سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در میانه بحرانی که ابعاد نظامی، سیاسی و روانی آن بهطور همزمان بر جامعه سنگینی میکند، صنعت نشر ایران بار دیگر در موقعیتی قرار گرفته که تنها با شاخصهای اقتصادی قابل بررسی نیست. این حوزه، به تعبیر دقیقتر، به یکی از میدانهای «کنش فرهنگی» تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، روایت، حافظه و هویت، به اندازه زیرساخت و بازار اهمیت پیدا میکنند.
محمدتقی حقبین، فعال حوزه نشر، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران، نقطه عزیمت تحلیل خود را «وضعیت خاص» کنونی میداند؛ وضعیتی که بهگفته او با «تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشور» تعریف میشود. این تعریف، بلافاصله یک چارچوب معنایی برای نقشآفرینی اهالی نشر ترسیم میکند: «در این شرایط، وظیفه ناشران، کتابفروشان و بهطور کلی اهالی نشر، حفظ تاریخ شفاهی، تقویت همبستگی و روحیه جمعی است.» آنچه در این گزاره برجسته است، جابهجایی نقش نشر از یک صنعت تولید کالا به یک نهاد حافظ حافظه و بازتولیدکننده سرمایه اجتماعی است.
برای فهم این جابهجایی، حقبین به تجربه هشت سال دفاع مقدس ارجاع میدهد؛ تجربهای که در آن، بهگفته او، «ناشران و کتابفروشان در کنار دیگر آحاد مردم قرار میگرفتند، نمایشگاه برگزار میکردند و کتابها را به جبههها میفرستادند.» این ارجاع، صرفاً یادآوری یک گذشته تاریخی نیست، بلکه نوعی الگوی تحلیلی ارائه میدهد: در شرایط جنگی، نشر زمانی مؤثر است که از موقعیت منفعل خارج شده و به بخشی از زیست روزمره جامعه تبدیل شود.
در همین چارچوب، نقش نویسندگان نیز بازتعریف میشود. حقبین تأکید میکند که در دوران دفاع مقدس، «نویسندگان دست به قلم شدند و اقدامات نیروهای مسلح و حضور مردمی را ثبت کردند.» این تأکید، بر اهمیت «ثبت همزمان رویداد» دلالت دارد؛ امری که در ادبیات مطالعات جنگ، بهعنوان یکی از عوامل شکلگیری روایتهای معتبر شناخته میشود. در واقع، فاصله گرفتن از لحظه وقوع رویداد، همواره با خطر تحریف یا فراموشی همراه است و به همین دلیل، حضور فعال نویسندگان در متن بحران، اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
یکی از محورهای کلیدی در تحلیل حقبین، مفهوم «حضور مردم» است؛ مفهومی که او آن را نقطه اشتراک میان جنگ هشتساله و شرایط کنونی میداند. به گفته او، «اگر حضور مردم نبود، جبههها نمیتوانستند موفق شوند» و امروز نیز «از اولین روزهای تجاوز، مردم هر روز در صحنه حضور فعال دارند.» این تأکید، از منظر جامعهشناسی فرهنگی، به نقش مردم اشاره دارد. در چنین شرایطی، نشر نهتنها بازتابدهنده این حضور است، بلکه میتواند آن را تقویت و جهتدهی کند.
حقبین، برای تقویت این استدلال، به تاریخ مواجهه ایران با تجاوز خارجی اشاره میکند و میگوید: «تاریخ ایران در همه تجاوزها نشان داده که مردم نقش مهمی داشتهاند... امروز هزاران و میلیونها دلواری داریم.» این پیوند میان گذشته و حال، در واقع تلاشی برای ساختن یک «روایت تداومی» است؛ روایتی که در آن، کنش امروز مردم، امتداد منطقی تاریخ تلقی میشود. چنین روایتی، در صورت بازنمایی مؤثر در کتاب و ادبیات، میتواند به تقویت حس هویت و تعلق کمک کند.
در کنار این ابعاد هویتی، حقبین به یک لایه مهم دیگر نیز اشاره میکند: اخلاق جنگ. او با تأکید بر اینکه «نیروهای مسلح با وجود مشاهده عملیات ناجوانمردانه دشمن، کاملاً مردانه و با اخلاق عمل میکنند»، تلاش میکند تصویری متمایز از کنش نظامی ارائه دهد؛ تصویری که قابلیت تبدیل شدن به سرمایه روایی در ادبیات و نشر را دارد. از منظر تحلیلی، این بخش از سخنان او، به امکان شکلگیری «ادبیات اخلاقی جنگ» اشاره دارد؛ ادبیاتی که فراتر از روایت خشونت، بر ارزشها و اصول انسانی تأکید میکند.
با این حال، شاید مهمترین بخش گفتوگوی حقبین، جایی است که بهطور مشخص به وظایف عملی اهالی نشر میپردازد. او پیشنهاد میکند که ناشران «کتابهای تاریخی را بهصورت گسترده، حتی در قالب کتابچههای کوچک» منتشر کنند و تأکید دارد که «لازم نیست کتابها قطور باشد.» این پیشنهاد، در نگاه نخست، یک توصیه فنی به نظر میرسد، اما در واقع بازتاب یک تغییر عمیق در الگوی مصرف فرهنگی در شرایط بحران است. در چنین شرایطی، مخاطب بهدنبال محتوایی است که سریع، قابل حمل و قابل فهم باشد؛ محتوایی که بتواند در زمان کوتاه، معنا و زمینه لازم را منتقل کند.
علاوه براین، حقبین به پویایی بازار کتاب نیز اشاره میکند و با قدردانی از کتابفروشان میگوید: «باز بودن کتابفروشیها و در دسترس بودن کتاب در شرایط جنگی، یک موفقیت است.» او همچنین از تداوم فعالیت مراکز پخش و ارسال کتاب به شهرستانها خبر میدهد و این روند را نشانهای از آن میداند که «مردم در همین شرایط هم از کتاب استقبال میکنند.» این گزاره، از منظر اقتصادی، شاید به معنای رونق بازار نباشد، اما از منظر فرهنگی، نشاندهنده تداوم تقاضا برای معنا و روایت است.
در مجموع، آنچه از دل این گفتوگو برمیآید، تصویری چندلایه از صنعت نشر در شرایط جنگی است: صنعتی که همزمان با محدودیتهای اقتصادی و عملیاتی مواجه است، اما در عین حال، فرصتی برای ایفای نقش تاریخی خود پیدا کرده است. نقشهایی چون ثبت حافظه جمعی، بازنمایی حضور مردم، انتقال ارزشهای اخلاقی و فراهم کردن بسترهای جدید برای دسترسی به دانش و روایت.
اگر این نقشها بهدرستی درک و تقویت شوند، نشر میتواند از یک صنعت آسیبپذیر، به یک بازیگر فعال در مدیریت فرهنگی بحران تبدیل شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که بخش مهمی از تجربه زیسته این روزها، بدون ثبت و تحلیل، از دست برود. به بیان دیگر، آنچه امروز در میدانهای واقعی و ذهنی در حال وقوع است، فردا به تاریخ تبدیل خواهد شد؛ و این صنعت نشر است که تعیین میکند این تاریخ چگونه روایت شود.
نظر شما