به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، یونس عزیزی نویسنده و داستاننویس در نشست رونمایی از رمان «بیزبانی» نوشته احمد مدقق به میزبانی انجمن ادبی ماها در دانشگاه هنر و اندیشه با اشاره به درونمایهها و مضامین موجود در کتاب گفت: در مورد کتاب «بیزبانی» میتوان به موضوعات و درونمایههای مختلفی از جمله حقیقت، راستی و درستی، اهمیت امر مکتوب، گمگشتگی، هویت حافظه، مهاجرت و مبارزه اشاره کرد و درباره آن گفتوگو کرد اما در این جلسه میخواهم در مورد نسبت تاریخ و ادبیات صحبت کنم چرا که رمان نگاهی به تاریخ دارد و راوی به بهانه پیدا میکند، به دل تاریخ میزند و گذشته خودش و خانوادهاش را مرور میکند.
عزیزی ادامه داد: قبل از اینکه به این نسبت بپردازم سوالی را مطرح میکنم و آن اینکه آیا تاریخ علم است یا خیر. این سوال مخالفان و موافقانی دارد. مخالفان معتقدند عواملی همچون موضوع مطالعه، روش تجربه و آزمایش، پیش بینی و ارزش داوری موضوعاتی است که تاریخ را به مثابه علم قلمداد نمیکند چرا که مثلاً علوم طبیعی با پدیدههایی قابل تکرار و مشاهده مستقیم سر و کار دارند اما تاریخ با رخدادهای منحصر به فرد و یکبار تکرار مواجه است.
وی افزود: دانشمند برای آزمون فرضیه خود آزمایش را در آزمایشگاه بارها تکرار میکند اما برای مورخ چنین امکانی وجود ندارد، از طرفی علم توانایی پیش بینی را دارد اما تاریخ نه. گرچه میگویند تاریخ تکرار میشود اما تکرار دقیق نیست. در نهایت دانشمند باید بیطرف باشد اما مورخ از میان انبوه رویدادها آنها را انتخاب میکند.
این داستاننویس به نظر موافقین پرداخت و تاکید کرد: از طرفی موافقین به عواملی همچون روشمند بودن، جستجوی علت و تعمیمهای نامحدود تاکید میکنند و میگویند تاریخ امروزه یک رشته آکادمیک با روشهای تحقیق مشخص است. تاریخ نیز مانند علم دنبال علل پدیدهها و رویدادهاست و تاریخ میتواند به تعمیمهای مشروط دست یابد. مثلاً در شرایط وقوع انقلاب اجتماعی معمولاً گروههای تندرو، میانروها را کنار میزنند.
ادبیات سندی بر لایههای پنهان تاریخ است
نویسنده رمان چپدستها به دیدگاه سومی که از آن به دیدگاه ترکیبی یاد میشود، پرداخت و بیان کرد: بسیاری تاریخ را علم انسانی یا علم تفسیری میدانند. از نظر روش و تحقیق در منابع کاملاً علمی است اما به دلیل آنکه با انسان و کنش ارادی سر و کار دارد و در مقام و تبیین نهایی، بینش شخصی مورخ دخیل است به معنای دقیق کلمه علم در علوم طبیعی نظیر فیزیک و شیمی، تاریخ علم نیست.
نویسنده کتاب «هیژهچرخ» به مساله مهمتری اشاره کرد و یادآور شد: مسئله مهمتری که مطرح میشود آن است که چگونه میتوان به تاریخ اعتماد کرد. مورخان از ابزارها و روشهای متعددی همچون بررسی اصالت سند، نقد درونی و تطبیق و مقایسه تاریخ رسمی با تاریخ غیر رسمی استفاده میکنند که از همینجا ادبیات و به طور ویژه ادبیات داستانی موضوعیت پیدا میکند و نه به عنوان منبعی برای تایید وقایع عینی بلکه پنجرهای به سوی حقیقت انسانی، اجتماعی و فرهنگی یک دوره نقش داشته باشد چون ادبیات منبع اصلی و دست اول برای رویداد نیست میتواند به عنوان سندی بر لایههای پنهان تاریخ عمل کند.
عزیزی تاریخ غیر رسمی را پنجرهای به سوی باورهای جمعی دانست و توضیح داد: ادبیات نشان میدهد مردم یک دوره چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند، از چه میترسند، به چه امید دارند، چگونه عشق میورزند، چگونه گفتوگو میکنند، چه لباسی میپوشند و چه غذایی میخورند. ادبیات داستانی این خلا را پر میکند.

ادبیات صدای گروههایی است که در تاریخ رسمی ساکت شدهاند
وی تصریح کرد: ادبیات داستانی صدای گروههایی مثل زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و طبقات فرودست است که در تاریخ رسمی ساکت شدهاند لذا ادبیات داستانی یک منبع تاریخی دست اول نیست اما به عنوان منبع مکمل و گاه ضد منبع در مقابل تاریخ رسمی ارزشمند است.
عزیزی اضافه کرد: رمان «بیزبانی» از این موضوع بهره برده است و از این زاویه به تاریخ پرداخته است و نسبتی بین ادبیات و تاریخ را در برقرار کرده است. راوی جوان رمان «بیزبانی» که از نسل دوم مهاجرین افغانستانی است برای دستیابی به هویت خود به گذشته خود نگاه میکند و در دل تاریخ به جستجوی هویتش میپردازد.
عزیزی وفاداری یا عدم وفاداری نویسنده ادبیات داستانی را به تاریخ مسئله مهمی برشمرد و گفت: وقتی نویسنده ادبیات داستانی از تاریخ بهره میبرد و از این بستر استفاده میکند این سوال مطرح میشود که وفاداری نویسنده به تاریخ چقدر میتواند باشد.
وی افزود: دیدگاه سنتی معتقد است ادبیات در خدمت تاریخ است چرا که نقش آموزش و آگاهیبخشی، احترام به حقیقت و ایجاد فضای باورپذیر را دارد اما از طرفی دیدگاه مخالف میگوید اولویت در ادبیات داستانی با تخیل و هنر است. ادبیات در درجه اول یک اثر هنری است و تخیل، خلاقیت، بیان احساس و معنای انسانی بر دقت واقعی ارجحیت دارد.
این نویسنده در پایان بیان کرد: نگاه سومی وجود دارد که از آن به دیدگاه تعاملی یاد میشود و معتقد به طیفی از وفاداری است. در این نگاه بهتر است رابطه ادبیات و تاریخ را نه یک باید مطلق که یک طیف از امکانها بدانیم. در واقع بهترین آثار ادبی رابطه دیالکتیکی با تاریخ برقرار میکنند و به قول «باختین» ادبیات و تاریخ مرزهای مشخصی ندارند بلکه آنها در یک قلمرو پیوسته به نام «فرهنگ» با یکدیگر گفتوگو میکنند.

مدقق جهان آدمهای معمولی را روایت میکند
در بخش دیگری از این نشست مصطفی سلیمانی داستاننویس گفت: در زمان «بیزبانی» زبان سلیس روان و پررنگ است و باعث میشود ما خیلی زود وارد رمان شویم. از آنجایی که احمد مدقق را میشناسم نویسنده را داخل رمان کامل احساس کردم.
وی تصریح کرد: جهان آدمهای احمد مدقق جهان آدمهای معمولی است. معمولاً تازهنویسها سوال دارند که ما چطور کاراکتر رو پیدا کنیم، چطور یک ایده را بپرورانیم و به ثمر بنشانیم و چکار کنیم تا دور و برمان یک اتفاق خاص، عجیب و خارقالعاده پیدا کنیم تا یک اتفاق ماندگار برای ما محسوب بشود ولی احمد مدقق در داستان کوتاهش یا در رمانهایش جهان آدمهای معمولی را روایت میکند و همین مساله حس همزادپنداری را برای ما ایجاد می کند.
سلیمانی تاکید کرد: در همین معمولی بودن، امر تراژیک و به نظرم آن عمق فلسفی را برای من و امثال من خواننده اتفاق میافتد و آن احساسات قدرتمند را در کلمات روان مدقق به مخاطب منتقل میشود.
نویسنده رمان «آداب جنایت» ادامه داد: ما فکر میکنیم کلماتمان باید غامض، پیچیده و خیلی فلسفی باشدا تا بتوانیم همراهی مخاطب را داشته باشیم اما این اتفاق به صورت عکس در رمان «بیزبانی» اتفاق میافتد.
سلیمانی درباره عنوان رمان افزود: عنوان «بیزبانی» را من خیلی دوست داشتم. یک عنوان در واقع هوشمندانهای که کاملاً به رمان میآید. رمان به ما میگوید «بیزبانی» فقط ناتوانی در سخن گفتن نیست بلکه از یک نوع وضعیت اگزیستانس پرده برمیدارد. انسان مدرن باید با این تنهایی کنار بیاد و با این تنهایی دست و پنجه نرم کند.
این روانشناس و مدرس ادبیات داستانی اضافه کرد: من این رمان را فقط روایت یک شخص و فرد نمیبینم بلکه روایت جامعهای میبینم که به نظرم حرف زیادی دارد اما کمتر شنیده میشود. به گمانم رمان یک دعوتی است برای من خواننده که بتوانم با آدمهایی که شاید صدای جدیای ندارند ولی واقعیت بیرونی و حقیقت پررنگی دارند را بشنوم و همراه آنها شویم.

خواهرم در علاقهمندی من به کتاب و داستان نقش داشت
احمد مدقق نویسنده رمان «بیزبانی» در سخنانی گفت: خواهرم اگر هر روز یک کتاب از کتابخانه نمیآورد، یک روز در میان حتماً یک کتاب میآورد و اینگونه بود که من با بیصبری منتظر بودم تا کتاب را تمام کند و بعد نوبت به من برسد تا کتاب را بخوانم. او یک گنجینه فوقالعاده از کتابهای کودک و نوجوان داشت که آن سالها خیلی روی من تاثیر گذاشت و در علاقهمندی من به کتاب و داستان نقش داشت.
مدقق ادامه داد: سالها گذشت خواهرم ازدواج کرد و از قم رفت. گذشت تا اینکه «آوازهای روسی» من منتشر شد و من خیلی مشتاق بودم که بازخورد خواهرم را ببینم. کسی که نقش موثری در دوران کودک نوجوانی در کتابخوانی من داشت «آوازهای روسی» را که خواند انگار آب سردی روی من ریخت چون به من گفت خیلی متوجه نشدم آخرش چه شد یا مثلاً فلانی بخشش غیرطبیعی بود.
وی ادامه داد: من «آوازهای روسی» را نوشتم برای کسی که مخاطب حرفهای جهان داستان و رمان است ولی از همان موقع همیشه در ذهنم بود که یک کاری بنویسم که از قصه خطی ساده و بدون پیچیدگیها برخوردار باشه و در عین حال با زبان و لهجه کار کند. یعنی تلاش کردم قصهای بنویسم که خواهرم راحت بخواند.
نظر شما