جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۸
فضای شعر و ادبیات سرشار از رایحه عشق به وطن شده است

در یک هفته اخیر و به دنبال حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به کشورمان به‌ویژه شهادت رهبر انقلاب اسلامی و سوگواری ملت ایران با واکنش گسترده شاعران و نویسندگان همراه بود و رایحه عشق به میهن و پایداری را در فضای ادبی کشورمان پراکنده کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنادر یک هفته اخیر شاعران و نویسندگان کشورمان در قالب شعر،‌یادداشت و پست‌های شخصی بازتاب‌دهنده احساسات هموطنان نسبت به شهادت رهبر انقلاب اسلامی و حمله‌های گسترده رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشورمان شدند.

از جمله بخشی از شعر محمد مهدوی‌فر، شاعر و فعال ادبی کشورمان با عنوان «وطن معنوی» بارها بازنشر شده است:«ایران، نام تو در دل‌ها روشن است/ ستاره‌ای که شب‌ها را بی‌قرار می‌کند»

همچنین علیرضا قزوه از شاعارن و پژوهشگران ادبی در مراسمی فرهنگی و ادبی تاکید کرد «ایران در عشر نه تنها سرزمین بلکه حافظه مردمان است».

همچنین درسوگ شهادت رهبر انقلاب اسلامی سرود:

در خدا، در خلق روزی خویش را گم کرد و رفت

نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت

در نماز شب، دعای دست او بودیم ما

با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت

گفت من از مردم و با مردم و در مردمم

ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت

یک جهان را با خروش و خشم خود بیدار کرد

مثل دریایی خروشید و تلاطم کرد و رفت

ناصر فیض نیز سرود:

در سوگ شما زبان من بند آمد

یک عمر نشسته بود بر درگاهت

آگاه ز روح و جان مرگ آگاهت

چون دید میانه‌ای نداری با مرگ

او رفت و شدی شهید و شد دلخواهت

اندوه تو با هزار ترفند آمد

خشکاند به لب هر آنچه لبخند آمد

در وصف شهید گفته‌ام شعر، زیاد

در سوگ شما زبان من بند آمد

حامد عسکری، شاعر و مجری تلویزیون نیز درباره خبر شهادت رهبر انقلاب گفت: «من اهل کلمه بودم و نوشتن ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم، در وسط چهل و چهار سالگی این خبر را به سمع و نظر شما برسانم: قبل آن نام بیاورید شهید».

افشین علا نیز این گونه زمزمه گر سوگ رهبر انقلاب اسلامی شد:

‌می‌خواهم از خدا به تو ملحق کند مرا

در کسب این مقام، موفق کند مرا

جان مرا بگیرد وای نفس مطمئن!

در خویش، چون تو فانی مطلق کند مرا

ای قامت بلند تو، چون پرچم حسین

در تار و پود تو نخ بیرق کند مرا

از اسم من دو حرف بکاهد، سپس به میم

نامم امین شود، ز تو مشتق کند مرا

مثل غبار تا بنشینم به دامنت

گردی بر آن مجسمه‌ حق کند مرا

بینم اگر دوباره در آن رخت آبی‌ات

این فیض، رشک گنبد ازرق کند مرا

تو در کدام ساحل غفران غنوده‌ای؟

سویت مگر سوار به زورق کند مرا

نعشت خدانکرده اگر شرحه شرحه شد.

چون پاره‌های جسم تو منشق کند مرا

مرگ تو خواستند، بمیرم! مگر که مرگ

تا حشر دور از این همه احمق کند مرا

رضا کاظمی نیز در صفحه شخصی خود نوشت « همچنان دوستان جنگ‌طلب می‌گویند با مردم کاری ندارند… بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاید.»

حمیدرضا شکارسری، از شاعران و پژوهشگران ادبی نیز گفته است «در دوره‌های بحران اجتماعی و سیاسی، شعر فارسی دوباره به مفهوم وطن بازمی‌گردد و شاعران تلاش می‌کنند هویت ملی را در آثار خود بازتاب دهند.» و اسماعیل امینی نیز اشاره کرده است: « رویدادهای اخیر باعث شده بسیاری از شاعران جوان درباره ایران، تاریخ و مسئولیت اجتماعی شاعر بیشتر بنویسند.»

مجید قیصری، داستان‌نویس نیز در واکنش به مزار دسته‌جمعی دانش آموزان میناب نوشت: «اینجا خونه‌های بازی لی‌لی نیست، مزارِ دانش‌آموزان شهید مینابه»

مهدی یزدانی خرم، نویسنده، نیز در واکنش به شهادت دختران مینابی نوشت: «و اینک کوروش ببین دخترانت را... نگاه می‌کنم به عکسِ هوایی از آسمانی‌شدن دختران میناب. خبرها را می‌خوانم و می‌خوانم... چه واژه‌ای «دختران»... تاریخ بر من می‌وزد. زیرلب می‌گویم «دختران» و باز عکس را نگاه می‌کنم. نوری در ذهنم می‌جهد. ذهنم به تاریخ یک استوانه می‌رسد؛ به منشور کوروش. در آرشیو عکس‌هایم پی تصویر منشور می‌گردم که گرد است مثلِ تاریخِ پرخونِ ما. روی منشور چندتکه‌ گمشده وجود دارد که کسی نمی‌داند کجاست. دهه‌ها گفته‌اند برخی تکه‌ها از جمله بزرگ‌ترینشان دست کلکسیونرهایی در تکه‌های مختلف جهان است و پنهان. عکس را روی بزرگ‌ترین حفره‌ کنده‌شده‌ منشور می‌گذارم. فرشته‌ تاریخ سر برمی‌گرداند و می‌گوید ببین اینک آن تکه‌ گمشده، حالا بخوان. می‌خوانم: «و من کوروش شاهِ ایران‌زمین دختران و زنان را از هر قوم و نژاد و تیره‌ای احترام کردم که آنان آبروی خاک و آسمان هستند و هشدار می‌دهم که هرکس خون آن‌ها بریزد به جور چنان بر او بتازم که از هول به دروازه‌های دوزخ پناه ببرند و لابه کنند. مگر دوزخ ایشان را پناه دهد و میسر نشود و فرمان دادم تا در ایران‌زمین هرآن‌گاه که خونی از دختران ریخته شود به‌ازایش کشندگانشان را چنان بی‌خون کنم که انگار از مادر زاده نشده باشند و این عهد من است با دخترانِ ایران‌زمین...»

در کنار این واکنش‌ها با بازنشر اشعار برجسته ادبیات پایداری کلاسیک کشورمان درباره وطن روبه‌رو شدیم از جمله «چو ایران نباشد تن من مباد» از فرد وسی و اشعاری از شاملو و فروغ با مضمون وطن .

این واکنش‌ها نشان می‌دهد که ادبیات همواره در شرایط حساس سیاسی و اجتماعی انعکاس‌دهنده امین احساسات و دغدغه‌های جامعه است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها