سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مسعود تقیآبادی: در دلتاریکترین لحظات تقابلهای ایدئولوژیک قرن بیستویکم، پرسشی بنیادین از نسل جدید متفکران برخاست: «آیا میتوان مسلمان بود و در عین حال به تمامی آرمانهای انسانی، از جمله برابری جنسیتی، آزادیهای مدنی و عدالت اجتماعی، بیشرط متعهد بود؟» این پرسش، تنها یک پرسش نظری نیست؛ بلکه فراخوانی است برای نجات هویت دینی از بنبستهای فکری و عملی. در این میان، کتاب «مسلمانان پیشرو: عدالت، جنسیت و کثرتگرایی»، که به سرپرستی امید صفی نگارش و با ترجمهی هشت مترجم و انتشارات کرگدن در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است، نه یک کتاب صرفاً نظری، بلکه یک نقشهی راه عملیاتی برای گذار از اسلامِ سنتیمانده به اسلامِ زنده، پویا و مسئول است. این اثر که در ۴۸۰ صفحه و با گردآوری ۱۴ گفتار از برجستهترین اندیشمندان جهان اسلام تدوین شده، تلاشی است برای بازنویسی قرارداد میان انسان، دین و جهان مدرن.
در ابتدای دهه سوم قرن بیستویکم، وقتی جهان اسلام با موجی از تحولات سیاسی، جنگهای نیابتی، رنجهای فلسطینیان، افقهای تاریک در افغانستان و بحرانهای زیستمحیطی دست و پنجه نرم میکند، نیاز به یک «پارادایم جدید» در اندیشهی اسلامی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. اینجاست که کتاب «مسلمانان پیشرو» به عنوان یک پروژهی فکری حیاتی ظهور میکند. این کتاب که ابتدا در سال ۲۰۰۳ به انگلیسی منتشر شد، اکنون با ترجمهی دقیق و هماهنگ از مجموعهی مترجمانی چون لاله آیینمهر، اشکان بحرانی، فاطمه توفیقی، لیلا چمنخواه، سمیه خانی، هدی مبصری، یاسر میردامادی، محمد میرزایی و سید زهیر میرکریمی، به زبان فارسی در دسترس است..
امید صفی، سرپرست این مجموعه و استاد ایرانی-آمریکایی مطالعات آسیا و خاورمیانه در دانشگاه دوک، در دیباچهی ترجمه با نگاهی ژرف و نگران، به این موضوع اشاره میکند که «اصلاح» و «تجدید» واژگانی هستند که بارها کهنه شدهاند و مفاهیم آنها برای افراد مختلف، متفاوت است. اما آنچه این کتاب ارائه میدهد، فراتر از این واژگان است. این کتاب حاصل تعامل متفکرانی از خاستگاههای گوناگون (عرب، ایرانی، مالزیایی، آمریکایی، آفریقایی جنوبی و...) است که نیمی از آنها زنان هستند و این تنوع، وجه تمایز اصلی آنهاست. پروژهی فکری این گروه، که خود را «مسلمانان پیشرو» مینامند، بر پایهی «نقد چندجانبه» استوار است. نقد چندجانبه یعنی همزمان ایستادگی در برابر ساختارهای استبدادی درون جوامع اسلامی و ساختارهای سلطهگر اقتصادی، سیاسی و فکری غرب؛ ساختارهایی که با ادعای نجاتبخشی، در واقع توزیع نابرابر منابع و ظلم جهانی را تداوم میبخشند. این کتاب، فراخوانی است برای رهایی از قلمروهای محدود جغرافیایی و زبانی در اسلامپژوهی و گشودن دریچههایی به سوی یک «اسلامِ جهانی، دموکراتیک و عدالتخواه».

اندیشهی بنیادین و نقد چندجانبه
۱. نقد چندجانبه: روشی برای شکستن بنبستهای دوگانهسازی
هستهی مرکزی این کتاب و فلسفهی بنیادین «مسلمانان پیشرو»، مفهوم «نقد چندجانبه» است. این مفهوم که از نظریههای فمینیستی الهام گرفته، راهحلی برای دوری از دامهای فکری سنتی و مدرنیسم غربی است. مسلمانان پیشرو معتقدند که برای تحقق عدالت، نمیتوان تنها بر یک سویه تمرکز کرد. نقد آنها همزمان به سمت «ساختارهای استبدادی درون» و «ساختارهای سلطهگر بیرون» معطوف میشود. در بُعد درون، این یعنی مبارزه با هرگونه ساختار فکری، سیاسی و اجتماعی که به تبعیض جنسیتی، آزار اقلیتهای دینی و قومی و نقض حقوق بشر (مانند آزادی بیان، رسانه و دین) دامن میزند. این رویکرد در کشورهایی مانند عربستان سعودی، ایران، پاکستان، مصر و ترکیه، به معنای افشای نقضهای سیستماتیک حقوق شهروندی است.
اما وجه تمایز اصلی این جریان با مدرنیستهای قرن نوزدهم (مانند سید جمالالدین اسدآبادی و محمد عبده)، نگاهی انتقادی و رادیکال به مدرنیتهی غربی است. مسلمانان پیشرو با ادعای «نخوت مدرنیته» و یکتاشماری غرب در ارائه الگوی موفقیت جهانی، به شدت مخالفاند. آنها معتقدند که اگرچه دموکراسی و آزادی ارزشهایی انسانی هستند، اما سیاستهای ایالات متحده و قدرتهای غربی در پیادهسازی آنها گزینشی و منافعمحور بوده است. نمونههای این گزینشگری، از کودتای ۱۹۵۳ در ایران، حمایت از جنگجویان مجاهد در افغانستان، تا حمایت از رژیمهای استبدادی در خاورمیانه و تأیید سیاستهای نژادپرستانه در داخل آمریکا، همگی در کانون نقد این کتاب قرار دارند. امید صفی در دیباچه با تأکید بر اینکه «آزادی و دموکراسی در تئوری امری ارزشمند است اما در عمل، گاهی ابزاری برای تداوم سلطه میشود»، نشان میدهد که مسلمانان پیشرو به دنبال الگویی از عدالت هستند که ریشه در خود دین دارد و نه در تقلید از مدلهای غربی.
این نقد چندجانبه، مسلمانان را ملزم میکند تا در برابر «استبداد دینی» و «استبداد سکولار» به طور همزمان ایستادگی کنند. آنها با این دیدگاه که «ارزش ذاتی هر انسان، فارغ از رنگ، نژاد و جغرافیا، برابر است»، به دنبال بازسازی هویت اسلامی بر پایهی کرامت انسانی هستند. این هویت، هویتی نیست که با تعصب و تعصبزدایی از سنتها شکل بگیرد، بلکه هویتی است که در تعامل نقادانه با سنت و مدرنیته، و با پذیرش مسئولیت در قبال همهی خلق خدا (انسان و طبیعت) شکل میگیرد. در این دیدگاه، اسلام پیشرو، اسلامی است که در آن «عدل» و «احسان» (که فرمان قرآنی است) نه تنها شعار، بلکه محور اصلی تعاملات فردی و اجتماعی باشند.
۲. تعامل با سنت
یکی دیگر از محورهای کلیدی کتاب، نگرش به سنت است. مسلمانان پیشرو در میانهی دو افراط قرار دارند: سنتگرایی محافظهکار که هرگونه نقد را بدعت میداند، و مدرنیسم طردگرا که میراث فقهی و کلامی را کاملاً باید دور ریخت. این کتاب با تأکید بر «تأمل نقادانه در میراث»، به دنبال یافتن ظرفیتهای نو برای تفسیر در درون سنت است. این رویکرد، که در گفتارهای متعددی مانند «اسلام نقاد؛ یارِ شاطر و بارِ خاطر» (ابراهیم موسی) و «در جستوجوی اسلام پیشرو؛ فراسوی یازده سپتامبر» (فرید اسحاق) بازتاب یافته، نشان میدهد که این تفکر در حال تدوین یک هویت فعال و سازنده است. آنها به دنبال یک «اسلامِ زنده» هستند که از تحولات سیاسی و اجتماعی جهانی درس میگیرد و به جای پاسخهای منفعلانه، راهکارهایی فعالانه ارائه میدهد.
این تعامل با سنت، به معنای بازگشت به ریشههای معنوی و عرفانی اسلام است. امید صفی در دیباچه تأکید میکند که «جنبش واقعیِ تجدید، ناب و تعهد پیشروی واقعی به عدالت، باید همیشه در بُعد معنوی و رازورانهی تصوف و عرفان ریشه داشته باشد». این ابعاد، که در گنجینههای عرفانی فارسی و اسلامی نهفته است، کلید حل بسیاری از بحرانهای معنوی و اجتماعی است. بنابراین، مسلمانان پیشرو به دنبال احیای «اسلام عرفانی» هستند که در آن، عشق و محبت، محورها هستند و نه خشونت و زور. این دیدگاه، به ویژه در مواجهه با جریانهای بنیادگرای خشونتپیشه که اسلام را با ترور و ترس تعریف میکنند، یک جایگزین اخلاقی و عملی ارائه میدهد.
ابعاد عملگرایانه و آیندهنگری
۳. عدالت جنسیتی، فقه و کثرتگرایی: سهگانهی عدالت پیشرو
در این بخش از کتاب، ابعاد عملی اندیشهی مسلمانان پیشرو در سه محور «عدالت جنسیتی»، «فقه» و «کثرتگرایی» بررسی میشود. این سهگانه، چارچوب عملیاتی این جنبش را شکل میدهد. در محور عدالت جنسیتی، نویسندگانی مانند سعدیه شیخ، گوندولین زهره سیمونز و کیشا علی به بررسی جایگاه زنان در متن دین و سنت پرداختهاند. آنها به دنبال «دگرگونی فمینیسم» هستند؛ فمینیسمی که ریشه در بافت اسلامی دارد و نه فمینیستی که صرفاً از غرب وارد شده باشد. سعدیه شیخ به ارتباط تصوف و فمینیسم اسلامی میپردازد و نشان میدهد که رهایی از ساختارهای پدرسالارانه در این نگاه، از طریق بازگشت به عمق معنوی دین ممکن است. کیشا علی نیز به صورت مشخص بر ضرورت «پرداخت انتقادی به قوانین ازدواج و طلاق» تأکید دارد و نشان میدهد که نقدها مستقیماً به متون فقهی و عملی که زندگی زنان را تعیین میکنند، وارد میشوند.
در محور فقه، کتاب با نگاهی انتقادی به قوانین سنتی، به دنبال بازتعریف فقه برای جهان معاصر است. این رویکرد، فقه را نه به عنوان یک مجموعهی ثابت و تغییرناپذیر، بلکه به عنوان یک فرآیند پویا و زمینهمند میبیند که باید با مقتضیات زمان و نیازهای انسان معاصر سازگار شود. این دیدگاه، که در گفتارهایی مانند «مسلمانان پیشرو و فقه اسلامی؛ ضرورت پرداخت انتقادی به قوانین ازدواج و طلاق» (کیشا علی) و «برای چالش آمادهایم؟ نیاز به بازتنظیم ریشههای گفتمان اسلامی در باب زنان» (گوندولین زهره سیمونز) مطرح شده، نشان میدهد که فقه میتواند ابزاری برای تحقق عدالت باشد، نه سدی در برابر آن.
در محور کثرتگرایی، امیر حسین، احمد موصللی و آمنه ودود به بررسی جایگاه اقلیتها، نژاد و قومیت در اسلام پیشرو میپردازند. آنها معتقدند که کثرتگرایی، نه تنها یک اصل اخلاقی، بلکه یک ضرورت سیاسی و اجتماعی است. موصللی دموکراسی و کثرتگرایی را در متون اسلامی ریشهدار میداند و این دیدگاه، در تضاد کامل با مدلهای تمامیتخواه سیاسی است. آمنه ودود نیز به «هویت مسلمان آمریکایی؛ نژاد و قومیت در اسلام پیشرو» میپردازد و نشان میدهد که هویت مسلمان نمیتواند تکبُعدی باشد و باید در برابر نژادپرستی و قوممداری در داخل و خارج از جوامع اسلامی ایستادگی کند.
در پایان، باید گفت که کتاب «مسلمانان پیشرو» تنها مجموعهای از مقالات آکادمیک نیست؛ بلکه بیانیهای است سیاسی-اخلاقی برای نسلهای آینده. امید صفی در درآمد کتاب، این پروژه را فراتر از یک گفتگوی دانشگاهی معرفی میکند و آن را «پروژهای برای نجات» مینامد. این نجات، نه از طریق پیروزیهای نظامی یا تحمیل ایدئولوژی، بلکه از طریق «اخلاقمداری» و «مسئولیتپذیری» در قبال جهان است. آنچه مسلمانان پیشرو را میسازد، تعهدی است که بر پایهی «عدل و احسان» بنا شده است؛ تعهدی که میگوید هر مسلمان باید در برابر ظلم، خواه در داخل جامعهاش و خواه در صحنهی سیاست جهانی، سکوت پیشه نکند.
آیندهای که این کتاب ترسیم میکند، آیندهای است که در آن «اسلام» به عنوان دین رحمت و عدالت، در تقابل با «اسلامهراسی» و «سلطهجویی» قرار میگیرد. آیندهای که در آن زنان، اقلیتها و صدای خاموشها، به طور برابر در فرآیند بازتعریف دین و جامعه سهیم هستند. این رویکرد، پیامی روشن برای جهان دارد: اسلام نمیتواند با خشونت، تعصب و انکارِ دیگران معنا یابد. بلکه باید اسلامِ پیشرو، اسلامِ گفتوگو، اسلامِ نقد، و اسلامِ عمل به «احسان» باشد.
در خاتمه، باید تأکید کرد که پیام نهایی این کتاب، «امید» است؛ اما نه امیدی رمانتیک و بیپایه، بلکه امیدی ریشهدار در عمل و آگاهی. امیدی که از دلِ فهم دقیقِ تاریخی، نقد عمیقِ ساختارها و بازنمایی واقعیتهای زندگی مردم برمیخیزد. «مسلمانان پیشرو» به ما یادآوری میکند که عدالت، جنسیت و کثرت، نه دغدغههای حاشیهای، بلکه قلب تپندهی یک ایمان راستین هستند. این کتاب، نقشهی راهی است برای کسانی که میخواهند دین را به عنوان منبعی از امید، عدالت و انسانیت، در دنیای پیچیدهی امروز بازآفرینی کنند. آیندهی اسلام، به گرهگشایی از این بنبستها و حرکت به سوی این افقهای نوین، گره خورده است.
نظر شما