اجتماعی باز میکنند.
ترجمه این اثر، با توجه به ماهیت مفهومیو فلسفی آن، تنها یک کار زبانی نیست. در متنی از این دست، انتخاب معادلها، حفظ لحن تحلیلی نویسندگان و انتقال روان مفاهیم انتزاعی اهمیت اساسی دارد.
نسخه فارسی تلاش کرده است میان زبان نسبتاً فشرده و نظری باومن و نیاز خواننده فارسیزبان به فهم تدریجی مفاهیم، تعادل برقرار کند. نتیجه، متنی است که هم رنگ آموزشی دارد و هم وفادار به روح انتقادی و تأملی اثر اصلی باقی مانده است.
نسخه فارسی «جامعهشناسانه اندیشیدن» با ترجمه فرهنگ ارشاد، یکی از مسیرهای مهم ورود خواننده فارسیزبان به اندیشه زیگمونت باومن و سنت جامعهشناسی انتقادی است. این کتاب، بیش از آنکه پاسخ بدهد، یاد میدهد چگونه باید پرسید. و شاید مهمترین دستاورد آن همین باشد: تبدیل تجربههای روزمره به موضوع اندیشیدن، و تبدیل «زندگی کردن» به «فهمیدن زندگی».
نظر شما