جمعه ۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۲
راهکارهای شاهنامه برای عبور از ایام عسرت

خراسان‌رضوی - سوال مهمی که این روزها برای ما مطرح است این است که چگونه ایرانیان‌باستان در دل آشوب‌های تاریخی تاب می‌آوردند و چه پاسخی برای چالش‌های زمانه خود داشتند؟ حامد مهراد، شاهنامه‌پژوه خراسانی ضمن معرفی شاهنامه به عنوان «کتاب بالینی» ملت ایران، از درس‌های عقلانیت و هویت در این اثر سخن می‌گوید که می‌تواند چراغ راه ملت در شرایط خطیر کنونی باشد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مرجانه حسین‌زاده: در روزهایی که صدای غرشِ جنگ، در پس‌زمینه زندگی روزمره ایران قرار گرفته، نگاه‌ها دوباره به سوی گنجینه‌های کهن این دیار دوخته شده است. تاریخی که در آن، ایرانیان نستوه، همواره در گذرگاه‌های سخت زمان، از آشوب جنگ تا هجوم ناآرامی‌ها، در دل پهنه حماسی شاهنامه، مرهمی بر زخم‌ها و راهنمایی برای عبور یافته‌اند. شاهنامه، نه تنها آیینه‌ای از گذشته، که بوستانی است برای اندیشیدن به حال و رهنمایی به سوی آینده.

در این زمانه پرسش‌برانگیز، که نیاز به درکی عمیق‌تر از ریشه‌های تاب‌آوری ملی بیش از پیش احساس می‌شود، به سراغ یکی از پژوهشگران شاهنامه یعنی حامد مهراد، شاهنامه‌پژوه، دکترای زبان و ادبیات‌فارسی و نخستین مدیر مسئولِ نشریه علمی تخصصی «گنج کهن» رفتیم تا چراغ راه ما در این جست‌وجو باشد. او نویسنده آثاری چون «۲۵ سال»، «سخن‌هایِ دانندگان»، «دانش و رامش؛ شاه‌بیت‌ها و شاه‌کارهایِ شاهنامه» و بسیاری آثار و مقالات تخصصی است و سال‌هاست که مشغول تعمق در شاهنامه، حوادث و ابیات آن است.

پرسشِ اساسیِ این روزهایِ ما این است که در میان طنین جنگ، چگونه می‌توانیم به شاهنامه مراجعه کنیم؟ مراجعه به این گنجِ بی‌پایان چه کمکی به ما خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه، ایرانیان باستان در روزگاران مشابه جنگ و آشوب، چگونه واکنش نشان می‌دادند و راه عبور از بحران را چگونه می‌یافتند؟ حامد مهراد، با تکیه بر دانش عمیق خود از شاهنامه، پاسخی روشن به این پرسش‌ها ارائه داد و گفت:


در روزهایی که ایران، آبستن تحولات خطیر است و صدای غرشِ جنگ، در پس‌زمینه زندگی روزمره، نوای بلاتکلیفی و تردید را در دل مردمان می‌پروراند، نگاه‌ها دوباره به سوی گنجینه‌های کهن این دیار دوخته شده است. تاریخی که در آن، ایرانیان نستوه، همواره در گذرگاه‌های سخت زمان، از آشوب جنگ تا هجوم ناآرامی‌ها، در دل پهنه حماسی شاهنامه، مرهمی بر زخم‌ها و راهنمایی برای عبور یافته‌اند. شاهنامه، نه تنها آیینه‌ای از گذشته، که بوستانی است برای اندیشیدن به حال و رهنمایی به سوی آینده.

در این زمانه پرسش‌برانگیز، که سرنوشت جمعی ما در هاله ابهام فرو رفته و نیاز به درکی عمیق‌تر از ریشه‌های تاب‌آوری ملی بیش از پیش احساس می‌شود، به سراغ یکی از پژوهشگران شاهنامه یعنی حامد مهراد، شاهنامه‌پژوه، دکترای زبان و ادبیات‌فارسی و نخستین مدیر مسئولِ نشریه علمی تخصصی «گنج کهن» رفتیم تا چراغ راه ما در این جستجو باشد. او نویسنده آثاری چون «۲۵ سال»، «سخن‌هایِ دانندگان»، «دانش و رامش؛ شاه‌بیت‌ها و شاه‌کارهایِ شاهنامه» و بسیاری آثار و مقالات تخصصی است و سال‌هاست که مشغول تعمق در شاهنامه، حوادث و ابیات آن است.

راهکارهای شاهنامه برای عبور از ایام عسرت

پرسشِ اساسیِ این روزهایِ ما این است که در آستانه آینده‌ای نامعلوم و در میان طنین جنگ، چگونه می‌توانیم به شاهنامه مراجعه کنیم؟ مراجعه به این گنجِ بی‌پایان چه کمکی به ما خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه، ایرانیان باستان در روزگاران مشابه جنگ و آشوب، چگونه واکنش نشان می‌دادند و راه عبور از بحران را چگونه می‌یافتند؟ حامد مهراد، با تکیه بر دانش خود از شاهنامه، پاسخی روشن به این پرسش‌ها ارائه داد و گفت: در زمانه عسرت و بحران «عقلانیت» و «هویت» نسخه‌های شاهنامه هستند.

ایرانیان در آشوب‌ها و دشواری‌ها به شاهنامه مراجعه کرده‌اند

وی شاهنامه را کتاب بالینی ایرانیان در تاریخ فرهنگی‌شان دانست و اظهار کرد: ما در دشواری‌ها، پیروزی‌ها، در آشوب‌ها، پستی و بلندی‌ها همواره به شاهنامه مراجعه کرده‌ و این کتاب را باز کرده‌ایم تا جواب سوال‌هایمان را در این کتابِ ارجمند بیابیم.

مهراد بیان کرد: پاسخ به این پرسش که حماسه چیست و چه کارکردی در روزگار مدرن و عصر جدید دارد،گفت‌وگوی مفصلی است که در این مصاحبه نمی‌گنجد اما گفته‌اند که «حماسه‌ها حاصل شکستی بزرگ یا آرمانی باشکوه هستند»، ملتی که یکی از این دو را تجربه کرده باشد، دارای حماسه است. برخی ملت‌ها نیز که هردو را تجربه کرده‌اند، حماسه‌های بزرگی دارند و حماسه ما یعنی شاهنامه شامل هر دو این موارد است. تلاش حکیم توس برای سرودن شاهنامه آن هم در زمانه‌ای که فردوسی به سر می‌برد نیز، گویای همین مهم است.

شاهنامه به مثابه فلسفه تاریخ

این شاهنامه‌پژوه گفت: از سویی دیگر ارزش شاهنامه در حدیثی دیگر هم هست و آن تفاوت شاهنامه با سایر کتاب‌های تاریخِ ایران است. فردوسی شاهنامه را به مثابه فلسفه تاریخ سروده نه فقط به عنوان تاریخ اساطیری، پهلوانی و توالی رویدادها، نشانه این نکته که فردوسی به تاریخ به چشم یک «فلسفه» می‌نگریسته، اهمیت پرسش‌هایی است که لابه‌لای حوادث، داستان‌ها و اتفاقات مطرح می‌کند، او پرسش‌گری می‌کند، یعنی به دنبال توالی حوادث نیست. در ابتدای شاهنامه و در حدیثِ گردآوردن شاهنامه، فردوسی از دلایلش برای چرایی سرودن تاریخ ایرانیان می‌گوید و از منابع، حامیان و شاهنامه‌های پیش از خودش می‌گوید و نقل می‌کند:

بپرسیدشان از کیان جهان

وزان نامداران فرّخ گوان

که گیتی به آغاز چون داشتند؟

که ایدر به ما خوار بگذاشتند؟
چگونه سرآمد به نیک‎‌اختری

بر ایشان همه روز گندآوری

در زمانه جنگ و بحران به شاهنامه بازگردیم

این دکترای زبان و ادبیات فارسی در خصوص ابیات فوق عنوان کرد: این ابیات نشان می‌دهد که چرایی اتفاقات برای او مهم بوده. برای حکیم توس مهم بوده که چرا ملتی از فراز به نشیب سقوط می‌کند و چطور ممکن است از نشیب به فراز بازگردد، و این اهمیت شاهنامه و داستان‌های این کتاب سترگ است و همین نکته باعث می‌شود ما امروز از پسِ هزار سال، در روزگاری که دچار این جنگ و بحران و آشوب شده‌ایم به شاهنامه بازگردیم و پاسخ این پرسش را در شاهنامه بیابیم.

حامد مهراد با تقسیم تاریخ به دو دسته کلی گفت: برخی معتقد به این هستند که تاریخ خطی است و برخی معتقدند تاریخ تسلسل دارد. گروه اول معتقدند آنچه در گذشته رخ داده قرار نیست در آینده رخ بدهد و ما روی یک خط حرکت می‌کنیم و به عقب باز نمی‌گردیم. اما گروه دوم معتقدند می‌توانیم از تاریخ عبرت بگیریم و آنچه در تاریخ اتفاق افتاده می‌تواند امروز هم رخ بدهد و در آینده هم اتفاق بیفتد، پس می‌توانیم آینده را تاحدودی پیش‌بینی کنیم.

اغلب کتب تاریخی «نخبه‌گرا» هستند

وی افزود: در یک تقسیم بندی دیگر تاریخ‌ها را وقتی در کنار یکدیگر قرار می دهیم هرچه به گذشته می‌رویم و به روزگار نخست تاریخ‌نویسی ایران که بر می‌گردیم، می بینیم اغلب کتب تاریخی «نخبه‌گرا» هستند به این معنی که در منابع تاریخی، تاریخِ «نخبگان» به رشته تحریر در آمده و باز از میان نخبگان، نخبگان‌سیاسی مورد توجه بوده‌اند، یعنی تاریخ ما بر محور کنش و واکنش های پادشاهان نوشته شده و همین موضوع تاریخ مارا تشکیل داده است.

راهکارهای شاهنامه برای عبور از ایام عسرت

ایفای نقش مردم در تاریخ معاصر

این نویسنده و پژوهشگر ابراز کرد: بعدها وقتی جلوتر می‌رویم در کنار تاریخِ نخبه‌گرا، شاهد ایفای نقش نخبگان فکری هم در متون تاریخی هستیم. تا اینکه در روزگار مدرن و بعد از تاریخ‌مشروطه به مرور به «تاریخ خرد» می‌رسیم که شامل تاریخ‌اجتماعی و کنش‌های مردم است، یعنی از این زمان به بعد، وقتی اتفاق بزرگی در کشور رخ داده، امید، آرزو و نظرِ مردم کف خیابان و عوام جامعه را هم در کتب تاریخی‌مان می‌بینیم. اینکه مردم عادی چه فکری در سر می‌پروراندند، چه راهکاری برای برون‌رفت از مشکلات‌شان در سر داشتند. لذا در کتب تاریخی روزگار نخست ایران، تنها شاهد کنش‌های شاهان و نخبگان سیاسی هستیم و ردپایی از مردم عادی نیست تا امروز ببینیم هزار سال قبل وقتی کشور در شرایط مشابه امروز بوده، مردم پیش از این چه کردند تا ما هم همین کار را بکنیم.

وی با اشاره به اینکه شاهنامه در سده‌های نخستین اسلام نوشته شده، تاکید کرد: اما این کتاب، تاریخی است که فقط نخبه‌گرا نیست و به کنش‌های مردم هم اشاره کرده، اگر نیک در این اثر ارجمند بنگریم، می‌بینیم که در روزگار عسرت مردم چه می‌کردند، چه خواسته‌ها، آمال و آرزوهایی داشته‌اند.

مهراد بیان کرد: وقتی از زمانه عسرت، تنگنا و هنگامه آشوب حرف می‌زنیم، از انوع و اقسام آن می‌گوییم که در شاهنامه تمام این انواع و اقسام موجود است، یعنی مسائلی نظیر قحطی و خشکسالی، جنگ‌های تاریخی، ستیز با دشمن خارجی و... تمام این گرفتاری‌ها در شاهنامه موجود است.

«رستگاری با شاهنامه» و «رستگاری در شاهنامه»

این مدرس شاهنامه گفت: اینجا پرسشی پیش می‌آید و آن این است که ایرانیِ امروز با رجوع به شاهنامه به دنبال چه چیزی می‌گردد؟ این پرسش دو پاسخ می‌تواند داشته باشد، اولی «رستگاری با شاهنامه» و دومی «رستگاری در شاهنامه» است. در زمانه عسرت، گزاره اول به این تاکید دارد که امروز نفسِ خواندن‌شاهنامه (نه لزوما عبرت‌گرفتن از داستان‌های شاهنامه) آیا اصلا به رستگاری و برون‌رفت از مشکلات کمک می‌کند؟

ضرورت کاربست خرد در زمانه آشوب و بحران

وی ادامه داد: گزاره دوم بر این تاکید دارد که «رستگاری در شاهنامه» چطور اتفاق افتاده است؟ یعنی ما به یک رویداد مشخص در شاهنامه رجوع کنیم و ببینیم ایرانیان چه راه برون‌رفتی را طی کردند؟ نکته جالب اینجاست که ما چه بخواهیم به «رستگاری با شاهنامه» و چه به «رستگاری در شاهنامه» تمرکز کنیم و به آن بیندیشیم، راهکار و کلید ماجرا یکی است و آن کاربست «خرد» است، شاهنامه یعنی اینکه ما از گذشته بیاموزیم، امروز آموزه‌هایمان را به کار ببریم و برای ساختن فردا تلاش کنیم، همان فلسفه تاریخ شاهنامه که در آغاز این کتاب سترگ گفته شده است «بپرسیدشان از کیان جهان .. از آن نامداران فرخ مهان»

تعصب و یک‌سونگری پیامدهای فقدان روحیه پرسش‌گری

مهراد بیان کرد: این سه گزاره به همراه کاربستِ خرد کلید همه ماجراهایی است که شاهنامه پیشنهاد و توصیه می‌کند و این اتفاق نخواهد افتاد، مگر با همین روحیه پرسش‌گری. اگر با پرسش‌گری، تردید و بازنگری رخ ندهد، هر ملتی دچار گرفتاری در چرخه باطلی خواهد شد که تعصب و یک‌سونگری تنها یکی از پیامدهای آن است، ما این نوع از خردورزی و نفی تعصب را در شاهنامه زیاد می‌بینیم. نفی تعصب و کاربست خردورزی راهکار برون‌رفت از شرایط آشوب و بحران در شاهنامه است.

راهکارهای شاهنامه برای عبور از ایام عسرت

«عقلانیت» و «هویت» نسخه‌های شاهنامه در ایام عسرت هستند

این پژوهشگر شاهنامه عنوان کرد: بنابراین به تعبیر سیاست‌مداران و جامعه‌شناسان در زمانه عسرت و بحران «عقلانیت» و «هویت» نسخه‌های شاهنامه هستند. این نسخه هویت یا چیستی، آن چیزی است که با گزاره «رستگاری با شاهنامه» به دست می‌آید. شاهنامه خواندن، جدای از اینکه به چه داستانی مراجعه کنیم گوهر «هویت» را در ما تقویت کرده و می‌تواند ما را به رستگاری برساند، و نسخه عقلانیت هم با گزاره «رستگاری در شاهنامه» به دست می‌آید به این معنی که ما با خواندن داستان‌های شاهنامه به چگونگی و ضرورت کاربستِ خرد در تک تک ماجراها می‌رسیم.

ایرانیان در سختی‌ها و مشکلات به شاهنامه امید بسته‌اند

وی اظهار کرد: ایرانیان در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، با همین دو نسخه از بحران‌ها عبور کرده‌اند، به همین دلیل شاهنامه را کتاب بالینی ایرانیان ذکر کرده‌اند و به همین دلیل ما در تمام سختی‌ها و مشکلات، به شاهنامه امید بسته‌ایم. برای همین در شب‌های تاریک یلدا، سر سفره نوروز و در روزهای روشن به شاهنامه مراجعه کردیم و شاهنامه خواندیم.

حامد مهراد گفت: این پیام شاهنامه است « که ایران چو باغیست خرم بهار» یعنی با تمام این فراز و نشیب‌ها آنچه به جا می‌ماند ایران است، پس چه بهتر که با «عقلانیت» و «هویت»، ایرانیانِ خوبی برای این مادر وطن باشیم چراکه:

دریغ است ایران که ویران شود.. کنام پلنگان و شیران شود

هنر نیز ز ایرانیان است و بس.. ندارند کرگ ژیان را به کس
نخوانند بر ما کسی آفرین.. چو ویران بود بومِ ایران زمین

نمانیم کاین بوم ویران کنند.. همی غارت از شهر ایران کنند

که ایران چو باغی‌ست خرم‌بهار.. شکفته همیشه گلِ کامکار

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها