سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - زهرا تندرو، دانشجوی علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران؛ در دو دهه اخیر با افزایش تحولات فناورانه و رسانهای در ایران، پدیده شهرت نیز متاثر از این فضا، دستخوش تغییر شده است. امروزه شهرت در جهان فقط به یک حوزه محدود نمیشود، بلکه به بستری برای شکلدهی افکار عمومی جامعه تبدیل شده است. قبل از به روی کار آمدن شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، چهرههای مشهور را فقط هنرپیشهها، بازیگران سینما و خوانندگان در بر میگرفتند؛ این افراد در میان مردم محبوبیت داشتند و گاهی نیز الگوی آنان به شمار میآمدند. اینستاگرام و سایر شبکههای اجتماعی مشابه، شهرتی جدید و بهروز را به وجود آوردند؛ شهرتی که در آن دیگر رابطه سلبریتیها با دنبالکنندگان خود یکطرفه نیست و به رابطهای دوطرفه تبدیل شده است. به مرور زمان مردم عادی دریافتند که میتوانند با فعالیت در فضاهای اجتماعی، مانند بازیگران یا خوانندگان، معروف و محبوب شوند. سودای محبوبیت و مقبولیت باعث شد افراد از یک سری باورها، ارزشها، عقاید و خطوط قرمز خود عبور کنند و به آنچه میخواهند برسند. این افراد وقتی به شهرت رسیدند، به خود اجازه دخالت در همه عرصهها را نیز دادند؛ چرا که فقط جذب افراد و جلب توجه آنان را به هر قیمتی طلب میکردند. بنابراین امروزه فضاهای اجتماعی به بستری غیررسمی مبدل شده که در آن نظرات ضد و نقیض راجعبه تمام موضوعات به وفور دیده میشود؛ که معتبر یا نامعتبر بودن منابعشان نامشخص است. افراد شهرت را دیگر صرفاً برای دیده شدن نمیخواهند، بلکه در پی کسب قدرتی هستند که این جایگاه به انسان میدهد.

در چنین شرایطی که جامعه بازیچه دست شهرت و بازیگران آن شده است، کتاب «میدان شهرت در ایران»، نوشته احسان شاهقاسمی با ارزیابی مسائل مربوط به شهرت و تعریف آن با نمونههایی، توانسته ساختار شهرت را معرفی کند و سازوکارش را شرح دهد. این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که هدف سلبریتیها را از انتشار نظرات سطحی راجعبه مهمترین مسائل جامعه آشکار میسازد و به مخاطب میفهماند که آنان تشنه کسب قدرت از طریق جذب مردم به سمت خود هستند. البته در این فضا استثناهایی نیز وجود دارد. استثناهایی که در پی کسب قدرت نیستند و برای اینکه عرصه مقابل سلبریتیهای منفعتطلب خالی نماند، در فضاهای اجتماعی حضور پیدا کردهاند. آنان تلاش میکنند با ارائه نظراتی مستند و معتبر، مردم را از دامی که برایشان پهن شده نجات دهند و از مغلوب شدنشان جلوگیری کنند. اما نمیتوان تضمین کرد که چهرههای مشهوری که استثنا هستند به مرور زمان خود دچار قدرت نشوند یا اهدافشان تغییر نکند؛ ممکن است از یک جایی به بعد، دست از تلاش برای آگاهیبخشی بکشند و پی کسب قدرت و منافع خود بروند.
مفهوم میدان در این کتاب به شبکهای اشاره دارد که افراد حاضر در این شبکه به صورت کلی، فرایندی مشابه برای رسیدن به هدفهای خود طی میکنند و همچنین با یکدیگر به رقابت میپردازند. در میدان شهرت، سرمایه افراد توجه است؛ چیزی که مردم میتوانند از طریق دنبال کردن، پسند کردن محتوا، نظر دادن و معرفیشان به سایر افراد، آنان را از این سرمایه بهرهمند کنند. شهرت در ایران برآمده از رقابتی است که میان سلبریتیها و چهرههای مشهور وجود دارد. در این راستا شبکههای اجتماعی و رسانهها، میان سلبریتیها و مخاطبانشان، نقش واسطهای را ایفا میکنند که روابط را دوطرفه میکند؛ طوری که مخاطبان و دنبالکنندگان میتوانند به تثبیت جایگاه سلبریتی محبوب خود، کمک ویژهای کنند و قدرتشان را در این عرصه افزایش دهند. علاوه بر این توجه یا عدمتوجه نهادهای سیاسی حاکمیت به یک سلبریتی بر کاهش، حفظ و افزایش قدرت آن سلبریتی اثر بسیاری میگذارد. کتاب به این اشاره دارد که سلبریتی عامل پدید آمدن شهرت نیست، بلکه محصول این صنعت است. یکی از نقاط قوت کتاب این است که نگاه جانبدارانهای ندارد و با ذکر مثال، مفاهیم و موضوعات را توضیح میدهد. همچنین متکی بر مفاهیم علوم اجتماعی و مسائل جامعه به موضوع شهرت میپردازد و همین محتوای کتاب را از سطحی بودن دور میکند.
مسئله شهرت در ایران با سایر جوامع تفاوت دارد؛ چرا که در جامعه ایران، مرز میان فرهنگ شهرت، سیاست و شبکههای اجتماعی مشخص نیست و هر کدام از اینها، به خودی خود استقلال ندارند و به یکدیگر وابسته هستند. برای مثال، همانطور که گفته شد نهادهای رسمی میتوانند در رشد سلبریتی یا حذف آن نقش ایفا کنند. به همین خاطر نویسنده کتاب به این اشاره دارد که تا نهادهای رسمی و اصلی نخواهند، فعالیت یک شخص دیده نمیشود؛ در واقع با خواست و ارادهی این نهادها، افراد به سلبریتی تبدیل میشوند. نهادهای رسمی باید از حفظ و کسب منافع خود در فعالیت افراد مطمئن شوند تا اجازه دیده شدن و شهرت آنان را صادر کنند. کتاب «میدان شهرت در ایران»، همه افراد مشهور را در یک گروه قرار نمیدهد و میان خوانندگان، بازیگران، بلاگرها و اینفلوئنسرها، ورزشکاران و … تمایز قائل میشود. تاکنون میدان شهرت در ایران، موضوع پراهمیتی نبوده است؛ چرا که ماجراهای پشت پرده این مسئله بهطور کامل آشکار نشده است و عموم افراد سرگرم حواشی خودخواسته زندگی سلبریتیها شدهاند تا اینکه به تاثیر فرهنگ شهرت بر ابعاد زندگی خود توجه کنند. کتاب توضیح میهد از آنجایی که سلبریتیها تشنه توجه هستند، با ایجاد حاشیههایی پیرامون زندگی شخصی خود، توجه مردم را بیش از پیش جلب کنند و آنان را از زندگی خود غافل کنند.
یکی از چالشهای اساسی کتاب این است که بهطور صریح نتوانسته مرز میان میدان شهرت، نهادهای رسمی و رسانه را مشخص کند. بوردیو جامعهشناس و مردمشناس مشهور فرانسوی، میدان را فضایی تعریف میکند که از استقلال نسبی برخوردار است؛ به این معنی که به سایر عرصهها وابستگی نداشته باشد و از قواعد و محدودیتهایی درون خود برخوردار باشد. در بسیاری از موارد پیش آمده است که میدان شهرت در ایران، متاثر از حاکمیت سیاسی و تصمیمات آن قرار دارد؛ در همین راستا بسیاری از سلبریتیها بهواسطه عقاید سیاسیشان بوده که توسط نهادهای سیاسی طرد شدهاند یا رشد کردهاند و به آنها پر و بال دادهاند. کتاب تا حدودی به این مسئله میپردازد، اما رابطه هر کدام از گروه سلبریتیها را با نهادهای سیاسی بهطور کامل شرح نمیدهد و برای این روابط تفکیکی صورت نگرفته است. علاوه بر این نمیتوان از میدان سخن گفت، وقتی قواعد آن از بیرون تعیین میشود و وابستگی آن استقلال نسبی را هم حتی نتوانسته است رعایت کند.
اینستاگرام، یوتیوب و سایر شبکههای اجتماعی با تحولات گستردهای روبهرو بودهاند؛ در این تحولات، مالکان این شبکهها الگوریتمهایی را مشخص کردهاند که اگر افراد این الگوریتمها را رعایت کنند، دیده میشوند؛ ابعاد این الگوریتمها گرچه پیچیده است اما کتاب نتوانسته به خوبی این فرایند را توضیح دهد و نمونههایی برای آن بیاورد. امروزه در فضاهای اجتماعی، توجه بهعنوان کالا خرید و فروش میشود؛ به این صورت که سلبریتیها زندگی شخصیشان را در صفحه خود به نمایش میگذارند تا مردم با پسندیدن و اشتراکگذاری آن با دوستان، برای تماشا و دنبال کردنشان زمان بگذارند و هزینهای پرداخت کنند. این روند، کلی و برای همه یکسان است؛ اما گاهی پیش آمده است که نظم این روند در جزئیات به هم بخورد و به نفع یا ضرر ذینفعان این عرصه شود. احتمالاً پیچیدگی الگوریتمها در جزئیات، با افزایش تحولات فناورانه بیشتر شود و دستیابی به دادهها و اطلاعاتی که از طریق آنها بتوان پیچیدگیها را تسهیل نمود، سخت شود.
محتوای کتاب بیشتر بر مفاهیم نظری و مشاهدات کلی تکیه دارد؛ این محتوا میتوانست دادههای تجربی گستردهتری را شامل شود و حتی مصاحبه با سلبریتیها را در بر بگیرد؛ سپس نویسنده بر مبنای اطلاعات حاصل از مصاحبه دست به تحلیل بزند. همچنین با حضور در میدان از تعمیم یک یا چند سلبریتی به کل چهرههای مشهور جلوگیری میشد. با حضور در میدان، استدلالها نیز برای مخاطب معتبرتر به شمار میآمدند.
کتاب «میدان شهرت در ایران» نشان میدهد که سلبریتیها صرفاً افراد را سرگرم نمیکنند بلکه از افراد برای تثبیت قدرت خود استفاده میکنند. آنها در ظاهر طبق خواستهها و سلایق دنبالکنندگان خود پیش میروند اما به صورت پنهان حفظ و رشد منافع خود را رقم میزنند. رسانهها و مالکانشان با میانجیگری، ارتباط میان سلبریتیها و دنبالکنندگان را دوطرفه میکنند، اما از آن طرف سعی میکنند نفع خود را ببرند. بنابراین در این میان، تنها مردم هستند که ضرر میکنند و بازیچه افراد مشهور و مالکان شبکههای اجتماعی میشوند. مالکان و عوامل شبکههایی مانند اینستاگرام، گوگل، یوتیوب و … دادههای مخاطبان خود را جمعآوری میکنند و آنها را به شرکتهای تجاری عرضه میکنند. بر همین اساس منافع سلبریتیها و مالکان توسط افرادی تامین میشود که وقت خود را به آنان اختصاص میدهند و در ازای زمانی که هزینه میکنند، سرگرم میشوند و از آنجایی که این فضاها و سلبریتیها نیازهای مردم را مطابق اهداف خود تغییر دادهاند، افراد به نوعی نیازهایشان نیز برآورده میشود. این کتاب وابستگی افراد به دو عنصر سلبریتی و رسانه را توضیح داده است و به شرح مفاهیم پیرامون شهرت مانند دین، استعداد، مصرف و… پرداخته است.
در توضیحات کتاب آمده است: «میدان شهرت در ایران یک کتاب انتقادی است، نه از آن جهت که بدیهای فرهنگ شهرت را شرح میدهد، بلکه ازآنرو که سویههایی از روابط قدرت، ثروت و بازنمایی در این عرصه آشکار میکند که در حالت عادی دیده نمیشوند. شهرت با ما بوده و خواهد بود و هر روز حوزه جدیدی از توجه همگانی را تسخیر میکند. حتی دانشگاهها هم از این دستاندازی در امان نبودهاند و شبهعلم که سلبریتیها مروج آن هستند در اینستاگرام و دیگر پلتفرمهای شهرت به آسانی علم را کنار زده است و سلبریتیها جای نخبگان علمی را گرفتهاند. سلبریتیها گروههای خاص اجتماعی و مخصوصاً نوجوانان را با موفقیت استثمار کردهاند. صدها کارشناس رسانه و شرکتهای نامورساز از یکسو و یک نوجوان بیتجربه از سوی دیگر، در یکی از نابرابرترین جنگهای استثمارگرانه جهان درگیرند. شهرت هرگز یکچیز صرفاً مردمپسند نیست و لازم است دولتها سیاستی هوشمندانه و پیشدستانه در قبال شهرت داشته باشند».
نظر شما