چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۵
کتابفروشی‌ها در جنگ؛ چراغی که در طوفان خاموش نمی‌شود

در شرایط بحران، مطالعه راهی برای مقاومت، آرامش و مدیریت استرس جامعه و تلاش کتابفروشان برای باز ماندن، پاسخی به نیاز روحی جامعه در شرایط بحرانی است.  

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنادر شرایطی که جامعه با چالش‌های متعددی دست‌وپنج نرم می‌کند و فضای عمومی از اخبار و رویدادهای خاصی، متاثر است؛ حرکت فرهنگی‌ها متوقف نمی‌شود. یکی از نمادهای این تداوم، فعالیت کتابفروشی‌هاست.

حضور فعال در میدان فرهنگ

مجموعه کتابفروشی خوارزمی، به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مراکز عرضه کتاب، نمونه‌ای عینی از این تلاش برای حفظ حیات فرهنگی است. رضا خجسته، مدیر این مجموعه، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تصویری از تلاش‌های شبانه‌روزی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه فرهنگ می‌تواند در سخت‌ترین شرایط دوام بیاورد. او تأکید دارد که با وجود همه مخاطرات و دشواری‌های موجود در روزهای اخیر، تصمیم بر آن بوده که چراغ این کتابفروشی خاموش نشود.

تلاشی برای پاسداشت جایگاه کتاب

رضا خجسته، با بیان اینکه طی روزهای اخیر همواره با همه مخاطرات تلاش کرده‌اند فروشگاه باز بماند، می‌گوید: «من خودم شخصاً هر روز حضور داشتم و همکاران من هم حضور داشتند و به ارائه و عرضه کتاب به کتاب‌دوستان مشغول بودیم.» این جملات ساده اما پُرمعنا، گویای تعهدی عمیق به فرهنگ کتاب و کتابخوانی است.

حضور فیزیکی مدیر و کارکنان در محل کار، زمانی که بسیاری از کسب‌وکارها با ترس و دودلی به تعطیلی فکر می‌کنند، پیامی روشن دارد: کتابفروشی تنها یک مغازه نیست، بلکه کانونی برای روشنگری و آرامش است. این حضور فعال، اطمینان‌خاطر را برای مخاطبان به همراه دارد که می‌دانند در این طوفان‌ها، پناهگاه فرهنگی آن‌ها باز است و به آن‌ها پشت نمی‌کند.

روشن نگه داشتن چراغ امید

استعاره «روشن نگه داشتن چراغ» در شرایط بحرانی، بار معنوی ویژه‌ای دارد. خجسته می‌افزاید: «در همه ایام ما فعالیت داشتیم و چراغ کتابفروشی را روشن نگه داشتیم و هر وقت مشتری می‌آمد ما پاسخگو بودیم.» این چراغ روشن، نمادی از امید و تداوم زندگی است.

در روزهایی که ممکن است مردم احساس تنهایی و اضطراب کنند، دیدن درب باز یک کتابفروشی و پذیرش گرم از سوی کارکنان، بهانه‌ای می‌شود برای خروج از فضای منفی خانه و غرق شدن در دنیای کلمات. کتابفروشی در این شرایط تبدیل به پناهگاهی می‌شود که در آن انسان‌ها می‌توانند برای ساعاتی دغدغه‌های جنگ و بحران را فراموش کنند و با شخصیت‌های کتاب‌ها همدم شوند.

اقتصاد فرهنگ در سایه ایستادگی

البته انکار این واقعیت ممکن است که شرایط بحرانی بر اقتصاد کتاب نیز تأثیر گذاشته باشد. خجسته ادامه می‌دهد: «فروش شاید به اندازه سابق نبود و نیست اما تلاش کردیم به فعالیت خود ادامه دهیم.» این کاهش فروش، بازتابی از شرایط اقتصادی و دغدغه‌های معیشتی مردم است که اولویت‌های خرید آن‌ها را تغییر داده اما نکته حائز اهمیت، تداوم فعالیت است.

ناشران و کتابفروشان با درک اینکه فرهنگ‌سازی یک فرآیند طولانی‌مدت است و نباید با نوسانات مقطعی متوقف شود، از ادامه کار مایوس نمی‌شوند. این ایستادگی اقتصادی، به نوبه خود به مردم انگیزه می‌دهد تا در حد توان خود از تولیدات فرهنگی حمایت کنند و چرخه نشر را متوقف نگذارند.

آمادگی برای استقبال از بهار

با وجود تمام سختی‌ها، کتابفروشی خوارزمی همچنان به برنامه‌های خود ادامه می‌دهد. خجسته گفت: «این کتابفروشی هر روز از صبح تا عصر باز است و در روزهای پایانی سال به علاقه‌مندان حوزه کتاب و کتابخوانی خدمات می‌دهد.» این برنامه‌ریزی برای روزهای پایانی سال، نشان‌دهنده نگاهی آینده‌نگرانه است.

روزهای پایانی سال، زمانی است که معمولاً شور و اشتیاق برای خرید و هدیه دادن بالا می‌گیرد، حضور مردم در کتابفروشی‌ها در این مقطع زمانی، می‌تواند پیامی از امید به آینده باشد. خرید کتاب به‌عنوان هدیه نوروزی، نه تنها به اقتصاد نشر کمک می‌کند، بلکه فرهنگ مطالعه را در خانواده‌ها تثبیت می‌کند.

کتاب، سپر دفاعی روح

در نهایت، آنچه از رفتار کتابفروشان و مردم در این روزها برمی‌آید، درک مشترک از اهمیت کتاب در شرایط بحرانی است. حضور در کتابفروشی‌ها و خرید کتاب، نوعی مقاومت نرم است. مقاومتی که در آن مردم با انتخاب کتاب به جای کالاهای دیگر، نشان می‌دهند که برای حفظ روحیه و هویت خود چه می‌کنند.

کتابفروشی‌هایی که چراغشان روشن است، فانوس‌های دریایی در اقیانوس متلاطم بحران‌ها هستند که راه را برای جامعه نشان می‌دهند تا با اتکا به دانش و فرهنگ، از این طوفان نیز سربلند بیرون آیند.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علیرضا فرهنگ IR ۱۴:۵۳ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۷
    اولین‌باری که وارد کتابفروشی خوارزمی شدم پاییز 1358 بود که جلد کتاب "مبانی زمین‌شناسی" اثر اوبروچف بر شیشه‌ی درب ورودی آنجا چسبانده شده بود که با اشتیاق جهت خریدش، وارد کتابفروشی شدم. آن زمان 16 ساله بودم و اکنون 62 ساله، و آن کتاب را همچنان در کنارم دارم. دلم می‌خواست این حرف‌ها را حضوری اکنون به جناب خجسته در همان کتابفروشی بزنم و بگویم که در این اوضاع بمباران، هر روز در اتاقم، در کنار انبوهِ کتابهایم هستم و تنهایشان نگذاشتم و اگر قرار باشد که خانه‌ام بر سرم ویران شود، می‌خواهم در زیر قفسه‌های کتاب‌هایم دفن شوم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها