سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در میان مجموعه آیینهای نوروزی، «سیزدهبدر» یکی از فراگیرترین و پایدارترین سنتهای فرهنگی ایرانیان به شمار میرود؛ آیینی که هر سال در آخرین روز از تعطیلات نوروزی، میلیونها نفر را در سراسر کشور در قالب یک تجربه جمعی فرهنگی گرد هم میآورد. این آیین نهتنها بخشی از تقویم اجتماعی ایرانیان است، بلکه در امتداد سنتهای نوروزی، کارکردهای فرهنگی، آیینی و هویتی قابل توجهی در حافظه تاریخی جامعه ایران داشته است.
با این حال، بررسی منابع مکتوب و آثار منتشر شده در حوزه فرهنگ عامه، تاریخ اجتماعی و ادبیات معاصر نشان میدهد که سیزدهبدر در مقایسه با دیگر آیینهای نوروزی، سهم بسیار محدودی در متون پژوهشی، آثار داستانی و مطالعات فرهنگی داشته است.
مروری بر کتابهای منتشر شده درباره نوروز و آیینهای ایرانی نیز این خلأ را بهخوبی آشکار میکند؛ در حالی که درباره آیینهایی چون نوروز، شب یلدا یا حتی برخی جشنهای باستانی ایران دهها عنوان کتاب پژوهشی، تاریخی و مردمشناختی منتشر شده، سیزدهبدر کمتر بهعنوان موضوعی مستقل مورد توجه قرار گرفته و اغلب تنها در چند صفحه از آثار کلی درباره نوروز به آن اشاره شده است. این وضعیت پرسشی مهم را پیش روی پژوهشگران فرهنگ، ادبیات و تاریخ اجتماعی قرار میدهد: چگونه آیینی که در گسترهای ملی و در زندگی روزمره بخش بزرگی از جامعه ایرانی حضوری فعال دارد، در حافظه مکتوب و روایتهای ادبی تا این اندازه کمرنگ باقی مانده است؟
این مسئله تنها یک خلأ پژوهشی ساده نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از فاصله میان فرهنگ زیسته جامعه و بازتاب آن در متون مکتوب و تولیدات فرهنگی باشد. از منظر مطالعات فرهنگ عامه، ثبت و تحلیل آیینهای جمعی نهتنها به مستندسازی میراث فرهنگی ناملموس کمک میکند، بلکه امکان فهم دقیقتر تحولات اجتماعی، سبکهای زندگی و الگوهای فرهنگی جامعه را نیز فراهم میآورد. از همین رو، بازخوانی جایگاه سیزدهبدر در منابع مکتوب، ادبیات و صنعت نشر میتواند چشمانداز تازهای برای بررسی نسبت میان آیینهای ملی و حافظه نوشتاری فرهنگ ایرانی فراهم کند.
ایبنا در گفتوگو با علیرضا جعفریزند، نویسنده و پژوهشگر ایران باستان به بررسی این موضوع پرداخته است.

سیزدهبدر یکی از شناختهشدهترین آیینهای نوروزی در فرهنگ ایرانی است. با وجود این گستردگی، به نظر میرسد در متون ادبی و منابع مکتوب معاصر چندان مورد توجه قرار نگرفته است. چرا چنین خلأیی در ادبیات و کتابهای ما وجود دارد؟
این پرسش بسیار مهمی است. اگر مجموعه آثار ادبیات معاصر ایران را بررسی کنیم، میبینیم که بسیاری از آیینهای فرهنگی ما در ادبیات بازتاب یافتهاند؛ از نوروز و یلدا گرفته تا برخی آیینهای محلی. اما سیزدهبدر، با وجود گستردگی اجتماعیاش، در روایتهای ادبی کمتر دیده میشود. یکی از دلایل این مسئله به نگاه سنتی پژوهشگران و نویسندگان نسبت به آیینهای نوروزی بازمیگردد. در بسیاری از مطالعات، تمرکز اصلی بر خود نوروز و لحظه تحویل سال بوده و بخشهای بعدی این چرخه آیینی، از جمله سیزدهبدر، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، سیزدهبدر بیشتر در حوزه فرهنگ شفاهی باقی مانده است. بسیاری از آداب و روایتهای مربوط به آن در حافظه جمعی مردم و در قالب خاطرات، ضربالمثلها یا آیینهای محلی منتقل شدهاند و کمتر به شکل نظاممند در قالب کتاب ثبت شدهاند.
آیا میتوان گفت که سیزدهبدر اساساً در منابع تاریخی و کهن نیز کمتر ثبت شده و به همین دلیل در ادبیات جدید هم بازتاب محدودی داشته است؟
تا حدی بله. در منابع کهن ایرانی اشارههای مستقیمی به سیزدهبدر به شکل امروزی آن کمتر دیده میشود. در برخی پژوهشها گفته میشود که این آیین ادامه سنتهای کهن مربوط به پایان جشنهای نوروزی و خروج از فضای رسمی نوروز است. در واقع، نوروز در ایران باستان مجموعهای از جشنها بود که چندین روز ادامه داشت و پایان آن نیز با نوعی آیین جمعی همراه بود.
با این حال، آنچه امروز به نام سیزدهبدر میشناسیم بیشتر محصول تحولات فرهنگی در دورههای بعدی است. به همین دلیل، منابع مکتوب کهن درباره آن محدودند و بیشتر اطلاعات ما از طریق مطالعات مردمشناسی و فرهنگ عامه به دست آمده است.
یعنی میتوان گفت سیزدهبدر بیشتر یک آیین مردمی بوده تا یک آیین رسمی؟
دقیقاً همینطور است. بسیاری از آیینهایی که در متون رسمی ثبت شدهاند، آیینهایی بودهاند که دربارها، نهادهای مذهبی یا ساختارهای رسمی اجتماعی در آنها نقش داشتهاند. اما سیزدهبدر اساساً آیینی مردمی است. این مراسم در فضای عمومی و در میان خانوادهها و گروههای اجتماعی شکل گرفته و به همین دلیل بیشتر در حافظه جمعی مردم باقی مانده تا در اسناد رسمی.
همین ویژگی باعث شده که پژوهش درباره آن دشوارتر باشد. زیرا منابع مکتوب محدودند و پژوهشگر باید به سراغ روایتهای محلی، تاریخ شفاهی و مطالعات مردمنگارانه برود.
آیا این وضعیت در ادبیات داستانی نیز دیده میشود؟ یعنی نویسندگان داستان و رمان هم کمتر به این آیین پرداختهاند؟
بله، این مسئله در ادبیات داستانی هم دیده میشود. اگر آثار داستانی معاصر را مرور کنیم، صحنههای مربوط به نوروز یا شب یلدا نسبتاً فراواناند، اما اشاره به سیزدهبدر بسیار محدود است. در حالی که این روز از نظر اجتماعی یکی از پررنگترین لحظات تقویم فرهنگی ایرانیان است.
یکی از دلایل این موضوع شاید این باشد که نویسندگان اغلب به دنبال لحظات نمادین و دراماتیک در روایتهای خود هستند. نوروز به عنوان آغاز سال و لحظه تحویل سال چنین ویژگیای دارد. اما سیزدهبدر بیشتر با فضای تفریحی و جمعی همراه است و شاید کمتر به عنوان یک لحظه دراماتیک در روایتهای داستانی مورد توجه قرار گرفته باشد.
با این حال، آیا نمیتوان گفت که همین فضای جمعی میتواند ظرفیتهای داستانی قابل توجهی داشته باشد؟
قطعاً همینطور است. سیزدهبدر از نظر روایتپردازی ظرفیتهای بسیار زیادی دارد. این روز معمولاً با گردهمایی خانوادهها، حضور نسلهای مختلف در کنار هم و شکلگیری موقعیتهای اجتماعی متنوع همراه است. چنین فضایی میتواند بستری مناسب برای روایت داستانهای اجتماعی و خانوادگی باشد.
به علاوه، در بسیاری از مناطق ایران آیینها و بازیهای خاصی در سیزدهبدر برگزار میشود که میتواند برای نویسندگان بسیار الهامبخش باشد. اما متأسفانه این ظرفیتها کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
آیا این خلأ در حوزه پژوهش و نشر نیز دیده میشود؟ یعنی کتابهای پژوهشی درباره سیزدهبدر هم محدودند؟
بله، اگر فهرست کتابهای منتشرشده درباره نوروز و آیینهای آن را بررسی کنیم، میبینیم که تمرکز اصلی بر خود نوروز، هفتسین و آیینهای آغاز سال است. در حالی که درباره سیزدهبدر آثار مستقلی بسیار کم منتشر شده است.
بیشتر کتابهایی که به سیزدهبدر اشاره کردهاند، آن را به عنوان بخشی از مجموعه آیینهای نوروزی معرفی کردهاند و کمتر به طور مستقل به بررسی تاریخ، کارکردهای اجتماعی و تحولات این آیین پرداختهاند. این موضوع نشان میدهد که هنوز جای پژوهشهای جدی در این زمینه خالی است.
آیا میتوان گفت صنعت نشر نیز در این زمینه کمکاری کرده است؟
صنعت نشر تا حد زیادی تابع تقاضای بازار و جریانهای پژوهشی است. وقتی پژوهشهای دانشگاهی یا طرحهای پژوهشی در یک حوزه محدود باشد، طبیعی است که کتابهای منتشرشده نیز محدود باشند. با این حال، ناشران فرهنگی و پژوهشی میتوانند نقش فعالتری در این زمینه داشته باشند.
به ویژه در حوزه کتابهای عمومی و فرهنگ عامه، هنوز ظرفیتهای زیادی برای معرفی آیینهایی مانند سیزدهبدر وجود دارد. انتشار کتابهایی درباره تاریخچه این آیین، روایتهای محلی و تحولات آن در دوره معاصر میتواند به غنای منابع فرهنگی کشور کمک کند.
به نظر شما پرداختن به این موضوع چه اهمیتی برای جامعه امروز ایران دارد؟
آیینها بخشی از حافظه فرهنگی هر جامعه هستند. آنها نه تنها نشاندهنده شیوه زندگی و باورهای مردم در گذشتهاند، بلکه به شکلگیری هویت فرهنگی در زمان حال نیز کمک میکنند. وقتی آیینی مانند سیزدهبدر که در زندگی روزمره میلیونها نفر حضور دارد، در منابع مکتوب و ادبی کمتر بازتاب پیدا میکند، در واقع بخشی از حافظه فرهنگی جامعه ثبت نمیشود.
از این نظر، توجه بیشتر به این آیین میتواند به شناخت بهتر فرهنگ ایرانی کمک کند. ثبت روایتهای محلی، بررسی تحولات تاریخی و بازتاب این آیین در ادبیات و هنر میتواند تصویر کاملتری از فرهنگ نوروزی ایران ارائه دهد.
آیا میتوان امیدوار بود که در سالهای آینده پژوهشها و کتابهای بیشتری درباره این موضوع منتشر شود؟
نشانههایی از این روند دیده میشود. در سالهای اخیر توجه به مطالعات فرهنگ عامه و مردمشناسی در ایران افزایش یافته و برخی پژوهشگران به ثبت آیینها و سنتهای محلی پرداختهاند. اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً در آینده شاهد انتشار آثار بیشتری درباره آیینهایی مانند سیزدهبدر خواهیم بود.
در عین حال، رسانههای فرهنگی و تخصصی حوزه کتاب نیز میتوانند با طرح چنین پرسشهایی توجه پژوهشگران و ناشران را به این موضوع جلب کنند. گفتوگو درباره خلأهای موجود در منابع فرهنگی، نخستین گام برای پر کردن این خلأهاست.
اگر بخواهید یک توصیه به نویسندگان و پژوهشگران داشته باشید، چه میگویید؟
به نظر من آیینهای فرهنگی ایران هنوز ظرفیتهای ناشناخته زیادی برای پژوهش و روایت دارند. سیزدهبدر تنها یکی از نمونههای این ظرفیتهاست. نویسندگان، پژوهشگران و ناشران میتوانند با توجه بیشتر به این حوزه، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس ایران را ثبت و معرفی کنند. این کار نه تنها به غنای منابع فرهنگی کشور کمک میکند، بلکه میتواند به شناخت بهتر جامعه ایرانی و تحولات فرهنگی آن نیز بینجامد.
نظرات