دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۷
شاهنامه خالقی مطلق؛ مزایا و معایب یک تلاش بزرگ

در سال‌های اخیر، نام دکتر جلال خالقی مطلق به عنوان یکی از بزرگترین شاهنامه‌پژوهان ایران در قرن بیستم، در دل ادبیات فارسی گسترش یافته است. ویرایش هشت‌جلدی و ویرایش دوم شاهنامه او، نه تنها یک تصحیح است، بلکه یک تحول در شاهنامه‌پژوهی ایران به شمار می‌رود. این گزارش به بررسی مزایای این تصحیح، معایب و چالش‌های آن و تأثیر آن بر ادبیات و فرهنگ ایران می‌پردازد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنادکتر خالقی مطلق، در تصحیح شاهنامه، از ۱۶ نسخه دست‌نویس کهن استفاده کرد. این رویکرد، نه تنها از تکیه بر نسخه فلورانس (یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌ها) پیروی کرد، بلکه با مقایسه با نسخه‌های دیگر، امکان انتخاب بهترین ضبط را فراهم کرد. این امر، نمایانگر تفکری است که نیاز به تصحیح را به عنوان فرآیندی علمی و انتقادی می‌بیند، نه فقط یک عمل تکراری.

وی در مقدمه ویرایش خود، به طور مبسوط به زندگی و محتوای شاهنامه پرداخته و در عین حال، ترجمه عربی آن را در چهار بخش به انجام رسانده است. این کار، نه تنها به تصحیح متن کمک می‌کند، بلکه به درک عمیق‌تر از محتوای شاهنامه نیز می‌انجامد. این رویکرد، نشان می‌دهد که خالقی مطلق نه تنها مصحح است، بلکه یک پژوهشگر کامل و چندوجهی است.

ویرایش هشت‌جلدی شاهنامه خالقی مطلق، نه تنها یک اثر تصحیح است، بلکه استانداردی جدید در تصحیح متون ادبی فارسی ایجاد کرد. این ویرایش، با ارائه نسخه‌بدل‌ها، فرآیند تصحیح را شفاف و قابل انتقاد ساخت. این امر، نه تنها به محققان کمک می‌کند تا به متن اصلی دسترسی داشته باشند، بلکه امکان مقایسه با نسخه‌های دیگر را نیز فراهم می‌کند.

شاهنامه خالقی مطلق؛ مزایا و معایب یک تلاش بزرگ

مزایای دیگر: اصالت و تحلیل ادبی

دکتر خالقی مطلق، در تصحیح شاهنامه، اصالت زبان فارسی کهن را حفظ کرد. او از نسخه‌هایی استفاده کرد که زبان فارسی کهن را نشان می‌دهند، نه زبان تهرانی یا گویش‌های مدرن. این امر، نه تنها به حفظ اصالت شاهنامه کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود که شاهنامه به عنوان یک متن تاریخی و فرهنگی درک شود.

‌وی در تصحیح، نکات ریز و درشت را در متن شاهنامه ذکر کرده است. این نکات، نه تنها به درک متن کمک می‌کنند، بلکه به ایجاد یک متن علمی و انتقادی و تحلیلی نیز می‌انجامد. این رویکرد، نشان از دید علمی و وسیع خالقی مطلق در تصحیح و پژوهش دارد.

تمایز ذهنیات از عینیات

خالقی مطلق در مصاحبه‌های خود، به اهمیت تمایز ذهنیات از عینیات اشاره کرده است. او گفته است که برای بسیاری از پژوهش‌های ایرانیان، تمایز این دو بسیار دشوار است و غالباً ذهنیات مخیل خود را عینیات مدلل می‌انگارند.

‌این نقد، نه تنها به تصحیح اشاره دارد، بلکه به نقد و نقد ادبی نیز می‌پردازد. این نقد نشان می‌دهد که خالقی مطلق می‌داند که تصحیح یک اثر ادبی، فرآیندی است که نیازمند دقت، احترام و فلسفه‌ای شفاف است.

شاهنامه خالقی مطلق؛ مزایا و معایب یک تلاش بزرگ

توجه به جایگاه تاریخی و فرهنگی شاهنامه

‌یکی دیگر از نکاتی که خالقی مطلق درباره شاهنامه به آن توجه نشان داده، انتظارات اجتماعی و جایگاه فرهنگی شاهنامه است. شاهنامه، نه تنها یک اثر ادبی است، بلکه حافظه تاریخی و فرهنگی ایران است. این اثر، نه تنها در ادبیات، بلکه در تاریخ و فرهنگ ایران نیز تأثیرگذار است. اما این اثر، در دل مردم ایران، یک جایگاه معنوی دارد. این اثر، نه تنها در ادبیات، بلکه در تاریخ و فرهنگ ایران نیز تأثیرگذار است. وی گفته است:

«شاید این سوال در میان ایرانیان احساسی باشد، اما در دنیای شرق‌شناسی، شاهنامه به دلیل اینکه داده‌های بسیاری از اسطوره، ادبیات، تاریخ و آیین‌های ایران کهن را در بر دارد، بیشتر به کار ایران‌شناسان می‌خورد.»

‌این نظر، نشان می‌دهد که خالقی مطلق می‌داند که شاهنامه، نه تنها یک اثر ادبی است، بلکه حافظه تاریخی و فرهنگی ایران است.

بعضی لغزش‌ها

تصحیحِ جلال خالقی‌مطلق، بی‌تردید تحولی بزرگ در شاهنامه‌پژوهی است؛ اما به باور ناقدان، دشواریِ کار با این متنِ گران‌سنگ، گاه لغزش‌هایی را در گزینشِ ضبط‌های صواب پدید آورده است. در ادامه چند نکته را با هم مرور می کنیم:

تمایزِ «جُناغ» و «جُنا»؛ آزمونی برایِ دقتِ واژه‌شناختی

براساس نظر ناقدان تصحیح خالقی مطلق از شاهنامه، یکی از گره‌هایِ کور در تصحیحاتِ موجود، از جمله تصحیحِ خالقی‌ مطلق، خلطِ معنایی میانِ دو واژه‌یِ «جُناغ» و «جُنا» است. فرهنگ‌نویسان غالباً این دو را یکسان پنداشته‌اند، اما نگاهی جامع به «بافتِ موقعیتی» ابیات، حقیقتی دیگر را آشکار می‌کند.

یافته‌هایِ این پژوهش نشان می‌دهد که در منظومه‌یِ فکریِ فردوسی، واژه‌یِ «جُناغ» پیوندی ناگسستنی با «پلنگ» (در معنایِ زینِ پلنگ) دارد، در حالی که «جُنا» با «خدنگ» (تیر یا کمان) همنشین می‌شود. بی‌توجهی به این ظرافتِ زبانی و تکیه‌یِ مفرط بر ضبطِ نسخه‌هایی چون فلورانس، باعث شده است که در برخی ابیات، تصویری مخدوش از ابزارآلاتِ رزم ارائه شود. این کژتابی حتی به متونِ هم‌سو، نظیر «برزونامه‌یِ» شمس‌الدین محمد کوسج نیز سرایت کرده است.

نقدِ جزمیتِ نسخه‌یِ فلورانس و تصحیح‌هایِ قیاسی

اگرچه نسخه‌یِ فلورانس (۶۱۴ هـ.ق) به دلیلِ قدمت، ستونِ فقراتِ تصحیحِ خالقی‌مطلق است، اما منتقدان تصحیح خالقی مطلق از شاهنامه معتقدند که تکیه‌یِ حداکثری بر آن، گاه به بهایِ نادیده گرفتنِ منطقِ روایت و سبکِ فردوسی تمام شده است. مصحح در مواجهه با برخی گره‌هایِ متنی، به جایِ تحلیلِ همه‌جانبه، به «تصحیحِ قیاسیِ غیرضروری» روی آورده یا تصحیف‌هایِ (غلط‌نویسی‌هایِ) آشکارِ نسخه‌یِ فلورانس را به عنوانِ متنِ اصلی پذیرفته است.
بهره‌گیری از «دست‌نویسِ سن‌ژوزف» و دیگر منابعِ حاشیه‌ای، نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، «اقدمِ نسخ» لزوماً «اصحِ نسخ» نیست. گاه یک نسخه‌یِ متأخر یا حاشیه‌ای، سخنِ فردوسی را از گزندِ سهوِ کاتبان پیشین مصون نگاه داشته است.

‌واکاویِ دیباچه؛ میانِ «متن» و «نسخه‌بدل»

بخشِ آغازینِ شاهنامه که در تصحیحِ خالقی‌ مطلق «دیباچه» نامیده شده، به باور ناقدان این تصحیح، یکی از لغزشگاه‌های جدی آن است. بررسی‌ها ذیل عنوان‌های «کاستی‌ها و افزودگی‌ها» نشان می‌دهد که گزینش‌های مصحح در این بخش، همیشه با اصول تصحیح علمی-انتقادی همخوان نیست. اعتماد بیش از حد به برخی نسخه‌ها، باعث شده است که گاه ابیاتی الحاقی به متن راه یابند یا برعکس، ابیاتی اصیل به بخشِ نسخه‌بدل‌ها تبعید شوند.

‌تراژدی رستم و سهراب در ترازوی نقد

داستانِ «رستم و سهراب»، به عنوانِ کانونِ تمرکز ، نمونه‌ای روشن از دشواری‌هایِ تصحیحِ شاهنامه است. ناقدان تصحیح خالقی مطلق از شاهنامه معتقدند که در این بخش، مواردی از «تصحیحِ قیاسیِ غیرضروری» و «عدمِ دریافتِ معنایِ بیت» توسطِ مصحح مشاهده می‌شود که منجر به انتخابِ وجوهی «سقیم» (نادرست) برای متن شده است. با مقایسه‌یِ ضبطِ نسخه‌هایِ مختلف و واکاویِ یادداشت‌هایِ خودِ خالقی‌مطلق، ثابت میشود که گاه ضبطِ منحصربه‌فردِ یک نسخه‌یِ متأخر، گره‌گشاتر از نسخه‌یِ اقدم (فلورانس) است. ناقدان بر این باورند که بی‌توجهی به فضایِ روایت و نکاتِ زبانی در این داستان، باعث شده است که برخی از گزینش‌هایِ خالقی‌ مطلق با منطقِ حماسیِ فردوسی ناسازگار باشد.

در نهایت، آنچه از این گزارش حاصل می شود، تأکیدی دوباره بر این واقعیت است که تصحیحِ شاهنامه، فرآیندی پایان‌ناپذیر است و اگرچه تلاشِ دکتر خالقی‌ مطلق ستودنی و بی‌نظیر است، اما نباید به مثابه‌یِ حرفِ آخر تلقی شود.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا IR ۰۱:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۲
    مقاله غیر حرفه‌ای و دارای ضعف تقریر و تألیف است. تصحیح یک منظومه‌ی عظیم مثل شاهنامه را که با یک کلمه‌ی جنا و جناغ نقد نمی‌کنند، آن هم در یک نقد کوتاه ژورنالیستی برای مخاطب عام! سردبیر محترم بررسی کنند و ببینند چطور چنین نقد شتابزده‌ای در صدر اخبار ایبنا جای گرفته است!
    • علی IR ۱۴:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۴
      خواسته‌اند عریضه خالی نباشد!
    • داریوش IR ۲۲:۱۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
      به هر حال به نکته درستی اشاره شده

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها