سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مریم محمدی؛ هرسال با شروع بهمن ماه یکی از اتفاقات مهمی که در عرصه هنر ایران زمین میافتد برگزاری جشنوارههای فجر موسیقی، فیلم، تئاتر، لباس و … است. قدیمیترین و اصلیترین جشنواره هنری که با عنوان فجر برگزار میشود جشنواره فیلم فجر است. این روزها با نزدیک شدن به جشنواره فیلم فجر بهتر دیدیم درباره کتابی صحبت کنیم که درباره فیلمسازان ایرانی است و این بار فیلم اولیها، قبلاً در سرویس هنر ایبنا با پیمان شوقی نویسنده کتاب «تجربهنگاری فیلم اول» به مناسبت رونمایی کتابش در نمایشگاه کتاب تهران ۱۴۰۴ گفتو گویی مفصل داشتیم این بار به معرفی دقیقتر این کتاب که درباره تعدادی از فیلمسازان فیلم اولی است که حالا دیگر هر کدامشان فیلمساز فیلم چندمی هستند میپردازیم تا شاید برای کسانی که قصد ساخت فیلم اول سینمایی و بلند خود را دارند کمکی باشد. از طرف دیگر به نظر میرسد ساختن فیلم اول که در جشنواره فجر هرسال نیز برای خودش یک بخش جداگانه و سیمرغ بلورین دارد شاخ غول را شکستن است. اما آنچه که فیلم اولیها درباره حسشان و تلاشی که درباره آن کردهاند به زبان میآورند خواندن این کتاب را جالبتر نیز میکند.
انتشارات امیرکبیر برای معرفی کتاب «تجربهنگاری فیلم اول» در پشت جلد کتاب آورده است: «خیلی از بچه های جوانی که امروز در حال ساخت فیلمهای کوتاه هستند، رؤیای تبدیل شدن به یک فیلمساز حرفه ای با شهرت جهانی را دارند. اگر شما هم یکی از آنها هستید این کتاب برای شماست!
تجربهنگاری فیلم اول همان طور که از نامش پیداست، مروری است بر خاطرات و تجربیات چهارده فیلم ساز موفق ایرانی از شرایط و اوضاعی که در زمان ساخت اولین فیلم بلندشان با آنها مواجه شدند.
همچنین محققان و علاقهمندان به تاریخ سینمای ایران هم در این کتاب اطلاعات دست اولی درباره شکل گیری و روند توسعه یکی از مهم ترین نهادهای فرهنگی کشور یعنی «انجمن سینمای جوانان ایران» پیدا میکنند.
این کتاب حاصل گفتوگو با مهدی جعفری، مسعود امینی تیرانی، هادی مقدم دوست، منیر قیدی، ارسلان امیری، بهرام توکلی، شهرام مکری، مرجان اشرفی زاده، عادل تبریزی، محمدرضا خردمندان، رقیه توکلی، حسین دارابی و بهرام و بهمن ارک است.»
پیمان شوقی نیز در پیشگفتار کتابش درباره جایگاه فیلم اولی مینویسد: «در ادبیات سینمایی ایران عبارت ترکیبی «فیلم اولی» ارج و قرب خاصی دارد و برای کسانی که بتوانند پس از سالها ممارست با سینما از هفتخوان مشکلات عبور کنند و نخستین فیلم بلندشان را روی پرده سفید بیندازند، حساب ویژه ای باز میشود.»
در ابتدای گفتوگو با هریک از فیلمسازانی که نامشان در معرفی پشت جلد کتاب آمدهاست یک پاراگراف نسبتاً بلند بالا آمده که این فیلمساز را معرفی می کند.مثلاً درمورد مهدی جعفری آمدهاست: «مهدی جعفری را در سینمای ایران اول به عنوان یک مدیرفیلمبرداری پرکار و خلاق، و بعد به عنوان فیلمسازی میشناسند که چندین سریال و تلهفیلم شاخص در کارنامه دارد و فیلم بسیار دیده شده «بیست و سه نفر» را هم ساخته....»
این معرفیهای به خواننده کتاب این امکان را میدهد که بدون رجوع به ویکی پدیا اطلاعات نسبتاً خوبی درباره هر فیلمسازی که نویسنده کتاب با او مصاحبه کردهاست به دست بیاورد.
ازآنجا که از اسم کتاب نیز پیداست و قرار است کتاب تجربههای فیلمسازان فیلم اولی را بگوید کتاب سرشار از تجربه، خاطره، شکست، صبر، موفقیت و تلاش است. به نظر من مهمترین دستآورد کتاب این است که به کسانی که قصد دارند فیلم سینمایی بلندشان را بسازند این نکته را میآموزد که مسیر ساخت فیلم اول مسیری کوتاه، بدون تجربه کردن و شکست خوردن و مسیر سهل و راحت نیست بلکه مسیری پرفزار و نشیب است که البته با صبوری و تلاش میتوان آن را پیمود.

یکی از جذابترین قسمتهای این کتاب اعترافاتی است که بعضی از فیلمسازان در مورد تجربههای خود میکنند یا حرفهایی که شاید در جای دیگری به زبان نیاورند. مثلاً مهدی جعفری در قسمتی از صحبتهایش عنوان میکند: «من ابایی ندارم که بگویم میدانستم که نبوغ بالایی در سینما ندارم تا بتوانم یک شبه ره صدساله بروم.. لذا مسیری را انتخاب کردم که بتوانم اندک اندک تجربه کسب کنم.»
مسعود امینی تیرانی درباره نظرش نسبت به دانشگاه و مقایسه آن با سینمای جوان میگوید: «در همان ترم اول دیدم شخصاً به واسطه گذراندن دورههای انجمن سینمای جوان خیلی از بقیه همکلاسهایم جلوترم و چیزهایی میدانم که سایر دانشجویان بلد نیستند. چون قبل از اینکه سر ترم اول دانشکده سینما بنشینم، چهار فیلم کوتاه ساخته بودم.»
در بسیاری از صحبتهای این فیلمسازان فیلم اولی بسته به طریقه ورودشان به سینما همواره حرفی از انجمن سینمای جوانان ایران به میان میآید و از آن مهمتر بحث فیلم کوتاه و ساختن و تجربه کردن فیلم کوتاه برای رسیدن به ساخت فیلم بلند سینمایی است.
مورد دیگری که درگفتوگوهای این فیلمسازان به چشم میآید نحوه ورود آنها به سینما است اینکه اکثر آنها هیچ ابایی از انجام کارهای مختلف در سینمای بدنه ایران نداشتند و توقع اینکه از اول به عنوان کارگردان یا فیلمنامهنویس یا فیلمبردار به یک پروژه دعوت شوند برای آنها هم غیرمنطقی بوده است مثلاً کسی چون عادل تبریزی با اینکه هم در انجمن سینمای جوان سابقه داشته و هم تحصیلات دانشگاهی را دنبال کرده است اما با مشغول شدن به دستیاری کارگردانان مختلف به سینما بدنه ایران وارد شدهاست.
دراین باره هادی مقدم دوست میگوید: «سربازیام که تمام شد خیلی زود از طریق دوستان دوره فیلم کوتاه که حالا از عوامل سینمای حرفهای شده بودند، به یکی دو پروژه سینمایی معرفی شدم ولی آنها مرا گذاشتند سرتدارکات. اعتراضی هم نداشتم و حتی به یکی از آن رفقا که از این جریان شاکی شده بود گفتم مهم نیست؛ کار فیلم است دیگر! ولی اشکالش این بود که در کار تدارکات زیاد نمیتوانستم کنار دوربین بایستم و جریان فیلمبرداری را تماشا کنم.»
یکی از نکات قابل توجه این کتاب نظرات این فیلمسازان درباره فیلمسازان جوان و نسل جدید است که تقریباً بیشتر آنها این نظر را دارند که فیلمسازان نسل جدید به دلیل داشتن منابع زیاد و هوش بیشتر فیلمسازان بهتری هستند. منیرقیدی نیز که مانند بسیاری از زنان فیلمساز کارش را در سینمای بدنه با منشی صحنه بودن آغاز کرده است، به دلیل داوری در جشنوارههای کوتاه زیادی معتقد است: «بدون اغراق میخواهم بگویم که به نظرم بچههای نسل جدید واقعاً فیلمسازان درجه یکی هستند و من شخصاً خیلی به آنها و به آینده سینمای ایران اعتقاد دارم.»
در جمع بندی کلی از کتاب «تجربهنگاری فیلم اول» که در ۴۲۰ صفحه و توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است باید بگویم همیشه خواندن راه موفقیت هر کسی و رسیدن به هدفش خواه ساخت فیلم بلند سینمایی باشد یا هر هدف دیگری جذاب، خواندنی و پر از نکته آموزنده است. امیدوارم کسانی که قصد ساخت فیلم اول بلند سینمایی خود را دارند از این کتاب استفاده کرده و از تجربیات این فیلمسازان بیشترین بهره را ببرند.
نظر شما