دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
معیار ابن‌سینا، منطق، استدلال و عقلانیت است

به گفته هاشمی: «ابن‌سینا فیلسوفی است که مهم‌ترین هدفش، رشد «عقلانیت» در جامعۀ انسانی و تعالی جایگاه انسان در نظام هستی است. او اگر از آثار پیشینیان بهره می‌برد، خود را به مقام «شارح» تنزل نمی‌دهد و اگر دربارۀ مسائل دینی بحث می‌کند، به «تقلید» و «تعصّب» روی نیاورده و به «نقل» اکتفا نمی‌کند»

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: «المبدأوالمعاد» تألیف ابن‌سینا، با مقدمه و تصحیح سیدحامد هاشمی مدرس دانشگاه و دانش‌آموخته دکتری فلسفه و کلام مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران از تازه‌های موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و برگزیده چهل‌وسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۴) است. ابن‌سینا در این کتاب که با هدف تبیین حاصل و ثمره مابعدالطبیعه و طبیعیات نگاشته شده، ثمره مابعدالطبیعه را شناخت مبدأ اوّل و نسبت موجودات به او دانسته و ثمره علم طبیعیات را شناخت بقای نفس انسانی و معاد آن معرفی می‌کند. دانشمند شهیر ایرانی که در این کتاب، به شناساندن مبدأ اول و نفس ناطقه همت گماشته، این دو مهم را جدا از هم نمی‌بیند، و ازاین‌رو، شناختی ارائه می‌دهد که ارتباط و اتصال این دو را با هم نشان دهد. ایبنا به مناسب کسب جایزه مذکور با مصحح اثر به گفت‌وگو نشسته است.

معیار ابن‌سینا، منطق، استدلال و عقلانیت است
سیدحامد هاشمی

اصولاً چرا به سراغ تصحیح آثار ابن‌سینا رفتید و چرا این کتاب را از میان دیگر آثار وی انتخاب کردید؟

ابن‌سینا شخصیتی بزرگ در جهان اسلام است که پس از گذشت بیش از هزار سال، هنوز آثار او در میان دانشمندان و محققان برجستۀ شرقی و غربی از اهمیت بسیاری برخوردارند. شاید یکی از دلایل این اهمیت، شیوۀ مواجهۀ او با مسائل علمی باشد. ابن‌سینا فیلسوفی است که مهم‌ترین هدفش، رشد «عقلانیت» در جامعۀ انسانی و تعالی جایگاه انسان در نظام هستی است. او اگر از آثار پیشینیان بهره می‌برد، خود را به مقام «شارح» تنزل نمی‌دهد و اگر دربارۀ مسائل دینی بحث می‌کند، به «تقلید» و «تعصّب» روی نیاورده و به «نقل» اکتفا نمی‌کند؛ بلکه در همۀ مباحث، معیار منطق، استدلال و عقلانیت در آثار وی مشهود است و بر همین اساس، با تنقیح علوم گذشتگان و تلفیق آن با مباحث عقلانی اسلام و نیز نوآوری‌های خویش، مجموعه‌ای از آثار گران‌بها از خود به‌جای گذاشته است که دوستداران دانش را مجذوب خود ساخته است. در حوزۀ فلسفه، به جرأت می‌توان گفت که ابن‌سینا با جامعیت علمی و فکر آزاد خویش، حیاتی جدید به علوم فلسفی بخشید و سمت‌وسویی تازه به آن داد، به‌گونه‌ای که فیلسوفان اسلامی و غربی، سالیانی دراز از خرمن او خوشه چیده‌اند. آثار چنین دانشمند بزرگی باید با دقت مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد و نخستین گام در این راستا، ارائۀ متنی منقّح بر اساس اصول علمی تصحیح متون، از روی نسخه‌های خطیِ برجای مانده از آثار وی است.

معیار ابن‌سینا، منطق، استدلال و عقلانیت است

اما دربارۀ انتخاب کتاب «المبدأوالمعاد» ابن‌سینا دلایل متعددی داشتم که به دو مورد مهم آن اشاره می‌کنم: نخست، اینکه این کتاب برخلاف آثار جامع ابن‌سینا همچون «الشفاء» و «النجاة و الإشارات» در طول تاریخ، مغفول واقع شده و در تحلیل آرای ابن‌سینا کم‌تر مورد استناد واقع شده است؛ حال آن‌که این اثر، در کنار شباهت‌هایی که خصوصاً با کتاب «النجاة» دارد، دارای مباحث اختصاصی و منحصربه‌فردی است که در سایر آثار ابن‌سینا دیده نمی‌شود. همچنین استدلال‌های متفاوتی برای مباحث مشترک با سایر آثار ابن‌سینا در این کتاب دیده می‌شود که یاری‌گر محققان فلسفه در فهم کامل‌تر و عمیق‌تر مسائل است. دلیل دوم انتخاب من، ضعف‌ها و کاستی‌های موجود در تصحیح‌های پیشین بود که در مقدمۀ کتاب، به‌تفصیل آن‌ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده‌ام.

آیا این کتاب پیش‌تر هم تصحیح شده بود؟

بله. مهم‌ترین تصحیح صورت‌گرفته، اثر مرحوم عبداللّه نورانی در سال ۱۳۶۳ شمسی است که با وجود دقت‌های نسبی، از نظر «تحقیق دربارۀ اثر»، «نسخه‌شناسی و شیوۀ تصحیح» و نیز «تصحیح متن» دارای کاستی‌ها و اشتباهات فراوانی است. همچنین مرحوم محمود شهابی در سال ۱۳۳۲ شمسی با استفاده از نسخه‌های محدود در دسترس، این کتاب را تصحیح کرده است. اثر چاپ شدۀ ایشان به‌زبان فارسی و فاقد متن عربی است و اشکالات فراوانی از جهت روش و محتوا دارد. از دیگر کارهای انجام شده بر روی این کتاب می‌توان به کار ناتمامِ یحیی میشو اشاره کرد که تنها شش فصل از مقالۀ نخست کتاب (از مجموع هشتاد و سه فصل) را همراه با ترجمۀ فرانسوی کل کتاب، تصحیح کرده است. همچنین ترجمۀ پرتغالی این اثر به قلم جمیل ابراهیم اسکندر و ظاهراً براساس تصحیح نورانی انجام گرفته است. در مجموع، با آنکه این آثار تا اندازه‌ای برای من قابل استفاده بودند، هیچ‌یک دارای معیارهای اساسی و علمی تصحیح انتقادی نمی‌باشند.

مختصری در خصوص کتاب توضیح فرمایید.

کتاب «المبدأوالمعاد» برپایۀ شواهد تاریخی و متنی متعدد، از آثار قطعی ابن‌سینا است که در میان سال‌های ۴۰۳ تا ۴۰۴ ق در گرگان به‌درخواست شخصی به نام ابومحمد شیرازی که از دوستداران علوم حکمی بوده، نوشته شده است. ابن‌سینا در مقدمۀ کتاب بیان می‌کند که محتوای این اثر، دربردارندۀ ثمرۀ دو علم بزرگ «مابعدالطبیعه» و «طبیعیات» است. وی ثمرۀ علم مابعدالطبیعه را شناخت مبدأ اول و نسبت موجودات براساس ترتیب‌شان به او دانسته و ثمرۀ علم طبیعیات را شناخت بقای نفس انسانی و معاد آن معرفی می‌کند. مهم‌ترین هدف ابن‌سینا در این کتاب، شناساندن «مبدأ اول» و «نفس ناطقه» است؛ اما او این دو را به‌صورت جدا از هم نمی‌بیند و ازاین‌رو، شناختی را ارائه می‌دهد که ارتباط و اتصال این دو را با هم نشان دهد. این ارتباط و اتصال، همان است که در ترتیب «آخذ» و «عائد» نظام مبادی هستی، معنا پیدا می‌کند. در این ترتیب که ترسیم‌کنندۀ یک حرکت دورانی در نظام مبادی است، از یک سو، مبدأ اول با فیضان وجود از خود، «ترتیب آخذ» را پدید می‌آورد و از سویی دیگر، نفس ناطقۀ انسانی با معاد خویش به سمت مبدأ اول، «ترتیب عائد» را تکمیل می‌کند. به‌همین سبب است که نام این کتاب، المبدأ (ترتیب آخذ نظام مبادی) والمعاد (ترتیب عائد نظام مبادی) برگزیده شده است.

ابن‌سینا در این اثر، ضمن بهره‌مندی از آموزه‌های اسلامی، از آثار فیلسوفان یونان و شارحان ایشان فایدۀ فراوان برده است. بیشترین استفادۀ وی در این کتاب از آثار ارسطو همچون کتاب «السماع الطبیعی»، کتاب «النفس» و کتاب «مابعدالطبیعة» بوده است. او همچنین در این اثر به نگاشته‌های دیگری مانند کتاب «سوفسطیقا» ی افلاطون، رسالۀ «فی مبادی الکلّ علی رأی أرسطوطالیس» اسکندر افرودیسی و رسالۀ «شرح کتاب اللام» ثامسطیوس استناد کرده است. مباحث مطرح شده در «المبدأوالمعاد»، مشابهت‌های بنیادین با کتاب أثولوجیا دارد که خود نیازمند تحقیقی جامع است. نکتۀ دیگر اینکه ابن‌سینا جهت رعایت اختصار در ارائۀ مباحث، در مواضع متعددی به آثار پیشین خود در موضوعات منطق، ریاضیات و طبیعیات ارجاع داده است. وی در بحث «قدم عالم و دوام فیض الهی» به بیان دیدگاه‌های متکلمان و نقد آن‌ها نیز پرداخته است.

چه تفاوتی میان این اثر با دیگر آثار ابن‌سینا وجود دارد؟

«المبدأوالمعاد» با وجود برخی شباهت‌ها با دو کتاب «النجاة» و «الشفا»، از نظر انگیزۀ نگارش، محتوا و شیوۀ تبیین مباحث، تفاوت‌های چشم‌گیری با آن‌ها دارد. از جملۀ مباحث مهم مطرح‌شده در این کتاب که در دیگر آثار ابن‌سینا یا نیامده یا با بیانی متفاوت ارائه شده‌اند می‌توان به این موارد اشاره کرد: برهان اتحاد عاقل و معقول، تبیین وحدت مفهومی صفات واجب‌الوجود، قیاس شبیه به برهان در اثبات واجب‌الوجود، و نیز مباحثی دربارۀ ویژگی‌های نفس و کیفیت معاد آن.

مطالب «المبدأوالمعاد»، بر اساس دیدگاه‌های ابن‌سینا و نیز آن دسته از آرای فیلسوفان مشایی تنظیم شده که او آنها را پذیرفته یا دست‌کم وجهی برای صحت‌شان قائل بوده است. مباحث اختصاصی این کتاب، در کنار دیگر آثار وی، تکمیل‌کنندۀ نظام فکری او به شمار می‌آیند؛ و در مباحث مشترک با آثار دیگر نیز، توضیحات و براهین متفاوت آن می‌تواند در رفع ابهامات و دشواری‌های فلسفی و نیز درک عمیق‌تر این مسائل از جنبه‌های مختلف سودمند باشد.

کتاب چه تأثیری بر جریان فلسفی پس از خود بر جای گذارد؟

همانگونه که در ابتدا اشاره شد، جایگاه کتاب‌های جامع و متأخّر ابن‌سینا همچون «الشفا»، «النجاة» و «الإشارات» سبب شده بود که آثاری چون «المبدأوالمعاد» و همچنین رساله‌های فراوان دیگر وی کمتر مورد توجه قرار گیرند. البته فیلسوفانی چون شهاب‌الدین سهروردی، فخرالدین رازی و نصیرالدین طوسی به برخی مباحث این کتاب با رویکردی انتقادی یا توضیحی توجه کرده و آن را در آثار خویش منعکس نموده‌اند؛ اما توجه به این کتاب، در دوران صفویه، به‌ویژه از زمان میرداماد به بعد، بیشتر می‌شود. یکی از نسخه‌های خطی که در تصحیح این کتاب استفاده شده، نسخه‌ای است که دارای حاشیه‌های میرداماد است. میرداماد بیست‌وهشت حاشیه بر عباراتی از «المبدأوالمعاد» نگاشته است که حول محور مباحثی چون اتحاد عاقل و معقول، حدوث دهری و شبهۀ ابن‌کمّونه است. این حاشیه‌ها را در بخش پایانی کتاب حاضر برای استفادۀ اهل تحقیق آورده شده است.

اما بیشترین تأثیر «المبدأوالمعاد» ابن‌سینا، هم از جنبۀ ساختار و هم از جنبۀ محتوا، در کتاب ملاصدرا با عنوان «المبدأوالمعاد فی الحکمة المتعالیة» مشاهده می‌شود. ملاصدرا کتاب خود را براساس ترتیب موجود در اثر ابن‌سینا نوشته و از مطالب آن، بسیار بهره برده است. وی با استفاده از سایر آثار ابن‌سینا و نیز آثار سایر فیلسوفان، کتاب «المبدأوالمعاد» ابن‌سینا را شرح‌وبسط داده و در ضمن آن، نظرات فلسفی خود را که گاه مخالف نظر ابن‎سینا است نیز بیان کرده است. علاوه‌بر این، شاید بتوان گفت که کتاب «المبدأوالمعاد» ابن‌سینا، انگیزه‌ای برای دیگر فیلسوفان و بلکه عارفان و متکلّمان در دوره‌های بعدی شد تا دربارۀ مبدأ و معاد، آثاری را تألیف کرده و نظرات‌شان را دربارۀ این دو موضوع اساسی بیان کنند؛ برای نمونه، می‌توان به رساله‌های «مبدأ و معاد» اثر دانشمندانی چون اثیرالدین ابهری، عزیزالدین نسفی، عبدالرزاق کاشانی، ابن‌ترکۀ اصفهانی و حسن بن عبدالرزاق لاهیجی اشاره کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها