محمد علمدار در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، افزود: برای درک بهتر این موضوع، کافی است به کتابهایی که با موضوع جنگ نوشته شدهاند نگاهی بیندازیم. آثاری چون «در جبهه غرب خبری نیست» اثر اریش ماریا رمارک و «نبرد من» اثر آدولف هیتلر، نمونههای برجستهای در این زمینه هستند.
وی تصریح کرد: وجه مشترک میان این آثار، چه نوشتاری و چه سینمایی، این است که متجاوز سرانجام محکوم به شکست است. این شکست، شاید خاصیت خون بیگناهان و در نگاهی موشکافانهتر، جبر تاریخ و عدالت باشد.
این پژوهشگر و نویسنده با تأکید بر اهمیت درک عمیقتر این مفاهیم، مطالعه شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی و تاریخ بیهقی را فانوس راه بشر امروزی، به ویژه انسان آزاده و نژاده ایرانی، دانست.
علمدار بیان کرد: فلات آریایی و این خاک پاک، سختیها و جنگهای بسیاری را از سر گذرانده است، اما هرگز تسلیم نشده و همچون ققنوس، دوباره سر برآورده و این بار نیز سرافراز و با افتخار از این آزمون سخت بیرون خواهد آمد. آنچه تا ابد جاوید و ماندگار خواهد بود، ایران است.
وی برای آرامش خاطر و اطمینان از پیروزی نهایی حق، پناه بردن به قرآن و تلاوت آن را پیش و بیش از هر چیز توصیه کرد و افزود: پس از قرآن، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی و مثنوی معنوی مولوی میتوانند منبعی عظیم برای آثار روحی، روانی مثبت، امیدبخش و تقویت روحیه باشند.
علمدار در ادامه به معرفی رمانهای تأثیرگذار در حوزه جنگ و مقاومت پرداخت و گفت: رمانهایی همچون «دا» و «پایی که جا ماند» از جمله کتابهای الهامبخش در موضوع جنگ و مقاومت در برابر تهاجم ظالمانه دشمنان هستند. در حوزه داستان کوتاه نیز آثار متعددی با این موضوع به چاپ رسیده است.
وی در پایان به یکی از آثار خود با موضوع جنگ تحمیلی و مقاومت اشاره کرد و افزود: جستارها و داستانهایی نظیر «سفر به قطعهی اصحابالشهدا و یادگار دوست»، ضمن ایجاد حس همکاری و همیاری و ارتقای روحیه ظلمستیزانه، واجد شرایط ادبیات اقلیمی و جغرافیای جنگ نیز هستند.
نظر شما