محتشم مومنی (سامان) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در اراک با مروری بر تاریخچه جنگها بیان کرد: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم از همان آغازین روزهایی که انسان پا بر آن نهاده است، عرصه جنگهای خانمانسوز بیشماری بوده و در طول تاریخ کمتر روزی را میتوان پیدا کرد که در گوشهای از این کره خاکی نائره جنگ برافروخته نبوده باشد.
مروری بر تاریخچه جنگها
وی ادامه داد: با مروری کوتاه بر تاریخ جهان در همین یکی دو قرن اخیر به جنگهای جهانی و منطقهای بسیاری بر میخوریم که زندگی را به کام جهانیان تلخ کرده و سرمایههای مادی و معنوی فراوانی را بر باد داده است.
ریشه جنگها چیست؟
مومنی با طرح پرسش بنیادین مبنی بر اینکه ریشه جنگها چیست؟ افزود: آنچه در این میان همواره مورد سؤال بوده این است که بهراستی چه عواملی باعث آتش افروزی و شعلهور شدن آتش جنگ میشوند؟ البته ناگفته پیداست که در شعلهور شدن آتش جنگ عوامل زیادی دخالت دارند و نمیتوان آنها را به یک یا چند عامل محدود کرد ولی با اندکی تعمّق میتوان تمامی این عوامل را در دو عامل اساسی و زیر بنایی خلاصه کرد: قدرت و جهل.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه عرفان اضافه کرد: به عبارت دیگر تمامی عوامل دیگری که در طول تاریخ باعث جنگافروزی شده اند از قبیل: زیاده خواهیها، انتقامجوییها و … زیر مجموعه این دو عامل یعنی قدرت و جهل بوده و هستند.
ترکیب جهل و قدرت؛ خطر اصلی
وی با تاکید بر اینکه باید دانست که هر یک از این دو نیز به تنهایی و بدون دیگری نمی توانند عاملی برای آتش افروزی و برپا کردن جنگ باشند، گفت: در این راستا نه قدرت به تنهایی میتواند کاری از پیش ببرد و نه جهل به تنهایی و بدون برخورداری از سلاح و قدرت، توانایی جنگ افروزی دارد. ولی آنگاه که این دو دست به دست هم میدهند باید چشم انتظار جنگی فراگیر، ویرانگر و خانمانسوز همچون دو جنگ جهانی معاصر بود که سرمایههای مادّی و معنوی بی شماری را بر باد می دهد و این درست همان مطلبی است که مولوی نیز بدان اشاره کرده و در دفتر ششم مثنوی با ذکر تمثیلی زیبا این مطلب را یادآور می شود.
تمثیل مولوی درباره کودکان ناآگاه و پیران بی ادب
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه گفت: مولوی در این تمثیل یادآور می شود که کودکان اگر چه به خاطر تجربیات اندک زندگی و همچنین اطلاعات و معلومات ناچیز، نسبت به بزرگسالان از جهل و نادانی برخوردارند ولی جهل آنها از آنجا که با قدرت و توانایی همراه نیست ضرر و زیان چندانی در پی نداشته و توانایی جنگ افروزی ندارد ولی بر خلاف آنها بزرگسالان و پیران جاهل که از تهذیب نفس و ادب انسانی برخوردار نیستند چون جهلشان آمیخته با تجربیات فراوان و قدرت و توانایی است، در فتنه انگیزی و آتشافروزی ید طولایی دارند و با بهره گیری از این دو، دست به آتش افروزی می زنند و جنگ های خانمانسوزی را به جامعه بشری تحمیل می کنند که خسارات مادّی و معنوی بسیاری را در پی دارد:
کودک اندر جهل و پندار و شکیست
شُکر باری قوّت او اندکیست
طفل را استیزه و صد آفتست
شُکر این که بیفن و بیقوّتست
وای ازین پیران طفل ناادیب
گشته از قوّت بلای هر رقیب
چون سلاح و جهل جمع آید به هم
گشت فرعونی جهان سوز از ستم
نتیجهگیری مولوی: فرعونی تازه از دل جهل و قدرت
وی در ادامه تصریح کرد: از منظر مولوی تجمیع دو عنصر قدرت (سلاح) و جهل آنچنان مخرّب است که هرگاه در یک فرد (یا یک گروه) جمع شوند از او بیدادگری همچون فرعون میسازند که جهانی را در آتش بیداد خود میسوزاند و فدای امیال شیطانی و هواهای نفسانی و توهّمات خود می کند. از همین روست که عارفانی همچون او در تمامی آثار نظم و نثرشان همواره بر آگاهی و مسلح شدن به سلاح علم و اندیشه و دوری از جهل و نادانی تأکید کرده اند زیرا نخستین قدم برای دوری از هر گونه جنگ و اختلافی دانایی است و هر جا پای دانایی به میان آید، جنگ و اختلافی هم بروز نخواهد کرد همچنانکه سعدی نیز در گلستان به این مطلب اشاره کرده و چنین آورده است:
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان بوحشت سخت گوید
خردمندش بنرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکش و آزرم جویی
وگر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد بگسلانند
این نویسنده و پژوهشگر حوزه عرفان بیان کرد: حاصل سخن آنکه با نگاهی عمیق و از روی تأمّل به ریشههای جنگهای خانمانسوز تاریخ بشر به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی آنها در یک چیز خلاصه می شود: جمع شدن قدرت و جهل در یکجا و یا یک فرد یا یک گروه است.
وظیفه اهالی فرهنگ و اندیشه در این روزها چیست؟
مومنی در پایان تصریح کرد: امیدوارم ما اهالی فرهنگ و اندیشه، مسئولیت تاریخیمان را فراموش نکنیم. اگر فرهنگسازی نکنیم، میدان را به جهل و قدرت میسپاریم. ادبیات کلاسیک ما سرشار از آموزههایی است که برای صلح، اخلاق و آگاهی نوشته شدهاند. بازخوانی این متون، نه صرفاً برای لذت ادبی، بلکه برای اصلاح اجتماعی، ضرورتی حیاتی است.
نظر شما