یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۵
وقتی چرخ‌ها برای همه می‌چرخند

قم - در کتاب «هیژده‌چرخ» پای روایتِ نویسنده همچون چرخ‌های ویلچر چسبیده به زمین است و نویسنده از نگاه‌های بالا به پایین و تقدس‌گرایی محض فاصله گرفته است. نویسنده تلاش می‌کند از ریا و تظاهر دوری کند و دست از خودسانسوری بردارد. همین عامل و صداقت نویسنده باعث می‌شود مخاطب جذب اثر و همراه راوی پیگیر ماجراهای کتاب شود.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه سلطان‌پور فعال حوزه کتاب و ادبیات و کارگزار ادبی: بعضی از کارها را برای دل‌مان انجام می‌دهیم. همه‌ تلاش‌مان را می‌کنیم، به هر دری می‌زنیم تا این کار اتفاق بیافتد. دنیا خانم اما همه‌ همت بلندش را می‌گذارد تا این کار انجام نشود. اصلا می‌خواهیم روی دنیا خانم را کم کنیم و به او ثابت کنیم که آدمیزاد می‌تواند کار دلی، بدون سود انجام بدهد. آدمیزاد می‌تواند از خواب و خوراک و مال خود بگذرد و کاری انجام بدهد که خستگی دارد، اعصاب داغانی دارد و حتی تحقیر دارد. یونس عزیزی در «هیژده چرخ» ماجرای رو کم کنی دنیا خانم را در برهه‌ای از زندگی‌اش به ما نشان می‌دهد. او این کار را برای جایگاه اجتماعی یا سود و منفعت مادی نمی‌خواهد چون قرار نیست چیز مادی به دست آورد. در واقع «هیژده چرخ»، سفر معنوی است که علاوه بر سیر و سلوک راوی، خواننده هم به این سفر دعوت می‌شود.

همه به او می‌گویند: حرم حضرت معصومه خادم جدید نمی‌پذیرد. به هر آشنایی رو می‌اندازد ولی نمی‌شود. از دست‌شان کاری بر نمی‌آید. ولی راوی ماجرا کم نمی‌آورد، سماجت می‌کند و آنقدر می‌رود و می‌آید که نگهبان از دستش عاجز می‌شود ولی بالاخره حکم خادمی‌اش را به دست می‌آورد. ولی مگر این آخر ماجرا بود؟! نه! تازه اول سختی‌ها و سنگ‌اندازی‌های دنیا خانم است.

دنیا خانم نشسته است گوشه‌ دنیا و به آدم‌ها نگاه می‌کند. هر کسی که در حال دویدن و تلاش باشد برایش آدمیزاد جذاب و جالبی است. همه‌ همتش را به کار می‌گیرد تا سنگ‌ها و دست‌اندازها و دیوارها و درهای بسته‌ی بیشتری را پیش رویش بسازد. یونس عزیزی هم از دید دنیا خانم مخفی نماند.

کتاب «هیژده چرخ» روایت یونس عزیزی از اتفاقاتی است که در حرم حضرت معصومه به عنوان خادم تجربه کرده است. اتفاقاتی که زوار برای خدام رقم می‌زنند. جذابیت این اتفاقات در «هیژده چرخ» دو چندان می‌شود، چون راوی خادم ویلچر به دست حرم است و زوار خاص به تور ایشان می‌خورد، زواری که داستان‌هایشان خواندنی‌اند.

وقتی چرخ‌ها برای همه می‌چرخند

او باید به کمک سالخوردگان و افراد ناتوانی برود که با دل‌هایشان به سوی حرم آمده‌اند ولی جسمشان همراهی نمی‌کند. این تجربه به عزیزی این فرصت را داده تا زائران حرم را از نمایی نزدیک‌تر ببیند و بشنود. او در این مسیرهایی که مردم را برده با آن‌ها دمخور شده و گاهی از لابه‌لای حرف‌هایشان از رازهای دلشان با خبر شد و در این کتاب با خواننده به اشتراک گذاشته است.

«هیژده‌چرخ» روایت مواجه شدن این خادم با زائرین مختلف، دغدغه‌ها درونی خودش و گشت‌وگذاری در حرم حضرت معصومه(س) است. راوی دست ما را می‌گیرد و به بهانه‌های مختلف مخاطب را به گوشه کنار حرم می‌برد. او به مکانی‌هایی از حرم نور می‌تاباند که کمتر دیده شده‌اند، یا به دلایل مختلف مورد دقت و توجه زائر قرار نمی‌گیرند.

توضیحات او وجوه مختلفی از حرم را روشن می‌کند. گاهی به دل تاریخ می‌رود، گاه به معماری صحن‌ها و رواق‌ها و شبستان‌ها نظر می‌کند، در بخشی به افرادی که در حرم دفن شده‌اند می‌پردازد و از همه مهم‌تر از مواجه خودش با زائرین، یا زائرین با او پرده برمی‌دارد. در این مجموعه پای روایتِ نویسنده همچون چرخ‌های ویلچر چسبیده به زمین است و نویسنده نگاه‌های بالا به پایین و تقدس‌گرایی محض فاصله گرفته است.

واقعی و رئال بودن این اثر خیلی پررنگ است. نویسنده تلاش می‌کند از ریا و تظاهر دوری کند و دست از خودسانسوری بردارد. همین عامل و صداقت نویسنده باعث می‌شود مخاطب جذب اثر و همراه راوی پیگیر ماجراهای کتاب شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها