سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): این روزها کشور درگیر جنگ است و سایه تهدید بر سر شهرها سنگینی میکند. خبرهای تلخ، انفجارها و آتشهای بیوقفه بسیاری را خانهنشین کرده اما در دل همین روزهای سخت کتابفروشیهای کرج همچنان دورازههایی باز دارند به سوی آرامش.
در حالی که انتظار میرود هراس از حملات، خیابانها را به سکوتی مطلق وادار کند، ویترین کتابفروشیهای این شهر همچنان چراغی روشن در میانه تاریکی هستند. این باز بودن درها، تنها یک فعالیت صنفی ساده نیست؛ بلکه پیامی روشن از تداوم زندگی و مقاومت فرهنگی در برابر هجمهای است که میکوشد آرامش روانی جامعه را از بین ببرد.
مراجعه مستمر مردم به این مراکز فرهنگی در میانه دلهرههای جنگ، نشان از پناه بردن به کلمات برای یافتن معنا و امید دارد. حضور مصمم علاقهمندان در داخل کتابفروشیهای کرج ثابت میکند که در سختترین لحظات تاریخ نیز، آگاهی و ادبیات سنگری امن برای روحهای خسته است.

ما هنوز به دنبال کلمات و آرامش لای کتابها میگردیم
این گزارش به بررسی اتمسفر حاکم بر کتابفروشیهای سطح شهر و انگیزه شهروندانی میپردازد که ترجیح میدهند به جای غرق شدن در اخبار هولناک، ورقهای کاغذی را به عنوان همدم روزهای دشوار خود برگزینند.
دیروز که از خیابان شهید بهشتی کرج رد میشدم، انتظار داشتم زیر سایه سنگین اخبار جنگ، با خیابانی خلوت روبهرو شوم؛ اما واقعیتِ این روزهای کرج چیز دیگری است. با وجود تمام دلهرهها، چراغهای «شهرِ کتاب» همچنان روشن بود و رفتوآمد مردم در میان قفسهها نشان میداد که زندگی با تمام توان در این شهر جریان دارد. این باز بودن درها در پرترددترین نقطه شهر، فراتر از یک کسبوکار ساده، شبیه به یک لجبازی شیرین با ناامیدی است؛ پیامی که میگوید حتی وقتی آسمان غرش میکند، ما هنوز به دنبال کلمات و آرامش لای کتابها میگردیم.
حضور آدمهایی که در میان شلوغیِ همیشگی خیابان بهشتی، راهشان را کج میکنند تا سری به کتابهای تازه بزنند، ثابت میکند که ادبیات در روزهای سخت، یک پناهگاه است.

در گوشهای از کتابفروشی، خانمی حدوداً ۳۵ ساله را دیدم که با دقت مشغول بررسی رمانهای پیشخوان بود. جلو رفتم و از او پرسیدم در این شرایط که همه مدام گوشی به دست هستند و اخبار را دنبال میکنند، چطور سر از کتابفروشی درآورده است؟ لبخندی زد و گفت: راستش را بخواهید، دیگر توان شنیدن اخبار را نداشتم. از دیروز گوشیام را کنار گذاشتم چون احساس میکردم این حجم از خبرهای تلخ دارد من را از پا درمیآورد.
وی ادامه داد: به نظرم آدم در روزهای جنگ بیشتر از هر زمان دیگری به یک پناهگاه نیاز دارد؛ جایی که بشود برای چند ساعت هم که شده، از دنیای واقعی و صدای آژیر و اخبار انفجار فاصله گرفت.
وی همچنین گفت: آمدم اینجا تا با خواندن یک داستان، کمی آرامش پیدا کنم. فکر میکنم کتاب تنها چیزی است که در این روزها میتواند به آدم یادآوری کند که هنوز زیبایی و امید هم در این دنیا وجود دارد.

فرهنگ مطالعه نباید تعطیل شود
با این حال در عظیمیه مجتمع مهرادمال روایت کمی متفاوت بود، شعبه نشر چشمه البرز با اینکه مثل همیشه باز و آماده بود اما فضای خلوتتری داشت؛ حیدر مظلوم، مدیر این شعبه در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پاسخ به این پرسش که در شرایط فعلی و شروع جنگ وضعیت کتابفروشی چگونه است؟ گفت: با شروع جنگ مردم بیشتر خانهنشین شدهاند تا امنیت خود را حفظ کنند.
وی در ادامه گفت: ما تصمیم گرفتیم درهای فروشگاه را باز نگه داریم. بله مراجعه کمتر شده است اما نمیشود کتابفروشی را تعطیل کرد.
مدیر فروشگاه نشر چشمه شعبه استان البرز اضافه کرد: شاید امروز فقط دو نفر کتاب بخرند اما همین که بمانیم یک پیام میدهد؛ فرهنگ مطالعه نباید تعطیل شود.
باز ماندن این درها در روزهایی که سایه جنگ بر سر شهر سنگینی میکند، خودش یک نشانه بزرگ از امید است. درست است که جنگ خیلیها را خانهنشین کرده، اما همین که چراغ بزرگترین کتابفروشیهای کرج خاموش نشده، یعنی هنوز سنگری برای فرهنگ و آگاهی وجود دارد.
نظر شما