به گزارش سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از تلگراف نیکی دان، مدیر کتابفروشی هیوود هیل، حالا یکی از چهرههای پشت کتابخانههای سفارشی ساختمانهای لوکس لندن است؛ مسیری که از یک برخورد خیابانی ساده آغاز شد و امروز به پروژههای چندمیلیونی رسیده است.
چند سال پیش، نیکی دان شنید که جان کادول، توسعهدهنده میلیاردر املاک، در چند خیابان آنطرفتر به دنبال زمین است. او میگوید: «دیدم در خیابان قدم میزند. خودم را معرفی کردم و گفتم اگر در ساختمان جدیدش کتابخانه بخواهد، ما میتوانیم کمک کنیم. خبری از او نشد؛ احتمالاً رویکردم برایش عجیب بود.» اما ماجرا ادامه پیدا کرد. اواخر امسال قرار است مجموعه مسکونی وان میفر، ساختمانی دو میلیارد پوندی با ۲۹ واحد خصوصی، افتتاح شود و یکی از امکاناتش کتابخانهای با هزار جلد کتاب است؛ کتابخانهای که دان و تیم او در هیوود هیل گردآوری کردهاند.
دان میگوید کادول بعدها با روی باز به آن گفتوگو اشاره کرده و حتی از سماجتش خوشش آمده بود. او انتظار دارد بیشتر استفادهکنندگان کتابخانه، مشتریان بینالمللی باشند.
هیوود هیل، در خیابان کرزن، از ۱۹۳۶ یکی از نشانههای میفر بوده است؛ مغازهای کوچک با فضای صمیمی و کمی نامنظم که کتابها در آن بر اساس موضوع چیده شدهاند. در اتاق پشتی، نسخههای کمیاب پشت ویترینها میدرخشند و تاریخ کتابفروشی نیز به چهرههایی چون نانسی میتفورد و خاندان کاوندیش گره خورده است. با وجود قدمت و حالوهوای سنتی، بخش مهمی از بقای این کتابفروشی به پروژههای کتابخانهسازی شخصی و سازمانی وابسته است؛ کاری که حتی جان لوکاره نیز در رمان بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس از آن نام برده است.
ایده این خدمات از خود دان بود؛ داماد پرگرین کاوندیش. او از سال ۲۰۱۱ مدیریت کتابفروشی را با هدف ایجاد درآمد پایدار بر عهده گرفت. از آن زمان همراه با زوئی دیکی، مسئول بخش کتابخانهها، در نقاط مختلف دنیا کتابخانه طراحی کردهاند؛ از هنگکنگ تا همپتونز. مشتریانشان از شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی و اندیشکدهها گرفته تا افرادی هستند که میخواهند مجموعهای جدیتر از کتابهای سبک سفر داشته باشند.
دان میگوید: «یک خانم از ما خواست هزار کتابی را که باید قبل از مرگ بخواند برایش انتخاب کنیم.» نمونههای دیگر هم متنوع بودهاند؛ مثل کتابخانه کوچک یک کلبه ماهیگیری که دیکی در آن پیرمرد و دریای ارنست همینگوی را انتخاب کرد. حتی سفارشی درباره سنجاقکها هم داشتهاند که نیازمند کمک متخصصان بود.
در پروژههای شخصی، دان و دیکی گفتوگوهای مفصلی با مشتریان انجام میدهند تا سلیقه و عادتهای مطالعه آنها را بسنجند. در پروژههای بزرگتر این فرصت محدودتر است، با این حال کتابخانه وان میفر بخشی ویژه لندن دارد. دیکی میگوید: «کتابهایی درباره وستمینستر، خاطرات سیاسی، دیکنز، کتاب پیتر آکروید درباره رود تیمز و آثار زیدی اسمیت انتخاب کردیم.» حتی کتابخانههای سازمانی نیز کاملاً سفارشی میشوند؛ از کتابخانه یک سفارت در لندن درباره «انگلیسیبودن» تا مجموعهای درباره سرمایهداری برای یک صندوق پوشش ریسک.
با توجه به اینکه مشتریان آنها غالباً از نخبگان بسیار ثروتمند جهان هستند. از توماس فلور تا جرمی کینگ این پرسش مطرح میشود که آیا کتابخانههای طراحیشده حرفهای به نماد تازه پرستیژ تبدیل شده است؟ دان چنین نمیبیند و میگوید: «کتابخانهها بسیار شخصیترند و کمتر جنبه نمایش دارند. گاهی موقعیتهایی پیش میآید که کمک گرفتن منطقی استو ما همین کار را میکنیم.»
میراث کتابپیشنهادی هیوود هیل سابقهای دیرینه دارد. نانسی میتفورد پس از ترک کتابفروشی همچنان برای دوستانش کتاب پیدا میکرد و حتی زمانی برای تام دریبرگ، سیاستمدار حزب کارگر، نسخهای از «دفترچههای سیاه» راجر کیسمنت را جستوجو کرد.
آیا تا به حال سفارشی بوده که نپذیرند؟ دان میگوید موردی آنقدر دشوار نبوده که از آن صرفنظر کنند، هرچند شنیدهاند در این حرفه گاهی کتابخانههای «سیاسیِ نامناسب» هم ساخته شده است. او اضافه میکند: «ما از دیدگاههای بسیار متفاوت استقبال کردهایم؛ از کتابخانهای درباره اکتشافات آفریقا تا مجموعهای درباره تاریخ تجارت برده. دوست داریم بگوییم با بیشتر دیدگاهها کنار میآییم.»
نظر شما