به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اخیرا ترجمهای از «قصههای کنتربری»، شاهکار جفری چاسر به قلم محمداسماعیل فلزی توسط انتشارات مازیار عرضه شده و مترجم تلاش کرده است لحن نگارش قصههای کنتربری، کاربرد اصطلاحات روزمره، طنز و شوخی و زبان رک و بیان عامیانه آن را که در کوچه و خیابانهای شلوغ لندن قرن چهاردهم معمول بود زنده کند.
انتشار این ترجمه بهانهای شد تا در گفتوگو با محمداسماعیل فلزی، درباره اهمیت تاریخی و رمز ماندگاری شاهکار چاسر گفتوگو کنیم که در ادامه میخوانید:
رمز ماندگاری و شهرت قصههای کنتربری چیست؟
آثار هنری و ادبی برای ماندگاری باید دارای چند ویژگی باشند یکی سرگرمکننده بودن؛ هنر یا ادب در قلمرو تفنن و تفریح جای دارد و این جنبه از وجوه تمایز آثار هنری با آثار علمی یا فلسفی است. اگر اثر ادبی یا هنری نتواند بهنوعی موجب پرشدن اوقات فراغت و غنیتر شدن آن شود از مهمترین ویژگی ماندگاری محروم میماند و بعید است بتواند دوام داشته باشد. همچنین اثر هنری و ادبی برای ماندگاری باید از سبک و روش بیان مناسبی برخوردار باشد. در پدید آوردن سبک مناسب باید به اصول و قواعدی پایبند بود. اما هیچ قاعدهای نیست که نتوان آن را برای تولید اثری والاتر زیرپا گذاشت. دامنه آفرینش اثر هنری به وسعت تخیل آدمی بزرگ است و هنرمندی قادر به خلق اثر ماندگار است که بتواند در این فضا با جسارت به سیرو سفر و جستجو بپردازد. نیز برای نیل به این ویژگی اثر باید در حدی ساده باشد که رسیدن به آن ناممکن جلوه کند، به عبارتی اثر باید سهل و ممتنع باشد. همچنین آثار ماندگار باید از محدوده وجود آدمی پا فراتر بگذارند و در عین داشتن ریشه در شخصیت و ملیت و زمان و مکان آفریننده اثر، به رنگوبوی جهانی و فراگیر دست یابند. به این ترتیب یک اثر هنری ماندگار باید در آن واحد هم عامهپسند و هم خاصپسند باشد و بتواند هم افراد عادی جامعه و هم نخبگان را تحت تاثیر قرار دهد. هر اندازه یک اثر بتواند طیف وسیعتری از آحاد جامعه را تحت پوشش قرار دهد و مخاطبان بیشتری را به خود جذب کند احتمال ماندگاری آن نیز بیشتر خواهد بود. همچنین اثر هنری یا ادبی ماندگار باید دارای روح و معنا و درونمایه غنی باشد. نه به آن معنی که موعظه کند و بخواهد به مخاطب اثر به طور مستقیم چیزی بیاموزد. بلکه به آن معنی که باید چکیده و عصاره شخصیت و جامعه هنرمند و مشخصات زمان پیدایش اثر باشد. اثر ماندگار باید رابطه نزدیک با همه عوامل هم عصر خود داشته باشد و چون آینهای ویژگیهای زندگی و زمانه را در خود بازتاب دهد.
قصههای کنتربری کدام یک از این ویژگیها را دارد؟
در مورد چاسر اثر وی سرگرمکننده بوده و دارای سبکی مناسب و دلنشین است و مخاطبانی گسترده در سراسر جهان دارد و واجد درونمایه غنی است لذا از هر چهار مشخصه ماندگاری امتیاز خوبی میگیرد و بیهوده نیست که این اثر در میان آثار کلاسیک ادبیات جهان جایگاه بلندی دارد و در اغلب رتبه بندیها در زمره صد کتاب برتری قرار دارد که بهتر است خوانده شوند.

کتاب چاسر چه مشخصاتی دارد که به عنوان کتاب آکادمیک و کلاسیک مطرح میشود؟
اغلب آثار ادبی در بدو تولد میمیرند یا حداکثر چند دهه زنده میمانند. سارتر از نویسندگان مطرح فرانسوی یک بار در مصاحبهای گفت اگر مردم تا صد سال آثار مرا بخوانند راضی هستم. صد سال رکوردی است که رسیدن به آن حتی برای چهره برجستهای مثل سارتر دشوار است. اما وقتی یک اثر مثل قصههای کنتربری ۶۰۰ سال دوام می آورد همه محافل علمی و دانشگاهی با نقد و کالبدشکافی اثر سعی میکنند به راز و رمز ماندگاری و دوام آن پی ببرند و به این ترتیب آن اثر در جایگاه آکادمیک و کلاسیک مطرح میشود. چاسر بخش عمده اثر خود را به شعر نوشت و در آن به جای کاربرد وزن هجایی که در آن زمان رواج داشت از قافیه استفاده کرد که نوآوری بود. او سبکی ساده و به دور از کاربرد مفرط آرایههای صناعی داشت که فهم آن را برای همه خوانندگان امکانپذیر میکرد. چاسر رفتار و ظاهر اعضای طبقات گوناگون جامعه انگلستان قرن ۱۴ را به دقت توصیف کرد و در کتاب او با مجموعه پرتنوع داستانهایی روبهرو هستیم که با دارا بودن مضامین گوناگون میتوانند برای طیف گستردهای از خوانندگان جذاب باشند.
منابع مورد استفاده چاسر در خلق قصههای کنتربری چه بود؟
برخی از منابع با وجود تلاش محققان ناشناختهاند. اما روشن است که چاسر از منابع سلتی، فولکلور اروپایی، قصههای شفاهی قرون وسطی و افسانههای محلی بهوفور استفاده کرده است. نیز میدانیم که او کتاب دکامرون اثر بوکاچیو را خوانده و در روش بیان اثر و محتوای برخی از داستانهای خود از جمله قصه سلحشور از آن تاثیر پذیرفته بود. آثار فرانسیس پترارک(در قصه گریزلدای بینوا) و آثار نویسندگان آبای کلیسا (در مقدمه زن اهل باث) مورد استفاده چاسر بودند. منبع دیگر چاسر قصههای کهن عامیانه بود که از متون قدیمی مانند سانسکریت و عربی به زبانهای اروپایی راه پیدا کرده بود مانند قصه سه دزد که بر سر تصاحب گنج یکدیگر را نابود میکنند.
اولین بار قصههای کنتربری در چه سالی و چگونه چاپ شد؟
چاسر قصههای کنتربری را طی سالهای ۱۳۸۷ میلادی تا اواخر عمر خود یعنی ۱۴۰۰ خلق کرد. هنوز حدود صد سال به اختراع دستگاه چاپ مانده بود. اما حتی در آن زمان نیز کتاب او به حدی مورد توجه خاص و عام بود که نسخ خطی و دستنویس بسیار از آن تهیه و عرضه شده بود که برخی از آنها تا روزگار ما برجا ماندهاند. اما پس از اختراع دستگاه چاپ احتمالا نخستین بار در سال ۱۴۷۷میلادی بود که قصههای کنتربری توسط ویلیام کاگستون (چاپخانه دار)چاپ شد. بعدها خود او در ۱۴۸۳ این اثر را مجددا چاپ کرد و شاگرد او نیز به نشر این کتاب اقدام کرد. با گذشت زمان به دلیل نقش مهمی که این اثر در تثبیت زبان انگلیسی داشت بارها چاپ شد و از قرن هجدهم تاکنون ویرایشهای متعددی از آن منتشر شده است.
ترجمه این کتاب چقدر زمان برد و تا چه اندازه به ترجمههای دیگران توجه کردهاید؟
ترجمه این اثر با حساب میانگین روزی شش ساعت کار و شش روز هفته حدود شش ماه زمان برد. میدانیم که اثر چاسر به زبان انگلیسی میانه نوشته شده که برای مردم کنونی انگلستان بهراحتی قابل درک نیست و در واقع آنچه که امروزه مردم در دسترس دارند ترجمههای قصههای کنتربری از انگلیسی میانه به انگلیسی مدرن است. طبعا بین این ترجمهها تفاوتهایی وجود دارد. من با پایه قرار دادن ترجمه لومیانسکی که به نثر است برای دقت بیشتر از ترجمه جی.یو.نیکولسون(۱۹۵۲) و ترجمه نویل کاگهیل(۱۹۷۳) و ترجمه دیوید رایت(۱۹۸۵) جهت تطبیق و مقایسه استفاده کردم و در موارد اندکی به نسخه ویراسته انگلیسی میانه که به کوشش اسکیت فراهم آمده رجوع کردم و مشخصات همه آنها در پانوشت مقدمه کتاب آمده است. به کتاب علاوه بر مقدمه لومیانسکی، پیشگفتار و سالشماری برای شرح بهتر زندگی چاسر افزودم. می دانیم که اینها اغلب خوانده نمیشوند و بیشتر خوانندگان یکراست به سراغ اصل کتاب میروند. از طرفی مثل هر کتاب کلاسیکی بسیاری از نکات نیاز به توضیح دارند که قریب ۴۰ صفحه پانوشت از منابع مختلف گردآوری کردم و آنها را به پایان کتاب افزودم و میدانیم که اینها نیز بهندرت خوانده میشوند. بگذریم که اصل کتاب را هم کمتر کسی میخواند چون به قول مارک تواین «آثار کلاسیک یعنی آثاری که همه از آنها تعریف و تمجید میکنند، اما کمتر کسی آنها را میخواند.» در زمان ترجمه اثر پی بردم که این کتاب هیچگاه به طور کامل ترجمه و منتشر نشده است. بخش محدودی از این کتاب به شکل مختصر و ساده شده توسط گروهی از مترجمان منتشر شده بود اما بزرگ ترین تلاش برای معرفی چاسر به خوانندگان فارسی توسط استاد مجتبی مینوی انجام شده بود. وی در مقالهای که در کتاب پانزده گفتار چاپ شده بود پس از معرفی چاسر یکی از قصهها(حکایت سه دزد یا قصه کشیش آمرزش فروش) و مقدمه قصه زن اهل باث را نیز ترجمه کرده بود. مقاله مینوی بسیار عالمانه و خواندنی است.
همزمان با چاپ ترجمه شما توسط نشر مازیار ترجمه بخشی از همین اثر به شعر توسط نشر چشمه به بازار عرضه شد، ترجمه شما چه تفاوتی با کتاب نشر چشمه دارد؟
تقریبا همزمان با چاپ ترجمه خود توسط نشر مازیار متوجه شدم که ترجمه بخشی از همین اثر به شعر توسط نشر چشمه به بازار عرضه شده است. علیرضا مهدیپور که از استادان زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه ارومیه است به زیبایی و شیوایی هرچه تمامتر این اثر را به شعر برگردانده است که نسبت به ترجمه من کار متفاوتی است. بدیهی است ترجمه شعر به شعر کاری بس دشوار و درخور تقدیر است که نمونههای کمی از آن را در ادبیات فارسی معاصر سراغ داریم. ترجمه مهدیپور که با نام حکایتهای کنتربری در سال های بعد تکمیل شد و به چاپهای بعدی رسید اثری ارزنده و ماندگار در ادبیات معاصر است.

کدام یک از داستانهای مجموعه «قصههای کنتربری» به نظر شما جذابتر است؟
همان گونه که در باغ عالم گلهای بسیاری وجود دارند که برتر دانستن یکی بر دیگری دشوار است، قصههای این کتاب نیز هریک دارای گیرایی خاصی هستند. با این همه من قصه «کشیش آمرزشفروش» را بیش از سایر داستانها میپسندم. این قصه درباره سه دزد است که به گنجی میرسند و به دلیل طمع برای تصاحب کامل گنج دست به حذف و نابودی هم میزنند و سرانجام هیچ یک از گنج نصیبی نمییابند. این داستان بهنوعی در یکی از ترانههای عامیانه فارسی نیز بازگو شده است «یه سنگ افتاد سه تا کفتر پریدن/ شغالا سررسیدن/ یکی شونو دریدن/ به ناگهان غوغا شد/ سر خوردنش دعوا شد/ شغالا به هم پریدن/ سینه همو دریدن» مینوی در مرجع ذکر شده این داستان را به فارسی برگردانده و در مقدمه به سرچشمههای کهن آن اشاره میکند. طبق تحقیق وی این داستان در مرزباننامه وراوینی و نصیحهالملوک غزالی و تفسیر قرآن سورآبادی و مصیبتنامه عطار و داستانهای هزارویکشب آمده و به نظر میرسد اصل حکایت هندی است که به زبان سانسکریت نوشته شده و از راه ترجمه به زبانهای اروپایی راه یافته و مورد کاربرد چاسر قرار گرفته است. این داستان سرنوشت تراژیک بشر در همه دورانهای تاریخ و توصیفی از شرایط تلخ زندگی انسانهای کنونی است که حاضر به تقسیم منصفانه منابع روی زمین نیستند و ترجیح میدهند منابع موجود را به قصد تصرف همه زمین، صرف نابودی یکدیگر کنند.
مضمون غالب در قصههای کنتربری چیست؟
در واقع به جای یک مضمون غالب در این اثر با درونمایههای متعدد و متنوعی مانند حماسی، عاشقانه، مذهبی، خانوادگی از جمله خیانت، کلاهبرداری و فریب مالی، طمع و ریاکاری روبهرو هستیم. در مقدمه زن اهل باث با طرح استقلال و آزادی زنان که نوعی رویکرد مشابه فمینیسم امروزی است روبهرو هستیم و به همین دلیل از این مقدمه اقتباسهای مدرن بسیاری داریم. درونمایههای گوناگون یکی از عوامل جذابیت اثر برای خوانندگان است و خود چاسر میگوید اگر از یک قصه خوشتان نیامد ورق بزنید و قصه دیگری را انتخاب کنید. در مجموع این اثر نوعی کمدی انسانی و مضمون غالب آن خود زندگی، با همه فرازو نشیبها و ماجراهای آن است.
تا چه اندازه از اسطوره در قصههای کنتربری بهره گرفته شده است؟
تقریبا خیلی کم. این مجموعه در بردارنده داستانهای واقعی از زندگی روزمره مردم قرون وسطای انگلستان است و به رئالیسم بیشتر نزدیک است تا افسانهپردازی و قلمرو اسطوره؛ با این همه درونمایههای اسطورهای مانند نبرد خیر و شر و جنگ بین راست و دروغ، حق و باطل، پاداش و مجازات، مرگ و سرنوشت و آزمونهای اخلاقی به نوعی در زندگی قهرمانان در سراسر اثر حضور دارد و لذا از این دیدگاه کتاب چاسر واجد برخی از ویژگیهای اسطورهای است.
درباره شخصیتپردازی در قصههای کنتربری توضیح دهید. شخصیتهای داستان بر پایه چه معیار و تفکری انتخاب شدهاند و آیا شیوه شخصیتپردازی منحصربه فرد وجود دارد؟
در آثار ادبی زمان چاسر بیشتر شخصیتها نمونه کلی افراد حاضر در جامعه بودند. اما چاسر و بسیاری از نویسندگان بهتدریج با گسترش فردگرایی در جامعه به شخصیتهای داستان بیشتر توجه کردند و با ذکر جزییاتی که افراد را از سایر اعضای گروه یا صنف متمایز میکرد تلاش کردند شخصیتهای داستانی جذاب و یکتایی خلق کنند؛ این روند همچنان ادامه یافت و بعدها در آثار شکسپیر و سروانتس پیشرفت کرد و در آثار ادبی معاصر به اوج رسید. اغلب شخصیتهای قصههای کنتربری چنان سرزنده و واقعی جلوه میکنند که گویی از دل انگلستان قرن ۱۴ و زمانه شاعر در برابر ما حاضر شدهاند و به ایفای نقش میپردازند. البته باید قبول کنیم که حتی شخصیتهای مطرح شده در کتاب چاسر هم بیشتر تیپ هستند نه انسان کامل اما چاسر با ذکر جزئیات و توجه به لهجه، عادتها، طرز حرف زدن و غذا خوردن سعی میکند به آنها هویت فردی ببخشد و در این مسیر تا حد زیادی موفق بوده است. در این کتاب هر شخصیتی داستان خود ر ا با لحنی خاص خود روایت میکند و نگاه ویژای به جهان اطراف خود دارد.
آیا هنوز قصههای کنتربری در انگلستان محبوبیت دارد؟
بله. ولی نه به اندازه رمانهایی که به موضوعهای روزمره میپردازند و طبعا عامه مردم بیشتر راغب به مطالعه آنها هستند. قصههای کنتربری تقریبا مثل گلستان و بوستان سعدی در مدارس و دانشگاههای انگلستان تدریس و خوانده میشود؛ در میان متون کلاسیک ادبیات انگلستان ارزش و جایگاه ویژهای دارد و در دانشگاهها نقد میشود. در واقع چاسر با نوشتن این کتاب زبان انگلیسی را که نسبت به لاتین و فرانسه در جامعه آن روز در حاشیه قرار گرفته بود مطرح کرد و به همین دلیل تا به امروز او را پدر شعر انگلستان میدانند. اما جدای محبوبیت این اثر در بین مردم به عنوان یک اثر کلاسیک، از آن اقتباسهای متعددی در عرصه نمایش، اپرا، موسیقی، نقاشی و فیلم انجام شده است و میشود از جمله فیلم قصههای کنتربری که توسط پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۷۲ ساخته شد و روایتی کمابیش امروزی از این کتاب است یا فیلم هفت اثر دیوید فینچر که با درونمایه هفت گناه کبیره اثر چاسر مربوط است.
مترجم اثر لومیانسکی اشاره کرده که چاسر توانسته در عین رعایت ضوابط شعری، لحن و آهنگ محاوره طبیعی را نیز بازآفرینی کند. لطفا در این باره توضیح دهید.
چاسر با کاربرد لهجهها، ضربالمثلها و اصطلاحات رایج در زبان مردم کوچه و بازار و گرایش به سادهنویسی و تلاش برای آفرینش شخصیتهای واقعی و برگرفته از جامعه زمان خود توانست با وجود کاربرد قالب شعر و زبان آهنگین اثری واقعگرایانه و جاندار و سرشار از زندگی پدید آورد و شخصیتهای داستانهای او طوری حرف میزنند و رفتار میکنند که آنها را به عنوان افرادی واقعی باور میکنیم.
نظر شما