سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۲
وسط آشوب‌ها با نوشتن معنا بسازیم

خراسان رضوی – واژه واژه وطن را می‌توان، با قلم و دستان چیره‌دست هنرمندان،نویسندگان، نوازندگان، نقاشان، شکوفا کرد. می‌توان وسط آشوب، با خلق کردن، با نوشتن معنا ساخت و نگذاشت رنج آخرین جمله داستان زندگی‌مان باشد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - زری ابو، نویسنده: وقتی نام وطن به میان می‌آید، اشک دور چشمانمان حلقه میزند... واژه وطن تنها معنای سرزمین را حمل نمی‌کند، بلکه وطن ریشه‌ای عمیق در جانمان تنیده است، ریشه‌ای محکم همچون عشق مادر به فرزند.

امکان ندارد ریشه‌هایمان را در خاک وطن محکم کرده باشیم و برای آزادی‌اش جان بر کف نباشیم. وطن، حتی اگر غبارآلود باشد، آزادی‌اش گران‌بهاترین میراثی است که نسل‌ها برای آن جنگیده‌اند تا مبادا سر سوزنی از جگرگوش‌اشان به‌دست نااهلان، بی‌شرفان و بی‌بُته‌ها بیُفتد.

عشق به وطن را می‌توان در بوته آزمایش قرار داد. آن هم زمانی که همه‌چیز به هم ریخته است و دستان غاصب اهریمنان به‌دنبالش هستند... آن‌روزهاییی که دلها غبارآلود و آینده تیره و مبهم است. روزهایی که شناخت حق از باطل به نازکی مو می‌مان. باری، حال سوال این است که، در این روزهای ترس،فشار،بی‌ثباتی و ناامیدی جمعی... من...تو...او...ما و شما چگونه دِینِ خود به وطن را اَدا خواهیم کرد؟ با دست در دستان شیطان‌صفتان قرار دادن و مُهر سکوت بر لبان زدن؟ یا حرکتی خودجوش هرچند اندک برای پاسداشت از اصالتمان و نشان دادن هویتمان برداشتن؟

شوربختانه خیلی‌هایمان باور داریم که سهم‌مان در این روزهای درهم تنیده، همچون آب راکد توقف است. یعنی دست از رویاهایمان کشیدن و تن به مرگ تدریجی دادن... در حالی که فلاسفه معتقد هستند زندگی هیچگاه توقفی ندارد یا با ما یا بدون ما ساخته می‌شود.

واژه واژه وطن را می‌توان، با قلم و دستان چیره‌دست هنرمندان،نویسندگان، نوازندگان، نقاشان، شکوفا کرد. می‌توان وسط آشوب، با خلق کردن، با نوشتن معنا ساخت و نگذاشت رنج آخرین جمله داستان زندگی‌مان باشد. به قول آلبرکامو که می‌گوید: «در میانه زمستان فهمیدم در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر وجود دارد».

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مریم اسمعیلون IR ۱۰:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۱
    برای کودکان دبستان ماتم می نویسم کودکانی که پاره های پیکرشان قلب هایمان را شکافت کودکانی که مادرانشان نتوانستند برای آخرین بار آنها را سیر در آغوش بگیرند قبل از آن که آن ها را راهی قبر های کوچکشان کنند باز دنیا نگاه میکند، نمی شود این همه قساوت و وحشی گری را نادیده گرفت،نمی شود سکوت کرد زمانی نگاه های حیران و متعجبمان به کودکان غزه بود وغم آن ها قلب هایمان را می فشرد وحالا کودکان سرزمین خودمان ایرانمان باید تاوان پس دهند،به کدامین گناه؟ از گلوی مادران وپدران نیمه جانشان که صدایی در نمی آید،چطور صدایشان شویم؟ ما هم داغداریم،داغدار آخرین جمله روی تخته سیاه،داغدار نگاه های نگران و آن چشم های زیبای کوچک که در آخرین لحظات به معلمشان پناه برده بودند بدون حضور گرم مادر،داغدار دست ها وپاهای لرزان کوچکشان اندوه کم نیست،آن کیف های صورتی کوچک نباید آن گونه خون آلود میشد. کودکان عزیز ایران،پدر ومادرها یتان وهزاران هزار قلب بیدار در دنیا هرگز شما را فراموش نخواهند کرد آرام بخوابید وبرای ایرانمان دعا کنید. م.اسمعیلون ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ نویسنده کتاب کودک ونوجوان
  • نازنین محمدی. هنرجو نویسندگی IR ۰۱:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
    این روزها چشمهام به اهالی نوشتن بود که هیچکی حرفی نزد. به سلبریتی ها بود که سکوت کردن. با خودم فکر کردم شاسد من دارم اشتباه میکنم. اما بعدش فهمیدم که خدا به هرکسی فرصتی میده و باید از اون فرصت استفاده کنه. فقط لجم گرفت که چرا ما به افرادی فرصت دادیم که الان تو صورت خودمون بالا بیارن... ممنونم از شما و نویسنده عزیزی که لاافل قدمی برای کشورشون برداشتن.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها