سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «افقهای نو در زبانشناسی قرآن؛ تحلیل نحوی، معنایی و سبکی»، نوشته حسین عبدالرئوف با ترجمه رضا مقدمکیا و عبدالله کریمزاده از تازههای نشر نی است.

کتاب مشتمل بر شش فصل با عناوینی چون «ساختهای نحوی کلام قرآن و کنش پسبیانی آنها»، «تبدیلهای سبکی معنامند»، «تحلیل صرفی-معنایی عناصر واژگانی قرآن»، «تحلیل سبکی کلام قرآن»، «توصیف چرخهای در کلام قرآن»، «نظریه و عمل ترجمه قرآن» و «تحلیل سبکی و منظورشناختی سوره 18 (کهف)» است.
کتاب، منبعی برای پژوهشگران، استادان و دانشجویانی است که بهدنبال یافتن روششناسی و چارچوبهای نظری نوآورانه هستند، چراکه علاوه بر ایجاد یک چرخش روششناختی در جریان اصلی تحقیقات زبانشناختی قرآن، سعی کرده است ادبیات نظری جدید تولید کند و این امر میتواند در اکتشاف شکافهای پژوهشی موجود در رویکردهای سنتی قرآنپژوهی راهگشا باشد و به نوآوری در تحقیقات قرآنی بینجامد.
مقدمکیا و کریمزاده در پیشگفتار مترجمان، علت ترجمه اثر را تحلیل قرآن در پرتو نظریههای نوین زبانشناسی و سبکشناسی دانسته، هدف خود را قرار دادن این ابزارهای جدید روششناختی در دسترس قرآنپژوهان ایرانی عنوان میکنند. بهباور این دو، ترجمه این کتاب میتواند خلأ معرفتی و روششناختی موجود در مطالعات زبانی قرآن را که در پایاننامههای دانشگاهی شاهد هستیم پر کند.
مقدمکیا و کریمزاده بر آناند که آموزههای «افقهای نو در زبانشناسی قرآن» و معرفتهای برآمده از آن، بهویژه تأکید بر دلالتهای سبکی و منظورشناختی آیات قرآن میتواند منجر به تحولی بزرگ در ترجمه قرآن به زبانهای دیگر، از جمله زبان فارسی شود. مترجمین، ویژگی دیگر اثر را که برخاسته از ضعف ترجمههای موجود – ترجمههای تحتاللفظی و نادیده گرفتن مقصود هر آیه و نیز تأثیرگذاریاش بر خواننده – است، توجه به این ملاحظات عنوان میکنند. به باور مقدمکیا و کریمزاده، همچنین این اثر کوشیده دیگر ضعف ترجمههای موجود - عدمبرقراری تعادل ترجمهای بین متون مبدأ و مقصد - را برطرف سازد. بهباور مولف، در ترجمه قرآن نمیتوان از تعادل مطلق صحبت کرد، چراکه کلام قرآن در سطوح مختلف از خلاقیتهای زبانی منحصربهفردی بهره برده است و اساساً باید آن را معجزه تلقی کرد که آنچه در ترجمه این شاهکار رخ میدهد، سد بزرگی بهنام «ترجمهناپذیری» است. لذا، در سنت تاریخ ترجمه قرآن، راهبرد «متون موازی» بهمثابه یک هنجار مطرح بوده است.
نیز آنچه مولف در این اثر بدان توجه داشته، مسئله «مشروعیت ترجمه قرآن» است که نظریههای متعدد مرتبط به آن را میتوان ذیل دو مقوله 1. نظریههای تند (بر اساس این نظریه، قرآن اساساً ترجمهناپذیر و هر ترجمهای از آن نامشروع است. از این منظر، ترجمه صرفاً نقش تفسیر را ایفا میکند و نمیتواند جایگزین متن اصلی شود) و 2. نظریههای ملایم (از این منظر، ترجمه قرآن مجاز و مشروع است، مشروط به اینکه در عنوان آن اشاره شود «ترجمه معنای قرآن» نه «ترجمه قرآن») دستهبندی کرد.
خواننده در ادامه کتاب، با پیشگفتار نویسنده روبهرو میشود. حسین عبدالرئوف معتقد است اثر، مخاطب را با معارف جدید در پژوهشهای زبانشناختی قرآن آشنا میکند تا دیدی جامعالاطراف به چشمانداز قرآن داشته باشد که با مناظر چشمنواز معنایی، نحوی و سبکی حصارکشی شده است. بهباور نویسنده، در این چشمانداز، بافت و مولفههای معنایی مفردات قرآن چنان در هم تنیدهاند که «صورتهای صرفی را هم تحت تأثیر قرار میدهند و مجموعاً سبکهایی متلون و رنگارنگ با کنشهای پسبیانی متفاوت پدید میآورند».
کتاب، آنچنان که از گفتار عبدالرئوف برمیآید، اسرار منظورشناختی گفتمان قرآن، تأثیرات عملی کنشهای گفتاری و نیات کنشمند گوینده آن را واکاوی میکند و با کاویدن این نیات، رابطه بینافردی میان تولیدکننده و دریافتکننده متن را تبیین میکند و از خلأهای پربسامد صرفی، نحوی، سبکی، واژگانی، فرهنگی و آوایی قرآن، تحلیلی جامعالاطراف بهدست میدهد.
مولف در ادامه، این پرسش را مطرح میکند که حالکه درهمتنیدگی برجستگیهای زبانی و بلاغی قرآن، محدودیتهایی بر ترجمهپذیری آن اعمال کرده است، آیا «نظریه ترجمه میتواند این کوه یخ را بشکند و بر پیچیدگیهای ترجمه قرآن فائق آید؟». کتاب منبعی برای زبانشناسی تطبیقی، مطالعات ترجمه و زبانشناسی پیکرهای قرآن است.
بهباور عبدالرئوف، کتاب بر ویژگیهای منحصربهفرد زبانی و سبکی قرآن پرتوافشانی میکند و موضوعات مختلف زبانشناختی از قبیل ساختارهای نحوی، حذف به قرینه، هممعنایی (ترادف)، چندمعنایی (اشتراک لفظی)، حشو، ناهمخوانی معنایی، تقابل معنایی، قاعده محدودیت گزینش واژگانی، مولفهای معنایی، همایندها، توصیف چرخهای، مقدمسازی و موخرسازی، نقشهای منظورشناختی، انواع تبدیلات سبکی، تمایز منظورشناختی بین جملههای اسمیه و فعلیه، ویژگیهای صرفی-معنایی مفردات قرآن، ترتیب واژگانی وابسته به بافت، اعرابگذاری واژهها و تغییرات آوایی آنها را تبیین میکند.
نهایتاً مولف بر آن است که کتاب یک خلأ پژوهشی را بهشیوهای نوآورانه و با روششناسی منسجم پر میکند و نیازهای علمی-دانشگاهی در حوزه زبانشناسی قرآن را برای طیف وسیعی از مخاطبان، از جمله پژوهشگران، فضلا و عالمان و دانشجویان برآورده میسازد.
«افقهای نو در زبانشناسی قرآن؛ تحلیل نحوی، معنایی و سبکی» در 512 صفحه بههمت نشر نی منتشر شده است.
نظر شما