سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: نام «کریم امامی» در حافظه فرهنگی معاصر ایران با مفاهیمی چون دقت، تخصص و نگاه نظاممند گره خورده است. او فقط یک مترجم چیرهدست یا یک ویراستار دقیق نبود، بلکه معمار ساختارهایی بود که هنوز هم پس از دههها، فعالان حوزه فرهنگ از مواهب آن بهرهمندند. کتاب «شناختنامه کریم امامی؛ آن سادهی بسیار نقش»، به گردآوری مهناز مقدسی و منتشرشده در انتشارات نیلوفر، ثمره یک تلاش پژوهشی هوشمندانه است که قصد دارد غبار زمان را از چهره مردی بزداید که در چندین جبهه هنری و ادبی، استاندارد آفرین بود.
مهناز مقدسی، در مقام تدوینگر این اثر و دبیر انجمن صنفی ویراستاران، با رویکردی متفاوت به سراغ اسناد خصوصی و آرشیوهای عمومی رفته است. او در این گفتوگو با جزئینگری تحسینبرانگیزی، از فرآیند تبدیل شدن دستنوشتههای شخصی به یک منبع آموزشی سخن میگوید. از روزهایی که همراه با گلی امامی، میان انبوه یادداشتها به دنبال ردی از نگاه نوگرای کریم امامی میگشتند تا رسیدن به ساختاری که در آن هر فعالیت امامی—از عکاسی و شطرنج گرفته تا مدیریت در انتشارات فرانکلین و سروش—به مثابه یک درسگفتار روایت میشود. مقدسی معتقد است اهمیت امامی نه فقط در کارهای انجام شده، بلکه در «چگونه انجام دادن» آنهاست؛ نگاهی که این مصاحبه سعی در بازنمایی آن دارد تا نشان دهد چرا کریم امامی هنوز هم برای مخاطب امروز، چهرهای معاصر و راهگشا محسوب میشود. با ما در این گفتوگو همراه باشید:

خانم مقدسی، چه انگیزهای باعث شد به سراغ گردآوری شناختنامهای دربارۀ کریم امامی بروید و این کار را آغاز کنید؟
توجه به پیشکسوتان و اهمیت به زحماتشان همیشه برایم مهم بوده و همین رویکرد را در انجمن صنفی ویراستاران، که از مؤسسانش بودهام، از همان ابتدای تأسیس، در نظر داشتیم و چندین ویژهنامه برای پیشکسوتان در انجمن منتشر کردیم، اما کتاب آقای امامی تفاوت داشت. زمانی که خانم امامی، رئیس هیئتمدیرۀ انجمن، اسناد و دستنوشتههای آقای امامی را برای نگهداری به ما سپردند، به نظرمان آمد آنها را در جایی منتشر کنیم. رفتهرفته دیدیم که مطالب ظرفیت این را دارد که در قالب کتاب آنها را منتشر کنیم و البته که چندین ماه دربارۀ ساختار آن با خانم امامی صحبت شد و پیشنهاد من این بود که کتاب متفاوتی را تدوین کنیم که مثل یادنامههای مرسوم نباشد که یا حاوی مقالاتی دربارۀ آن شخص است یا اصلاً ربطی به آن شخص ندارد و افراد مقالاتی را برای احترام تقدیم میکنند. این کتاب برای من تجربهای منحصربهفرد بود که در کنار خانم امامی، که مستقیماً به آقای امامی ربط داشتند، آن را تدوین کنم.
اگر بخواهم انگیزۀ اصلی خودم را برای تدوین این کتاب بگویم، ادای احترام بود به خانوادۀ امامی و تهیۀ کتابی که ساختار و محتوایش برای مخاطبان جذاب باشد و آنان را به خواندن و تجربهاندوزی ترغیب کند چون این کتاب که در قالب زندگینامه است، مطالبی برای یادگیری دارد، از جمله مطلبی که دربارۀ تاریخ عکاسی نوشته شده یا اطلاعاتی که دربارۀ نقاشیهای قهوهخانهای، یا ترجمۀ خوب و ترجمۀ بد و نقد ترجمه نوشته شده که وجه آموزشی دارد.
مهمترین چالشی که در مسیر گردآوری و تدوین این کتاب با آن روبهرو بودید چه بود؟
اگر منظورتان از چالش دستانداز و مشکل باشد، نه چیزی از این دست نداشتم، فقط یافتن مطلب و جداکردن مطالب از هم کمی زمانبر بود و وسواسی که من و خانم امامی و دیگر همکارانم در تدوین کتاب داشتیم باعث میشد که دائم مطالب کتاب را کم و زیاد کنیم. یکی دو قسمت از کتاب هم مثل عکاسی و کتابفروشی «زمینه» بود که مطلبی از آقای امامی نداشتم و به ناچار از زبان کسانی دیگر آن دو قسمت را نوشتم. اینکه توانمندی و مشاغل فرهنگی آقای امامی را ذیل عناوینی قرار دادم، به نظرم کاری متفاوت بود که بتوانم کتاب را مثل داستانِ کوتاه تدوین کنم: شطرنج، فیلمسازی، عکاسی، انتشارات فرانکلین، انتشارات سروش، انتشارات زمینه، کتابفروشی زمینه و مواردی دیگر که هر قسمت را باز کنید روایت آن موضوع را میخوانید.
در انتخاب مطالب و منابع کتاب، چه معیارهایی را در نظر گرفتید؟
در انتخاب مطالب دو رویکرد داشتم یکی اینکه روایت مستقیم آقای امامی را دربارۀ اینکه چطور وارد آن شغل یا حوزۀ کاری شده استخراج کنم و دیگر اینکه بخشهای تأثیرگذار نوشتههایشان را که جنبۀ یادگیری دارد حتماً بیاورم. منابع اصلی کتاب چند مصاحبه بود که آقای آذرنگ و آقای خزاعیفر با ایشان کرده بودند و مطالبی که در جلد اول کتاب از پست و بلند ترجمه آمده بود. در چند مقاله هم که دیگران برای ایشان در چند مجله منتشر کرده بودند مطالبی بود که بسیار به کارم آمد. اطلاعات دیگر را از مدارک و اسنادی که خانم امامی در اختیارم گذاشتند استخراج کردم. معیارم برای انتخاب این مطالب این بود که کتاب خوشخوان و جذاب باشد و با مخاطبان جوان امروز ارتباط برقرار کند.
به نظر شما این شناختنامه بیش از همه کدام وجه از شخصیت یا فعالیتهای کریم امامی را برجسته میکند؟
آقای امامی در چندین حوزه فعالیت کردند و در برخی از آنها بسیار تأثیرگذار بودند که یکی از آنها مدیریت بخش ویرایش مؤسسۀ فرانکلین بود و نظاممند کردن ترجمه و ویرایش، دیگری نظاممند کردن آموزشهای حوزۀ ترجمه و ویرایش و نشر بود. البته که نقدهای هنری ایشان الگوی نقد بیطرفانه و دقیق است که حتی امروز هم کمتر شبیه آن را میبینیم. مجزا کردن اینکه کدام وجه از شخصیت ایشان برجسته بود کار سادهای نیست چون در هر جا که بودند تأثیرشان را گذاشتند و وقتی رفتند همچنان آثار مثبت ایشان در ذهن همکاران و همراهانشان باقی ماند. این موضوع را از حضور پررنگ شخصیتهای مهم فرهنگی مثل استادان علی صلحجو، عبدالحسین آذرنگ، علی خزاعیفر، هرمز همایونپور، مجید رهبانی، رضا منصوری، مهران مهاجر، محمدرضا جعفری و بسیاری دیگر میتوان دریافت که در روز رونمایی از این کتاب حضور داشتند و حضورشان برای من بسیار قابل تقدیر بود و حس کردم جامعۀ فرهنگی ما هنوز برای کریم امامی ارزش قائل است و او را از یاد نبرده است.
