سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاره گلپرور؛ در تاریخ خوشنویسی معاصر ایران، کمتر هنرمندی را میتوان یافت که همچون محمد احصایی توانسته باشد میان سنت ریشهدار خط ایرانی و هنرهای تجسمی پلی ایجاد کند. او نهتنها بهعنوان یکی از چهرههای شاخص نسل اول خوشنویسان معاصر شناخته میشود، بلکه با ورود خلاقانه به عرصه نقاشی-خط و احیای برخی شیوههای سنتی و مغفول مانده، نقشی تعیینکننده در بهروز کردن این هنر ایفا کرده است. احصایی در دورهای فعالیت خود را آغاز کرد که خوشنویسی بیش از هر چیز در چارچوب قواعد تثبیتشده سنتی تعریف میشد. با این حال، او با وفاداری به اصول کلاسیک، نگاه تازهای به ظرفیتهای بصری و گرافیکی حروف داشت و همین رویکرد، جایگاهش را از بسیاری از همنسلانش متمایز ساخت.
بررسی آثار و فعالیتهای از احیای قطعهنویسی و توجه دوباره به خط محقق گرفته تا تأثیرگذاری در کتابت قرآن و پیوند خوشنویسی با گرافیک معاصر، نشان میدهد که احصایی صرفاً یک خوشنویس برجسته نبود، بلکه هنرمندی جریانساز بود که نگاه به خط را از یک هنر صرفا سنتی به رسانهای پویا و قابل بازآفرینی در زمانه جدید ارتقا داد. درباره این هنرمند با محمد شهبازی، یکی از هنرمندان خوشنویس و از دوستان محمد احصایی گفتوگو کردیم.
شما به عنوان یکی از دوستان استاد احصایی آشنایی و تسلط زیادی روی هنر ایشان دارید. از این رو مهمترین ویژگی هنر خوشنویسی استاد احصایی را در چه میدانید و به نظرتان ایشان چه تاثیری برخوشنویسی و کتابت قرآن گذاشتند؟
استاد احصایی یکی از پرافتخارترین هنرمندان دوران اخیر در زمینه هنرهای تجسمی بوده و در این زمینه شهره آفاق است. آثار او به عنوان افتخارات هنری ایران در دوران معاصر در نظر گرفته میَشود. او نه تنها در زمینه خوشنویسی و نقاشی-خط بلکه در همه زمینه هنرهای تجسمی شناخته شده است. در خوشنویسی در حال حاضر چند خوشنویس نسل اول از جمله استادان عباس اخوین، غلامحسین امیرخوانی، کیخسرو خروش و محمد احصایی را داریم. محمد احصایی نسبت به سه نفر دیگر در زمینههای مرتبط با خوشنویسی مثل گرافیک و نقاشی-خط فعالیتهای بیشتری داشتند.
با این حال آن سه نفر دیگر کاملا بر خوشنویسی متمرکز بودند. البته استاد خروش در زمینه نقاشی هم جزو نامداران هستند و در این نقطه شاید با استاد احصایی مشترک باشد. استاد احصایی در عین حال که بخش مهمی از اوقات خود را صرف گرافیک و نقاشی-خط میکرد، در خوشنویسی جزو سرآمدان معاصر است و فعالیتهای چشمگیری در این زمینه داشت؛ از کتابت کتابهای درسی پیش از انقلاب گرفته تا کتابت دیوان حافظ و قرآن کریم. آثار او از همان ابتدا مورد توجه عموم و خواص بوده است؛ او جزو خوشنویسان بسیار مطرح نسل اول است.
با توجه به آثار و هنر استاد احصایی چه چیزی آثار و هنر را از دیگر خوشنویسان متمایز میکند؟
او در نقاشی-خط جزو معدود افرادی است که در این زمینه فعال بودند؛ مانند حسین زندهرودی، رضا مافی و پرویز کلانتری جزو ابداعکنندگان نقاشی-خط (به شکلی که امروز آن را میشناسیم) بودند. بعد از دوره کلهر و قاجار که خوشنویسی به شیوه کلهر و بعد از آن به شیوه عمادالکتاب مرسوم شد، رضا مافی و استاد احصایی عمده فعالیتهای خوشنویسیشان متمرکز بر ریزنویسیکتاب و کتاب نوشتن میشد.
استاد احصایی و مرحوم استاد مافی کسانی بودند که برای اولین بار سعی کردند که قطعهنویسی را دوباره به فضای خوشنویسی برگردانند. قطعهنویسی تا پیش از مرحوم کلهر در دوره قاجار مرسوم بود و خوشنویسان جامعه ارج و قرب زیادی برای قالب قطعهنویسی قائل بودند. بعد از کلهر قطعهنویسی رو به افول رفت و تا حدود ۶۰ سال پیش استاد مافی و احصایی با رجوعی به دوره قاجار و استفاده از آثار میرزا غلامرضا اصفهانی (که جزو مهمترین قطعهنویسان دوره قاجار است) سعی کردند که دوباره این ژانر را به خوشنویسی معاصر برگردانند که این کار هم با موفقیت چشمگیری همراه بود، به طوری که امروز باز هم قطعهنویسی قوت قالب خوشنویسی معاصر شده است. علاوه بر نقاشی-خط او در زنده کردن و احیای قطعهنویسی در دوران معاصر هم جزو اولینها است.
ایشان چقدر از متون قدیمی یا استادان پیش از خود استفاده میکرد و مهمترین آموزهای که به شاگردانشان منتقل کردند، چه بود؟
تا جایی که میدانم استاد احصایی از شاگردان استاد حسن میرخانی بود. برای همین آن چیزی که مستقیما آموزش دیده، همان شیوه کلهر بوده است. اما با فطانت خودشان بود که به سمت قدما رفتند و چیزهایی که در دوره قاجار میدیدند در دوره معاصر استفاده میکردند. بیش از همه از خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی و میرعماد در دوره صفویه بسیار استفاده کرد.
خود استاد احصایی مکتب آموزشی نداشت و به آن شکل شاگردی تربیت نکرد. هیچ وقت کلاس آموزشی به شکل رایج که میدانیم نداشت.کسانی مانند من هم که این افتخار دوستی و نزدیکی با او را داشتیم نکاتی را از او میشنیدیم و در کارهایمان استفاده کردیم. نکاتی که میگفت به پشتوانه درک، فهم و شعوری بود که در گرافیک حروف در خط بهدست آورده بود. هم درباره خطوط گرافیکی و هم فونتها میگفت.
او سابقه طولانی تدریس طراحی حروف و حروفنگاری در دانشگاه داشت، از این جهت گرافیک این موضوع را به خوبی میشناسد، به نکاتی هم در نستعلیق به ویژه در طرح حروف توجه داشت که شاید استادان دیگر کمتر به آن توجه داشتند. من هم در این مورد بسیار از ایشان استفاده کردم و راهنماییهایی که از ایشان شنیدم بسیار کمک حالم بوده است.
استاد احصایی خوشنویسی ایرانی را چگونه با خلاقیت و نوآوری خود ترکیب کرد؟
خلاقیت در خوشنویسی سنتی چیزی نیست که چندان مشهود باشد. اگر فردی یک ترم آموزش درباره خلاقیت در خوشنویسی بگذراند و خط یک هنرمند خلاق را کنار یک خوشنویس دوره صفویه بگذاریم باز هم خلاقیت را میان این دو تشخیص نمیدهد. تا این حد خلاقیت و نوآوری در خوشنویسی سنتی مانند خط نستعلیق پنهان است.
ولی همین درباره استاد احصایی کفایت میکند که بگوییم او از پایهگذاران نقاشی-خط در ایران بود و جنبه امروزی و مدرن و مدرنیزه شده هنر خوشنویسی در دوران ما همین نقاشی-خط است. او مبدع نقاشی-خط است ولی نه مانند حسین زندهرودی؛ پایگاه آثار احصایی خوشنویسی بود؛ برخلاف برخی از نقاشی-خط کاران که از نقاشی به سمت خط رفتند، احصایی از خوشنویسی به سمت نقاشی-خط حرکت کرد. بیشترین استفاده از جنبههای زیباییشناختی خط هم از خطوط نستعلیق و شکسته و خط ثلث و محقق در نقاشی خط کمال استفاده را کرده است. احصایی خود تبدیل به الگو شد و در استفاده از خوشنویسی در نقاشی-خط، پیروان زیادی هم دارد.

در زمینه خوشنویسی قرآن کریم آثار استاد احصایی چه ویژگیهایی دارد؟ چه چیزی باعث میشود که این آثار ارزش هنری و موزهای پیدا کنند؟
چند صفحهای از اصل قرآنی که ایشان کتابت کرده بودند را از نزدیک دیدم. خطی که استفاده کرده بودند محقق بود. این خط در دوران ما یکی از خطوط احیا شده است، یعنی آن خط هم سالیانی بود که به خاطر شباهتش با خط ثلث از دور خارج شده بود و کمکم کنار گذاشته شده بود. استاد احصایی جزو اولین افرادی است که به آن خط توجه دوباره نشان داد. او علاوه بر اینکه جزو احیاگران این خط در دوران معاصر است، خط محققی که او مینویسد، شخصی شده است، چندان تبعیت از اصول و قواعد خشک و از پیش تعریف شده قدیمیها ندارد و حس و حال خاصی از ایشان در خود خط دیده شود. نمونه بارز آن همین قرآنی است که او نوشته و نمیدانم به دست عموم برسد یا خیر. اگر بخواهیم کمی سادهتر بگویم، ارتباطی که خط نستعلیق با شکسته نستعلیق دارد تا حدی خط محقق رسمی هم با خط محقق استاد احصایی دارد. یعنی یک دور اضافه، چرخشها، ملایمتها و نرمشهای بیش از قاعده (و نه بیش از حد) در خط ایشان است که آن را از سایر محققنویسان متمایز میکند و این خود شاید یک وجه تمایز و امتیاز باشد که در محقق صاحب سبک هستند.
به نظر شما چه وجهی از نگاه استاد احصایی به هنر خوشنویسی میتواند برای نسل جدید الهامبخش باشد؟
با وضعیت کنونی که به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حکمفرماست، چندان به آینده خط و خوشنویسی چندان خوشبین نیستم؛ اما استاد احصایی نشان داد که به خط لازم نیست به عنوان یک هنر بسته و محدود و خشک نگاه کنیم و حامل یک هنر سنتی از گذشتگان باشیم و به صورت پکیج و به دوران بعد انتقال دهیم. این موضوع میتواند الگوی خوبی برای جوانان نوجو و پویا باشد. منظور از نوآوری لزوما تغییر در خط نستعلیق و محقق نیست.
زمانی که استاد احصایی نستعلیق مینویسد واقعا چیزی جز نستعلیق نیست. او قالبهای نستعلیق را نشکسته، ولی وقتی نستعلیق مینویسد در عین وفاداری به این خط، از همین نستعلیق در نقاشی-خط استفادههای نو میکند. وقتی ثلث و محقق در نقاشی-خط مینویسد، از خط ثلث و محقق، استفاده نو میکند. این استفاده نو کردن در یک ژانر دیگر خودش نکته مهمی است، نسل جدید هم از این طریق میآموزند که به میراث گذشتگانشان وفادار باشند و در عین وفاداری در قالبهای نو بتوانند از آن آموزهها استفاده خلاقانه و نو کنند.
شخصیت استاد احصایی، فارغ از خوشنویسی، شخصیت بسیار مستقلی است. او به عنوان یک هنرمند مستقل میتواند الگو باشد. در دوران ما در این ۷۰- ۸۰ سال اخیر مرکزی به عنوان انجمن خوشنویسان ایران اقتدار و قدرتنمایی در فضای خوشنویسی داشته و دارد و این باعث شده خوشنویسانی که بیرون از این دایره کار کنند به حاشیه رانده شوند ولی استاد احصایی با قدرت و شعور بالا و اعتماد به نفس خوبی که از گذشته دارد این هنر را بیرون از این دایره دنبال کرده و نه تنها در خوشنویسی سنتی که حوزه کار انجمن خوشنویسان است و نه تنها در این دایره جزو سرآمدان بوده، بلکه خدمات بیش از این هم داشته و خط نستعلیق و خطوط سنتی را به عرصه هنرهای امروزی مثل نقاشی-خط هم کشانده است.
نظر شما