سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «راهنمای خواندن کتیبههای دوره اشکانی» تالیف شیما جعفری دهقی از سوی انتشارات سمت به بازار کتاب آمد.

سنگنوشته یا سنگنبشته (به عربی: کتیبه) به تختهسنگ، کاشیکاری یا سطح دیگری گفته میشود که معمولاً واقعهای تاریخی بر روی آن کندهکاری یا نوشته شده باشد. معمولاً سنگنوشته به نوشتهای گفته میشود که بر روی سنگ، در حاشیه سردرِ ساختمانها؛ یا گوشههای پارچههای خاص نظیر پرده، سفره و بیرق؛ یا بر صفحههای کتاب نگارش مییابد.
در ایران باستان سنگ نوشته بیشتر بر کوهپایهای مشرف بر چشمهسار حک میشده است. سنگنوشته گاه به دستور شاه کشور، سردار یا والی منطقه نگاشته میشد. از سنگنوشتههای مهم دوران باستان در ایران و نواحی اطراف آن یکی سنگنوشته آشور بانیپال در ذکر فتح شهر شوش و وقایع پس از آن و دیگر سنگنوشتههای دوگانه داریوش هخامنشی در بیستون به زبانهای پارسی قدیم و عیلامی بابلی است، که یکی به سنگنوشته بزرگ و دیگری به سنگنوشته کوچک موسوم است.
از شاهان هخامنشی سنگنوشتههای متعددی در تختجمشید، شوش، نقش رستم و همدان بر جای مانده است. سنگنوشته داریوش اول در شوش را فرانسویان کشف کردند. این کتیبه مفصلتر از کتیبه بیستون و نقش رستم (از سنگنوشتههای دیگر این شاه و شاهان دیگر هخامنشی) است. در نقش رستم، محلی در ۴ کیلومتری تختجمشید، چهار مقبره از شاهان هخامنشی بهصورت مغاکهایی بر سینه کوهی از سنگ یکپارچه بر جای مانده است. در این مکان کتیبههایی درباره جنگها و فتوحات داریوش و خشایارشا وجود دارد. در همدان نیز کتیبهای از داریوش در کوه الوند به زبان پارسی، عیلامی و آشوری نگارش یافته است. محتوای آن وصف اهورامزدا و کمکهای او و ذکر وقایع سلطنت داریوش است. کتیبهای از خشایارشا نیز در همان مکان با وصف اهورامزدا و ذکر سلطنت او وجود دارد. کتیبه دیگر از اردشیر دوم بر پایه ستونی به سه زبان مذکور است که هماکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. مضمون این کتیبه وصف اجداد اردشیر دوم و تالاری است که او بنا نهاده است.
شیما جعفری دهقی در ابتدای کتاب به تجربه تدریس خویش در این زمینه اشاره میکند: «منابعی که برای تدریس کتیبههای اشکانی از آنها بهره میبردم، اغلب به زبانهای خارجی بودند که این امر یادگیری را برای دانشجویان دشوار میکرد. منابع موجود به زبان فارسی نیز نیازمند بازنگری و تکمیل بودند.» در این راستا این کتاب زمینه دسترسی آسان دانشجویان و علاقهمندان به رشتههای زبانهای باستانی ایران، زبانشناسی، زبان و ادبیات فارسی، ایرانشناسی، تاریخ ایران باستان، باستانشناسی و ادیان و عرفان را فراهم میکند.
کتاب «راهنمای خواندن کتیبههای دوره اشکانی» بعد از پیشگفتار و مقدمه در پنج فصل به زبان و ادبیات در ایران باستان، نخستین تلاشها برای خوانش کتیبههای اشکانی، خط پهلوی اشکانی، طرح اجمالی دستور زبان پهلوی اشکانی و کتیبههای پهلوی اشکانی میپردازد.
در شرح نخستین تلاشها برای خوانش کتیبههای اشکانی میخوانیم: «از نیمه دوم سده هفدهم میلادی جهانگردان و سیاحان اروپاییای که به ایران سفر میکردند، در سفرنامههای خود درباره کتیبههایی که در تخت جمشید، نقش رستم و نقش رجب بود، مینوشتند. پس از کشف و خوانش بسیاری از دستنویسهای فارسی میانه، خوانش و رمزگشایی کتیبهها نیز رونق گرفت. با این حال، کتیبههای بزرگتر و مهمتر همچون کتیبههای کرتیر در کعبه زردشت و سرمشهد و نیز کشف آثار پارتی در نسا به ادامه پژوهشها در این زمینه یاری رساند. بنابراین، تاکنون تلاشهای بسیاری برای گردآوری و نظام بخشیدن به کتیبههای فارسی میانه و پارتی انجام شده است. ژان شاردن که در نیمه سده هفدهم میلادی در ایران بود، نقاشیهای کوچکی را از جزئیات کتیبهها برای اولین بار به اروپا برد. پس از او کارستن نیبور چند کتیبه کوتاه سهزبانه پارتی- فارسی میانه و یونانی اردشیر و شاپور را در نقش رستم به همراه کتیبه کرتیر منتشر کرد. سیلوستر دساسی توانست نخست بخش یونانی کتیبه و سپس بخش فارسی میانه آن را رمزگشایی کند. هنینگ از جمله نخستین کسانی بود که به پژوهش و ساماندهی کتیبههای ایرانی پرداخت. با وجود تلاشهای بیوقفه او همچنان کتیبههای ایرانی متعددی بدون توجه و بررسی باقی ماند. پس از هنینگ، ارنست هرتسفلد، باستانشناس و پژوهشگر کتیبه، حدود صد عدد از آجرهای کتیبه بایکولی را مستند کرد و روشی نوین برای خوانش و ارائه کتیبهها ابداع کرد.
نیبرگ در سال ۱۹۲۳ با بررسی و ترجمه اسناد اورامان به زبانهای ایرانی و به ویژه زبان پارتی روی آورد. او که هم به زبانهای سامی و هم به زبانهای هندواروپایی تسلط داشت، پژوهش درباره هزوارشها را در این اسناد آغاز کرد و سپس به تحقیق درباره واژههای پهلوی پرداخت. اثر مشهور او را اوتاس و همکارانش در سال ۱۹۸۸ پس از مرگش با نام دستورنامه پهلوی منتشر کردند. نیبرگ در مجموعه مقالاتی که به افتخار کریستنسن منتشر شد، خوانش خود را از کتیبه حاجیآباد ارائه کرد. او همچنین پژوهشهایی درباره کتیبه شاپور اول در بیشاپور، شاپور سکانشاه در تخت جمشید و کتیبه مشکینشهر انجام داد. بدون شک پژوهشهایی که نیبرگ در زمینه زبان فارسی میانه و کتیبهها انجام داد ارزشمند است،
ژینی و(۱۹۷۲) مهمترین و مفصلترین واژهنامه را برای کتیبههای فارسی میانه و اشکانی فراهم کرده است. او پژوهش درباره کتیبههای فارسی میانه را از سالها پیش از چاپ این اثر آغاز کرده بود.
بَک در مجلد ۱۸ از مجموعه اَکتا ایرانیکا به کتیبههای پهلوی و دستور زبان پهلوی کتیبهای پرداخته است. این اثر به سه بخش اصلی تقسیم میشود: خط و آواشناسی پهلوی کتیبهای، بررسی ریشهشناختی کتیبههای پهلوی و تصاویر کتیبهها. او در آغاز به چارچوب تاریخی و زبانی کتیبهها پرداخته و سپس مرحله گذار از زبان فارسی باستان به فارسی میانه را بررسی کرده است.
مکنزی شاگرد هنینگ بود و در آثاری که منتشر میکرد دقت بیهمانندی داشت. اگرچه بیشتر پژوهشگران او را با فرهنگ کوچک زبان پهلوی میشناسند، اما در زمینه کتیبههای فارسی میانه نیز پژوهشهایی انجام داد.
هنینگ را میتوان بدون شک یکی از برجستهترین پژوهشگران ایرانشناسی در سده بیستم میلادی برشمرد. موضوع رساله او «ساخت فعل در متون فارسی میانه تُرفانی» بود. یکی از تاثیرگذارترین اقدامات هنینگ درباره زبانهای ایرانی میانه، تغییر شیوه حرفنویسی از الفبای عبری به لاتین به شمار میرود.
اشپرینگلینگ استاد ممتاز زبانهای سامی دانشگاه شیکاگو بود و از جمله آثار او میتوان به پاپیروسنوشتههای آرامی الفانتین، یک کتیبه تازه پهلوی، کتیبه کعبه زردشت، کتیبه شاپور اول در کعبه زردشت اشاره کرد.
شروو یکی از پژوهشگران برجسته مطالعات ایرانی است که پژوهشهای بسیاری درباره زبانهای ایرانی انجام داده است. ترجمه او از کتیبه کرتیر، مقالهای درباره حالت در فارسی میانه و اشکانی کتیبهای، پژوهشی درباره مقایسه ساختاری و زبانی کتیبههای فارسی باستان و فارسی میانه، درباره رونوشتی از کتیبه حاجیآباد در مجموعه بابلی دانشگاه ییل، کتیبه ابنون و ترجمه و توضیحات او درباره کتیبه بایکولی که با همکاری هومباخ در سه جلد منتشر کرد.»
مولف در جدولی که در فصل سوم کتاب قرار گرفته است؛ خط پهلوی را شرح داده و مینویسد: «کتیبههای پهلوی اشکانی به خطی نوشته شدهاند که از آرامی گرفته شده و از راست به چپ نوشته میشده است. این خط احتمالاً حدود قرن دوم پیش از میلاد پدید آمده و در دورههای فرمانروایی اشکانیان و ساسانیان استفاده شده است. در خط پهلوی اشکانی تنها برخی مصوتها نشان داده میشوند و برخی از حروف دارای چند ارزش آوایی هستند.»
اِشکالی که البته به راحتی نمیتوان از کنار آن گذشت این است که مولف کتاب، فقط به ذکر نام خانوادگی پژوهشگرانی که بر روی این موضوع پژوهش کردهاند، اکتفا میکند و حتی نام این اشخاص در پاورقی همان صفحه نیز قرار نگرفته است.
اما بهره بردن مولف از منابع و مآخذ بسیار و قرار دادن این منابع در پایان کتاب راهنمای خوبی برای ادامه مطالعه خوانندگان علاقهمند است.
کتاب «راهنمای خواندن کتیبههای دوره اشکانی» تالیف شیما جعفری دهقی با ۱۲۸ صفحه و بهای ۱۱۶ هزار تومان از سوی انتشارات سمت به بازار کتاب آمد.
نظر شما