آیا نکته یا سندی در جریان پژوهش برای این کتاب کشف کردید که نگاه خودتان را نسبت به کریم امامی تغییر دهد؟
بله خیلی موارد بود. اگر بخواهم یکی را مجزا کنم طراحی دورۀ کارشناسی ارشد ویرایش و نشر بود که با دقت فراوان و با توجه به الگوهای دانشگاه آکسفورد آن را تهیه کرده بودند و اگر این دوره در سال ۱۳۶۹ با همان سازوکار پا میگرفت، بسا که نشر امروز متحول میشد و افراد حرفهایتری در این عرصه قدم میگذاشتند.
در واقع، در خیلی موارد حس کردم آقای امامی در زمان خود نگاه جامع و وسیعی به موضوعات داشته و خیلی هم تلاش کرده که این نگاه را در مقالاتش منعکس کند. توجهش به کپیرایت، مشکل نشر کتاب و پخش و کتابفروشی، توجهش به نقد ترجمه و ضرورت تشکیل انجمن یا تشکلهای قوی در نشر برای تصمیمگیریهای بهتر و شورایی. همۀ اینها برایم ارزش داشت و حتی یک بار این را در جمعی مطرح کردم که آیا آقای امامی در این زمینهها پیشگویی کردهاند یا وضعیت نشر ما راکد مانده که صحبتهایشان هنوز قابل ارائه است و تاریخش نگذشته.
مخاطب ایدهآل این کتاب را چه کسانی میدانید؛ پژوهشگران، علاقهمندان ادبیات، یا مخاطب عام؟
در حقیقت این کتاب مخاطبش عام است و بهویژه کسانی که مایلاند با گذشتگان فرهنگی آشنا شوند. البته که اهالی نشر و ترجمه و ویرایش و منتقدان هنری بیش از دیگران از این کتاب بهره خواهند برد.
اگر قرار باشد خوانندگان پس از مطالعه کتاب تنها با یک تصویر ماندگار از کریم امامی روبهرو شوند، آن تصویر چیست؟
فکر کنم بیش از هر چیز به این خواهند اندیشید که برای ماندگار ماندن در حوزۀ فرهنگ لازم است دانش بسیاری در چندین حوزه داشته باشید و فردی متبحر با توانمندیهای متنوع باشید. آقای امامی در چندین حوزه مهارت داشتند و این مهارت ایشان در هر نقطهای که حضور داشتند به کارشان میآمد، مثلاً تجربۀ روزنامهنگاری ایشان تا پایان عمر در نوشتههایشان محسوس بود یا مهارت در ویرایش که بسیاری افراد و ناشران برای انتشار کتابشان با ایشان مشورت میکردند یا کتابشان را میدادند تا ایشان ارزیابی کنند. دانش فراوانشان در نشر و نقد هنری و وضعیت فرهنگی و هنری موجب میشد مقالاتی پرمغز و قوی بنویسند.
آیا برنامهای برای ادامه این مسیر پژوهشی یا کار روی چهرههای مشابه در آینده دارید؟
با توجه به اینکه کتابهایی از این دست منتخبی از مطالباند، در نظر گرفتیم که اطلاعات بیشتر و تصاویر بیشتر را در جایی در دسترس همگان قرار دهیم و برای همین سایت اختصاصی کریم امامی را راهاندازی کردیم. در این سایت، که قرار است هر چند وقت روزآمد بشود، عکسهای این کتاب و عکسهای دیگر و مقالات و دستنوشتههای آقای امامی قرار داده شده. این سایت از طریق کیوآرکدی که در صفحۀ اول کتاب درج شده قابل دسترسی است. به نظرم، با افزودن این سایت، ما مکانی معتبر برای شناخت آقای امامی و دسترسی به مقالات و نوشتههایشان برای مخاطبان فراهم کردهایم.

نظر شما