سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: ۱۸ آوریل، برابر با ۲۹ فروردین، نزدیک به چهار دهه است که در تقویم جهانی بهعنوان روز بناها و محوطههای تاریخی شناخته میشود؛ روزی برای یادآوری ارزش میراث فرهنگی و تأکید بر مسئولیتی که در قبال این سرمایههای غیرقابل تجدید بر عهده داریم. بسیاری از کشورها این مناسبت را با عنوان «روز میراث جهانی» گرامی میدارند و آن را فرصتی برای بازنگری در شیوههای حفاظت، بهویژه اقدامات پیشگیرانه، میدانند. این رویداد هر سال با شعاری مشخص از سوی ICOMOS برگزار میشود؛ شعاری که معمولاً با هدف پاسخ به خلأها و چالشهای موجود در حوزه میراث فرهنگی در سطح جهانی انتخاب میشود. عنوان سال جاری، در امتداد برنامههای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۷، بر «واکنش سریع برای میراث زنده در شرایط جنگ و بحران» تأکید دارد؛ مفهومی که ضرورت آمادگی، تابآوری و مدیریت مؤثر در برابر بحرانهای طبیعی و انسانساخت را برجسته میکند. طی جنگ اخیر بیش از ۱۴۰ بنا و محوطه تاریخی آسیب دید که گزارش ارزیابی خسارت آن برای انعکاس به مراجع جهانی از جمله یونسکو در دست تهیه است.
این نامگذاری در حالی مطرح شده است که اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. تجربههای جهانی نشان میدهد که درگیریهای مسلحانه، علاوه بر خسارات انسانی، تهدیدی جدی برای بناها و محوطههای تاریخی به شمار میآیند؛ آثاری که نابودی آنها به معنای از دست رفتن بخشی از هویت، حافظه تاریخی و سرمایه فرهنگی ملتهاست. جامعه جهانی با تدوین اسنادی مانند کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و کنوانسیون ۱۹۷۲ میراث جهانی تلاش کرده است چارچوبی برای حفاظت از میراث فرهنگی، حتی در شرایط جنگی، فراهم کند. با این حال، فاصله میان تعهدات حقوقی و واقعیتهای میدانی همچنان یکی از چالشهای اساسی این حوزه است. روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی، یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی، دارایی مشترک بشریت است و حفاظت از آن، نیازمند توجه مستمر، برنامهریزی دقیق و همکاری فراتر از مرزهای ملی است.
میراث فرهنگی نه تنها بخشی از هویت ملی کشورها، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت نیز به شمار میآید و حفاظت از آن مسئولیتی جهانی تلقی میشود.با وجود این اهمیت جهانی، میراث فرهنگی در شرایط جنگ و درگیری از آسیبپذیرترین عناصر میراث بشری به شمار میآید. آسیب به میراث فرهنگی، افزون بر خسارتهای مادی در سطحی عمیقتر متوجه پیوستگی تاریخی و هویت فرهنگی جوامع انسانی است. زمانی که بناهای تاریخی و نمادهای فرهنگی هدف حمله یا تخریب قرار میگیرند، بخشی از حافظه تاریخی، تجربه زیسته و نشانههای هویتی یک ملت نیز در معرض زوال قرار میگیرد. از اینرو، حفاظت از میراث فرهنگی تنها پاسداری از مجموعهای از آثار فیزیکی نیست، بلکه تلاشی برای صیانت از حافظه جمعی، هویت تاریخی و تداوم فرهنگی ملتها است، میراثی که اگرچه در محدوده جغرافیایی یک کشور قرار دارد، اما در چارچوب ارزشهای جهانی، بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار میآید.
محسن طوسی، سرپرست ادارهکل حفظ، احیاء و مرمت بناها، بافتها و محوطههای تاریخی وزارت میراث فرهنگی میگوید: روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی است که توسط سازمان جهانی ایکوموس نامگذاری شده است. این روز فرصت ارزشمندی برای یادآوری اهمیت حفاظت و مراقبت از میراثفرهنگی و طبیعیمان است؛ میراثی که نماد هویت ملی و تاریخ کهن ما ایرانیان است. ایکوموس (شورای بینالمللی ابنیه و محوطهها) که حفظ، احیا و ترویج میراثهای تاریخی در سراسر جهان را دنبال میکند، شعار امسال را «میراث زنده و واکنش اضطراری» تعیین کرده است و بر ضرورت اقدام سریع و هوشمندانه در مقابل تهدیدات، به ویژه در شرایط بحران و جنگ، تأکید دارد.
سرپرست ادارهکل حفظ، احیاء و مرمت بناها، بافتها و محوطههای تاریخی با تاکید بر برنامهریزی دقیق، تلاش جمعی و ارتقای تابآوری و ایمنی محیطهای تاریخی افزود: باید بر ارتقای مقاومت و ایمنی بناها و محوطههای تاریخی تمرکز کنیم تا مواریث ما بتوانند در مقابل هر نوع تهدید و بحران، حفظ و پابرجا باشند. امسال برنامههای ارتقای تابآوری، میراثفرهنگی و پوشش ایمنی (HSE) محیط و بازدیدگنندگان برای حفاظت و مرمت محوطهها در کشور در نظر گرفته شده است تا بتوانیم میراثفرهنگی خود را در مقابل تهدیدات حفظ کنیم و آنها را برای نسلهای آینده محافظت کنیم. حمایت و همکاری همگانی در این مسیر ضروری است، چرا که میراث تاریخی، سرمایه مشترک و هویت ملی ما است.

کتاب «اصول و روش های مستندسازی و مستندنگاری بناها و محوطههای تاریخی» نوشته پیروز حناچی و سعید محمودکلایه و محمد غلامنژاد در انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است. مستندسازی و مستندنگاری اموال فرهنگی، بخش بسیار مهمی از نقش ما در نگهداری از آنها به شمار میرود. برداشت متریک شکلدهنده نقشه پایهای خواهد بود که اقدامات حفاظتی ما بر مبنای آن برنامهریزی، اجرا و ثبت میشود؛ تهیه نقشه از محوطههای تاریخی، به درک صحیح از محوطه، نحوه مدیریت و استفاده لذتبخش از آن کمک میکند.
مستندسازی و مستندنگاری تاریخی نقش مهمی در نگهداری آثار تاریخی دارد. کتاب اصول و روشهای مستندسازی و مستندنگاری بناها و محوطههای تاریخی تلاش دارد بهصورت همزمان به روشهای ثبت تغییرات آثار تاریخی و اهمیت توجه به این بناها بپردازد. این کتاب به دنبال آن است تا به صورت توامان، توجه مخاطبان را به نیاز برای ثبت تغییرات در آثار تاریخی و شیوههایی که باید مورد استفاده قرار گیرند، معطوف سازد. ثبت صحیح و مناسب این آثار در درک صحیح نشانههای برجای مانده از گذشته به نسلهای بعدی کمک میکند. این امر میتواند نویدبخش آن باشد که بهرهبرداران بناهای تاریخی با چشم باز به این آثار بنگرند و با شناخت بیشتر، قدردان این بناها باشند؛ این توجه موجب میشود که افراد به خاطر آینده، نسبت به گذشته احساس مسئولیت داشته باشند.
موسسه انتشارات دانشگاه تهران بر انتشار کتابهای آکادمیک تمرکز دارد. این موسسه از سال ۱۳۲۵ کار خود را به طور مستقل آغاز کرده است. دکتر پرویز ناتل خانلری آغازگر فعالیت این انتشارات بود. پس از دکتر خانلری، شادروان دکتر ذبیحالله صفا با یاری دکتر حسین مینوچهر مدیریت توسعه انتشارات را بر عهده گرفتند. انتشارات دانشگاه تهران زیر نظر مدیریت اداره کل خدمات پژوهشی و انتشارات دانشگاه تهران اداره میشوند. انتشارات دانشگاه تهران، نخستینبار با این آرمان پدید آمد که پاسخگوی نیاز دانشجویان باشد، اما بهمرور نیازهایی فراتر از نیاز نخستین نمودار شدند. در مرحله اول اساتید نیازمند آن بودند تا با گسترش کمی و کیفی دانشگاه، از آخرین دادههای علمی برخوردار شوند. پس از اینکه که دانشگاه تهران، مؤلفان بزرگ و سرشناس را جذب برنامههای آموزشی خود کرد، انتشارات دانشگاه تهران چاپ و انتشار آثار آنان را نیز در زمره وظایف خود قرار داد. این رویه تا آنجا ادامه داشت که بندی از اساسنامه به آن اختصاص یافت؛ با این مفهوم که انتشارات دانشگاه تهران خود را ملزم به چاپ متون و آثار فرهنگی ایرانزمین کرده است.
امروزه در هر حوزه جغرافیایی یا سیاسی، وجود بناهای تاریخی (بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی) موهبتی بزرگ محسوب میشود؛ این بناها به مساجد، تکایا، کاخها و بناهای عمومی و عامالمنفعه خلاصه نمیشود، بلکه طیف وسیعی از خانههای تاریخی که در طول اعصار مختلف به عنوان میراثی برجای ماندهاند نیز در این حیطه قرار میگیرند. در دورههای اخبر به واسطه تحولات صورت گرفته در زمینههای فرهنگ، معماری و شهرسازی، این آثار ارزش بیشتری یافتهاند. متولیان و کارشناسان حفاظت از آثار و بناهای تاریخی، ساکنان این بناها و افرادی که از طریق چنین آثاری پیوندهای خود را با گذشته حفظ کرده و به این ابنیه احساس تعلق میکنند، در زمره کسانیاند که موجب افزایش توجه به این ارزشهای نهفته میشوند.
بشر همواره بهطور غریزی بر آن بوده که حداکثر آسایش را در سکونتگاه خویش فراهم کند؛ در طول قرون گذشته، ساختمانهای خشتی با حیاط مرکزی به خوب با شرایط اقلیمی ایران سازگار بوده و در قیاس با ساختمانهای جدید و مصالح مدرن، با حداقل مصرف انرژی پاسخگوی نیازهای ساکنان خود بودهاند. با نگاهی به ساختمانهای تاریخی که حیات در آن ادامه دارد، درمییابیم که این بناها بسته به نحوه مدیریت و توانایی مالکان، توانستهاند خود را بهخوبی با شرایط روز وفق دهند. امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته، بناهای ارزشمند کمتر از گذشته در معرض تخریبهای گسترده قرار دارند، چرا که این آثار بهعنوان نشانههایی از نحوه زیست و شیوه ساخت در گذشته از روی کسانی که در آنها زندگی میکنند و یا به این آثار عشق میورزند، تعمیر و نگهداری میشوند. این افراد از طریق تقویت، کارسازی و انطباق آنها با نیازهای روز، زمینهساز بهبود کیفیت زندگی در چنین بناهایی میشوند، البته باید توجه داشت که هر تصویری میتواند بنا را از آنچه سازنده آن خلق کرده، دورتر سازد و از این طریق صحت تلقی ما را از گذشته، کاهش دهد.

کتاب «مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی» تالیف مشترک حسین عالی و شهرام تاجیک به بیان تعاریف و روشهای رایج مرمت، روشهای شناخت و مستندسازی بناها و نظریههای مرمت شهری میپردازد. «تعاریف و اصطلاحات مربوطه به مرمت»، «روشها و انواع مداخله از نظر مرمت شهری»، «نظریهها و شخصیتهای جهان در مرمت شهری»، «مصوبهها و قطعنامههای جهانی در مورد مرمت شهری»، «روشهای شناخت و مستندسازی بناها»، «آسیبشناسی بناهای سنتی» و «مراحل مختلف مرمت» عناوین هفت فصل این کتاب را تشکیل میدهند.
در مقدمه کتاب درباره تاریخچه مرمت بناهای تاریخی آمده است: «از اوایل قرن نوزدهم مرمت بافت تاریخی شهرها در کشورهایی چون انگلیس و فرانسه آغاز شد. سال 1837 با تشکیل کمیته ویژه هنر و یادمان در کشور فرانسه اولین اقدامات در زمینه فعالیتهای مرمتی شروع شد. وظیفه کمیته مذکور فهرستبرداری از بناها و مجموعهعای تاریخی و حفظ و نگهداری آنها بود. همچنین در کشور انگلیس در سال 1877 مجموعه قوانین و مقرراتی تدوین شد که به موجب آنها از بناها و بافتهای تاریخی این کشور حفاظت و مراقبت به عمل میآمد. به تدریج در سایر کشورهای اروپایی این مساله اهمیت پیدا کرد و فعالیتهای مرمتی جهت بازسازی و نگهداری بافت تاریخی شهرها آغاز شد.»
نخستین فصل کتاب به توضیح تعاریف و اصطلاحات مرمت شهری همچون بهسازی، بازیافت، مراقبت، جلوگیری و ضمانت، حمایت، استحکامبخشی، توانبخشی، بازسازی، تخریب، پاکسازی یا آواربرداری، دوبارهسازی، نوسازی تجدید حیات، بافت تاریخی، بافت قدیم، بافت پیرامونی و مرمت میپردازد. برخی از این اصطلاحات مربوط به فرآیند برنامهریزی مرمتی و برخی دیگر مربوط به مرمت شهری است.
فصل بعدی کتاب روشها و انواع مداخله از نظر مرمت شهری را بیان میکند. روش حفاظتی - بهداشتی، روش حفاظتی - تزیینی، روش بازسازی شهری، روش مداخله موضعی - موضوعی و روش جامع مرمت شهری برخی از روشهای مداخله و مداخله نوگرایانه، مداخله فرهنگگرایانه، مداخله فرانوگرایانه و مداخله مردمگرایانه انواع مداخله هستند که در این فصل بررسی میشوند. فصل سوم کتاب نظریههای شخصیتهای برجسته جهان در زمینه مرمت شهری مانند اوژن ویوله لودوک، جان راسکین، کاملیو بوییتو، لوکا بلترامی، پاتریک گدس، گوستاو جیووانی و لئوناردو بنه ولو را دربرمیگیرد.
مصوبهها و قطعنامههای جهانی درباره مرمت شهری موضوع فصل بعدی کتاب است. قطعنامه آتن، معاهده لاهه، کنگره گوبینو، مصوبه یونسکو، کنگره ونیز، اجلاس کیوتو، اجلاس پاریس و کنگره رم برخی از مهمترین این قطعنامهها هستند که در این بخش معرفی و بررسی میشوند. فصل پنجم به بررسی روشهای شناخت و مستندسازی بناهای تاریخی شامل مطالعات کتابخانهای و مطالعات میدانی میپردازد. عکسها و نقاشیهای قدیمی، کتابهای تاریخی، مذهبی، جغرافیایی و سفرنامهها و اسناد مالکیت برخی از مهمترین منابع کتابخانهای هستند که در این فصل آمده است.
آسیبشناسی بناهای سنتی در فصل بعدی کتاب مورد بررسی قرار میگیرد. نویسنده در این فصل به بیان عوامل آسیبرسان و مخرب بناهای سنتی مانند عوامل اجتماعی و سوانح، عوامل طبیعی، تخریبهای ایجاد شده توسط مردم جامعه و حکام وقت میپردازد. در قسمتی از این فصل آمده است: «عوامل متعددی باعث وارد شدن خسارت بر بناها میشود عوامل انسانی، طبیعی و... با وارد شدن یک عارضه بر بنا مثل رطوبت شرایط برای سایر عوامل مخرب هم مساعد میشود. طبعا اگر اقدامات پیشگیرانه انجام نشود خسارتهای جبرانناپذیری بر بنا وارد خواهد شد. با توجه به تنوع عوامل آسیبرسان لازم است شخص مرمتگر قبل از هر اقدام مرمتی شناخت دقیق و درستی از عامل مخرب به دست آورد و سپس راه صحیح مرمت را پیدا کند.
فصل پایانی کتاب مراحل مختلف مرمت را بیان میکند. عملیات مختلف مرمتی برای بازسازی و حفاظت بناهای تاریخی شامل سه مرحله است؛ مرحله دفع خطر، مرمت استحکامی و حفاظتی بنا و مرمت جامع که هر یک از این مراحل در این فصل به صورت مختصر بررسی میشوند.
نظر شما