جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
بازنمایی جنگ و تاریخ در سینمای ایتالیا؛ از نئورئالیسم تا سینمای معاصر

بسیاری از آثار سینمایی برجسته ایتالیایی مستقیما به تجربه جنگ، اشغال، مقاومت مردمی و پیامدهای اجتماعی و روانی آن پرداخته‌اند و این موضوع به یکی از بنیان‌های اصلی هویت سینمای ایتالیا تبدیل شده است.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سینمای ایتالیا یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین سنت‌های سینمایی اروپا است که شکل‌گیری و تحول آن تا حد زیادی با تاریخ پرتنش این کشور پیوند خورده است؛ به‌ویژه تجربه مستقیم مردم ایتالیا از جنگ‌های قرن بیستم که تأثیر زیادی بر شکل‌گیری روایت‌ها و مضامین سینمایی آن گذاشته است. بسیاری از آثار سینمایی برجسته ایتالیایی مستقیما به تجربه جنگ، اشغال، مقاومت مردمی و پیامدهای اجتماعی و روانی آن پرداخته‌اند و این موضوع به یکی از بنیان‌های اصلی هویت سینمای ایتالیا تبدیل شده است. از دوران نئورئالیسم تا موج‌های سینمایی معاصر، جنگ نه تنها پس‌زمینه‌ای تاریخی بلکه محور اصلی روایت‌ها بوده و فیلمسازان ایتالیایی کوشیده‌اند با نگاهی انسانی، واقع‌گرایانه و گاه شاعرانه، تجربه جمعی مردم ایتالیا در مواجهه با خشونت، ویرانی و دگرگونی‌های ناشی از جنگ را بازتاب دهند.

نئورئالیسم و تجربه زیسته پس از جنگ

نخستین دوره مهم در این زمینه، شکل‌گیری جریان نئورئالیسم پس از جنگ جهانی دوم است. این جریان در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ به وجود آمد و واکنشی مستقیم به ویرانی‌ها، فقر و بحران اجتماعی پس از جنگ بود. فیلمسازان نئورئالیست تلاش کردند تصویری واقع‌گرایانه از زندگی مردم عادی ارائه دهند؛ از این رو به جای دکورهای استودیویی از لوکیشن‌های واقعی استفاده می‌کردند و گاه بازیگران غیرحرفه‌ای را به کار می‌گرفتند. در این دوره جنگ نه به عنوان یک رویداد قهرمانانه، بلکه به مثابه تجربه‌ای انسانی و تراژیک به تصویر کشیده می‌شود.

فیلمسازان این جریان بیشتر به پیامدهای جنگ در زندگی روزمره مردم توجه داشتند؛ به فقر، آوارگی، از هم گسیختگی خانواده‌ها و بحران‌های اخلاقی و اجتماعی که پس از جنگ به وجود آمده بود. به همین دلیل روایت‌ها اغلب بر زندگی افراد عادی مثل کودکان، کارگران، زنان و بازماندگان جنگ تمرکز داشت و تلاش می‌کرد تجربه زیسته آنان را بدون اغراق و با نگاهی انسانی بازنمایی کند. این رویکرد واقع‌گرایانه نه تنها تصویر تازه‌ای از جامعه ایتالیا پس از جنگ ارائه داد، بلکه تأثیر عمیقی بر سینمای جهان گذاشت و الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های سینمایی بعدی شد.

از مهم‌ترین نمونه‌های این دوره فیلم «رم، شهر بی‌دفاع» (۱۹۴۵) ساخته روبرتو روسلینی است که درباره مقاومت مردم رم در برابر اشغال نازی‌ها است و از آثار بنیادین سینمای جنگ محسوب می‌شود. روسلینی در فیلم «پایزا» (۱۹۴۶) نیز با روایت شش اپیزود از برخورد مردم ایتالیا با نیروهای متفقین، تصویری چندوجهی از تجربه جنگ ارائه می‌دهد. در ادامه همین نگاه واقع‌گرایانه، فیلم «آلمان، سال صفر» (۱۹۴۸) نیز به پیامدهای ویرانگر جنگ در جامعه اروپایی می‌پردازد. در همین فضای پساجنگ، فیلم «دو زن» (۱۹۶۰) به کارگردانی ویتوریو دسیکا که اقتباسی از رمان آلبرتو موراویا است، تجربه خشونت جنگ را از منظر زندگی یک مادر و دختر روایت می‌کند؛ فیلمی که برای سوفیا لورن جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را به همراه داشت.

بازنمایی جنگ و تاریخ در سینمای ایتالیا؛ از نئورئالیسم تا سینمای معاصر
فیلم سینمایی «دو زن»

داستان فیلم «دو زن» درباره زنی به نام چزیره و دختر نوجوانش روزتا است که برای فرار از بمباران‌های رم در جریان جنگ جهانی دوم به روستایی در حومه شهر پناه می‌برند. با این حال، حتی در دوری از جبهه‌های اصلی جنگ نیز امنیت واقعی وجود ندارد و جنگ به شکل‌های مختلف در زندگی آنان حضور دارد. نقطه اوج تراژیک فیلم زمانی رخ می‌دهد که مادر و دختر قربانی خشونت سربازان می‌شوند؛ رخدادی که نشان می‌دهد جنگ تنها در میدان نبرد خلاصه نمی‌شود، بلکه بدن و زندگی غیرنظامیان نیز به عرصه‌ای از خشونت تبدیل می‌شود.

دسیکا در این فیلم، همچون دیگر آثارش، با نگاهی انسانی و واقع‌گرایانه به پیامدهای جنگ می‌پردازد و به جای تمرکز بر قهرمانی‌های نظامی، رنج و آسیب‌های روحی و روانی انسان‌های عادی را برجسته می‌کند. بازی سوفیا لورن در نقش مادر به دلیل قدرت احساسی و باورپذیری عمیقش بسیار مورد توجه قرار گرفت و او برای این نقش موفق شد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کند؛ اتفاقی که او را به نخستین بازیگری تبدیل کرد که برای ایفای نقشی در یک فیلم غیرانگلیسی‌زبان برنده این جایزه می‌شود. این فیلم یکی از نمونه‌های مهم سینمای ایتالیا در پرداختن به تجربه انسانی جنگ و تأثیرات ماندگار آن بر زندگی فردی و اجتماعی به شمار می‌رود.

بازخوانی تاریخی فاشیسم و پیامدهای جنگ جهانی دوم

از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ سینمای ایتالیا بیش از پیش به اقتباس از ادبیات روی آورد و کارگردانان برجسته تلاش کردند آثار ادبی مهم را به زبان سینما ترجمه کنند. لوکینو ویسکونتی از مهم‌ترین فیلمسازان این جریان بود. فیلم «پلنگ» (۱۹۶۳) که بر اساس رمان جوزپه تومازی دی لامپدوسا ساخته شد، تصویری باشکوه از تحولات سیاسی و اجتماعی ایتالیا در قرن نوزدهم و دوران اتحاد این کشور ارائه می‌دهد. ویسکونتی پیش‌تر در فیلم «حس» (۱۹۵۴) نیز با اقتباس از داستانی از کامیلو بویتو، داستانی عاشقانه را در بستر جنگ میان ایتالیا و امپراتوری اتریش روایت کرده بود. در همین دوره برناردو برتولوچی با فیلم «دنباله‌رو» (۱۹۷۰) که اقتباسی از رمان آلبرتو موراویا است، به بررسی روان‌شناختی فاشیسم در جامعه ایتالیا پرداخت و نشان داد چگونه ایدئولوژی‌های سیاسی می‌توانند زندگی فردی و اجتماعی را شکل دهند.

بازنمایی جنگ و تاریخ در سینمای ایتالیا؛ از نئورئالیسم تا سینمای معاصر
فیلم سینمایی «دنباله‌رو»

در دهه‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ توجه سینمای ایتالیا به بازخوانی تاریخی فاشیسم و پیامدهای جنگ جهانی دوم معطوف شد. فیلم «۱۹۰۰» (۱۹۷۶) ساخته برتولوچی روایتی حماسی از تحولات اجتماعی و سیاسی ایتالیا از اوایل قرن بیستم تا ظهور فاشیسم ارائه می‌دهد. برادران تاویانی نیز در فیلم «شب ستاره‌های دنباله‌دار» (۱۹۸۲) با نگاهی شاعرانه و انسانی به تجربه مردم یک روستا در مواجهه با نیروهای نازی پرداختند. در همین دوره فیلم «باغ فینزی کونتینی‌ها» به کارگردانی ویتوریو دسیکا در سال ۱۹۷۰ ساخته شد که اقتباسی از رمان جورجو باسانی است. داستان فیلم زندگی یک خانواده ثروتمند یهودی در شهر فرارا را در سال‌های پایانی دهه ۱۹۳۰ و هم‌زمان با افزایش سیاست‌های ضدیهودی رژیم فاشیستی موسولینی روایت می‌کند. در حالی که جامعه اطراف آن‌ها به تدریج تحت تأثیر قوانین نژادی و فشارهای سیاسی قرار می‌گیرد، اعضای این خانواده تلاش می‌کنند زندگی خود را در فضای نسبتاً بسته و محافظت‌شده باغ و عمارتشان ادامه دهند؛ اما با گسترش قدرت فاشیسم و نزدیکی جنگ جهانی دوم، این حریم امن نیز از میان می‌رود.

این فیلم در سطح بین‌المللی بسیار مورد توجه قرار گرفت و موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را در سال ۱۹۷۲ برای تولیدات سال ۱۹۷۱ در اکران آمریکایی دریافت کند.

بازنمایی جنگ و تاریخ در سینمای ایتالیا؛ از نئورئالیسم تا سینمای معاصر
فیلم سینمایی «زندگی زیباست»

از دهه ۱۹۹۰ به بعد، رویکرد سینمای ایتالیا به موضوع جنگ تا حدی تغییر کرد و برخی فیلم‌ها با نگاهی انسانی‌تر یا حتی طنزآمیز به این تجربه تاریخی پرداختند. مشهورترین نمونه آن فیلم «زندگی زیباست» (۱۹۹۷) به کارگردانی روبرتو بنینی است. فیلم داستان پدری یهودی را روایت می‌کند که تلاش می‌کند در اردوگاه مرگ نازی‌ها واقعیت تلخ جنگ را برای فرزندش به بازی تبدیل کند. این فیلم با ترکیب کمدی و تراژدی توانست توجه جهانیان را جلب کند و چندین جایزه اسکار دریافت کند. ایده و فضای «زندگی زیباست» تا حدی از خاطرات روبینو رومئو سالمونی، بازمانده اردوگاه آشویتس و همچنین از روبینو بنینی (پدر کارگردان) بود که خود تجربه اسارت در اردوگاه کار اجباری نازی‌ها را داشته است. در واقع این فیلم بیشتر یک اثر الهام‌گرفته از تجربه‌های تاریخی و خاطرات واقعی است. این فیلم در آن سال موفق شد سه جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی، بهترین بازیگر مرد برای روبرتو بنینی و بهترین موسیقی فیلم (نیکولا پیووانی) را از آن خود کند.

آثاری با لحن واقع‌گرایانه و غیرقهرمانانه

همچنین فیلم «پارتیزان جانی» (۲۰۰۰) که بر اساس رمان بپه فنولیو ساخته شده است، تجربه مبارزان مقاومت ایتالیا علیه نیروهای فاشیستی را بازنمایی می‌کند. این فیلم در سال ۲۰۰۰ به کارگردانی گویدو کیزا ساخته شد که اقتباسی از رمان مشهور بپه فنولیو است؛ نویسنده‌ای که خود در دوران جنگ جهانی دوم در جنبش مقاومت ایتالیا حضور داشت. به همین دلیل رمان و در پی آن فیلم، از واقع‌گرایانه‌ترین روایت‌ها درباره تجربه مبارزان مقاومت ایتالیایی علیه فاشیسم و نیروهای آلمانی به شمار می‌رود.

بازنمایی جنگ و تاریخ در سینمای ایتالیا؛ از نئورئالیسم تا سینمای معاصر
فیلم «پارتیزان جانی» اقتباسی از رمان بپه فنولیو

داستان فیلم درباره جوانی دانشجو به نام جانی است که در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم، پس از سقوط رژیم موسولینی و اشغال بخش‌هایی از ایتالیا توسط آلمان نازی، به گروه‌های پارتیزانی در منطقه پیه‌مونته می‌پیوندد. او که پیش‌تر دانشجوی ادبیات انگلیسی بوده، ناگهان خود را در میان خشونت و بی‌نظمی جنگ چریکی می‌یابد. فیلم روند تدریجی دگرگونی شخصیت او را نشان می‌دهد؛ از یک جوان تحصیل‌کرده و نسبتاً بی‌تجربه به مبارزی که ناچار است با واقعیت‌های سخت جنگ، کمبود منابع، اختلافات داخلی گروه‌های مقاومت و خطر دائمی مرگ روبه‌رو شود.

یکی از ویژگی‌های مهم این اثر لحن واقع‌گرایانه و غیرقهرمانانه آن است. برخلاف برخی روایت‌های حماسی از مقاومت، فیلم زندگی پارتیزان‌ها را با تمام دشواری‌ها و تناقض‌هایش نشان می‌دهد: سرمای کوهستان، گرسنگی، بی‌نظمی گروه‌ها، اختلاف‌های ایدئولوژیک میان نیروهای مختلف مقاومت و ناامیدی‌هایی که در طول مبارزه شکل می‌گیرد. همین رویکرد باعث می‌شود تجربه جنگ نه به صورت اسطوره‌ای، بلکه به شکل زیسته و انسانی تصویر شود. فیلم همچنین از نظر فضاسازی اهمیت دارد؛ بخش بزرگی از داستان در چشم‌اندازهای کوهستانی و جنگلی شمال ایتالیا می‌گذرد که محل فعالیت گروه‌های پارتیزانی بود. این فضاها حس انزوا، ناامنی و سختی زندگی چریکی را تقویت می‌کنند.

در مجموع، سینمای ایتالیا در پیوندی عمیق با ادبیات و تاریخ شکل گرفته است. نویسندگانی چون آلبرتو موراویا، جورجو باسانی، ایتالو کالوینو، جوزپه تومازی دی لامپدوسا و بپه فنولیو الهام‌بخش بسیاری از فیلمسازان بوده‌اند. اقتباس در سینمای ایتالیا معمولاً به معنای بازآفرینی خلاقانه اثر ادبی است، نه بازتولید دقیق آن؛ به همین دلیل بسیاری از فیلم‌های اقتباسی این سینما هویت مستقل و زبانی کاملاً سینمایی پیدا کرده‌اند.

از این رو می‌توان گفت که دو محور جنگ و اقتباس ادبی در کنار یکدیگر بخش مهمی از هویت سینمای ایتالیا را شکل داده‌اند. در واقع تجربه تاریخی جنگ جهانی دوم و دوران فاشیسم از یک سو و سنت قدرتمند ادبیات ایتالیا از سوی دیگر، بستری فراهم کرده‌اند که در آن سینماگران بتوانند روایت‌هایی انسانی، تاریخی و گاه فلسفی از جامعه و تاریخ این کشور ارائه دهند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها