به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قزوین، مهدی نورمحمدی، در نشست پژوهشی «پیشگامان روزنامهنگاران پیشگام قزوین» که عصر یکشنبه به همت مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان قزوین برگزار شد، با اشاره به گستردگی و پیچیدگی تاریخ مطبوعات قزوین تأکید کرد: پرداختن کامل به روزنامهنگاران این شهر، نه تنها در یک جلسه، حتی در چندین نشست نیز ممکن نیست ولی میشود به برخی نکات مغفول و کمتر گفتهشده تاریخ مطبوعات قزوین اشاره کرد و علاقهمندان میتوانند برای آگاهی بیشتر به منابع اصلی مراجعه کنند.
نورمحمدی در ادامه، به مهمترین منابع تاریخ مطبوعات قزوین اشاره کرد و گفت: نخستین منبع قابل اتکا، کتاب چهار جلدی «تاریخ جراید و مجلات ایران» تألیف محمد صدرهاشمی است که چاپ اول آن در سال ۱۳۲۷ در اصفهان منتشر شد و بعدها نیز تجدید چاپ شد. حتی پژوهشگران قدیمی قزوینشناسی، از جمله مرحوم سیدمحمدعلی گریز، به این اثر مراجعه داشتهاند.
او دومین منبع را جلد دوم کتاب «مینودر» دانست که مرحوم گلریز در آن بهطور مختصر به روزنامهنگاران قزوین، زندگینامه آنان و تاریخ انتشار نشریات پرداخته است. منبع سوم از نگاه این پژوهشگر، رساله کارشناسی ارشد احمد آزادفر از استادان باسابقه دانشگاه است که هرچند به چاپ نرسیده، اما یکی از منابع مهم مطالعاتی در این حوزه به شمار میآید.
نورمحمدی همچنین از جلد دوم کتاب «سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین» تألیف مرحوم ورجاوند نام برد و تأکید کرد: اغلب این منابع، مطالبی کوتاه و گذرا درباره مطبوعات قزوین ارائه دادهاند و کمتر به بررسی جامع این موضوع پرداختهاند.
به گفته او، کتاب «تاریخ مطبوعات قزوین» تألیف مرحوم حمیدینژاد (منتشر شده توسط انتشارات طاها) کاملترین اثر موجود در این زمینه است؛ هرچند بهدلیل وجود برخی اشتباهات تایپی و محتوایی، نیازمند بازبینی و اصلاح است. این کتاب بهویژه در بخش مربوط به روزنامهنگاران معاصر، اثری ارزشمند است.
این پژوهشگر در ادامه، به پژوهشهای خود نیز اشاره و بیان کرد: بدون آنکه قصد نگارش تاریخ مطبوعات قزوین را داشته باشد، در جریان انجام سه اثر پژوهشی، بهطور ناخواسته اطلاعات مهمی درباره روزنامهنگاران پیشگام قزوین گردآوری شده است.
او نخست به کتاب «خاطرات میرزا حسین خیاط» اشاره کرد؛ شخصیتی که از اعضای انجمن ولایتی قزوین، از مشروطهخواهان برجسته شهر و مدیر داخلی روزنامه «قزوین» بوده است. به گفته نورمحمدی، این کتاب کمحجم اما پرمحتوا، اطلاعات ارزشمندی از تاریخ قزوین در دوره مشروطه ارائه میدهد.
وی گفت: دومین اثر مورد اشاره، کتاب «ترور در بهارستان و پژوهشی درباره زندگی و آثار مرحوم شیخ یحیی واعظ قزوینی»، مدیر روزنامه «نصیحت» است.
نورمحمدی با بیان اینکه پیش از این، در منابع قزوینشناسی تنها حدود دو صفحه به این روزنامه و شخصیت آن پرداخته شده بود، افزود: دلیل این کمبود اطلاعات آن بود که نسخهای از روزنامه «نصیحت» در دسترس پژوهشگران قرار نداشت.
او سومین اثر خود را کتاب «قزوین در انقلاب مشروطیت» دانست و تأکید کرد که این آثار، ناخواسته به منابع مهمی برای شناخت روزنامهنگاران پیشگام و تاریخ مطبوعات قزوین تبدیل شدهاند.
نورمحمدی در ادامه با اشاره به اینکه برخی از یافتههای پژوهشی که در سالهای اخیر به دست آمده، گفت: این اطلاعات حاوی نکات تازه و کمسابقهای درباره تاریخ مطبوعات قزوین است که پیشتر در منابع قزوینشناسی یا حتی کتابهای کشوری دیده نمیشد.

ارتباط مستقیم تاریخ روزنامهنگاری قزوین با انقلاب مشروطه
وی سپس با ورود به بحث اصلی تأکید کرد: تاریخ مطبوعات و روزنامهنگاری در قزوین ارتباط مستقیمی با انقلاب مشروطیت دارد و اگر این رویداد تاریخی رخ نمیداد، احتمالاً بخشی از نشریات اولیه قزوین نیز منتشر نمیشد. به گفته این پژوهشگر، هرچند قزوین در بسیاری از عرصههای فرهنگی و تاریخی پیشگام بوده، اما در حوزه مطبوعات نسبت به برخی شهرها با تأخیر وارد میدان شده است و نخستین جرقه جدی نشر مطبوعات در این شهر، همزمان با انقلاب مشروطه شکل گرفت.
نورمحمدی نخستین روزنامه منتشر شده در قزوین را نشریهای با عنوان «هدایت» معرفی کرد که به مدیریت و صاحبامتیازی میرهادی شیخالاسلامی منتشر میشد. این خانواده از خاندانهای ریشهدار بودهاند که در دوره صفویه از جبل لبنان به ایران کوچ داده شدند.
وی تشریح کرد: روزنامه «هدایت» در قطع کوچک و در چهار صفحه، حدود سه ماه و نیم پیش از به توپ بستن مجلس در قزوین منتشر شده است. تا سالها هیچ نمونهای از این روزنامه در دسترس پژوهشگران نبود، اما من موفق شدم سه شماره از آن (شمارههای ۱، ۲ و ۴) را شناسایی و بررسی کنم و شماره سوم هنوز مشاهده نشده است. شماره اول این روزنامه، در مجموعهای در ایران نگهداری میشود و شماره ۲ و ۴ متعلق به ادوارد براون بوده که بعد از مرگ او به کتابخانه دانشگاه کمبریج اهدا شده و میکروفیلم آن به دانشگاه تهران منتقل شده که از این طریق در دسترس من قرار گرفته است.
نورمحمدی افزود: یکی از نسخهها در مجموعهای نگهداری میشده که بعدها به کتابخانه دانشگاه کمبریج اهدا شده و از طریق میکروفیلم در دسترس قرار گرفته است و نسخهای دیگر نیز نزد یک مجموعهدار خصوصی پیدا شده است. بررسی این نسخهها اطلاعات ارزشمندی از جمله قیمت روزنامه، قطع، شیوه انتشار و محل توزیع آن ارائه میدهد.
این پژوهشگر گفت: محل اداره روزنامه «هدایت» در مدرسه امید بوده؛ مرکزی که از کانونهای مهم مشروطهخواهان قزوین به شمار میرفت. از بنیانگذاران این مدرسه میرزا حسن شیخالاسلام (معروف به رئیسالتجار) و مدیر آن قاضی ارداقی، از فعالان برجسته مشروطهخواه، بودهاند. نورمحمدی تأکید کرد این روزنامه در عمل ارگان مشروطهخواهان قزوین محسوب میشد.
او همچنین به شیوه انتشار این نشریه اشاره و بیان کرد: «هدایت» بهصورت چاپ سنگی منتشر میشده و حروفچینی سربی نداشته است. نگارش آن را میرزا ابوتراب مجد، فرزند شیخ محمد شالی، انجام میداده است.
نورمحمدی در بخش دیگری از سخنانش به یک نکته تاریخی کمتر توجهشده اشاره کرد و گفت: برخلاف برخی روایتها که ورود چاپخانه به قزوین را همزمان با حضور مجاهدان مشروطه میدانند، شواهد نشان میدهد پیش از آن نیز چاپخانهای با نام «مطبعه حقیقت» در قزوین فعال بوده است.
وی در ادامه با اشاره به ویژگیهای محتوایی نخستین نشریه قزوین اذعان کرد: روزنامه «هدایت» با وجود همزمانی با فضای مشروطه، گرایش مذهبی داشته و گردانندگان آن عمدتاً از روحانیون و چهرههای مذهبی بودهاند؛ بنابراین نمیتوان آن را در زمره نشریات سکولار یا تندروی مشروطهخواه دانست.
به گفته او، هنوز مشخص نیست این روزنامه در مجموع چند شماره منتشر شده است و تنها سه شماره از آن شناسایی شده است. آنچه مسلم است، پس از آغاز استبداد صغیر و تعطیلی بسیاری از نشریات، «هدایت» نیز توقیف و انتشار آن متوقف شد. این روزنامه در سال ۱۳۲۶ قمری، چند ماه پیش از به توپ بستن مجلس، منتشر شده و بهعنوان نخستین نشریه شناختهشده قزوین شناخته میشود.
این پژوهشگر در ادامه به زندگی میرهادی شیخالاسلامی، مدیرمسئول «هدایت»، اشاره کرد و گفت اطلاعات دقیقی از تاریخ تولد او در دست نیست و دادههای موجود بیشتر بر پایه روایتهای خانوادگی است. به گفته نورمحمدی، میرهادی در سالهای پایانی عمر دچار سکته مغزی و فلج کامل شد و به احتمال زیاد حدود سال ۱۳۰۰ شمسی درگذشت.
نورمحمدی سپس به نشریه دیگری با عنوان «یادگار انقلاب» اشاره کرد که پس از فتح قزوین توسط مشروطهخواهان منتشر شد. به گفته او، این روزنامه به مدیریت معتمدالاسلام رشتی و در پی تصرف قزوین توسط نیروهای مشروطهخواه گیلان در ۱۴ ربیعالثانی ۱۳۲۷ قمری منتشر شد؛ دورهای که نیروها در حال تدارک حرکت به سوی تهران بودند و به رسانهای برای انتشار اخبار مجاهدان نیاز داشتند.

او افزود: «یادگار انقلاب» در قزوین با چاپ سنگی منتشر شد و هفت شماره از آن در این شهر به چاپ رسید. کاتب این نشریه نیز همانند «هدایت»، میرزا ابوتراب مجد بود. به گفته نورمحمدی، پس از شماره ششم، انتشار روزنامه به تهران منتقل و به شیوه چاپ سربی ادامه یافت، اما پس از مدت کوتاهی تعطیل شد.
این پژوهشگر با اشاره به رویکرد سیاسی این نشریه گفت: «یادگار انقلاب» بر خلاف «هدایت»، به جریان تندرو مشروطهخواه و طیف دموکراتها نزدیک بوده و حتی در یکی از مطالب آن به صراحت از مرام سوسیالدموکرات یاد شده است. با این حال، این روزنامه اطلاعات بسیار ارزشمندی از وضعیت اجتماعی و سیاسی قزوین در دوره مشروطه ارائه میدهد؛ از جمله گزارش رویدادهای شهر، فضای انقلابی حاکم، تلگرافهای ارسالی از شهرهای مختلف و خبرهای مربوط به تحولات نظامی و سیاسی آن دوره.
نورمحمدی تأکید کرد: مجموعه شمارههای بهدستآمده از این نشریه، تصویری روشن از فضای پرالتهاب قزوین در سالهای مشروطه به دست میدهد و نشان میدهد روزنامهها در آن دوره مهمترین ابزار ارتباطی و اطلاعرسانی میان نیروهای سیاسی و مردم بودهاند.
نورمحمدی تصریح کرد: بسیاری از حوادث اجتماعی و سیاسی قزوین در دوره مشروطه را میتوان در این نشریه دنبال کرد؛ رخدادهایی که بازتابدهنده فضای پرتنش و ناامن آن سالهاست. «یادگار انقلاب» دومین روزنامه تاریخ مطبوعات قزوین به شمار میرود، هرچند مدیر و صاحبامتیاز آن، معتمدالاسلام رشتی، قزوینی نبوده است. این نشریه امروز از جمله روزنامههای بسیار کمیاب محسوب میشود و نسخههای موجود آن با دشواری فراوان گردآوری شدهاند.
این پژوهشگر در ادامه به دو نشریه دیگر با عناوین «نخل امید» و «امید» اشاره کرد و گفت: بر اساس شواهد و روایتهای تاریخی، انتشار این دو روزنامه قطعی است، اما تاکنون هیچ نسخهای از آنها در آرشیوهای داخلی یا خارجی شناسایی نشده است. روایتهای مختلف و گاه متناقضی درباره این نشریات وجود دارد و به احتمال زیاد، دوره انتشار آنها بسیار کوتاه بوده است؛ موضوعی که شاید دلیل نایاببودن کامل نسخههایشان باشد.
«رعد» از مهمترین روزنامههای قزوین و ایران
نورمحمدی سپس به روزنامه «رعد» به مدیرمسئولی مرحوم سید علی مجابی، ملقب به صدرالادبا، پرداخت و آن را یکی از مهمترین نشریات نه تنها در قزوین، بلکه در سطح کشور دانست. به گفته او، این روزنامه از حدود سالهای ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ شمسی منتشر شد و در طول فعالیت خود چندین بار توقیف شد.
او با اشاره به فضای سیاسی پس از پیروزی انقلاب مشروطه گفت: یکی از ثمرات اصلی این انقلاب، گسترش مطبوعات و شکلگیری احزاب سیاسی بود. در این دوره دو حزب اصلی، یعنی حزب دموکرات و حزب اعتدال، شکل گرفتند که حزب دموکرات گرایشهای تندروتری داشت. سید علی مجابی از اعضای فعال حزب دموکرات بود و همین رویکرد سیاسی، در محتوای روزنامه «رعد» نیز بازتاب داشت. روزنامه «رعد» نقش مهمی در آگاهیبخشی و تحولات فرهنگی و اجتماعی قزوین ایفا کرد و خدمات قابل توجهی به فضای فکری شهر ارائه داد؛ نقشی که جایگاه آن را در تاریخ مطبوعات قزوین و ایران تثبیت کرده است.
نورمحمدی در ادامه با اشاره به محدود بودن اطلاعات موجود درباره برخی روزنامهنگاران پیشگام قزوین بیان کرد: بر اساس بررسی منابع مختلف، سید علی مجابی نماینده دموکراتهای قزوین بوده است. در خاطرات میرزا حسین خیاط آمده که مجابی مدتی به دلیل فشارهای سیاسی ناچار به فرار شده و به جنگل پیوسته و مدتی در کنار میرزا کوچکخان جنگلی حضور داشته است؛ نکتهای که در منابع دیگر کمتر به آن اشاره شده است.
این پژوهشگر با تشریح فضای سیاسی آن دوره، به ماجرای اولتیماتوم روسیه و اخراج مورگان شوستر پرداخت و افزود: پس از مقاومت مجلس و مخالفت چهرههایی چون مدرس، نهایتاً با پذیرش اولتیماتوم از سوی ناصرالملک، مجلس منحل شد و یکی از نخستین اقدامات نیروهای روس، تعطیلی روزنامههای ملی بود. در این دوره چند نشریه در قزوین از جمله روزنامه «رعد» و روزنامه «قزوین» توقیف شدند و مدیران آنها ناچار به اختفا یا فرار شدند. فشار روسها در آن سالها به حدی بود که حتی حرم مطهر امام رضا (ع) نیز هدف گلولهباران قرار گرفت. سید علی مجابی در همین فضا به جنگل پناه برد و اطلاعات مربوط به این دوره از زندگی او، عمدتاً از طریق خاطرات میرزا حسین خیاط به دست آمده است.
این پژوهشگر با اشاره به سرنوشت مدیر روزنامه «رعد» گفت: این نشریه چندین بار توقیف شد و سرانجام تا حدود سال ۱۳۰۸ شمسی به فعالیت خود ادامه داد. سید علی مجابی در سال ۱۳۱۱ شمسی بر اثر ابتلا به بیماری آنفلوآنزا درگذشت. این رخداد هم زمان با فوت دخترش اتفاق افتاد و از نظر عاطفی تأثیر عمیقی بر او گذاشت. وی در دوران طلبگی، همدرس عارف قزوینی و از شاگردان میرزا حسین خیاط بوده است؛ موضوعی که جایگاه فکری و فرهنگی او را در میان روزنامهنگاران پیشگام قزوین برجستهتر میکند.
نورمحمدی در بخش دیگری از سخنانش به روزنامه «قزوین» پرداخت؛ نشریهای که به مدیریت م.اسدزاده و ابوالقاسم زهرایی منتشر میشد. به گفته او، اطلاعات بسیار اندکی درباره این روزنامه در دست است و تاکنون نه تصویری از آن و نه شرححال دقیقی از مدیرانش شناسایی نشده است. این روزنامه با چاپ سربی منتشر میشد و از نظر کیفیت کاغذ، صفحهآرایی و ظاهر، نسبت به نشریات چاپ سنگی دوره خود پیشرفتهتر بود.

او افزود مدیر داخلی این روزنامه، میرزا حسین خیاط بوده و خود او در خاطراتش به انتشار این نشریه اشاره کرده است. روزنامه «قزوین» منبعی مهم برای مطالعه اخبار انجمن ولایتی، مسائل قضایی و تحولات اداری شهر به شمار میآید؛ چراکه مدیر داخلی آن از اعضای انجمن ولایتی قزوین بوده و از نزدیک در جریان تصمیمها و رویدادها قرار داشته است.
به گفته نورمحمدی، میرزا حسین خیاط نیز در جریان اولتیماتوم روسها از جمله افرادی بود که تحت تعقیب قرار گرفت و حتی برای دستگیریاش جایزه تعیین شده بود. او همراه با سید علی مجابی به جنگل پناه برد و تا سالهای آغازین جنگ جهانی اول در حالت اختفا به سر برد و پس از آن به قزوین بازگشت؛ رویدادهایی که به تفصیل در خاطرات او روایت شده است.
تداوم انتشار برخی نشریات قزوین تا سالهای آغازین جنگ جهانی اول
نورمحمدی در ادامه با اشاره به تداوم انتشار برخی نشریات قزوین تا سالهای آغازین جنگ جهانی اول گفت: برخی از این روزنامهها تا حدود سال ۱۳۳۴ قمری منتشر میشدند و از مهمترین اسناد مطبوعاتی شهر به شمار میآیند. با این حال، به گفته او، نقطه عطف تاریخ روزنامهنگاری قزوین را باید در انتشار روزنامه «نصیحت» جستوجو کرد.
این پژوهشگر با تأکید بر ناشناختهبودن این نشریه در منابع پیشین افزود تا سالها هیچ اطلاعات دقیق و نسخهای از روزنامه «نصیحت» در دسترس نبود. پس از شناسایی بستگان شیخ یحیی واعظ قزوینی، مدیر این روزنامه، متوجه شدم که نسخهای از نشریه در اختیار خانواده نیز وجود ندارد و هیچیک از کتابخانههای معتبر کشور هم نمونهای از آن را نگهداری نمیکنند.
نورمحمدی توضیح داد: روند پژوهش زمانی تغییر کرد که به طور اتفاقی مشخص شد مجموعهای کامل از این روزنامه نزد خانوادهای فرهنگی در قزوین نگهداری میشود. این مجموعه شامل ۶۴ شماره کامل از روزنامه «نصیحت» بود که در شرایط بسیار فرسوده نگهداری میشد. به دلیل وضعیت حساس نسخهها، امکان تصویربرداری یا تکثیر وجود نداشت و تنها با یادداشتبرداری دقیق، طی یک ماه محتوای این مجموعه را بررسی کردم.
او افزود: هدف اولیهاش گردآوری اشعار شیخ یحیی واعظ بوده، اما پس از مطالعه این مجموعه، مشخص شد «نصیحت» صرفاً یک نشریه ادبی نیست، بلکه از نظر محتوای فکری و سیاسی، جایگاهی کاملاً متفاوت دارد. این روزنامه ارگان جریانهای چپگرای قزوین و در سالهای پیش از شکلگیری رسمی احزاب چپ منتشر میشده است.
نورمحمدی با اشاره به شخصیت مدیر این نشریه گفت: شیخ یحیی واعظ قزوینی با وجود پوشش روحانیت، به دیدگاههای اقتصادی کمونیستی گرایش داشته است؛ موضوعی که نباید با نگاه امروزی قضاوت شود. بسیاری از چهرههای فکری و سیاسی آن دوره، از جمله برخی روحانیون و روشنفکران، به جریانهای نوظهور عدالتخواهانه گرایش داشتند و این گرایشها در بستر تاریخی خود قابل تحلیل است.
انتشار روزنامه «نصیحت» همزمان با شکلگیری هستههای اولیه جریانهای چپ در ایران
به گفته این پژوهشگر، انتشار روزنامه «نصیحت» در اوایل دهه ۱۳۲۰ قمری، همزمان با شکلگیری محافل و انجمنهایی بود که بعدها به هستههای اولیه جریانهای سیاسی چپ در ایران تبدیل شدند. بررسی محتوای این روزنامه، دریچهای تازه به شناخت فضای فکری، اجتماعی و سیاسی قزوین در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر ایران میگشاید.
نورمحمدی در ادامه با اشاره به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی جریانهای نوگرا در قزوین، به انجمن «پرورش» به مدیریت عبدالصمد کامبخش اشاره کرد و آن را از پدیدههای قابلتوجه آن دوره دانست. به گفته او، کامبخش از چهرههای سوسیالیست بود و شکلگیری چنین انجمنی با این گرایش فکری در آن زمان، از نکات کمسابقه تاریخ اجتماعی شهر محسوب میشود.
این پژوهشگر با تأکید بر نگاه توصیفی و تاریخی به این جریانها افزود: برخی از گروههای چپ، صرفنظر از داوریهای ارزشی، در شکلگیری نهادهایی مانند کتابخانهها، قرائتخانهها، کلوپهای ورزشی و حتی فعالیتهای نمایشی و تئاتر در قزوین نقش داشتهاند. بر اساس شواهد موجود، انجمن «پرورش» از نخستین بانیان فعالیتهای نمایشی در قزوین بوده است؛ چنانکه در یکی از شمارههای روزنامه «عرفان» اصفهان نیز به این انجمن اشاره و از آن بهعنوان الگویی برای شهرهای دیگر یاد شده است.
نورمحمدی اضافه کرد: فعالیتهای انجمن «پرورش» در ابتدا به صورت مخفیانه انجام میشد، اما بعدها توسط دستگاههای امنیتی دوره رضاشاه شناسایی و متوقف شد. روزنامه «نصیحت» ارگان رسانهای این جریان به شمار میرفت و بخش مهمی از فعالیتها و دیدگاههای آنان در این نشریه منتشر میشد.
او با اشاره به محتوای این روزنامه گفت: بررسی «نصیحت» اطلاعات تازهای درباره تاریخ اجتماعی قزوین به دست میدهد؛ از جمله موضوعاتی مانند شکلگیری ثبت احوال، فعالیتهای نمایشی، برگزاری نمایشگاهها و تحولات فرهنگی شهر. بخشی از دادههای مربوط به تاریخ تئاتر و فعالیتهای فرهنگی قزوین از خلال همین نشریه قابل بازسازی است.
این پژوهشگر با تشریح ساختار اجتماعی آن دوره افزود: در زمان انتشار «نصیحت»، نظام ارباب رعیتی و نفوذ مالکان بزرگ در منطقه، به ویژه در ناحیه الموت، بسیار پررنگ بوده است. در این روزنامه مطالب انتقادی متعددی علیه مالکان و ساختار فئودالی منتشر میشد و همین مسئله موجب نارضایتی برخی صاحبان قدرت محلی شده بود.
نورمحمدی با استناد به برخی منابع پژوهشی، از جمله آثاری درباره جنبشهای روستایی الموت، گفت: این روزنامه در آگاهیبخشی به دهقانان و بازتاب مطالبات اجتماعی آنان نقش داشته است. «نصیحت» بهدلیل لحن صریح و جسورانه، نسبت به بسیاری از نشریات محلی مخاطبان بیشتری پیدا کرد و دامنه انتشار آن فراتر از شهر قزوین رفت. این نشریه گاه شامل ترجمه و انتشار مطالبی درباره اندیشههای اقتصادی جدید، از جمله مباحث مرتبط با سوسیالیسم، بوده است؛ موضوعی که در فضای فکری آن دوره طرفداران قابلتوجهی داشت. همین رویکرد انتقادی و صریح، در کنار نقد نفوذ قدرتهای خارجی و ساختارهای محلی، باعث شد «نصیحت» با مخالفتها و فشارهای متعددی روبهرو شود و دشمنان جدی پیدا کند.

نقش انجمن پرورش و روزنامه «نصیحت» در بیداری فرهنگی قزوین
مهدی نورمحمدی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ قزوین، در این نشست با اشاره به نقش جریانهای فکری چپ در شکلگیری نهادهای فرهنگی قزوین گفت: «چه بخواهیم چه نخواهیم، گروههای چپ در ایران و از جمله قزوین، موجد برخی نهادهای فرهنگی بودند؛ از کتابخانه و قرائتخانه گرفته تا گروههای موسیقی، تئاتر و کلوپهای ورزشی.»
به گفته نورمحمدی، «انجمن پرورش» که مدیریت آن را عبدالصمد کامبخش برعهده داشت؛ شاهزادهای با گرایشهای سوسیالیستی، از نمونههای نادر تاریخ معاصر ایران است. این انجمن در ابتدا فعالیتهای مخفی داشت اما بعدها توسط شبکه پلیسی دوره رضاشاه شناسایی و متلاشی شد.
او خاطرنشان کرد: «نصیحت» به دلیل لحن تند، نترس و انتقادیاش، از پرفروشترین روزنامههای قزوین بود. هرچند گرایشهایی به سیاستهای روسیه داشت، اما بیشتر از منظر ایدئولوژیک قابل تحلیل است تا وابستگی مستقیم. چاپ پاورقی «عقاید اقتصادی مارکس» با ترجمه عبدالصمد کامبخش در این روزنامه باعث خشم شدید فئودالها شد؛ بهویژه آن دسته از ملاکانی که حتی لباس روحانیت بر تن داشتند.
توقیف «نصیحت» و روایتهای متضاد یک ترور
نورمحمدی ادامه داد: در نهایت روزنامه «نصیحت» توقیف شد. یکی از دشمنان سرسخت آن، مرحوم سید حسین حاج سیدجوادی، از ملاکان بزرگ منطقه الموت بود. پس از توقیف، مدیر روزنامه برای پیگیری موضوع به تهران رفت و در جریان اعتراضات علیه سلطنت قاجار کشته شد.
وی با اشاره به روایتهای متفاوت درباره این قتل گفت: دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی معتقدند هدف اصلی ترور ملکالشعرای بهار بوده و این فرد به اشتباه کشته شده، اما من و برخی دیگر بر این باوریم که هدف اصلی خود او بوده است. تاریخ پر از روایتهای متناقض است؛ همانطور که سالها درباره مرگ تختی، یا جلال آلاحمد فرضیههای مختلف مطرح شد و بعدها روایتهای تازهای ارائه شد. در مورد این ترور هم ما با یک فرضیه تاریخی مواجهایم، نه داوری قطعی.
علامه دهخدا چهره ماندگار روزنامهنگاری قزوین و ایران
نورمحمدی در پایان سخنانش با اشاره به اعتبار و شرافت تاریخ روزنامهنگاری ایران گفت: یکی از چهرههای برجسته این حوزه، مرحوم دهخدا است که با روزنامه «صور اسرافیل» نه تنها بنیانگذار نثر طنزآمیز و انتقادی در ایران شد، بلکه سبک نوشتاری او سرمشقی برای داستاننویسانی چون جمالزاده و صادق هدایت شد. صور اسرافیل در زمانی منتشر شد که سواد عمومی زیر ۱۰ درصد بود و تیراژ آن به گفته برخی منابع تا ۵۰ هزار نسخه میرسید؛ نشریهای که موجب خشم محمدعلی شاه نیز شد و در عین حال اعتبار بزرگی برای تاریخ مطبوعات ایران فراهم آورد.
وی افزود: اسم دهخدا به تنهایی مایه اعتبار تاریخ روزنامهنگاری ایران است. اما قزوین، شهر زادگاه او، چهرههای دیگری هم دارد که سهمی کمنظیر در مطبوعات کشور داشتهاند. اشرفالدین قروینی که با روزنامه نسیم شما نه تنها مدیر، ناشر و توزیعکننده بود، بلکه به عنوان سراینده و چاپکننده این روزنامه ملی نیز فعالیت میکرد و نقش مؤثری در جریان نشر و گسترش مطبوعات ایفا کرد.
این پژوهشگر در خاتمه صحبتهایش گفت: واقعاً برای من موجب افتخار است که در فضایی تنفس می کنم که روزگاری چنین افراد بزرگی در آن نفس میکشیدند.
نظر شما