سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در روزهایی که سایه بحران و نااطمینانی بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند، کنشهای فرهنگی کوچک اما معنادار، بیش از همیشه اهمیت پیدا میکنند. یکی از این کنشها، شکلگیری پویشهای مردمی برای اهدای کتاب به مناطق آسیبدیده است؛ پویشهایی که در سالهای اخیر، بهویژه در شرایط جنگ و بحران، با تمرکز بر کتابهایی با مضمون ایران، هویت ملی و میهندوستی، ابعاد تازهای به خود گرفتهاند.
این پویشها، در ظاهر، حرکتی ساده و انساندوستانهاند: جمعآوری کتاب از سوی شهروندان و ارسال آن به مناطقی که زیرساختهای فرهنگیشان آسیب دیده است. اما در لایههای عمیقتر، با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را تلاشی برای بازسازی فرهنگی و روانی جامعه قلمداد کرد.
در شرایطی که جنگ یا بحران، نهتنها خانهها و زیرساختها، بلکه احساس امنیت، تعلق و هویت را نیز هدف قرار میدهد، کتاب میتواند به ابزاری برای ترمیم این شکافها تبدیل شود.
البته میدانیم انتخاب نوع کتابها اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از این پویشها بهطور آگاهانه بر آثاری تمرکز میکنند که به نوعی با مفهوم «ایران» پیوند دارند؛ از رمانها و داستانهایی با پسزمینه تاریخی و ملی گرفته تا کتابهای کودک و نوجوان با مضامین هویت، سرزمین و همبستگی. این انتخاب، صرفاً یک ترجیح محتوایی نیست، بلکه پاسخی است به یک نیاز اجتماعی: بازتعریف و تقویت حس تعلق در شرایط بحران.
یکی از فعالان این حوزه که در یکی از پویشهای اخیر مشارکت داشته، میگوید: «ما فقط کتاب نمیفرستیم؛ ما داریم روایتهایی از امید، ریشه و تعلق را منتقل میکنیم.» این نگاه، نشان میدهد که پویشهای اهدای کتاب، از سطح یک اقدام خیریه فراتر رفته و به نوعی مداخله فرهنگی هدفمند تبدیل شدهاند.
از منظر جامعهشناختی، این پدیده را میتوان در چارچوب «تابآوری فرهنگی» تحلیل کرد. تابآوری، صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت پیشین نیست، بلکه توانایی سازگاری و بازسازی در مواجهه با بحران است. کتاب، بهعنوان یک رسانه فرهنگی، میتواند نقش مهمی در این فرآیند ایفا کند: از ایجاد فضاهای ذهنی امن برای فرار موقت از واقعیت گرفته تا تقویت روایتهای جمعی که به افراد کمک میکند خود را بخشی از یک کل بزرگتر ببینند.
علاوه بر این نقش مردم و شبکههای غیررسمی نیز قابل توجه است. برخلاف بسیاری از برنامههای فرهنگی، این پویشها اغلب بهصورت خودجوش و با تکیه بر شبکههای اجتماعی شکل میگیرند. گروههای کوچک دوستانه، کتابفروشیهای محلی، و حتی کاربران عادی شبکههای اجتماعی، به کنشگرانی تبدیل شدهاند که هر یک به سهم خود در این جریان مشارکت میکنند. این ویژگی، به پویشها نوعی انعطافپذیری و پویایی، میبخشد که در شرایط متغیر بحران، بسیار کارآمد است.
با این حال، این پدیده خالی از چالش نیست. یکی از مهمترین مسائل، تناسب کتابها با نیاز مخاطبان است. در برخی موارد، کتابهایی ارسال میشوند که نه از نظر سنی و نه از نظر محتوایی، با شرایط و نیازهای مخاطبان همخوانی ندارند. همچنین، نبود زیرساختهای مناسب برای توزیع و دسترسی، میتواند اثربخشی این تلاشها را کاهش دهد. به همین دلیل، برخی کارشناسان بر ضرورت هدایت و ساماندهی این پویشها تأکید میکنند؛ بدون آنکه از ماهیت مردمی و خودجوش آنها کاسته شود.
از سوی دیگر، تمرکز بر مضامین ملی و میهندوستانه نیز نیازمند دقت و ظرافت است. اگر این مضامین، شعاری و یکسویه ارائه شوند، ممکن است نهتنها اثرگذاری لازم را نداشته باشند، بلکه به نوعی فاصلهگذاری در مخاطب منجر شوند. در مقابل، آثاری که با زبانی داستانی، انسانی و چندلایه به مفهوم «وطن» میپردازند، میتوانند ارتباط عمیقتری با مخاطب برقرار کنند.
در مجموع، پویشهای مردمی اهدای کتاب به مناطق آسیبدیده را میتوان یکی از نشانههای زنده بودن سرمایه اجتماعی در جامعه دانست. این پویشها، نشان میدهند که حتی در سختترین شرایط، میل به همدلی، مشارکت و بازسازی، همچنان در میان مردم وجود دارد. کتاب، در این میان، نهفقط یک کالا، بلکه پلی است میان گذشته و حال، میان فرد و جمع، و میان ویرانی و امید.
شاید نتوان با قطعیت گفت که یک کتاب تا چه اندازه میتواند زخمهای یک بحران را التیام بخشد، اما میتوان گفت که در دل هر کتابی که به دست یک کودک یا نوجوان در منطقهای آسیبدیده میرسد، امکانی نهفته است: امکان دیدن جهانی فراتر از بحران، و باور به اینکه هنوز میتوان با امید به فردا اندیشید.
نظر شما