شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
بیچاره دانش، بیچاره دانشگاه

روزبه زرین‌کوب در یادداشتی نوشت: استاد عبدالمجید ارفعی نه پیش از انقلاب اسلامی و نه پس از آن، هرگز عنوان رسمی استادی دانشگاه نیافت. با این حال، به کار علمی خود پرداخت و البته این دانش و دانشگاه در ایران بود که از وجود و حضور این دانشی مرد محروم ماند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- روزبه زرین‌کوب، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران: دانشگاه در سرزمین ما، داستان غریبی دارد. گاه، کسانی در آنجا به کار تدریس اشتغال می‌یابند که پیش‌تر، شاید تنها در رویاهای شبانه خویش، آن آرزو را به چشم خیال دیده بوده‌اند، و در مقابل، گاه، صاحبان واقعی علم با اِعمال بغض و کینه همان گروه نخست، به سادگی، از حضور در آن ستایشگاه دانش محروم مانده‌اند. معروف است که برخی از آن بدگویانِ کینه‌ورزِ کم‌مایه، به بهانه‌ای بی وجه، از حضور محمد قزوینی در دانشگاه تهران مانع آمدند و لابد دیگران نیز که حضور خود را در دانشگاه از هر رویداد دیگری مهم‌تر می‌انگاشتند، در برابر آن کم مایگان دَم فروبستند و علامه قزوینی و نیز دانشگاه را به خدا سپردند.

عبدالمجید ارفعی از جمله دانش‌دوستانی بود که قدر وقت و عمر را شناخت و به یادگیری علم مفید و لازم همت گماشت. نکته مهم درباب دانش‌اندوزی دکتر ارفعی آن است که او در موضوعی به تحصیل و پژوهش پرداخت که بی‌شک، نیاز جامعه علمی و دانشگاهی ما بود. ارفعی سال‌ها در نزد چند تن از دانشوران زمان خود، و به ویژه در محضر استاد ریچارد هَلِک به فراگیری زبانهای اکَّدی و ایلامی پرداخت.


شاید در هر جای دیگر این جهان خاکی، دانشگاه‌های سرزمین مادری چنین پژوهنده‌ای، او را با عزت تمام به کار تدریس و تحقیق در آن دانشگاه‌ها فرامی‌خواندند. اما در سرزمین ما چنین نشد! دکتر عبدالمجید ارفعی نه پیش از انقلاب اسلامی و نه پس از آن، هرگز عنوان رسمی استادی دانشگاه نیافت. با این حال، به کار علمی خود پرداخت و البته این دانش و دانشگاه در ایران بود که از وجود و حضور این دانشی مرد محروم ماند.

دانشمند بی‌جانشین دیگری رفت!
عبدالمجید ارفعی

عبدالمجید ارفعی دانشمندی واقعی بود که فقط درباب آنچه می‌دانست، سخن می‌گفت و می‌نوشت. هستند کسانی در دانشگاه‌های ما که درباره آنچه نمی‌دانند، به راهنمایی دانشجویان اشتغال دارند! دانش دکتر ارفعی چنان بود که دست کم، در دو عنوان کتاب شناخته شده خود، «فرمان کورش بزرگ» و «گل نبشته‌های باروی تخت جمشید» (۲ جلد در ۳ مجلد)، این متن‌ها را از زبان‌های اصلی، یعنی بابلی نو و ایلامی هخامنشی به فارسی ترجمه کرد و تنها، با برگردان از روی ترجمه‌های انگلیسی یا فرنگیِ موجود، وقت خود و طالبان علم را به هدر نداد.

با درگذشت دکتر عبدالمجید ارفعی، دانش و دانشگاه وجود عزیزی را از دست داد که مانند بسیاری از بزرگان علم، همچنان بی جانشین رفت.

خدایش بیامرزاد!


روزبه زرین‌کوب، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، ۶ اسفند ۱۴۰۴

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها