سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «ژوئیه ۱۹۱۴؛ شمارش معکوس برای جنگ» بهقلم شان مکمیکین با ترجمه مهشید متین و کوروش بهرنگ از تازههای بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه است. مولف فارغالتحصیل دانشگاه استنفورد است و مطالعاتش بر تاریخ اروپا در اوایل قرن بیستم تمرکز دارد. تاریخ مدرن آلمان، تاریخ روسیه، کمونیسم و خاستگاه جنگهای جهانی اول و دوم و نقشآفرینی روسیه و امپراتوری عثمانی از جمله علایق تحقیقاتی مکمیکین است. مکمیکین با استفاده از شواهد موجود در آرشیوهای اروپایی، نشان میدهد که اگرچه بیشتر گزارشهای مربوط به شروع جنگ، مسئولیت اصلی را متوجه نظامیگری آلمان و اتریش-مجارستان میدانند، مغرضترین مجرمان در میان کسانی در روسیه و فرانسه یافت میشوند که جنگطلبی و دوگانگیشان، جنگ را اجتنابناپذیر کرد. نقطه عطف اثر، بهرهگیری وی از آرشیوهای وزارت امور خارجه آلمان، اتریش، روسیه، فرانسه و انگلیس در نگارش اثر است. مهشید متین، مترجم نیز دانشآموخته کارشناسی ارشد جامعهشناسی است و در طرحهای صلیبسرخ و سازمان ملل متحد در امور پناهندگان همکاری دارد.

بهباور شما، چه چیزی مکمیکین را به نگارش کتابی متمرکز بر صرفاً یک ماه از تاریخ (ژوئیه ۱۹۱۴) ترغیب کرد؟ آیا وی این دوره را کلیدیترین لحظه در تاریخ قرن بیستم میداند؟
بهنظر من مکمیکین در این کتاب تلاش میکند با یک تیر چند نشان بزند. او میخواهد روایتهای جاافتادهای را که طی یک قرن درباره آغاز جنگ جهانی اول شکل گرفتهاند، دوباره از نو بخواند و نشان دهد که پشتپرده این جنگ، لایههایی وجود دارد که معمولاً در روایتهای کلاسیک کمتر دیده شدهاند. در اغلب کتابهای مرتبط با جنگها، ما بیشتر با روایتهای کلی و تصمیمات نهایی روبهرو هستیم؛ اما کمتر به جزئیات ظریف و پیچیدهای پرداخته میشود که در ماهها و حتی سالهای قبل از جنگ شکل گرفتهاند و گاه ریشه در روابط شخصی، رقابتهای خانوادگی و جاهطلبیهای فردی رهبران دارند.
تمرکز او بر ژوئیه ۱۹۱۴ در واقع تلاشی است برای نشان دادن اینکه چگونه یک بازه زمانی بسیار فشرده میتواند محل تلاقی دهها روند تاریخیِ طولانیمدت باشد. او در این ماه بهدنبال لحظهای نیست که «جنگ ناگهان آغاز شد»، بلکه میخواهد نشان دهد چگونه تصمیمات کوچک، سوءبرداشتها، فشارهای داخلی و جاهطلبیهای فردی در کنار هم، یک نقطهعطف تعیینکننده را ساختند. از نگاه من، ژوئیه ۱۹۱۴ نهفقط برای اروپا، بلکه برای کل جهان لحظهای سرنوشتساز است؛ لحظهای که در آن چندین مسیر تاریخی به هم رسیدند و جهان را وارد قرنی کردند که سرشار از جنگ، انقلاب و دگرگونی بود.
آیا کتاب بر جنبههایی نو و بدیع از جنگ جهانی اول تمرکز دارد که در کتابهای مشابه یافت نمیشود؟
بهنظر من نوآوری اصلی کتاب در چند محور اساسی شکل میگیرد. نخست، پرداختن بسیار پرجزئیات به نقش روسیه و فرانسه و بازیگران بالکان است؛ حوزههایی که معمولاً در روایتهای کلاسیکِ آغاز جنگ جهانی اول در حاشیه قرار میگیرند. مکمیکین با استفاده از اسناد تازهگشودهشده و مکاتبات خصوصی، تصویری ارائه میدهد که در آن تصمیمات و انگیزههای این بازیگران نه فرعی، بلکه تعیینکنندهاند.
برای نمونه، خواندن نامههای خصوصی میان ویلهلم دوم و نیکلای دوم که تنها مدت کوتاهی پیش از آغاز جنگ، یکدیگر را با خطابهایی صمیمانه مانند «ویلی عزیزم» و «نیکی عزیزم» مینامیدند نشان میدهد که پشت صحنه سیاست، لایههایی از روابط شخصی، سوءظنها و رقابتهای پنهان وجود داشته که در روایتهای رسمی کمتر دیده شده است. همینطور، مکمیکین با برجستهکردن کارشکنیها، پنهانکاریها و جاهطلبیهای برخی وزرا و دیپلماتها، تصویری از سازوکار قدرت ارائه میدهد که بسیار انسانیتر، پیچیدهتر و گاه غیرعقلانیتر از روایتهای سنتی است.
در کنار اینها، نقد روایت آلمانمحور که دههها بر تاریخنگاری جنگ سایه انداخته بود یکی از جسورانهترین بخشهای کتاب است. مکمیکین بدون آنکه از چارچوب اسناد خارج شود، نشان میدهد که مسئولیت آغاز جنگ را نمیتوان صرفاً بر دوش آلمان و اتریش-مجارستان گذاشت؛ بلکه باید شبکهای از تصمیمات، فشارها و جاهطلبیهای متقاطع را در نظر گرفت. ارزش کتاب دقیقاً در همین ترکیب است: روایتی جسورانه و چالشگر، اما کاملاً مبتنی بر اسناد و آرشیوهای معتبر.
مولف در تحقیقات خود از کدام آرشیوها و منابع جدید استفاده کرده است؟
یکی از برجستهترین ویژگیهای کار مکمیکین، شیوهای است که او از طریق آن آرشیوهای کمتر استفادهشده را وارد روایت خود میکند. او برخلاف بسیاری از مورخان غربی که عمدتاً به اسناد آلمان و اتریش-مجارستان تکیه میکنند، دامنه پژوهش خود را به آرشیوهای روسیه، عثمانی، صربستان و مجموعهای از مکاتبات شخصی گسترش داده است. این تنوع منابع باعث میشود تصویر او از ژوئیه ۱۹۱۴ نه یک روایت تکصدایی، بلکه شبکهای چندلایه از رقابتها، سوءظنها و تصمیمات پنهان باشد.
استفاده از مکاتبات خصوصی میان رهبران اروپایی، گزارشهای دیپلماتیک، و اسناد کمتر دیدهشده روسیه و بالکان، امکان بازخوانی نقش بازیگرانی را فراهم میکند که در روایتهای سنتی معمولاً در سایه قرار گرفتهاند. این منابع تازه، روایت آلمانمحور را از حالت یک حقیقت قطعی خارج میکند و آن را در بستر رقابتهای گستردهتر امپراتوریها قرار میدهد. مکمیکین با اتکا به همین اسناد نشان میدهد که آغاز جنگ جهانی اول نتیجه مجموعهای از تصمیمات همزمان و گاه متناقض بوده است؛ تصمیماتی که تنها با رجوع به آرشیوهای متنوع و کمتر کاوششده قابل فهم میشوند.
فکر میکنید کتاب چه درسهایی برای بحرانهای دیپلماتیک امروز دارد؟
بهنظر من مهمترین درس کتاب برای بحرانهای دیپلماتیک امروز، هشدار جدی درباره خطر محاسبه غلط و ضرورت دیپلماسی فعال، پیگیر و صادقانه است. ژوئیه ۱۹۱۴ نشان میدهد که چگونه مجموعهای از سوءبرداشتها، پیامهای مبهم، جاهطلبیهای فردی و حتی کارشکنیهای کوچک میتواند در نهایت به بحرانی منتهی شود که نسلها را تحت تأثیر قرار دهد.
امروز به لطف فضای مجازی، آنقدر نقلقولهای کوچک و بریدهبریده تاریخی میبینیم که گمان میکنیم تاریخ را میشناسیم. جمله «باید تاریخ خواند» آنقدر تکرار شده که برای گوشهامان بیاهمیت شده است. اما واقعیت این است که شناخت عمیق تاریخ تنها راه عبور سالم از دالانهای تاریک آینده است.
این درسها امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند. چه در خاورمیانه، چه در جنگ اوکراین و اروپا، و چه در رقابت قدرتهای بزرگ، ما میبینیم که چگونه محاسبه غلط، سوءبرداشت از نیت طرف مقابل، یا حتی جاهطلبیهای فردی میتواند میلیونها انسان را قربانی کند. تجربه ژوئیه ۱۹۱۴ یادآوری میکند که دیپلماسی اگر فعال و پیگیر نباشد، بهسرعت جای خود را به سوءظن و رقابتهای مخرب میدهد. امید من همیشه بر دیپلماسی است؛ دیپلماسیای که بتواند پیش از رسیدن بحرانها به نقطه بیبازگشت، راه گفتوگو را باز نگه دارد.
خوانندگان عادی چه چیزی از محتوای کتاب در مورد طبیعت تصمیمگیریهای سیاسی یاد میگیرند؟
بهنظر من مهمترین نکتهای که خوانندگان میتوانند از این کتاب بیاموزند، درک این حقیقت است که تصمیمگیری سیاسی هرگز یک لحظه ناگهانی یا یک فرمان ساده نیست. جنگها معمولاً نه با یک تصمیم، بلکه با زنجیرهای از انتخابهای کوچک، سوءبرداشتها، فشارهای داخلی و ساختارهای بوروکراتیکی آغاز میشوند که گاه خودِ رهبران نیز از پیامدهای آن آگاه نیستند.
هنگام ترجمه کتاب، مدام به این فکر میکردم که در تاریخ خود ما نیز دالانهای تاریکی وجود دارد؛ بزنگاههایی که اگر جزئیاتشان را بهتر میشناختیم، شاید امروز تصمیمهای هیجانی و واکنشی نمیگرفتیم. متأسفانه در کشور ما علوم انسانی تاریخ، فلسفه، جامعهشناسی آنگونه که شایسته است جدی گرفته نمیشود. مهندس شدن معمولاً بر مفسر تاریخ شدن مقدم دانسته میشود، و این نگاه، فهم تاریخی ما را سطحی کرده است.
این کتاب میتواند برای خواننده ایرانی یک تلنگر باشد: اینکه تاریخ نه سیاهوسفید است و نه دو قطبی. در طول تاریخ مشترکمان، ما یا «تماماً با هم بودهایم» یا «تماماً علیه هم»؛ درحالیکه واقعیت میتواند در میانه این دو قطب شکل گیرد. آگاهی تاریخی و توجه به علوم انسانی، در بلندمدت، شاید تنها راهی باشد که بتواند ما را از تکرار اشتباهات گذشته نجات دهد.
نظر شما