یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۲
آرامش در میان سطرها در جمعه بازار کتاب گرگان / کتاب؛ پناهی موقت در روزهای جنگ

گلستان- جمعه بازار کتاب، پاتوقی فرهنگی و مردمی در شهرستان گرگان، این روزها گاهی میزبان حضور هم‌وطنانی است که به این شهرستان سفر کرده‌اند؛ افرادی که سعی دارند روزهای حضورشان را در عین بهره‌مندی از طبیعت، با مطالعه پُر کنند و چند صباحی روح و جانشان را از جنگ دور کنند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سیدحسن حسینی‌نژاد: آکنده شدن عطر دل‌انگیز بهارنارنج در هر کوی و برزن و آسمانی که به لحظه‌ای ابری و بارانی و به یک‌چشم برهم زدنی آفتاب در آن رخنمون می‌کند؛ توصیفی از آب‌وهوای بهاری و نوروزی کهن سرزمین فرهنگ مداری به نام گرگان است.

اما امسال بهار در گرگان رنگی متفاوت دارد. شهری که در روزهای پرالتهاب جنگ که در بسیاری از استان‌های کشور حکم‌فرماست، هنوز نسیم آرامش بر شاخه‌های چنارهایش را می‌توان احساس کرد. به همین خاطر از میانه اسفندماه سالی که گذشت تا به امروز میزبان و مأمن جمعیتی از اهالی پایتخت و برخی از شهرهای دور و نزدیک است که درگیر جنگ شده‌اند تا چند صباحی روح و جانشان را از بمب و دود و اضطراب دور و برای فرداهایی روشن‌تر همچنان مشق امیدواری کنند.

جدا از مهمانان نوروزی و گرگانی‌های مقیم مرکز و دیگر شهرها که به علل گوناگون در ایام نوروز مجالی پیداکرده‌اند تا به زادگاه خود سری بزنند، در پی جنگ رمضان و تداومش، این‌ روزها گرگان علی‌رغم پایان یافتن تعطیلات نوروزی همچنان به تعبیری یک ایران است. در این میان یکی از مکان‌ها و فضاهایی که از نیمه اسفندماه و ۲ جمعه نوروزی، این روزها در دل همین آرامشِ شاید موقّت میزبان حضور هم‌وطنان بوده؛ پاتوقی فرهنگی به نام «جمعه‌بازار کتاب» است.

پاتوقی فرهنگی و مردمی که هر جمعه در محل پارک شهر گرگان جان می‌گیرد و از دیرباز محل فروش کتاب‌های دست‌دوم و بعضاً نایاب است و گاهی می‌توان کتاب‌های روز بازار را در آن باقیمتی کمتر یافت و خریداری کرد.

دریکی از جمعه‌های نوروزی سری به این پاتوق فرهنگی زدم و در حین گشت‌وگذار در این پاتوق فرهنگی با مسافران جنگ‌زده‌ای روبه‌رو شدم که برای اسکان موقت شهرستان گرگان را انتخاب کرده بودند و به‌صورت تصادفی جمعه‌بازار کتاب را کشف کرده بودند تا روزهای حضور خود در گرگان را در عین بهره‌مندی از طبیعت بامطالعه پُر و اندکی برای خود آرامش فراهم کنند؛ آن‌هم درجایی که بوی کاغذ کهنه و بهارنارنج در هم می‌پیچد و زندگی به‌دوراز جنگ هنوز در سطرهای کتاب و نگاه مردم جاری است.

آرامش در میان سطرها در جمعه بازار کتاب گرگان / کتاب؛ پناهی موقت در روزهای جنگ

در حین سرک کشیدن به عناوین کتاب‌های مفروش شده بر سنگ‌فرش جمعه‌بازار کتاب، با خانواده‌ای تهرانی ساکن در منطقه شرق آشنا شدم. خانواده‌ای که در نخستین جمعه عید به‌قصد بازدید از کاخ‌موزه گرگان از محل اسکان خود خارج شدند اما وقتی با دربسته موزه برخوردند به‌طور اتفاقی جمعه‌بازار کتاب گرگان را کشف کردند.

پدر خانواده‌ای ۴ نفره که خود را نجاتی معرفی کرد درباره این کشف گفت: حوصله بچه‌ها سر رفته بود و نزدیک‌ترین مکان به محل اسکانمان برای بازدید کاخ‌موزه پارک شهر بود که متأسفانه به علت تعمیرات با دربسته‌اش مواجه شدیم تا اینکه دقایقی بعد جمعه‌بازار را کشف کردیم.

وی با اشاره به اینکه این دومین جمعه حضور خانوادگی آن‌ها در جمعه‌بازار کتاب گرگان است، افزود: تنوع موضوعی و قیمت پایین کتاب ازجمله ویژگی‌های این بازار مردمی آن‌هم در هوایی بهاری و به‌دوراز جنگ است.

