به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اخیراً به همت انتشارات مروارید کتاب «شعر و شاعری در دوره مشروطه»، اثری پژوهشی و تحلیلی درباره یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ ادبیات ایران، منتشر شده است. در این کتاب که با ترجمه بهزاد زرهداران عرضه شده، مجموعه مقالاتی از پژوهشگران مختلف، بهکوشش همایون کاتوزیان و علیرضا کورنگی، گردآوری شده است. در این کتاب تلاش شده است که تصویری جامع از دگرگونی شعر فارسی در بستر انقلاب مشروطه و ریشهها و مقدمات این دگرگونی ارائه شود. این اثر به بررسی نقش شعر در شکلگیری آگاهی عمومی و گفتمان مشروطه، گذار از شعر سنتی به بیان اجتماعی و سیاسی و دگرگونی مضمونها و نیز کنکاش آثار و رویکردهای شاعران شاخص این دوره میپردازد.
همایون کاتوزیان - از نویسندگان کتاب و یکی از گردآورندگان آن - در گفتوگو با ایبنا با اشاره به اینکه در چند مقاله این اثر به بخشهایی از ادبیات مشروطه پرداخته شده که در بررسیهای تاریخ ادبیات مشروطه و تحقیقاتی که در این باره انجام شده، کمتر مورد توجه بودهاند، عنوان کرد: درباره ادبیات دوره مشروطه کار کم نشده است. به همین جهت ما مبنا را بر پژوهشهایی که کمتر صورت پذیرفته بود گذاشتیم.
کاتوزیان تاکید کرد: ادبیات مشروطه مهم و گسترده است و به همین دلیل به آن کم توجه نشده است، اما این درست است که معمولاً تاکید بر کارهای چند شاعر و طنزنگار بیشتر بوده است. ولی البته هنوز هم جا برای کار بیشتر باز است.
تفاوت طنز دوره مشروطه با طنز کلاسیک
یکی از مقالات کتاب «شعر و شاعری در دوره مشروطه» مقاله کاتوزیان درباره ایرجمیرزا است؛ مقالهای با عنوان «ایرج، شاعر عشق و طنز». کاتوزیان با اشاره به اینکه در مقالات کتاب، از جمله مقاله خود او درباره ایرجمیرزا، به طنز و ادبیات طنزآمیز دوره مشروطه توجهی ویژه شده است، توضیح داد: البته به دلایلی فقط یک چهارم مقاله بنده درباره ایرج منتشر شده. از ایرج فقط یک شعر طنز که در حین انقلاب مشروطه نوشته به دست ما رسیده ولی کارهای بعدیاش او را بزرگترین طنزنویس فارسی در قرن بیستم کردهاند. ایرج چندان اهل سیاست به معنای اخص کلمه نبود.
کاتوزیان همچنین درباره تفاوت اصلی طنز ادبی دوره مشروطه با طنز ادبی کلاسیک فارسی گفت: طنز مشروطه عموماً سیاسیست و این تفاوت عمده آن با طنز کلاسیک است. مثلاً خیلی از طنزها و طنزنامههای عبید - درست مانند ایرج - حاوی نقد تند و تیز اجتماعیست ولی از اهداف سیاسی در آنها خبری نیست.
شکل و محتوای شعر مشروطه مرد و زن ندارد
یکی دیگر از مقالات کتاب «شعر و شاعری در دوره مشروطه» مقالهای با عنوان «سرود آزادی: زنان و تقدیس شاعران دوره مشروطه» است. کاتوزیان با تاکید بر اینکه در مقاله «سرود آزادی» به شاعران زن در عصر مشروطه پرداخته شده، در پاسخ به این سوال که آیا شعر زنان دوره مشروطه بهلحاظ ویژگیهای ادبی و محتوایی مثل شعر مردان بوده یا تفاوتهایی با آنها داشته، تاکید کرد: شکل و محتوای شعر مشروطه مرد و زن ندارد، چون مضمون همه آنها سیاسی است و خیلی از لفظ و کلمات آنها تازه است.

شعرهای گیلکی و فارسی محمدعلی افراشته
«شعر گیلکی محمدعلی افراشته و میراث انقلاب مشروطه» نوشته نسرین رحیمیه، از دیگر مقالات کتاب است. کاتوزیان درباره این مقاله و ویژگیهای اشعار گیلکی افراشته و نسبت و پیوند این اشعار با دیگر اشعار برآمده از مشروطه و نیز درباره اشعار فارسی افراشته، گفت: اشعار افراشته به زبان گیلکی است ولی ساختار و مضمون آن با شعرهای دیگر تفاوت چندانی ندارد، اگر چه کمی عامیانهتر و مانند شعرهای سید اشرف گیلانی است. افراشته بعدها عضو حزب توده و طنزنویس سیاسی قابلی به زبان رسمی فارسی شد و بیشتر شعرهای این دورهاش را در روزنامه طنز «چلنگر» که خود او مدیر و سردبیرش بود منتشر میکرد.
احیای مستزاد در دوران مشروطه
یکی از ویژگیهای شعر مشروطه، بیان مضامین تازه در قالبهای شعری کلاسیک بود. در کتاب «شعر و شاعری در دوره مشروطه» در مقالهای با عنوان «آواز مدرنیته به زبان سنت: جایگاه نظریه و عملکرد ادبی محمدتقی بهار» نوشته سالور ملایری به این ویژگی شعر مشروطه پرداخته شده است؛ ویژگیای که این پرسش را برمیانگیزد که آیا ناسازگاری میان مضمون و قالب در شعر مشروطه وجود داشته است؟ کاتوزیان در پاسخ به این پرسش، با تاکید بر اینکه هیچگونه ناسازگاری بین مضمون و قالب در شعر مشروطه وجود ندارد، عنوان کرد: به طور کلی ساختارهای کلاسیک میتوانند حاوی هر مضمونی باشند اما چنانکه پیشتر گفتم خیلی از الفاظ و کلمات در شعر مشروطه، حتی در شعر بهار، تازگی داشتند.
کاتوزیان همچنین درباره مهمترین ویژگیهایی که شعر مشروطه را از شعر پیش از خود جدا میکند، گفت: گذشته از الفاظ و کلمات در پارهای موارد فرمهایی مانند شعر مستزاد که تقریباً فراموش شده بودند دوباره احیا شدند. شعر مشروطه، بهجز گشایش عرصهای برای ورود مضامین سیاسی و اجتماعی به شعر، بهلحاظ ادبی راههای جدیدی را برای شعر و تحول آن گشود که سابقه نداشت.
وی همچنین درباره ضررورت یا عدم لزوم بازخوانی ادبیات مشروطه عنوان کرد: نیاز نمیدانم که ادبیات مشروطه بازخوانی شود ولی هر شعری ارزش بازخواندن دارد. او بر ضرورت پرداختن به پژوهشهای مغفولمانده در حوزه ادبیات تاکید کرد و نیز در پاسخ به این پرسش که آیا پروژه پژوهشی دیگری را هم در زمینه ادبیات مشروطه در دست انجام دارد، گفت فعلاً برنامهای برای پژوهش بیشتر در ادبیات مشروطه ندارد.
کتاب «شعر و شاعری در دوره مشروطه» چنانکه از عنوانش نیز پیداست تنها به شعر مشروطه میپردازد. اما در دوره مشروطه نثر نیز راه تحول پیمود و به سادگی گرایش پیدا کرد؛ این البته ادامه راهی بود که از پیش از مشروطه آغاز شده بود. از نثرهای درخشان و ماندگار دوره مشروطه، نثر دهخدا در نوشتههای طنزآمیز سیاسیای است که با عنوان «چرند و پرند» در نشریه «صوراسرافیل» منتشر میشد. کاتوزیان در این باره که آیا مطالعه نثر دوره مشروطه میتواند به غنای نثر فارسی امروز کمک کند، با اشاره به دهخدا و جهانگیرخان صوراسرافیل، گفت: نثر امروز هم میتواند از سادگی و روانی نثر امثال دهخدا و جهانگیرخان بیاموزد.
نظر شما