به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، از زمان حمله عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی، یکی ازاهداف محوری دشمن انهدام صنعت نفت بود. دولت عراق که خود یک اقتصاد وابسته به نفت داشت، طبیعتا به خوبی میدانست که اقتصاد ایران بدون درآمدهای نفتی با دشواریهای فراوانی مواجه خواهد شد. لذا از ابتدا هدف دشمن این بود که مانع صادرات نفت ایران شود و با همین جهتگیری حمله به تاسیسات نفت ایران را در راس حملات نظامی خود قرار داد تا بدین صورت تولید نفت ایران را متوقف کند یا دستکم از میزان تولید نفت ایران بکاهد و مانع درآمدزایی ارزی ایران شود.
ضمن اینکه حتی اگر چنین هدفی هم در بین نبود، استانهای همجوار خاک عراق که ظبیعتا دشمن از آنجا وارد خاک ایران شد، اتفاقا همان استانهای نفتخیز هستند و خصوصا در آن زمان که میدانهای مستقل گازی توسعه پیدا نکرده بود، اکثر قریب به اتفاق تاسیسات تولیدات نفت و گاز در خوزستان یا سایر استانهای درگیر حنگ قرار داشتند.
در تمام دوران جنگ یکی از اهداف محوری دشمن پایانه صادراتی جزیره خارک بود که بیش از ۹۰ درصد نفت از آنجا انجام میشد. این جزیره حدود ۲۸۰۰ بار آماج حملات دشمن قرار گرفت. افزون بر تاسیسات صادراتی از همان اوایل جنگ کشتیهایی که نفت ایران را بارگیری میکردند آماج حمله قرار گرفتند. آمریکا و کشورهای اروپایی موشکهای پیشرفتهای را به این منظور در اختیار عراق قرار دادند. حمله به کشتیهای خریدار نفت ایران موجب افزایش شدید ریسک و نرخ بیمه و امتناع مراجعه کشتی خریداران به پایانههای اصلی صادراتی نفت ایران در جزیره خارک شد. دولت با وجود همه تنگناهای اقتصادی، به سرعت ناوگان شرکت ملی نفتکش را توسعه داد تا با خرید نفتکشهای غولپیکر انتقال نفت به خارج از منطقه جنگی را بر عهده گیرد. نفت به صورت کشتی به کشتی در خارج از منطقه جنگی به خریداران تحویل میشد و نفتکشهای شرکت نفت ملی مرتبا در مسیر در معرض تهدید و حملات دشمن بودند. عملیات انتقال کشتی به کشتی ابتدا در نزدیک جزیره نفتی سیری انجام میشد، اما بعد با تجهیز بیشتر نیروی هوایی رژیم بعثی توسط حامیان بینالمللی آن، حملات هوایی به جزیره سیری هم رسید. این عملیات تا پایان جنگ به منطقه هرمز منتقل شد و مسیر حمل نفت ناوگان شرکت نفتکش بسیار طولانیتر شد...
بعد از اینکه بمبارانها در خارک هم شدت گرفت، ایران منطقه دیگری را برای واردات فرآورده در نظر گرفت و آن منطقه بهرگان بود. این منطقه حدود ۱۲۰ کیلومتر با بوشهر فاصله دارد و در حدود ۷۰ کیلومتری گناوه واقع شده است. بهرگان شبه جزیره است و میتوانست پناهی باشد برای اسکلههای شناور که به جای اسکلههای اصلی و ثابت قرار گرفته بودند. روزانه تا سی میلیون لیتر فراورده از تنگه هرمز به بهرگان میرفت و این منطقه به صورت تلمبهخانهای بسیار مهم برای سوخترسانی کشور عمل میکرد. واردات عمده ایران حدود شانزده میلیون لیتر گازوئیل، دوازده میلیون لیتر نفت سفید و سه میلیون لیتر بنزین بود که این ظرفیت وارداتی برای کشور در فصل زمستان بسیر حیاتی قلمداد میشد. در سال ۱۳۶۴ به این تلمبهخانه حمله شد. پساز بازدید از تاسیسات بمباران شده، کارشناسان اعلام کردند ۹ ماه زمان لازم است تا این تلمبهخانه مجددا به عرصه فعالیت وارد شود. نخستوزیر وقت و مسئول پشتیبانی جنگ خواستار راهاندازی این تلمبهخانه در مدت ده روز بود. مدت زمانی که برای بازسازی مجدد این مجموعه و ایجاد چهار تلمبهخانه اضطراری جدید صرف شد، اصلا باورکردنی نیست. این تلمبهخانه طی هفت روز بازسازی شد که کاری بسیار عظیم بود و در صنعت نفت کشور و تاریخ جنگ تحمیلی فراموش نخواهد شد. البته این تنها یک نمونه از همراهی دولت و مقامات وزارت نفت با آحاد کارکنان صنعت نفت است. آنها لحظهای از بازسازی تاسیسات نفتی درنگ نکردند و ساعتی را برای این کار از دست ندادند.
دوران جنگ برههای بسیار مهم بود که تجربیات بزرگی را به همراه داشت. مهمترین تجربه این دوران در عرصه نفت شناخت مدیریت بحران در عمل و آزمون آن در شرایط بحرانی بود. مدیریت کردن در شرایط عادی کار سادهای است، ولی قوت و قدرت هر مدیریت را باید در هنگام بحران ارزیابی کرد.
در دوران جنگ هشت ساله، در بدترین شرایط حتی یک روز صادرات نفت خام متوقف نشد و با تلاشی خارقالعاده همواره حداقل انرژی لازم کشور و سوخت ناوگان جنگی کشور تامین شد. اگر تجربیاتی که در دوران جنگ تحمیلی از مدیریت بحران در کشور ما به دست آمد به دانش مدیریت وارد میشد نه فقط برای کشور ما مفید بود، بلکه سبب افزایش سطح دانش بشری میشد؛ اما متاسفانه در حال حاضر این تجربهها زیر گرد و غبار زیادی مانده و در داخل کشور نیز در تدوین آنها کوتاهی شده است.
نظر شما