نجاتی ادامه داد: در این بازار حتی باقیمت ۲ قرص نان نیز می‌توان کتاب خوب خرید اما کاش به‌قدر کافی صندلی یا جایی ساخته شود که افراد بتوانند دورهم جمع بشوند و جمع‌های ادبی هم برای شکل‌گیری گفت‌وگوهای سازنده و آموزنده شکل بگیرد.

همچنین در مواجهه با چند جوان که کاسب بازار و نیز دانشجو و اهل تهران که سفر به گرگان توفیقی اجباری برای آن‌ها در نوروز امسال بوده است، عنوان شد: خرید چند رمان کلاسیک چاپ اول آن‌هم به قیمت پایین، اتفاق خوبی در این بازار بود که امروز همراه با دوستان تجربه کردیم.

بابک موسوی، یکی از این جوانان که خود را دانشجو و علاقه‌مند به کتب ادبی و انگیزشی معرفی کرد، خاطرنشان کرد: به لحاظ اقتصادی امکان طولانی ماندن در جای فعلاً امنی چون گرگان را نداریم اما در این مدت کوتاه آشنایی با فضاهایی چون جمعه‌بازار کتاب و طبیعت بکر منطقه واقعاً آرام‌بخش بوده؛ هرچند به‌طور مستمر با دوستان و اقوام در تهران در ارتباط و پیگیر اخبار جنگ هستیم.

همچنین شجاعی، از سپیدمویان کتاب‌فروش و پیشکسوت در جمعه‌بازار کتاب گرگان نیز به حضور مهمانان نوروزی و نیز برخی جنگ‌زدگان فرهنگ دوست اشاره کرد و گفت: در هفته گذشته بیشتر و این هفته اندکی کمتر خریدارانی به من مراجعه کردند که در شهرشان جنگ رمضان را تجربه کرده بودند.

وی با اشاره به اینکه عمده خرید آن‌ها کتاب کودک و نوجوان، رمان، انگیزشی و نیز تاریخ بوده است، افزود: در وسط هفته پیش، تعدادی از هم‌وطنان تهرانی که با ما در جمعه‌بازار آشنا شده بودند به محل فروشگاهم واقع در کوچه بوعلی مراجعه کنند و خرید قابل‌توجهی انجام دادند و از قیمت مناسب و کیفیت کتاب‌ها اعلام رضایت داشتند.

آرامش در میان سطرها در جمعه بازار کتاب گرگان / کتاب؛ پناهی موقت در روزهای جنگ

پس از دقایقی حضور در جمعه‌بازار کتاب و گپ و گفت با فروشندگان و برخی از مردم از آن خارج می‌شوم اما این فکر به سراغ آمد که در روزگاری که سایه‌ جنگ همچنان حس می‌شود مکان‌هایی مانند جمعه‌بازار کتاب گرگان بیش از آن‌که یک پاتوق فرهنگی باشند، به پناهگاه‌های کوچک امید شبیه‌اند.

این بازار فرهنگی ساده و مردمی، با بساط‌ کتاب‌های کهنه و تازه، توانسته است لحظاتی را بیافریند که در آن زندگی همچنان جریان دارد؛ لحظاتی که در آن گفتگو، لبخند و ورق زدن کتاب جایگزین اضطراب روزهای پرتنش می‌شود.

برای بسیاری از مسافران جنگ‌زده، گرگان نه‌فقط شهری امن بلکه خاطره‌ای روشن از مهربانی و مقاومت مدنی شده است؛ شهری که نشان می‌دهد جامعه چگونه می‌تواند با تکیه‌بر فرهنگ، تاب‌آوری‌اش را افزایش دهد.

همچنین در میان عطر بهارنارنج و صفحات زرد شده کتاب‌ها، نوعی پیوند نانوشته شکل‌گرفته؛ پیوندی که یادآوری می‌کند حتی در دل سخت‌ترین روزها هم می‌توان روزنه‌های روشن پیدا کرد.

درمجموع جمعه‌بازار کتاب، با همه‌ سادگی‌اش، گویی هر هفته یادمان می‌آورد که امید همیشه از بزرگ‌ترین اتفاق‌ها نمی‌آید؛ گاهی در سایه‌سار یک درخت، پشت بساط کتاب‌های دست‌دوم یا در گفت‌وگویی کوتاه میان ۲ غریبه، زنده می‌ماند و شاید همین لحظات کوچک و پناهگاه‌های فرهنگی است که بعدها، در حافظه‌ مردم، از گرگان تصویری روشن‌تر و انسانی‌تر می‌سازد؛ تصویری که در روزهای دشوار نیز دوام می‌آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها