سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): رضا انزابینژاد، پژوهشگر برجسته ادبیات فارسی، مصحح متون کهن و استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۰ بهمن ۱۳۱۵ در تبریز به دنیا آمد و نام او در حافظه دانشگاهی کشور، بیش از هر چیز با تصحیح انتقادی متون کلاسیک و تربیت نسلهایی از پژوهشگران ادبیات فارسی گره خورده است.
انزابینژاد در فضای فرهنگی تبریز رشد یافت و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، وارد رشته زبان و ادبیات فارسی شد و دوره کارشناسی را در دانشگاه تبریز گذراند. در سال ۱۳۵۱ کارشناسی ارشد و در سال ۱۳۵۶ دکترای زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد. رساله دکتری او در حوزه متون کلاسیک و با رویکردی پژوهشمحور تنظیم شده بود؛ رویکردی که بعدها در سراسر کارنامه علمیاش استمرار یافت. تسلط بر زبان عربی و آشنایی با متون تاریخی و عرفانی، از جمله پشتوانههای علمی او در مسیر تصحیح و تحقیق متون کهن بود.
انزابینژاد فعالیت دانشگاهی خود را از سال ۱۳۵۱ در دانشگاه تبریز آغاز کرد و از سال ۱۳۶۶ به عضویت هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد درآمد. در این دانشگاه، او سالها دروس تخصصی متون کهن، سبکشناسی و تاریخ ادبیات را تدریس کرد و راهنمایی و مشاوره دهها پایاننامه کارشناسی ارشد و دکتری را برعهده داشت. وی همچنین به مدت هفت سال سردبیری مجله علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد را عهدهدار بود و از اعضای فعال «قطب علمی فردوسیشناسی» به شمار میرفت.

شاخصترین وجه فعالیت علمی او، تصحیح انتقادی متون کلاسیک فارسی است؛ حوزهای که نیازمند دقت نسخهشناسانه، آشنایی با تاریخ زبان و اشراف به بافت فرهنگی و تاریخی آثار است.
گزیده تاریخ بلعمی (تصحیح و تحقیق)، مقامات حمیدی (تصحیح انتقادی)، دستورالوزاره (متن تاریخی دوره صفوی)، برگزیده مرصادالعباد و پرده سحر سحری (برداشت و شرحی بر مخزنالاسرار نظامی) از مهمترین آثار او به شمار میرود. آثار او در بسیاری از دانشگاههای کشور بهعنوان منبع درسی مورد استفاده قرار گرفته و برخی از تصحیحاتش از متون مرجع در مطالعات ادبی به شمار میآیند.
همچنین نزدیک به ۴۰ مقاله علمی در مجلات معتبر کشور از وی به یادگار مانده که از جمله آنها میتوان به شرح چهار مقاله عروضی، تصحیح و شرح بوستان سعدی، فرهنگ لغت الرائد (عربی به فارسی)، رمان بابک (ترجمه از ترکی)، گزیده تاریخ بلعمی اشاره کرد.
انزابینژاد از جمله استادانی بود که به «تصحیح انتقادی» بهمعنای دقیق کلمه پایبند بود؛ یعنی مقابله نسخههای متعدد، ذکر اختلاف قرائتها، توجه به ضبطهای کهن و ارائه مقدمهای تحلیلی درباره متن. او معتقد بود تصحیح متن، تنها بازنویسی یک نسخه نیست، بلکه بازسازی یک سنت فکری و فرهنگی است. همین نگاه سبب شد آثارش از سطح یک انتشار ساده فراتر رفته و به پژوهشهای بنیادین تبدیل شوند.

وی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ به عضویت کمیته برنامهریزی زبان و ادبیات فارسی شورای عالی برنامهریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی درآمد. در سال ۱۳۷۶ برای ترجمه کتاب الرائد جایزه جشنواره فردوسی را دریافت کرد و سال ۱۳۸۳ نیز لوح تقدیر از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و حامیان نسخ خطی به مناسبت احراز رتبه برگزیده برای مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد به وی اهدا شد. انزابینژاد همچنین در دو مقطع در سال ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ به ترتیب به دانشگاههای مختومقلی ترکمنستان، کیف اوکراین و مسکو برای تدریس زبان و ادبیات فارسی اعزام شد.
انزابینژاد از نسل استادانی بود که پژوهش را با اخلاق علمی درآمیخته بودند؛ کمگفتار اما عمیق، دقیق و بیادعا. در کلاسهای او، متن کهن زنده میشد. فقط لغت و دستور آموزش داده نمیشد؛ دانشجویان شیوه مواجهه با میراث فرهنگی را یاد میگرفتند.
از احیای دقیق و علمی متون کلاسیک، تربیت پژوهشگران متعهد در حوزه ادبیات فارسی و تثبیت جایگاه روشمند تصحیح انتقادی در دانشگاه، به عنوان میراث علمی زندهیاد رضا انزابینژاد یاد میشود.
رضا انزابینژاد در ۴ اسفند ۱۳۹۱ در مشهد درگذشت و در آرامگاه خواجهربیع این شهر به خاک سپرده شد. با این حال، آثار و شاگردانش همچنان در فضای دانشگاهی ایران حضور دارند و تصحیحات او از متون کهن، مرجع مطالعاتی پژوهشگران ادبیات فارسی است.
نظر شما