سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - حمید حسام، نویسنده: در جغرافیای واژگان دفاع مقدس، نقطه رهایی فقط، نقطه عزیمت به سوی هدف و آغاز رزم برای شکستن خط دشمن نبود. در نقطه رهایی از تعلقات رها شده بودیم. از معبر منیّتها عبور میکردیم و سینه به سینهی گلولهها میدادیم و چه میکُشتیم و چه کشته میشدیم، پیروز بودیم و میرسیدیم به مقام احدی الحسنیین.
فراز و فرود جنگ و غوغای تک و پاتک، مرتضی آوینیها را میخواست تا میراث ناب نقطهی رهایی را با قلم و رسانه به تاریخ برسانند. فرمانده قرارگاه قلم یادمان داد که مثل آوینی جنگ را در دل جنگ روایت کنیم. آقای تاریخ، همواره هشدار میداد که پس از خوابیدن غبار فتنهها، جنگ روایتها آغاز می شود و دشمن همانگونه که جنگ را تحمیل میکند، تاریخ را تحریف کرده و آنگونه که میخواهد مینویسد.
حالا که این روزها تمام ایمان در مقابل تمام کفر ایستاده، تمام ایران، نقطه رهاییست؛ هزاران نفر پای لانچرها، میلیونها نفر کف خیابانها، گوششان به فریاد تاریخی مثلی لا یبایع مثل یزید است.
برای مجاهدان جبهه قلم اما هر واژهای یک گلوله است. باید ققنوس قلم را از دل آتشفشان جنگ پرواز داد و همدوش سجیلها و فتاحها و عمادها اوج گرفت و صفحه صفحه هیهات من الذله ملت را نوشت.
و همین روزها باید نوشت، در متن حادثهها، لابلای هیاهوی انفجارها، چشم در چشم خانه ها، کاشانهها، مدرسهها و در لحظه انفجار سفرهی افطارها...
چراکه حال روایت ققنوسی که در متن آتش است تکرار ناشدنیست.
مشقهای فرمانده ادیب مان را مرور کنیم. حالا که نقطه نقطه ایران نقطه رهاییست، بنویسیم روزشمار عظمت و مظلومیت و ایمان و اقتدار این ملت تاریخ ساز را...
نظر شما