به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،کتاب «اوج دفاع» کارنامه و خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۵ است که به کوشش عماد هاشمی در انتشارات معارف به چاپ رسیده است. در سطور زیر خاطرات روز بیست و دوم فروردین سال ۶۵ از این دفتر را منعکس کردیم.
جمعه ۲۲ فروردین ۱۱۳۶۵/ ۲ شعبان ۱۴۰۶/ ۱۱ آپریل ۱۹۸۶
امروز در منزل بودم. دیشب و پریشب، در تهران باران فراوان و کم سابقهای باریده است. تلفنی اطلاع دادند که عراق در سومار چند ارتفاع را از نیروی زمینی گرفته است. خیلی عصبانی شدم. به محسن رضایی تلفنی گفتم: آنها را تقویت کنند.
عصر آقایان [محمدعلی] رحمانی، مسئول بسیج و [علیرضا] افشار، رئیس ستاد سپاه برای حل اختلافاتشان آمدند. سپاه از آقای رحمانی شکایت دارد که راه استقلال را گرفته و تبعیت نمیکند و آقای رحمانی شاکی است که سپاه، بسیج را پشتیبانی نمیکند و در مسئولیتهای او دخالت میکند. توافق موقت برقرار کردم تا با رسیدگی به اساسنامه سپاه، مطالب و حدود وظایف روشن شود.
احمدآقا تلفنی گفت به عیادت امام بروم، زیرا ایشان مایلند من را ببینند. بعد از نماز مغرب رفتم. حالشان خیلی بهتر است. از روی تخت پائین آمده و سرم و باتری را برداشته بردند. وضو میگیرند دکترها اظهار امیدواری کردند که در روز نیمه شعبان، ایشان بتوانند به [جماران] بیایند. گزارشهای جبههها را دادم.
در دفتر بیت با آقای [سید محمد] موسوی خوئینیها[دادستان کشور] درباره پرونده انفجار نخستوزیری صحبت کردم. ایشان معتقد است بازپرسها خوب عمل میکنند و فوت تقی محمدی را به عنوان انتحار خود او و بدون تقصیر بازجوها میداند.
نظر شما