جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
زندگی و زمانه خانبابا مشار؛ پژوهشگری از جنس صبر

سرگذشت خانبابا مشار، کتاب‌شناسی که نامش امروز در حافظه فرهنگی ایران جای گرفته، بیش از آنکه روایت یک پژوهشگر باشد، روایت انسانی است از پشتکار، باور و عشق به دانستن.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ششمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادق‌زاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی خانبابا مشار، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

سرگذشت خانبابا مشار، کتاب‌شناسی که نامش امروز در حافظه فرهنگی ایران جای گرفته، بیش از آنکه روایت یک پژوهشگر باشد، روایت انسانی است از پشتکار، باور و عشق به دانستن. مشار سال‌ها و به تنهایی بار تدوین یکی از مهم‌ترین کتابشناسی‌های ملی ایران را بر دوش کشید. شب‌ها با نور کم‌سوی چراغ و پس از خواندن نماز شب، یادداشت‌هایش را مرتب می‌کرد؛ و سرانجام مجموعه‌ای را پدید آورد که امروز یکی از پایه‌های کتابشناسی ملی ایران است.

از تولد تا کتابشناسی

خانبابا فرزند مصطفی قلیخان و عالیه خانم در سال ۱۲۷۹ش. در تهران چشم به جهان گشود. تولد خانبابا به شماره ۳۸۲۰ در اداره سجلی ثبت شده است. مصطفی ‌قلیخان [فرزند علی‌رضاخان عضدالملک؟]، از ملاک دودمان قاجار و از نواده‌گان آصف‌الدوله دولو قاجار بود. آصف‌الدوله فرزند محمدخان قاجار دولو بیگلربیگی و اولین فرد از خاندان قاجار است که به صدارت رسید.

خانبابا فقط یک خواهر به نام اقدس‌الملوک داشت که دو سال از خودش بزرگ‌تر بود. ایشان در سه سالگی مادر و شش سالگی پدرش را از دست داد و به اتفاق خواهرش تحت سرپرستی و تربیت عمه بزرگوارشان، طوبی خانم، بزرگ شده و سامان یافتند. خواهر با حاج‌آقا سیدرضا خادم‌باشی، از سادات رضوی و خادمین بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)، و خانبابا با دختر خاله‌اش نیمتاج مشار (فرزند مشارالملک) ازدواج کرد.

در زمان حکومت رضاشاه که انتخاب نام‌خانوادگی (شهرت، فامیل) اجباری شد، نواده‌گان آصف‌الدوله دولو قاجار فامیلی «تاجبخش» را انتخاب کردند، اما مشار به خاطر علاقه و احترامی که به پدر زنش (شوهر خاله‌اش)، حسن مشار معروف به مشارالملک قائل بود، فامیلی «مشار» را انتخاب کرد.

حاصل ازدواج خانبابا با نیمتاج دو فرزند پسر به نام‌های علی (۱۳۱۲-۱۳۸۶) و عباس (۱۳۲۲-) بود. ثمره ازدواج علی مشار و دختر عمه‌اش، اخترالسادات خادم‌باشی، دو فرزند پسر به‌ نام‌های حسن و محمدرضا است؛ و ثمره ازدواج عباس مشار با پریچهر قاضی یک فرزند پسر به نام بهمن مشار است.

شوق مطالعه او را متوجه خلائی کرد که درگذشته اسلاف او چون ابن‌ندیم و حاجی‌خلیفه آن را احساس کرده بودند. به همین منظور ایشان بار ۲۰۰ سال تلاش صنعت چاپ را به تنهایی بر دوش کشید تا فهرست توصیفی و تحلیلی کتاب‌هایی را گردآوری کند که بالغ بر ۲۰۰۰۰ عنوان می‌شد.

حسن مشار، نوه خانبابا در مصاحبه با نگارنده بیان کرد: مادر بزرگ‌ام (همسر مشار) در سال‌های آغازین کار تحقیقاتی، از عدم حضور به موقع پدربزرگ در منزل و همچنین اشتغال بیش از حد به تحقیق و فیش‌برداری در منزل، گلایه داشت و مدام تهدید می‌کرد و می‌گفت: «تمام کتاب‌ها و فیش‌ها را می‌ریزم کوچه و با نفت آتش زده و می‌سوزانم». اما اشتیاق وصف‌ناپذیر ایشان به جمع‌آوری اطلاعات و تدوین فهرست‌ها، باعث شده بود مادر بزرگ‌ام نیز همراه و همفکر شوهرش شود.

ایشان به نماز شب مقید بود و بعد از اقامۀ آن، به کتابخانه‌اش می‌رفت و به مطالعه و یادداشت‌برداری مشغول می‌شد. در ادامه نوه مشار در خصوص سخت‌کوشی و عشق و علاقه ایشان به تدوین فهرست‌ها، بیان ‌می‌کند: «در آن زمان که بنده در مقطع ابتدایی درس می‌خواندم، می‌گفت: فرزندم هر موقع به شما کتاب دادند بیاور من بررسی و تایید کنم و سپس ببر و استفاده کن و حتی از این طریق نیز اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد.»

بعضی از خصوصیات بارز اخلاقی و علمی استاد مشار که می‌تواند گوشه‌ای از حیات پربار ایشان را نمایان سازد در خاطرات استاد مستوفی مشهود و به شرح ذیل است:

۱. سخت‌کوشی، حوصله و پیگیری مشار کم نظیر بود

در آن ایام امکانات، ارتباطات، فناوری،کتابخانه‌های غنی و متعدد و حمایت‌های فعلی وجود نداشت، کار پژوهش و تحقیق به ویژه تهیه کردن فیش‌ها کار سخت و طاقت فرسایی بود. ایشان مجبور بود به کتابخانه‌های دولتی و شخصی تهران و شهرستان‌ها مراجعه کند. گاهی اوقات مدیران کتابخانه‌ها به ویژه صاحبان کتابخانه‌های شخصی اجازه نمی‌دادند ایشان از آن مکان ها استفاده کنند. بعضی مواقع مدت‌های طولانی به دنبال آشنا و واسطه‌ای می‌گشت تا بتواند به کتابخانه‌ها دسترسی پیدا کند تا بتواند از کتاب‌ها فیش‌برداری کند، زیرا برای تدوین فهرست مجبور بود، تک تک کتاب‌های چاپ شده را ببیند.

۲. گذشت و بخشش در وجود ایشان ریشه دوانده بود

وقتی کار تدوین و تنظیم کتاب «فهرست‌کتاب‌های چاپی فارسی» تمام شد و آماده چاپ شد. پیشنهاد انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی۱۸ را برای چاپ فهرست‌ توسط انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب بدون هرگونه تشریفات و چشم‌داشتی پذیرفت. بعد از تایید و امضاء قرارداد بابت حق‌التالیف چکی را که قبلاً تهیه کرده و به مشار تقدیم کرده بودند، قبول نکرده و حاصل پانزده سال تلاش بی‌وقفه و شبانه‌روزی‌اش را رایگان در اختیار جامعه علمی کشور قرار داد.

مشار کتابخانه شخصی مهم و بسیار غنی داشت و در ادامه بحث به سرنوشت آن اشاره شده است. ایشان بخشی از کتابخانه‌اش را به کتابخانه مستوفی فروخت. مشار برای واگذاری کتاب‌ها، هر روز صبح، که حدود دو ماه به طول کشید، به تدریج با کیف چرمی‌اش که همیشه همراه داشت و ابزار تحقیق و کتاب‌هایش را در آن می‌گذاشت، کتاب‌ها را تحویل استاد مستوفی می‌داد. بعضی مواقع کتاب‌هایی را که می‌آوردند چند جلد از یک دوره چند جلدی بود، یعنی دوره کامل نبود.

استاد مستوفی توضیح‌ می‌دادند که چون اینها ناقص هستند قیمت کمی خواهد داشت، بهتر است اینها را جداگانه نگهداری کنید تا کامل شود و بعد قیمت‌گذاری و خریداری شود. اما مشار قبول نکرده و می‌فرمودند: شما قیمت بکنید ممکن است کامل نباشد. مستوفی بدون اینکه ایشان متوجه شود کتاب‌های چند جلدی که دوره آن‌ها ناقص بود، کنار می‌گذاشت تا اگر تکمیل شد ماوالتفاوت آن را پرداخت کند. در طول دو ماهی که کار انتقال کتابخانه شخصی ایشان تمام شده بود، بسیار از دوره‌های چند جلدی تکمیل شده بود. مستوفی آن‌ها را مجدد تقویم کرده و مبلغ قابل ملاحظه‌ای شده بود.

ماوالتفاوت پرداختی توسط مستوفی را قبول نکرده و فرموده بودند: «من به شما عرض کردم که همان قیمت ناقص را حساب کنید زیرا از این کتاب‌ها استفاده کرده‌ام و حالا احتیاجی ندارم، شما کاسب هستید و زحمت می‌کشید خواستم سودی به شما برسد».

مستوفی هر چه اسرار کرده بود که این پول حق شماست و بایستی قبول بفرمایید، مشار سود حاصله را نتیجه زحمات و دقت‌نظر استاد مستوفی دانسته و از دریافت آن امتناع می‌کرد. به پیشنهاد شادروان سیف‌الدین‌خان اردلان که از موضوع مطلع شده بود، این مبلغ را نصف نموده و هر دو طرف به این تقسیم راضی شده بودند. این حرکت و منش جوانمردانه مشار نمونه بارز دیگری از گذشت و بخشش ایشان است.

۳. مشار منشاء برکت و خیر بود

کتابخانه شادروان مشار مجموعه‌ای غنی از روزنامه‌های قدیمی و مهم داشت و بعضی از آنها بسیار کمیاب بودند. مستوفی نقل می‌کند: «این روزنامه‌ها در بنده انگیزه‌ای ایجاد کرد تا هر کجا روزنامه قدیمی می‌دیدم خریداری نمایم و بالاخره مجموعه خوبی از روزنامه‌ها فراهم آوردم. روزنامه‌هایی در این مجموعه بود که حتی در کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران، تالیف محمدصدر هاشمی» ذکر نشده بود. به عنوان مثال روزنامه خلاصه‌الحوادث که روزنامه لت تک صفحه بود و اکثر نسخه‌های آن از بین رفته بود و من دوره کامل آن را جایی ندیده بودم و سراغ نداشتم.

همچنین روزنامه‌های دست‌نوشته‌ای که آگهی‌های تبلیغاتی داشت ازجمله آگهی کتاب‌های کاظم‌زاده و ... روزنامه‌ها را به موزه رضا عباسی پیشنهاد کردم. آن زمان موزه رضا عباسی زیر نظر دوست عزیزم جناب آقای آیدین آغداشلو بود، ایشان از بنده تقاضا کردند تخفیف بدهم و بنده نیز با تخفیف روزنامه‌ها را به موزه دادم که علیرغم تخفیف خیر و برکت داشت».

۴. الگوی بارز تواضع بود.

چاپ دوم فهرست‌ها با سرمایه خود مشار منتشر شده بود و در منزل خویش در ظهیرالاسلام انبار کرده و توزیع می‌کرد. هر وقت کتاب‌فروشان تقاضا می کردند، خودشان می‌آوردند که این نیز نشانگر تواضع ایشان بود. این خصلت پسندیده مشار در فرزندش نیز مشهود بود. زیرا بعد از فوت مشار هر موقع که تقاضای کتاب از طرف کتابفروشان به فرزندش می‌شد، ایشان نیز همانند پدر از منزل خویش در شمیران به ظهیرالاسلام آمده و کتاب‌ها را تحویل می‌دادند.

۵. خیر خواه و ناصحی مشفق بود.

به‌عنوان مثال ایشان همیشه به سه موضوع سفارش و تاکید فراوان می‌کردند و برای اینکه خودنمایی جلوه نکند و تاثیرگذار باشد از احادیث استفاده می‌کردند: ۱) نماز را اول وقت بخوانید، ۲) هنگام رفت و آمد به مغازه، از راه‌ها و مسیرهای متعدد و مختلف تردد نمایید چون با اشخاص متعدد و زیادی آشنا می‌شوید که در رونق کسب و کار بسیار موثر است و ۳) سعی کنید درب مغازه‌ایتان را زودتر از بقیه همکاران باز کنید، و به حدیث «ساعت کاری خود را در مغازه مشخص کنید زیرا دیر رفتن، کاسبی شما را از رونق می‌اندازد» از حضرت علی (ع) اشاره می‌کرد. مستوفی نصایح ایشان را به جان می‌خرید و به نتایج مفید و برکات زیادی رسیده‌ است.

حیات کتابشناسانه

در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، بزرگترین کارهای تالیفی و تدوینی که به شیوه فرهنگ‌نویسی و فهرست‌نویسی انجام می‌شود محصول کار افرادی است که عشق شدید به تحقیق و تالیف داشته و کمتر چشم داشت مادی دارند. همیشه یک فرد بوده است که آتش شوق در وجودش شعله کشیده و به دنبال یک طرح رفته و کاری را که در کشورهای دیگر به صورت جمعی تحقیق و تالیف می‌کنند یک تنه انجام داده است.

شیخ آقابزرگ با تالیف «الذریعه»، علامه امینی با «الغدیر»، مدرس‌تبریزی با «ریحانه‌الادب»، محمدعلی بامداد با «شرح حال رجال ایران»، دهخدا با «لغت‌نامه»، دکتر معین با «فرهنگ معین»، محمد رازی با «گنجینه دانشمندان»، ایرج افشار با «فهرست مقالات فارسی» و بسیار دیگر ازجمله این افرادند. خانبابا مشار نیز، یکی از این افراد عاشق و سخت‌کوش بوده که تا آخر عمر به کار کتابشناسی و فهرستنویسی مشغول بود۲۱ و به جاودانه‌های تاریخ فرهنگ و ادب ایران زمین پیوست۲۲ و بی تردید نام این مرد در سینه مردم کتابشناس ایران برای همیشه پا برجا خواهد ماند.

خانبابا مشار از طفولیت به کتاب علاقه‌مند بوده و پول‌های عیدی و توجیبی خود را صرف خرید کتاب می‌کرده است. از اینجا به فکر تدوین فهرست کتاب‌ها افتاده تا با مراجعه به فهرست، کتاب بخرد و یک کتاب را دوباره نخرد.

وی در سال ۱۳۱۸ پس از بازنشستگی داوطلبانه خود از خدمات دولتی، در کنار فعالیت در امور کشاورزی، پرداختن به تهیه کتابشناسی را نیز آغاز کرد و از سال ۱۳۲۵ کار تدوین فهرست را به طور جدی پی‌گرفت. مشار برای گردآوری مواد اثر خود ۱۵ سال در ایران و عراق سفر کرد و از موجودی کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌های بسیاری در شهرهایی نظیر تهران، قم، اصفهان، مشهد، تبریز، نجف و کربلا صورت‌برداری کرد. گزارشی از این سفرها و نحوه جمع‌آوری اطلاعات، توسط مشار در مقدمه فهرست ها ذکرشده است.

ایشان در سرآغاز جلد اول از چاپ اول «فهرست کتاب‌های چاپ فارسی»، به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۳۶، مرقوم نموده: «... تنظیم فهرست مورد بحث به این کیفیت صورت گرفته است: بدواً با مراجعه به فهرست کتابخانه‌های مجلس، مدرسه سپهسالار، عمومی معارف، دانشکده پزشکی طهران، دانشکده حقوق، آستان قدس رضوی، مدرسه فاضل‌خان [در مشهد] و کتابخانه تربیت تبریز، اسامی کتاب‌های چاپی با مشخصات طبع و نام مولف و مترجم و سایر اطلاعات مورد نیاز استخراج شده است.

سپس از روی برگه‌های کتابخانه مجلس، کتابخانه مدرسه سپهسالار، کتابخانه ملی (عمومی معارف)، کتابخانه فنی وزارت فرهنگ، کتابخانه دانشکده حقوق، کتابخانه دانشکده طب، کتابخانه دانشکده ادبیات، کتابخانه ملی ملک، کتابخانه دانشکده معقول و منقول و کتابخانه روزنامه اطلاعات [و کیهان]، سایر اطلاعات لازمه جمع‌آوری گردیده است. در مورد کتابخانه‌های مدرسه فیضیه قم، کتابخانه مدرسه حجته قم، کتابخانه آستانه قم و کتابخانه مدرسه هندی کربلا که دارای هیچ‌گونه فهرست نبوده‌اند، اطلاعات مورد احتیاج پس از سفر به این نواحی از روی خود کتاب‌ها استخراج شده است.

همچنین در سرآغاز جلد دوم از چاپ اول کتاب «مولفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز تا کنون» مرقوم نموده: «از سال ۱۳۳۵ تا پایان سال ۱۳۳۹ ضمن جریان طبع جلد اول و شروع چاپ جلد دوم فهرست، با مراجعه به کتاب‌فروشی‌های: ابن‌سینا، اسدی، جعفری، خیام، شمس، مصطفوی و مهدیه واقع در طهران، اطلاعات لازم جمع‌آوری گردید. کتاب‌فروشی‌های محمدی و مصطفوی قم و کتابخانه‌های: ملی تبریز، جوادین کاظمین، مدرسه جناب میرزا در سامرا، مدارس صدر، آخوند، بروجردی و سیدکاظم در نجف، مکتبه امیرالمومنین و حسینیه شوشتری‌ها در نجف و مدرسه نواب درمشهد، اطلاعات لازم پس از سفر به این نقاط در سال‌های اخیر از روی کتاب‌ها استخراج گردید».

«در ضمن جریان تنظیم فهرست تا آنجا که امکان داشته از جزوه‌ها و نشریات کتابفروشیها موسسه های مطبوعاتی ایران و هند از قدیم و جدید جمع‌آوری کرده و باستخراج اسامی کتابهای چاپی پرداخته است. همچنین از روزنامه‌های قدیم و جدید و مجلات و سالنامه‌های تحصیلی و غیر تحصیلی و تذکره‌ها و کتب ادبی و مقدمۀ کتابهای چاپی و ... و حتی تقاریظ و انتقادات راجع بکتب از مجلات و سایر مآخذ جمع‌آوری و ذیل کتابهای مربوطه با ذکر مآخذ قید شده است».

مشار در دیدار با دست‌اندرکاران نشریه کتاب امروز بیان می‌کند: «برای جمع‌آوری اطلاعات و عکس مولفان و مترجمان به هر کاری دست زده و در همه مراجع موجود و تذکره‌ها جستجو کرده و اغلب باز مجبور به تفحص‌های شخصی شده، ازجمله متن نامه‌ای را در ده هزار نسخه چاپ کرده بودم که برای صاحبان قلم و گاه پس از خواندن آگهی ترحیم آن‌ها در روزنامه‌ها برای خانواده آن‌ها می‌فرستادم و تقاضای عکس و شرح حال آن‌ها را می‌کردم».

زندگی و زمانه خانبابا مشار؛ پژوهشگری از جنس صبر

انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی (وابسته به یونسکو) طی دو فقره نامه رسمی ضمن تقدیر و تشکر از خانبابا مشار و تشویق ایشان به این‌گونه تحقیقات ذی‌قیمت موضوع را پیگیری می‌نمایند، که متن نامه‌ها به شرح ذیل است:

۱. تاریخ: ۴/۴/۱۳۳۵/ شماره: خصوص– ۱۰۶/ دانشمند محترم خانبابا مشار/«زحماتیکه جنابعالی در تنظیم فهارس تحمل فرموده‌ائید مورد قدردانی اعضاء محترم انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی واقع شده است. چنانکه اطلاع دارید انجمن تصمیم گرفته است فهرست جامع کتب فارسی را طبع و نشر کند و مایه خوشوقتی است که جنابعالی با توجه بمساعی که قبلاً در این طریق مبذول داشته‌ائید تنظیم و تدوین فهرست مطلوب را بر عهده گرفته‌اید. امیدوارست در اجرای این تعهد که مورد علاقه انجمن است در اسرع وقت توفیق حاصل فرمائید. رئیس انجمن ایرانی فلسفه و علوم- سیدحسن تقی‌زاده/امضاء».

۲. تاریخ ۱۴/۴/۱۳۳۵/ شماره: خصوصی/آقای خانبابا مشار/ «انجمن علوم انسانی بدینوسیله از علّو همت جنابعالی که با بلندی نظر تبرعا تمام حاصل زحمات چندین ساله خود را که عبارت از فهرست کامل کتب فارسی چاپ شده است در اختیار این انجمن می‌گذارید قدردانی می‌کند امیدست در تکمیل و ادامه اینگونه تتبعات ذیقیمت خویش همواره موفق باشید. سید حسن تقی‌زاده/ امضاء [یادداشت دستنویس در ذیل امضاء]: همه اعضای انجمن و بالخاصه خود اینجانب از لطف عالی در انجام این کار نهایت تشکر را دارند. سیدحسن تقی‌زاده».»

ذکر بعضی از مشکلات و اقتضائات زمانی می‌تواند گوشه‌ای از زوایای پنهان این کتابشناس سخت کوش و اهمیت و عظمت آثار او را تا حدودی روشن کند.

۱. او برای گردآوری مواد خام این مجموعه عظیم کتابشناسی، چیزی در اختیار نداشت جز عزمی بلند، که نه کتاب‌فروشان بر اهمیت تلاش او آگاه بودند و نه کتابداران آن روز، و مشار بدون هیچ پشتوانه‌ای و بدون تکیه به نهادی، سازمانی، بنیادی و ... آثارش را خلق کرده است.

۲. وی به لحاظ آکادمیک هیچ تحصیلات، تجربه و تخصصی در این قبیل امور – فهرستنگاری – نداشته است.

۳. حوزه کاری او اصلا به این عرصه و به طور کلی حوزه فرهنگ، تدوین، تالیف ارتباطی نمی‌یافت، اما عشق و علاقه او به انجام این کار ماندنی و بزرگ، با انگیزه‌ای چندان قوی همراه بود که علیرغم حضور بسیاری از پیشگامان این طریق و اساتید برجسته‌ی این حوزه در محافل ادبی، فرهنگی و علمی از جمله دانشگاه‌ها، چنان کرد که وقتی در اواخر کار خود قرار داشت، تازه ضرورت‌های این اقدام برای اهل فن نمود و ظهور می‌یافت.

۴. [پنجاه] سال پیش که اینترنت، ماهواره، رایانه و این قبیل رسانه‌ها در اختیار نبود، جمع‌آوری [فهرست] کلیه کتاب‌های چاپی کار چندان آسانی نبوده، ولی این کار غیر ممکن با همت والای آقای خانبابا مشار ممکن شد.

۵. هرچه از زمین‌داری به دست می‌آورد و همچنین املاکی که می‌توانست زندگی راحت و آرامی داشته باشد، صرف خلق آثار جاودانه خود کرد، هر چند در کهنسالی با مشکلات مالی دست به گریبان شد.

۶. آثار چاپی فارسی در سراسر کشور و حتی عراق و لبنان پراکنده بود و ایشان برای جمع‌آوری اطلاعات آنها شخصا اقدام کرده است و در این راه مشقت‌های سفر، دوری از خانواده و هزینه‌های آن را به جان خریده است.

۷. مشار در تدوین آثار خود به ویژه «فهرست کتاب‌های چاپی فارسی» از استانداردهای بین‌المللی که در تنظیم این نوع فهارس (بیبلیوگرافی) متداول است بهره گرفته است.

۸. در حقیقت اثر نفیس و گرانمایه «فهرست کتاب‌های چاپ فارسی» کتابشناسی ملی ایران محسوب می‌شود.

۹. معمولا تدوین چنین آثاری از عهده یک فرد خارج است و در اغلب کشورهای دیگر به صورت گروهی و با حمایت موسسه و یا نهادی انجام گرفته است ولی ایشان به تنهایی و با سرمایه شخصی این آثار را به سر انجام رسانده است.

۱۰. بعضی وقت‌ها به خاطر عکس مولفی، هزینه پرداخت کتابی را به جان خریده است. زیرا در آن ایام در صنعت چاپ و نشر، از دستگاه کپی، اسکن و امثالهم خبری نبود. در این خصوص حاجی باقر ترقی، یکی از کتاب‌فروشان فعال و برجسته، تعریف می‌کرد: «عکس پدرم یا عمویم را ایشان چاپ کردند، در حالیکه ما خودمان آن عکس را نداشتیم و نمی‌دانیم ایشان، آن عکس را از کجا پیدا کرده‌اند».

استاد ایرج افشار در مورد عظمت و اهمیت کار مشار در مقاله‌ای به جهت معرفی فهرست کتاب‌های چاپی فارسی خانبابا مشار که در راهنمای کتاب چاپ شده، بیان می‌کند: « ... پس حدود سیصد و هفتاد و سه سال است که در جهان و حدود یکصد و پانزده سال است که در ایران کتاب فارسی چاپ می‌شود و به‌طوری که تخمین زده می‌شود در طی این مدت دراز حدود بیست هزار جلد کتاب فارسی طبع شده است (راستی جای افسوس بسیار است که مجموعه‌ای از همه آن‌ها در هیچ یک از کتابخانه‌های جهان نیست.) فراهم آوردن فهرست دقیق برای کتاب‌هایی که در این مدت نسبتا دراز در اقصای عالم به‌زبان فارسی چاپ شده است کار آسانی نیست. البته محال نیست اما بسیار دشوار است. اگر تاکنون چنین امر مهم - که در ممالک دیگر توجهی عظیم بدان می‌شود - مورد توجه نبوده همانا به سبب دشواری و گرانی کار بوده است.

برای کتب چاپ شده فارسی، فهرست نسبتاً جامع که حاوی هشتاد درصد از نام جمیع آن‌ها باشد تاکنون نداشتیم. فهرست‌هایی که مورد مراجعه و استفاده اهل تحقیق بود چند فهرستی است که در کتابخانه‌های اروپا تهیه شده است و مشتمل بر فهرست کتب چاپ فارسی یا فهرست عام برای کتب خطی و چاپی است که در کتابخانه‌ها وجود دارد.

یکی از دشواری‌های گران در تدوین فهرست نسبتا جامع برای کتب چاپ شده فارسی، پراکندگی کتاب‌ها است، بدین معنی که نه مجموعه‌ای کامل از آن‌ها در کتابخانه‌ها است و نه ذکر آن‌ها در فهرست‌ها به صورت جامع و صحیح و کامل مذکور افتاده است.

کار آقای مشار که همت به تدوین و جمع‌آوری فهرست مورد بحث گماشته کاری بسیار گران و دشوار بود که شوق و همت و دانایی نخستین، مایه برآوردن آن شده است. این کتاب ... بدون تردید کاری است نظیر آنچه حاجی خلیفه در تالیف «کشف‌الظنون» کرد و اطلاعات کثیر و مفید راجع به کتب اسلامی را در مجموعه‌ای دقیق و گران‌بها جمع آورد. استفاده از کتابخانه‌های عمومی در ایران به راستی مشکل است. دریغ کتابدوست و کتابخوان همواره آنست که کتابخانه‌ها راه استفاده را بر آنان آسان نکرده‌اند. آقای مشار هم هنگام مراجعه به کتابخانه‌ها، بی‌گمان از دشواری و ممانعت‌های دل آزار برخوردار بوده و برای به پایان رسانیدن کار سودمند خود تحمل ناروایی‌های بسیار را کرده است.

فهرست آقای مشار، از این پس یکی از مراجع مهم تحقیق برای کسانی است که در باب کتاب‌های فارسی تجسس و تفحص می‌کنند. نیز مراجعی است معتبر، جهت تحقیق در مسائل و مباحث دیگر. با این فهرست کارهای تازه و محققانه می‌توان کرد و وسیله‌ای است برای تدوین فهرست‌های موضوعی در مباحث مختلف».

به‌طور خلاصه، وی حدود ۳۰ سال از بهترین سال‌های حیات خویش را صرف گردآوری فهرست کتب چاپی کرد و برای گردآوری این فهرستگان‌ها، تلاش‌های زیادی به عمل آورد. [همانطور که اشاره شد] به نقاط مختلفی سفر کرد تا بتواند یک مجموعه کامل فراهم آورد. نکته جالب این که حاصل تمامی عمر خویش را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار داد.

کتابخانه مشار

شاکری در کتاب: «واقفین عمده کتاب به کتابخانه‌های آستان قدس رضوی» نوشته: «مشار در سال ۱۳۴۵ش تعداد ۶۷۴ نسخه کتاب را که ۴۶۴ نسخه آن خطی بود به کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی وقف نموده است». این حرکت مشار نشانگر سخاوت و عشق و علاقه ایشان به ائمه اطهار (ع) است.

ایشان بخشی از کتابخانه خویش را به تدریج به کتابفروشی مستوفی فروخته است. به احتمال زیاد فروش تدریجی کتاب‌ها در اواخر زندگی برای تامین هزینه زندگی بوده باشد زیرا اگر چنین مشکلی نداشت قطعا همانند کتاب‌های با ارزش خطی وقف می‌نمود. نوه‌اش حسن مشار در مصاحبه با نگارنده بیان کرد: «پدر بزرگ‌ام هیچ موقع ثروت اندوزی نکرد، ایشان هنگام فوت، علاوه بر خانه مسکونی که به مادر بزرگ‌مان هبه کرده بود، فقط ۱۲۰ هزار تومان پس‌انداز داشت». با توجه به این‌که پدر مشار قبل از پدربزرگ‌اش فوت شده بود، لذا از املاک و دارایی‌های چشمگیر عضدالملک به خانواده مشار به ارث نرسیده بود.

آثار

مشار آن‌طور که خود همه‌جا در مقدمه تالیفاتش می‌گوید قصدش از این کار [مولفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز تا کنون]، تنظیم فهرستی به سبک «معجم المطبوعات العربیه» بوده است. از آنجا که چنین تالیفی می‌توانست کلید هر نوع تحقیق و تتبعی در زبان فارسی محسوب شود، وی بر آن باشد تا به گردآوری مواد برای تالیف اثر مشابه آن دست زند و بیش از ۱۵ سال طول کشید تا تلاش یک تنۀ او به بار نشست.

برخی از آثار مشار عبارتند از

۱. فهرست کتاب‌های چاپی فارسی (فهرست بر حسب اسامی کتاب)/ گردآورنده خانبابا مشار. (انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب: ۵۶، مجموعه ایران شناسی:۹، زیر نظر احسان یارشاطر). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۷- ۱۳۴۲. (جلد اول: چاپ ۱۳۳۷، شامل سیزده صفحه + ۱۱۷۰ ستون؛ جلد دوم: چاپ ۱۳۴۲، شامل ۸صفحه + از ستون ۱۱۷۱ تا ستون ۲۹۵۹ در ۳۰۳ صفحه)

۲. مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز تا کنون/ تالیف خانبابا مشار. تهران: شرکت سهامی چاپ رنگین، ۱۳۴۰ – ۱۳۴۴.

چاپ اول این کتاب با مقدمه سیدحسن تقی‌زاده به تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۴۰و سرآغاز خانبابا مشار به تاریخ اول مهر ۱۳۴۰ منتشر شده است. سر آغاز دیگر از خانبابا مشار در جلد دوم از چاپ اول این کتاب به تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۴۰ درج گردیده که نکات مهمی از نواقصات برطرف شده در بقیه مجلدات دربر دارد که تألیف اصلی مشار محسوب می‌شود.

۳. فهرست کتاب‌های چاپی عربی ایران: از آغاز تاکنون، سایر کشورها: بیشتر از سال ۱۳۴۰ ببعد/ تالیف خانبابا مشار. تهران: چاپ رنگین، شهریور ۱۳۴۴. بیست، ۱۰۱۴، [۱۰۹]ص.

۱. کتاب‌ها

۱-۱. فهرست کتاب‌های چاپی از آغاز تا آخر سال ۱۳۴۵ بر اساس فهرست خانبابا مشار و فهارس انجمن کتاب (انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب: ۴۰۹، مجموعه ایران شناسی:، زیر نظر احسان یارشاطر). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب: انجمن کتاب، ۱۳۵۲.

این کتاب با مقدمه سیدحسن تقی‌زاده به تاریخ اول بهمن ۱۳۳۶، توضیح احسان یارشاطر، دبیر انجمن فلسفه و علوم انسانی، به تاریخ خرداد ۱۳۳۷ و سرآغاز خانبابا مشار به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۳۶ مندرج در: فهرست کتاب‌های چاپی فارسی (فهرست بر حسب اسامی کتاب) به انضمام سر آغاز جلد دوم از چاپ اول مشار به تاریخ ۲۱/۵/۱۳۴۲ با مشخصات [جلد اول: الف – د / جلد دوم: ذ- ی/ جلد سوم: اعلام، شامل: نام مولفان، شاعران، نویسندگان، مترجمان، مصححین، مقدمه نویسان و دیگر اشخاصی که در تالیف و تدوین کتب مباشرت داشته اند]، منتشر شده است.

۲-۱. فهرست کتاب‌های چاپی فارسی: ذیل فهرست مشار، شامل نام ۷۴۸ کتاب/ گردآورنده کرامت رعنا حسینی. تهران: انجمن کتاب، ۱۳۴۹.

پایگاه کتاب‌شناختی مشار

یکی از پایگاه‌های بزرگ کتاب‌شناختی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی ایران «پایگاه کتاب‌شناختی مشار» با بیش از۸۰۰ هزار رکورد است که اطلاعات کامل فهرست کتاب‌های چاپی مشار روی این سایت قرار گرفته است همچنین این سایت به‌طور مستقیم با آدرس(www.moshar.ir) قابل دسترسی است. طبق گزارش کتابخانه مجلس در سال ۱۳۹۱، فهرست کامل منشورات ایران طی سال‌های۱۳۷۰ تا ۱۳۸۹ در این سایت موجود بوده و مشخصات نزدیک به یک‌میلیون کتاب در آن ثبت شده و قرار است تا پنج‌میلیون عنوان برسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها