سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ چاپ ششم کتاب «نخبگان و توسعه در ایران»؛ اثر حسین شیخزاده دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، توسط انتشارات نسیم بامداد منتشر شده است.

همانگونه که در آغاز قرن بیستویکم، کشورهای در حال توسعه با پدیدههایی مانند سرعت روزافزون توسعه و گسترش ارتباطات و تبادل اطلاعات در عرصه جهانی شدن مواجه هستند و این ضعف آنهارا بیش از پیش نمایان ساخته؛ در ایران نیز به دلایل گوناگون، توسعه و پیشرفت به امری اجتنابناپذیر مبدل شده است.
الزاماتی همچون پاسخگویی مناسب به نیاز روزافزون اقشار گوناگون جامعه، برخورداری از جایگاه متناسب با شان ملت و البته تمدن دیرینه ایرانی، برخورداری ایرانیان از زندگی شرافتمندانه و ایجاد بسترهایی جهت نیل جامعه به معنویت و کمال نهایی، بیشک مستلزم بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
این اثر سعی به دنبال پاسخ به دو سوال اساسی میباشد که از حدود دویست سال پیش ذهن نخبگان و اقشار مختلف جامعه را به خود مشغول کرده است؛ اول اینکه چرا ما پیشرفت نکردیم و دیگر آنکه چگونه باید پیشرفت کنیم. نویسنده مبدا حرکت ذهن نخبگان ایرانی به سمت مسئله توسعه را، سوال معروف عباسمیرزا ولیعهد فتحعلیشاه از ژوبر فرانسوی میداند که خطاب به وی گفته بود: نمیدانم قدرتی که شما اروپاییهارا بر ما مسلط کرده و موجب ضعف ما و ترقی شما گشته چیست. مگر جمعیت، حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتابی که پیش از رسیدن به شما به ما میتابد تاثیرات مفیدش بر سر ما کمتر است؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان بوده خواسته شمارا بر ما برتری میدهد. گمان نمیکنم. اجنبی حرف بزن. بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار نمایم؟
در کتاب در ریشهیابی عوامل توسعهنیافتگی، از عواملی مانند ساختار سیاسی استبدادی، فرهنگ توسعهنیافته، دخالت استعمارگران، ضعف عملکرد شاهان و فرمانروایان و نقش مخرب نظام اقتصاد جهانی یاد شده است. همچنین راه برونرفت از این شرایط نیز طیف وسیعی از پاسخهارا در بر میگیرد؛ از پذیرش بی قیدوشرط شیوههای فرهنگی غربی تا مبارزه با استعمار و اعتلای فرهنگ بومی و مبارزه با غربزدگی.
پیرو اهمیت نخبگان در این مسئله، در کتاب به طور جداگانه به روشنسازی مفهوم نخبه و توسعه اشاره شده است. این اثر در شش فصل تدوین شده که در فصول اول ابتدا به مباحث تئوریک پرداخته و بهترتیب در فصول بعدی به نقش نخبگان قبل از انقلاب اسلامی در توسعه، نقش نخبگان ابزاری پس از انقلاب، نخبگان فکری در دوره جمهوری اسلامی، میزان اجماع نظر نخبگان و نقش آن در توسعه کشور و در نهایت الگویی مناسب برای توسعه همهجانبه در آینده پرداخته است.
آنچه در این اثر اهمیت دارد این موضوع بوده که ما در ایران علیرغم تلاشهای دویست ساله، هنوز به گمشده اصلی یعنی توسعه و پیشرفت دست نیافتهایم. چنانچه میبینیم بسیاری از کشورها پس از ما این حرکت را آغاز کرده و به مقصد نیز رسیدهاند اما ما همچنان اندرخم یک کوچهایم.
در این کتاب تلاش شده ضمن شناسایی عوامل توسعهنیافتگی، راهکارهایی نیز تبیین شده تا بتوان از تجربه گذشته به عنوان چشماندازی برای ترسیم آینده استفاده کرد. آنچه در این گزارش آورده شد تنها بخش کوچکی از مباحث فراوان کتاب در باب مسئله توسعه بود. علاقهمندان میتوانند جهت دسترسی به مباحث بیشتر به نسخه اصلی کتاب که توسط انتشارات نسیم بامداد منتشر شده مراجعه کنند.
نظر شما