محمدرضا مهدیزاده، کارشناس و فعال حوزه چاپ در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اشاره به تمرکز گسترده صنعت چاپ ایران بر توسعه فناوری و افزایش ظرفیت تولید، گفت: افزایش فناوری لزوماً به معنای رشد واقعی نیست، آنچه در بسیاری از موارد مشاهده میشود، گسترش ظرفیت بدون بازاندیشی در مبانی تولید است و در تصمیمهای سرمایهگذاری اغلب پرسشهای اساسی مانند تعریف محصول، شناخت بازار هدف و منطق ارزشآفرینی مورد توجه قرار نمیگیرد.
وی افزود: فناوری ذاتاً خنثی است و نه نجاتدهنده و نه مخرب؛ بلکه نقش شتابدهنده دارد، اگر مدل کسبوکار یا جایگاه بازار روشن نباشد، فناوری تنها ضعفهای موجود را با سرعت بیشتری آشکار میکند.
این کارشناس حوزه چاپ با اشاره به وضعیت بهرهبرداری از تجهیزات در چاپخانهها تأکید کرد: در بسیاری از واحدهای چاپی ماشینآلاتی با توان فنی درخورتوجه نصب شده، اما میزان استفاده واقعی از آنها فاصله معناداری با ظرفیت اسمی دارد. وی گفت نتیجه این وضعیت، معمولاً سرمایهگذاری سنگین، استهلاک زیاد، فشار شدید قیمتی و بازگشت سرمایه کمتر انتظار است و این مسئله بیش از آنکه ناشی از ضعف نیروی انسانی یا کمبود فناوری باشد، حاصل نبود الگوی تصمیمگیری اقتصادی و راهبردی است.
مهدیزاده، در ادامه به تغییر ساختار بازار چاپ ایران اشاره کرد و گفت: برخلاف تصور رایج، در بسیاری از بخشها بازار با رشد پایدار مواجه نیست، بلکه تقاضا خُردتر شده، شمارگان کاهش یافته و سفارشها پراکندهتر شدهاند، در چنین شرایطی افزایش ظرفیت بدون بازتعریف محصول و مشتری به چرخهای معیوب شامل عرضه بیشتر، رقابت قیمتی شدیدتر، کاهش حاشیه سود و استفاده کمتر از ظرفیت واقعی تجهیزات منجر میشود.
وی همچنین نقش طراحی در زنجیره ارزش صنعت چاپ را مورد توجه قرار داد و ادامه داد: یکی از حلقههای مفقوده این صنعت، پیوند میان طراحی و تولید است، در بسیاری موارد طراحی در انتهای فرایند وارد میشود و نقش آن به زیباسازی تصمیمهایی محدود میشود که پیشتر گرفته شدهاند، درحالی که حضور طراحی از ابتدای فرایند میتواند در تعریف محصول، پیشبینی رفتار آن در فرایند چاپ و ایجاد هماهنگی میان فرم، کارکرد و امکانپذیری فنی به خلق ارزش واقعی منجر شود.

این فعال حوزه چاپ با اشاره به تجربه جهانی صنعت چاپ نیز گفت: سرمایهگذاری در فناوریهایی مانند چاپ دیجیتال و اتوماسیون بهتنهایی تضمینکننده سودآوری یا تمایز پایدار نیست، آنچه تفاوت ایجاد میکند نحوه قرار گرفتن فناوری در چارچوب راهبرد بازار، محصول و تولید است و بدون این پیوند، فناوری به داراییای پُرهزینه تبدیل میشود که بیش از ارزشآفرینی، هزینه تولید میکند.
وی همچنین بیان کرد: تحول واقعی در صنعت چاپ، از «بیشتر تولید کردن» آغاز نمیشود، بلکه از متفاوت اندیشیدن به تولید شکل میگیرد، تمرکز راهبردی، بخشبندی هوشمندانه بازار، شناخت دقیق نیازهای مشتری و هماهنگی میان عرضه و تقاضای واقعی از الزامات این تحول است و صنعت چاپ ایران بیش از ماشینآلات جدید، به الگوهای فکری جدید نیاز دارد.
نظر شما