پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
عوامل جنگ افروزی زور مداران از منظر مولوی/هم‌نشینی قدرت و جهل، سرچشمه جنگ‌های تاریخ

مرکزی‌- نویسنده و پژوهشگر حوزه عرفان و ادبیات کلاسیک استان مرکزی با استناد به دیدگاه مولوی، جنگ‌های تاریخ بشر را حاصل هم زمانی دو عامل قدرت و جهل می‌داند و معتقد است هر جا این دو در فرد یا گروهی جمع شوند، آتشی ویرانگر بر پا خواهد شد.

محتشم مومنی (سامان) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در اراک با مروری بر تاریخچه جنگ‌ها بیان کرد: جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم از همان آغازین روزهایی که انسان پا بر آن نهاده است، عرصه جنگ‌های خانمان‌سوز بی‌شماری بوده و در طول تاریخ کمتر روزی را می‌توان پیدا کرد که در گوشه‌ای از این کره خاکی نائره جنگ برافروخته نبوده باشد.

مروری بر تاریخچه جنگ‌ها

وی ادامه داد: با مروری کوتاه بر تاریخ جهان در همین یکی دو قرن اخیر به جنگ‌های جهانی و منطقه‌ای بسیاری بر می‌خوریم که زندگی را به کام جهانیان تلخ کرده و سرمایه‌های مادی و معنوی فراوانی را بر باد داده است.

ریشه جنگ‌ها چیست؟

مومنی با طرح پرسش بنیادین مبنی بر اینکه ریشه جنگ‌ها چیست؟ افزود: آنچه در این میان همواره مورد سؤال بوده این است که به‌راستی چه عواملی باعث آتش افروزی و شعله‌ور شدن آتش جنگ می‌شوند؟ البته ناگفته پیداست که در شعله‌ور شدن آتش جنگ عوامل زیادی دخالت دارند و نمی‌توان آنها را به یک یا چند عامل محدود کرد ولی با اندکی تعمّق می‌توان تمامی این عوامل را در دو عامل اساسی و زیر بنایی خلاصه کرد: قدرت و جهل.

این نویسنده و پژوهشگر حوزه عرفان اضافه کرد: به عبارت دیگر تمامی عوامل دیگری که در طول تاریخ باعث جنگ‌افروزی شده اند از قبیل: زیاده خواهی‌ها، انتقام‌جویی‌ها و … زیر مجموعه این دو عامل یعنی قدرت و جهل بوده و هستند.

ترکیب جهل و قدرت؛ خطر اصلی

وی با تاکید بر اینکه باید دانست که هر یک از این دو نیز به تنهایی و بدون دیگری نمی توانند عاملی برای آتش افروزی و برپا کردن جنگ باشند، گفت: در این راستا نه قدرت به تنهایی می‌تواند کاری از پیش ببرد و نه جهل به تنهایی و بدون برخورداری از سلاح و قدرت، توانایی جنگ افروزی دارد. ولی آنگاه که این دو دست به دست هم می‌دهند باید چشم انتظار جنگی فراگیر، ویرانگر و خانمانسوز همچون دو جنگ جهانی معاصر بود که سرمایه‌های مادّی و معنوی بی شماری را بر باد می دهد و این درست همان مطلبی است که مولوی نیز بدان اشاره کرده و در دفتر ششم مثنوی با ذکر تمثیلی زیبا این مطلب را یادآور می شود.

تمثیل مولوی درباره کودکان ناآگاه و پیران بی ادب

این نویسنده و پژوهشگر در ادامه گفت: مولوی در این تمثیل یادآور می شود که کودکان اگر چه به خاطر تجربیات اندک زندگی و همچنین اطلاعات و معلومات ناچیز، نسبت به بزرگسالان از جهل و نادانی برخوردارند ولی جهل آنها از آنجا که با قدرت و توانایی همراه نیست ضرر و زیان چندانی در پی نداشته و توانایی جنگ افروزی ندارد ولی بر خلاف آنها بزرگسالان و پیران جاهل که از تهذیب نفس و ادب انسانی برخوردار نیستند چون جهل‌شان آمیخته با تجربیات فراوان و قدرت و توانایی است، در فتنه انگیزی و آتش‌افروزی ید طولایی دارند و با بهره گیری از این دو، دست به آتش افروزی می زنند و جنگ های خانمانسوزی را به جامعه بشری تحمیل می کنند که خسارات مادّی و معنوی بسیاری را در پی دارد:

کودک اندر جهل و پندار و شکیست

شُکر باری قوّت او اندکیست

طفل را استیزه و صد آفتست

شُکر این که بی‌فن و بی‌قوّتست

وای ازین پیران طفل ناادیب

گشته از قوّت بلای هر رقیب

چون سلاح و جهل جمع آید به هم

گشت فرعونی جهان سوز از ستم

نتیجه‌گیری مولوی: فرعونی تازه از دل جهل و قدرت

وی در ادامه تصریح کرد: از منظر مولوی تجمیع دو عنصر قدرت (سلاح) و جهل آنچنان مخرّب است که هرگاه در یک فرد (یا یک گروه) جمع شوند از او بیدادگری همچون فرعون می‌سازند که جهانی را در آتش بیداد خود می‌سوزاند و فدای امیال شیطانی و هواهای نفسانی و توهّمات خود می کند. از همین روست که عارفانی همچون او در تمامی آثار نظم و نثرشان همواره بر آگاهی و مسلح شدن به سلاح علم و اندیشه و دوری از جهل و نادانی تأکید کرده اند زیرا نخستین قدم برای دوری از هر گونه جنگ و اختلافی دانایی است و هر جا پای دانایی به میان آید، جنگ و اختلافی هم بروز نخواهد کرد همچنانکه سعدی نیز در گلستان به این مطلب اشاره کرده و چنین آورده است:

دو عاقل را نباشد کین و پیکار

نه دانایی ستیزد با سبکسار

اگر نادان بوحشت سخت گوید

خردمندش بنرمی دل بجوید

دو صاحبدل نگه دارند مویی

همیدون سرکش و آزرم جویی

وگر بر هر دو جانب جاهلانند

اگر زنجیر باشد بگسلانند

این نویسنده و پژوهشگر حوزه عرفان بیان کرد: حاصل سخن آنکه با نگاهی عمیق و از روی تأمّل به ریشه‌های جنگ‌های خانمانسوز تاریخ بشر به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی آنها در یک چیز خلاصه می شود: جمع شدن قدرت و جهل در یکجا و یا یک فرد یا یک گروه است.

وظیفه اهالی فرهنگ و اندیشه در این روزها چیست؟

مومنی در پایان تصریح کرد: امیدوارم ما اهالی فرهنگ و اندیشه، مسئولیت تاریخی‌مان را فراموش نکنیم. اگر فرهنگ‌سازی نکنیم، میدان را به جهل و قدرت می‌سپاریم. ادبیات کلاسیک ما سرشار از آموزه‌هایی است که برای صلح، اخلاق و آگاهی نوشته شده‌اند. بازخوانی این متون، نه صرفاً برای لذت ادبی، بلکه برای اصلاح اجتماعی، ضرورتی حیاتی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها