سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «ترس از دیگران؛ دلهره، کمرویی و اجتماعهراسی» بهقلم کریستوف آندره، پاتریک لژرون و آنتوان پلیسولو با ترجمه سیمین رمضانی از تازههای انتشارات ققنوس است که مولف در نوشتار آغازین کتاب، آن را به تمام کسانی تقدیم میکند که «بالاخره روزی بر ترس خود غلبه کردند تا بیایند و درباره ترسشان از دیگران صحبت کنند». مولفین اثر بر آناند که پزشکان و روانشناسان ترس از دیگران را «اضطراب اجتماعی» مینامند که اغلب در اشکال جدی و دردناکی ظاهر میشود. آنچه در ظهور این ترس نقش دارد، به بیش از یک عامل مربوط میشود که از آن میان، عوامل ژنتیکی، فرایندهای زیستی و عصبزیستی، روشهای تربیتی، فشارهای فرهنگی و عوامل زندگی فردی در ظهور اضطراب اجتماعی نقش دارند. تحقیقات متعددی ثابت کردهاند که این اضطراب اغلب حاصل نگرانی از ارزیابی دیگران است. بهباور آنها، «ترس از دیگران» راهنمایی است که به مخاطب کمک میکند دنیای ترسهای اجتماعی خود را کشف کرده و مسیرهای مناسب برای خروج از آن را بیابد.

کتاب در چهار بخش تدوین شده است. بخش نخست با عنوان «ترسهای اجتماعی ما و نمودهای ظاهری آنها»، موقعیتها و انسانها، غوغای بدن، اختلال رفتاری و طوفان زیر جمجمه را میکاود. بخش دوم که «از ترسهای طبیعی تا ترسهای بیمارگونه» نام دارد، بیم و دلهره صحنه، کمرویی، اجتماعهراسی، شخصیت اجتنابی، و در مرزهای اضطراب اجتماعی را تبیین میسازد. بخش سوم اثر؛ «اما چرا از دیگران میترسیم؟» به بررسی سازوکار روانی، و منشأها اختصاص دارد و بخش پایانی کتاب با عنوان «چگونه بر ترس از دیگران غلبه کنیم»، داروها یا رواندرمانی، دیگر فرار نکن، برقراری ارتباط بهتر، طور دیگری فکر کن، و نهایتاً اضطراب اجتماعی در قرن ۲۱ را موشکافی میکند.
مولفین اثر، در پیشگفتار، اگرچه بر این باورند که از زمان چاپ نخست کتاب در سال ۱۹۹۵، دنیا تغییرات بسیاری به خود دیده و فناوریهای دیجیتال باعث ایجاد تحولاتی عمیق در روشهای برقراری ارتباط میان انسانها شدهاند، از آن افسوس میخورند که با وجود فرایندهای مذکور، ترسهای اجتماعی هنوز هم وجود دارند، حتی شاید بیشتر و دردناکتر از قبل. بهباور آنها، دورکاری و ملاقاتهای مجازی باعث شدهاند افراد حساستر، صفحههای مجازی را ترجیح و تعاملاتشان با دیگران را هرچه بیشتر کاهش دهند. در این میان، شبکههای مجازی به شکلهای مختلف مایه عذاب کمروترین افراد میشوند؛ خودشیفتگی، حتی شدیدتر از همه اینها، بستر شکها و عقدههایی را فراهم ساخته است که به فرار از نگاه دیگران منجر میشود.
از منظر آندره، لژرون و پلیسولو، ما بیشتر از هر زمان دیگری نیاز داریم بدانیم که چرا ترسهای اجتماعی، زندگی بعضیها را دشوار و حتی نابود کرده است و مخصوصاً باید این را بفهمیم که چطور باید بر این ترسها غلبه کنیم و مراقبشان باشیم.
مقدمه کتاب با عنوان «نوبت شماست ...» با نوشتاری جالب و خواندنی آغاز میشود: «نوبتش نزدیک میشد و او احساس میکرد تپش قلبش دارد شدیدتر میشود. دستانش خیس شده بودند و روی روغن جلای میز جلسه، لکههایی به جا میگذاشتند. آیا بغلدستیهایش متوجه اضطراب او شده بودند؟ ...» مولفین بر این باورند که همه مردم روزی چنین موقعیتی را تجربه کردهاند. همه مردم، روزی بهوقت صحبت در حضور دیگران، هنگام ملاقات با اشخاص مهم، لحظه ابراز عشق یا خیلی سادهتر از اینها، هنگام تقاضای پول از کسی، چنین تشویشی را احساس کردهاند. این ترس زمانی ظاهر میشود که زیر نگاه و ارزیابی فرضی یک شخص دیگر یا بدتر از آن، گروهی از افراد قرار میگیریم، که اشکال مختلفی هم دارد: این ترس در موقعیتهای اجتماعی معمولی مثل صحبت کردن در مقابل جمع، راه رفتن در پیادهروی جلوی کافهای شلوغ و امثالهم احساس میشود.
پزشکان و روانشناسان، این ترس از دیگران را «اضطراب اجتماعی» مینامند، که اغلب اوقات به اشکال جدی و بهخصوص دردناکی درمیآید که چیزی شبیه به آسیب است. نمونه آن اجتماعهراسیها هستند. کسانی که این ترس بیمارگونه را دارند در موقعیتهای ظاهراً بیاهمیت، دچار ترسی وحشتناک میشوند. این وضعیت کسانی است که روانپزشکان، آنها را «شخصیتهای اجتنابی» مینامند؛ این افراد تقریباً همیشه از این میترسند که دیگران دربارهشان قضاوتی منفی کنند، چیزی که باعث میشود بگریزند، کنارهگیری کنند و از ارتباط با دیگران بپرهیزند.
مولفان، اشکال دیگر اضطراب اجتماعی را به دلمشغولیهای ساده روزمره مربوط میدانند، چیزی مثل دلهره معمولی یا حتی کمرویی. ایشان در ادامه این پرسش را مطرح میکنند که مرز بین آنچه بیمارگونه است و آنچه نیست، کجاست؟ و آیا این علایمی که بروز میکنند، خطری ندارند؟ پاسخ آندره، لژرون و پلیسولو روشن است: «احتمالاً باید تردید کرد: در زندگی حرفهای و احساسی، وقتی پای دفاع از منافع در میان باشد، موقعیتهایی که در آنها به دردسر میافتیم آنقدر زیادند که یک اختلال عملکرد، هرچند هم به ظاهر جزئی، تنها به یک ناراحتی عمیق ختم نمیشود.»
از منظر مولفان اثر، در تمام موارد، معادله اصلی یکی است: ما از یک موقعیت اجتماعی (یا حتی موقعیتهای بسیاری) وحشت داریم؛ مواجهه با چنین موقعیتی باعث میشود احساس عذاب و شرم داشته باشیم که ممکن است به تشویش و حتی وحشتزدگی منجر شود. بازتاب این ناراحتیها بهخوبی در رفتار ما مشاهده میشود.
بهباور ایشان، سازوکارهایی که در ظهور این ترس نقش اساسی دارند، به بیش از یک عامل مربوط میشوند. عوامل ژنتیکی، فرایندهای زیستی و عصبزیستی، روشهای تربیتی، فشارهای فرهنگی یا عوامل زندگی فردی، مواردی هستند که به نظر میرسد در ظهور اضطراب اجتماعی نقش داشته باشند.
آندره، لژرون و پلیسولو در پاسخ به این پرسش که آیا روزی این اضطرابها از بین میروند یا خیر، بیان میدارند که «راهحلهایی هم وجود دارد». رفتاردرمانی شناختی ابزار موثری دارد که بهطور علمی و تجربی، چه در زمینه پیشگیری و چه در درمان مشکلات مربوط به اضطراب اجتماعی تأیید شده است. هدف این کتاب دقیقاً همین است که نهتنها دنیای هیجانانگیز ترسهای اجتماعیمان را کشف کنیم و دلایل و سازوکارهای مقدماتیاش را توضیح دهیم، بلکه علاوه بر آن، به هر شخص نشان دهیم که برای خروج از آن، چه مسیرهایی را باید دنبال کند. بهعبارت دیگر، به هرکسی کمک کنیم که بهتر زندگی کند و در ارتباط با دیگران، بیشتر خودش باشد.
«ترس از دیگران؛ دلهره، کمرویی و اجتماعهراسی» در ۳۲۸ صفحه بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است.
نظر شما