سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): «تاریخ قرآن» بهقلم محمود رامیار قرآنپژوه و مترجم، از جمله آثاری است که در باب پیشینه کتاب مقدس اسلام در سال ۱۳۶۰ بههمت نشر اندیشه منتشر شد و بعدها توسط دیگر ناشران مثل نشر امیرکبیر، تجدیدچاپ گردید.

کتاب مشتمل بر هفده فصل است. از آن جمله: گامی کوتاه و لرزان در پیشگاه قرآن، نامهای قرآن، آغاز وحی، چگونگی وحی، در مدار وحی، نزول قرآن، تألیف قرآن در زمان رسول خدا (ص)، جمع قرآن در زمان ابوبکر، مصاحف همزمان ابوبکر، در زمان عمر، جمع قرآن در زمان عثمان، خط قرآن، اعجام و نقطهگذاری، آیهها و سورهها، مکی و مدنی در قرآن، سبب نزول، و نهایتاً ترجمه قرآن.
رامیار، آغاز سخن را با آیاتی از دو سوره آلعمران و اسراء آغاز کرده، بیان میدارد کتاب نخستینبار در سال ۱۳۴۶ منتشر شد، اما بعدها بهواسطه لزوم اعمال برخی تجدیدنظرها، بر آن شد دیگربار در قالبی تکمیلشده، آن را در دیماه ۱۳۶۰ تسلیم ناشر نماید. وی در ادامه، به چرایی نگارش و انتشار «تاریخ قرآن» اشاره کرده، توضیح میدهد از زمانی که نام کتاب را برگزید، برای برخی علما پرسشهایی پدید آمد. وی در ادامه چنین عنوان میدارد: «نمیخواهم اینجا آن مطلب قدیمی را مطرح کنم که آیا کلام خدا قدیم است و ازلی و جزء ذات خداست و همچون وجود او تعالی سرمدی و ازلی است، و یا مخلوق است و آفریده پروردگار و بههرحال سرگذشتی یافته است، ولی این را میخواهم بگویم که وقتی این کلام از مصدر جلال و عزّتش صادر شده و بر دل پاک پیامبر (ص) نقش بسته و از دو لب مبارک او (ص) به مردم جهان ابلاغ گشته، ابنای بشر با این کلام چه کردهاند؟ کلماتی بود که در هوا طنینی یافت و تمام شد، و یا اینکه بر دل مردم مؤمن نشست و در طول تاریخ زمان نقشی والا یافت. مردم این جهان با این کلمات نازله زندگی کردند، بدان دل بستند و آن را چون جان شیرین عزیز داشتند و شالوده و بنیان زندگی خود را بر آن نهادند؟»
رامیار پاسخ پرسش مطروحه را چنین عنوان میدارد که: «طبیعی است که وقتی این کلام الهی مایه هستیبخش زندگی مردم جهان قرار میگیرد سرگذشتی مییابد. گذشتهای در پس سر نهاده و تاریخی دارد. چه بسا که در آغاز، دیگران این نام را انتخاب کرده باشند، ولی بههیچوجه چنین نامی حاکی از آن نیست که قرآن (مثلاً پس از رسول خدا (ص) گردآورده شده باشد و یا سخن دیگری جز خدا باشد».
مولف بر آن است که: «این تاریخ و یا سرگذشت کتابی است که از لوح محفوظ توسط فرشتهای جبرئیلنام بر پیامبر خدا (ص) نازل شده، سرگذشت آن از لحظه نزول و یا حتی پیش از آن، تا امروز میان دستان و پیش روی ماست». رامیار در ادامه، گریزی نیز به مفهوم تاریخ، همچنین چیستیوچرایی آن زده، اشاره میکند: «این نیز تاریخ این کتاب مقدّس آسمانی است. البته گذشتگان برای این رشته نام دیگری داشتند و بیشتر در اینباره، عنوان علوم قرآن را بهکار میبردند. اما در واقع، این عنوان بسیار وسیعتر از آن بود که در اینجا چنانکه باید مورد بررسی قرار گیرد. علوم قرآن در طول قرون دامنهای یافته که بررسی آنها سالها فرصت و جلدها کتاب میخواهد».
رامیار در ادامه، به سابقه بهرهگیری از این نام در دیگر آثار - نخستینبار در کتب اسلامی، این عنوان از طرف علامه فقید مرحوم مجتهد زنجانی انتخاب شد – اشاره کرده، در خصوص برخی اختلافنظرها هشدار میدهد. بهباور وی، آنچه مسلّم است تسلیم محض و مطلق به واقعیّات و حقایق است: «اگر برداشت نویسنده با پارهای نظریات دیگر اختلاف داشته باشد، این امر بستگی به بررسی مقدمات و متونی داشته که در دسترس بوده و بهتبع برداشتی که داشته بدین نتایج رسیده است. اگر اختلافی هست در بحث و کنکاش باز است و کار پژوهشگر نیز همین است. در موردی که دستور صریحی نیست و امری قطعی و حتمی نمینماید، جای بحث و استدلال هست، رأی است و نظر. تنها چیزی را که اطمینان میدهد دوری از تعصّب و خامی است، دوری از خودخواهی و خودبینی است. هر امری که طبق مقدمات و مبانی شرعی و عقلی به اثبات رسید، طبیعی است که باید مطاع و متّبع باشد».
وی در ادامه، به مسأله منابع نیز اشاره کرده، تصریح میکند: «سعی فراوان شده که در این کار بر اسناد و مدارک متقنی تکیه داشته باشد و سند هم هر چه قدیمیتر باشد مطلوبتر است». مولف مدعی است در استفاده از اسناد متقن، خواه مربوط به برادران اهل تسنّن باشد و خواه در ارتباط با علمای اعلام اهل تشیّع، کوتاهی نشده و تلاش شده که تا حدّ مقدور در کمال بیطرفی از قدیمیترین و محکمترین مدرک سخن به میان آید و اسناد موجود در محک نقد و آزمایش قرار گیرد تا منابع، روشن و قابل اعتماد، نیز دست اول و مستقیم باشد، در نتیجه، نتایج بهدست آمده در خور اطمینان و وثوق گردد.
مولف در پایان سخن، به همیاری عباس زریابخویی در ملاحظه و ضبط و اصلاح چند لغت در نیمه آغاز کتاب اشاره و ضمیمه شدن ضمایم آخر کتاب را نیز به اشارت ایشان دانسته است. رامیار نهایتاً سخن را با آیه ۸ سوره آلعمران به پایان میبرد: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَۀً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».
«تاریخ قرآن» در ۳۸۴ صفحه بههمت نشر اندیشه منتشر شده است.
نظر شما