به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، غروب دوشنبه، ۱۷ فروردینماه، محوطه تئاتر شهر، آرامآرام رنگ یک گردهمایی متفاوت به خود میگیرد. هنوز همه صندلیها پر نشدهاند و مردم کمکم از چهارراه ولیعصر و خیابانهای اطراف به سمت محوطه میآیند؛ بعضی ایستاده تماشا میکنند، بعضی تازه جای خود را پیدا میکنند و عدهای هم با کنجکاوی از کنار اجراها عبور میکنند و همانجا میمانند.
ششمین روز از ویژهبرنامه «برای ایران؛ سرچشمه هنر» در آستانه چهلمین روز شهادت دختران دبستان «شجره طیبه» شهرستان میناب برگزار میشود؛ برنامهای که قرار است با زبان هنر از وطن، از اندوه و از ایستادگی روایت کند.
روی سِن، صندلیهایی کنار هم چیده شده است؛ چیدمانی که نشان میدهد قرار است گروهی موسیقی روی صحنه بیاید. مجری برنامه در میان همهمه جمعیت، از رشادتها و خاطرات جنگ میگوید و از کودکانی که نامشان این روزها با اندوه و یادآوری گره خورده است؛ دختران دبستان «شجره طیبه» در میناب که نامشان در میان جملههای مجری تکرار میشود. در همین حین، جمعیت بیشتر میشود و صندلیها یکییکی پر میشوند.
لحظاتی بعد، مجری از گروه موسیقی دعوت میکند تا روی صحنه بیایند. سکویی که دقایقی پیش فقط چند صندلی خالی داشت، حالا با حضور نوازندگان و اجراکنندگان جان میگیرد. سازها آمادهاند و نگاه تماشاگران به سمت صحنه دوخته شده است.
آغاز اجرا با لالاییای جنوبی است؛ لالاییای آرام و اندوهگین که با صدای یکی از زنان گروه خوانده میشود. او برقع جنوبی بر چهره دارد و در کنار آوازش، صدای سنج و دمامه نیز شنیده میشود؛ همان سازهایی که در فرهنگ جنوب اغلب با آیینهای سوگواری و عزاداری همراهاند. ضربآهنگ آرام سازها و صدای لالایی، فضایی متفاوت در محوطه تئاتر شهر ایجاد میکند؛ فضایی که جمعیت را برای لحظاتی در سکوت فرو میبرد.

پس از نخستین قطعه، اجرا تنها به موسیقی محدود نمیماند. میان قطعات، یکی از زنان گروه با دکلمه و اجرای پرفورمنسهای کوتاه، روایتهایی را به موسیقی پیوند میدهد؛ روایتهایی که گاهی از رنج میگویند، گاهی از خاطره و گاهی از وطن. این اجراهای تکنفره، حال و هوای نمایشی به برنامه میدهد و مخاطب را میان موسیقی و روایت جابهجا میکند.
قطعههای بعدی به نواحی دیگر ایران میرسد. موسیقیهایی که هرکدام رنگ و بوی منطقهای متفاوت دارند و نشان میدهند چگونه صداهای گوناگون در فرهنگ ایران به هم میرسند. در میان جمعیت، بعضی با ریتم سازها سر تکان میدهند و بعضی آرام و بیحرکت گوش میدهند.
اما ناگهان فضا تغییر میکند.
صدای بلند طبل، سکوت نسبی محوطه را میشکند. ضربههای سنگین و ناگهانی آن چنان نواخته میشود که برای لحظهای صدایی شبیه انفجار در ذهن مخاطب شکل میگیرد؛ صدایی که یادآور موشک و جنگ است. درست در همین لحظه، همان زن اجراکننده که پیشتر دکلمهها را میخواند، قدمی جلو میآید و با تکگویی کوتاهی، لحظه انفجار را توصیف میکند.
کلماتش آرام اما سنگیناند؛ توصیفی از لحظهای که ناگهان همهچیز تغییر میکند. صدای او در میان ضربآهنگ طبل و سکوت جمعیت، تصویری در ذهن تماشاگران میسازد؛ تصویری که به جنگ، به فقدان و به خاطرههای تلخ گره خورده است.
در میان تماشاگران، واکنشها متفاوت است. بعضی نگاهشان را به صحنه دوختهاند، بعضی سر پایین انداختهاند و بعضی دیگر اشکهایشان را پاک میکنند. چند نفر در سکوت دستهایشان را در هم قفل کردهاند و صدای سازها همچنان در فضا میپیچد.
چند لحظه بعد، سکوتی سنگین در محوطه تئاتر شهر شکل میگیرد. نه صدایی از جمعیت شنیده میشود و نه حرکتی از میان صندلیها. اجرا به پایان خود نزدیک میشود و آخرین نتها در هوا میپیچد.
وقتی موسیقی تمام میشود، سکوت کوتاهی باقی میماند؛ سکوتی که انگار همه در آن چند ثانیه به فکر فرو رفتهاند. سپس ناگهان جمعیت از جا برمیخیزد. تماشاگران ایستاده، با تشویقهای بلند، اجرای گروه را همراهی میکنند؛ تشویقی که نه فقط برای یک اجرای هنری، بلکه برای یادآوری یک روایت مشترک است.
در میان نورهای محوطه تئاتر شهر، ششمین روز از ویژهبرنامه «برای ایران؛ سرچشمه هنر» با همین صحنه به یاد میماند؛ جایی که موسیقی، روایت و احساس در کنار هم قرار گرفتند و لحظاتی از همدلی و تأمل را برای مردمی رقم زدند که برای تماشای هنر گرد هم آمده بودند.

به گزارش ایبنا؛ سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور، الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم، در ششمین روز ویژهبرنامه «برای ایران؛ سرچشمه هنر» حضور داشتند.
نظر شما