اسدالله امرایی، از مترجمان پیشکسوت کشورمان در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با تاکید بر اینکه تعداد زیادی از آثار نویسندگان ایرانی ارزش مطالعه در تعطیلات نوروز را دارند و میتوانند اوقات فراغت جوانان را پرکنند، عنوان کرد: از این میان میتوانم به «عشق همین نیست» نوشته قاسمعلی فراست از انتشارات نیلوفر اشاره کنم که داستان کتاب از واگن مترو شروع میشود که دختری زیبا دل به عشق جوانی میبندد که برخلاف سایر مردان مجذوب زیبایی او نشده و لایق همدلی اوست.
وی افزود: کتاب دیگری که سال ۱۳۷۸ منتشر شده و از خواندنش بسیار لذت بردهام مجموعه داستان «دست تاریک، دست روشن» نوشته هوشنگ گلشیری است. همچنین اخیرا کتابهای «در تدارک زندگی نکرده» نوشته مائده مرتضوی و «چشمهای اینشتین» به قلم ساناز اسدی را پیشنهاد میکنم.
امرایی چندین کتاب ترجمه را نیز برای مطالعه در ایام نوروز پیشنهاد کرد و گفت: یکی از این آثار «خیابانی دنج در قلب مسکو» نام دارد که با ترجمه آبتین گلکار از سوی نشر ماهی عرضه شده است. نویسنده این اثر میخائیل آسارگین است و به روایتی از مصائب روشنفکران روس در جریان انقلاب روسیه میپردازد؛ روایتی که گاه از زبان یک موش، پرستو یا اشیای بیجان روایت میشود و راوی مرتب تغییر میکند. این داستان ماجرای یک خانواده روس است که سالهای جنگ جهانی اول و بعد انقلاب اکتبر و جنگ داخلی و سرکوب روشنفکران را مشاهده میکند.
وی ادامه داد: ترجمه دیگری از آبتین گلکار را نیز برای مطالعه نوروز پیشنهاد میکنم که «غوطه در آب» نام دارد. این اثر نوشته لیدیا چوکوفسکایا و یکی از کتابهای برجسته ادبیات روسیه استکه به تحلیل شرایط اجتماعی در دوران استالینیسم میپردازد.
این مترجم همچنین مطالعه رمان «جمهوری تابناک» نوشته آندرس باربا، داستاننویس اسپانیایی را با ترجمه سحر قدیمی پیشنهاد کرد و گفت: آندرس باربابه آن نسل از نویسندگان اسپانیایی زبان تعلق دارد که از واقعگرایی صرف به روایت تمثیلوار و فلسفی روی آوردند. کودک و کودکی در آثار استانی باربا نقش محوری دارند اما آنچه او تصویر میکند با باورهای متداول فاصله دارد. از این نویسنده پیشتر نوولای «بیدوز و کلک» در مجموعه برج بابل نشر چشمه منتشر شده بود.
وی افزود: در «جمهوری تابناک» دارودستهای از بچههای کمسن و سال د ر حاشیه شهری بینام حکومت خودمختار خودشان را تشکیل دادهاند. نه کسی میداند از کجا آمدهاند نه کسی میداند پدر و مادرشان کیست نه کسی میداند اموراتشان چهطور میگذرد. آنها با هیچ کس همکلام نمیشوند ، کمکی نمیطلبند و در برابر هر کنکاشی سرسختانه مقاومت میکنند. مقامات،مددکاران و خبرنگاران همه دنبال این هستند که از کارشان سردربیاورند تا سروسامانشان بدهند ولی وقتی راه به جایی نمیبرند عوض حل مسئله بیرحمانه صورت آن را پاک میکنند.«جمهوی تابناک» قصه کودکانی است که از کلیشهها سرباز میزنند و سرانجام به سرنوشتی هولناک و تلخ گرفتار میشوند.
نظرات