سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ موسیقی فولک یکی از اصیلترین جلوههای فرهنگی هر ملت است؛ هنری که نهتنها بیانگر زیباییهای هنری و روایتهای محلی است، بلکه نقش مهمی در شکلگیری و تقویت انسجام اجتماعی دارد. این نوع موسیقی، برخلاف قالبهای رسمی و پیچیده، ریشه در زندگی روزمره مردم دارد و از دل تجربهها، آیینها و خاطرات جمعی یک جامعه شکل میگیرد.
همین پیوند عمیق با زیست واقعی مردم باعث میشود موسیقی فولک به یک ابزار مهم برای ایجاد احساس همبستگی و هویت مشترک تبدیل شود. به ویژه هنگامی که این موسیقیها در دوران دفاع از وطن نواخته میشوند، حس عمیقتری از تعلق به یک سرزمین و فرهنگ مشترک را در دل مردم ایجاد میکنند؛ به مردم یادآوری میکنند که برای چه چیزی میجنگند، حس غرور منطقهای را با حس هویت ملی در هم میآمیزد و مردم را به یاد ریشههای مشترکشان میاندازد.
بسیاری از ترانههای فولکلور، روایتگر داستانهای قهرمانان گذشته، مبارزات با دشمنان و سرودهای حماسی هستند. این ترانهها، که اغلب ریتم تند و شورانگیزی دارند، میتوانند به خوبی مفاهیم ایثار، شجاعت، پایداری و فداکاری را منتقل کنند. موسیقی به ویژه موسیقی فولکلور که با خاطرات و احساسات شخصی افراد گره خورده است و زمان جنگ میتواند به عنوان یک عامل آرامشبخش و امیدآفرین عمل کند. یادآوری زیباییها و فرهنگ غنی سرزمین، حتی در دل سختیها، میتواند امید به پیروزی و بازسازی آینده را زنده نگه دارد.
نخستین عامل تأثیرگذار، پیوند میان موسیقی فولک و تاریخ مشترک مردم است. بسیاری از ترانههای فولک روایتگر شادیها، غمها، تلاشها و چالشهایی هستند که گروههای مختلف اجتماعی در طول نسلها تجربه کردهاند. هنگامی که این روایتها در قالب آواز و ملودی بازآفرینی میشوند، افراد احساس میکنند که بخشی از یک داستان دیرینهتر و گستردهتر هستند؛ داستانی که آنها را با شهروندان مناطق دیگر، با گذشته خود و حتی با نسلهای آینده پیوند میدهد.
از سوی دیگر، موسیقی فولک نقش مهمی در ساخت و تقویت هویت فرهنگی مشترک ایفا میکند. هر کشور، مجموعهای از فرهنگها و زبانهای گوناگون است، اما موسیقی فولک با حفظ و بازتاب این تنوع، تصویری واحد و منسجم از فرهنگ ملی ارائه میدهد. گوش سپردن به نغمههای فولک مناطق مختلف حتی اگر متعلق به محل زندگی فرد نباشد، نوعی آشنایی و احساس تعلق به کل سرزمین را ایجاد میکند. این احساس، زمینهای قوی برای همدلی و همسرنوشتی میان مردم به وجود میآورد.
نقش موسیقی فولک در آیینها و مناسبتهای جمعی نیز بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از جشنها و آئینها، از مراسم برداشت محصول تا آیینهای فصلی و گردهماییهای خانوادگی با موسیقی فولک جان میگیرند. ریتمهای تکرارشونده و امکان مشارکت همگانی در اجرا، تجربهای مشترک خلق میکند که افراد را در یک احساس، یک حرکت و یک لحظه به هم پیوند میزند. این لحظههای مشترک، انسجام عاطفی و اجتماعی را تقویت میکنند و به مردم یادآوری میکنند که بخشی از یک اجتماع گستردهتر هستند.
سادگی و قابلفهم بودن موسیقی فولک نیز خود بهتنهایی عاملی مهم برای گسترش همدلی است. برخلاف موسیقیهای پیچیده یا تخصصی، فولک معمولاً با ملودیهای ساده و ریتمهای آشنا ساخته میشود، و همین ویژگی باعث میگردد همه بتوانند در آن مشارکت کنند. این مشارکت جمعی چه در قالب همخوانی، چه اجرا یا حتی حرکت با ریتم احساس همصدا بودن و نزدیکی را افزایش میدهد و شکافهای اجتماعی را کاهش میدهد.
مثلا موسیقی لری و بختیاری، با ریتمهای کوبنده و ملودیهای حماسی یا عاشقانه، بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی این اقوام ایران است. ترانههایی که دربارهی کوچ، طبیعت، عشق و شجاعت خوانده میشوند، حس تعلق عمیقی به سرزمین و ایل ایجاد میکنند. اجرای موسیقی در آیینهایی مانند عروسیها، سوگواریها و مناسبتها، افراد را گرد هم میآورد و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی را تقویت میکند. «ساز و آواز» در این مناطق، اغلب به صورت جمعی و با مشارکت گسترده انجام میشود.
موسیقی بلوچی، با سازهایی مانند دُهُلک و سورنای و همچنین آوازهای خاص، بیانگر زندگی، تاریخ و فرهنگ غنی مردم بلوچ است. ترانههایی که در وصف دلاوریها، عشق، طبیعت کویری و سختیهای زندگی خوانده میشوند، حس همبستگی عمیقی میان بلوچهای ساکن در ایران ایجاد کرده است. این موسیقی در مراسمهای مهم مانند عروسی که با رقصها و آیینهای خاص همراه است، نقشی مهمی در گرد هم آوردن جامعه و تقویت حس مشترک ایفا میکند.
همچنین موسیقی کُردی با تنوع منطقهای خود مانند سورانی، هورامی، کلهری، ستون فقرات هویت فرهنگی کردهای ایران است. آوازهای «هوره» یا «مُقَمی» با آن لحن خاص و اندوهناک، روایتگر تاریخ پر فراز و نشیب این مردم است. رقصهای دایرهای با همراهی دف و تنبور، در مراسمهای شاد و جشنها، افراد را از سنین و مناطق مختلف کنار هم میآورد و حس اتحاد و همبستگی را عمیقتر میکند. ترانههای حماسی کردی نیز در مواقع لزوم، روحیهی مقاومت و همبستگی را در جامعه تقویت کردهاند.
موسیقی نواحی جنوبی ایران هم که شامل استانهای هرمزگان، بوشهر و بخشهایی از خوزستان میشود، رنگارنگ، پرانرژی و سرشار از بیان احساسات است. اشعار این موسیقی اغلب به زبان محلی است و داستانهایی از زندگی روزمره، دریا، عشق و دلتنگی را بیان میکند که برای همه مردم منطقه قابل درک و ملموس است. این درک مشترک، پیوند فرهنگی را عمیقتر میکند.
یا موسیقی فولکلور آذری، در میان مردمان آذریزبان ایران، از غنای فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است و نقش مهمی در حفظ هویت و ایجاد همبستگی ایفا میکند. این موسیقی با داشتن ریشههای عمیق تاریخی و تنوع سبکی، همواره بخشی جداییناپذیر از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم آذربایجان بوده است. بسیاری از ترانههای فولکلور آذری، اشعار بسیار غنی و پرمحتوایی دارند که اغلب از شاعران بزرگ کلاسیک یا ترانهسرایان محلی الهام گرفته شدهاند.
این اشعار بیانگر عشق، وطنپرستی، اندوه، شادی و مفاهیم عمیق انسانی هستند. این نوع موسیقی با داشتن موغامهای باشکوه، سنت عاشیقنوازی، رقصها و ترانههای شاد و اشعار پرمحتوا، حس غرور ملی را تقویت میکند و میراثی گرانبها از گذشته است.
در این میان برخی از نویسندگان علاقهمند به این حوزه نیز پژوهشهایی در زمینه موسیقی اقوام ایرانی انجام داده اند.
کتاب «چشم انداز موسیقی ایران» نوشته ساسان سپنتا، نگاهی جامع به تاریخ موسیقی ایران از دوران باستان تا دوره قاجار دارد. نویسنده این کتاب فرزند عبدالحسین سپنتا کارگردان فیلم دختر لر، نخستین فیلم ناطق تاریخ سینمای ایران بود. این نویسنده در این کتاب نه تنها تاریخچه موسیقی ایرانی را شرح میدهد بلکه به معرفی و بررسی زندگی هنرمندان موسیقی در دوره قاجار و پهلوی نیز میپردازد. همچنین، این کتاب تحلیلی دقیق بر آثار موسیقی دورههای مختلف دارد.
مولف در این کتاب از رویکردهای فنی و آزمایشگاهی استفاده کرده و با بازیافت صوتی آثار ضبط شده، سبک و شیوهی نوازندگان و خوانندگان مشهور را مورد مطالعه، تحلیل، و مقایسه قرار داده است. او نکات توجهی را ارائه داده که به درک بهتر موسیقی ایرانی کمک میکنند. این کتاب توسط موسسه فرهنگی و هنری ماهور منتشر شده است.

به هر حال، موسیقی فولک بستری برای حفظ و انتقال ارزشها و حکمتهای نسلهای گذشته است. ترانههای فولک اغلب حامل پیامهایی درباره همبستگی، کار جمعی، اخلاق و باورهای فرهنگی هستند. این انتقال فرهنگیِ غیررسمی، پیوندی میان نسلها ایجاد میکند و تداوم معنایی فرهنگ را تضمین میسازد.
همین تداوم ارزشها، حس مشترک بودن و همدلی میان افراد را تقویت میکند. این نوع موسیقی نه فقط یک میراث شنیداری، بلکه نیرویی فرهنگی برای ایجاد وحدت، صمیمیت و همدلی در میان مردم است که با روایت تاریخ، تثبیت هویت مشترک، خلق تجربههای جمعی و انتقال ارزشها، نقشی پایدار در حفظ انسجام اجتماعی و تقویت احساس تعلق به جامعه دارد.
نظر شما