سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): به گواه اسناد تاریخی، استان گیلان همراه با خطه آذربایجان، یکی از دروازههای آشنایی ایران با دنیای جدید به شمار میآمده و بر این مبنا به دلیل شرایط جغرافیایی که مزیت آن محسوب میشود، از سواد فرهنگی مناسبی بهرهمند بوده است به گونهای که به اسناد؛ حدود نیم قرن قبل، نرخ سواد در استان گیلان تقریباً دو برابر بسیاری از استانهای کشور بوده که این امر نشان از رشد سریع سواد فرهنگی در گیلان دارد.
گیلان از دیرباز به موضوع مطالعه و کتاب توجهی ویژه داشته و مردم این سامان در دوره معاصر، در توسعه فرهنگی کشور نقشی اساسی ایفا کردهاند ضمن آنکه عمر و سابقه فرهنگ مدرن مکتوب استان گیلان افزون بر ۱۵۰ سال است و دفاتر انتشاراتی و چاپخانههایی قدیمی در استان وجود دارد که سابقهای دیرینه دارند.
محققان و پژوهشگران بر این باورند که سابقه طولانی حوزه فرهنگ مکتوب گیلان، پشتوانهای غنی برای حوزه فرهنگ استان است. بنا بر اعلام ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان؛ ۲۴۷ ناشر در گیلان وجود دارد که ۱۴۶ ناشر در رشت و ۱۰۱ ناشر هم در شهرستانهای استان در امر چاپ و نشر کتاب فعالیت دارند.
در نیمه اول سالجاری نیز ۸۱۸ عنوان کتاب در استان منتشر شده که از این تعداد؛ ۷۷۴ عنوان کتاب تألیفی و ۴۴ کتاب هم ترجمه هستند. لازم به ذکر است ۶۶۵ عنوان کتاب چاپ شده در نیمه اول سال جاری، چاپ اول و ۱۵۳ عنوان کتاب هم چاپ مجدد است.
با وجود آنکه ناشران در برقراری پیوند بین تولیدکننده و مخاطب نقشی کلیدی دارند و محتوا را به آنان منتقل میکنند و بر این مبنا نقش ماندگاری در ثبت و ضبط آثار خلق شده دارند اما برخی مولفان و نویسندگان استان گیلان، با اذعان به وجود ناشرانی متبحر در استان، اشتیاقی به سپردن انتشار تولیدات خود به ناشران بومی ندارند و ترجیح می دهند کتابهای خود را به ناشران پایتخت بسپارند. در همین راستا ناشران گیلان نیز، آمار خوب انتشار کتاب در استان را گواهی بر فعالیت پررنگ خود میدانند ولی خواستار حمایت دستگاههای فرهنگی و نهادهای متولی از هنر - صنعت نشر در گیلان هستند.
شبکه مناسب توزیع کتاب، جاذبه ناشران تهرانی
عباس مهریآتیه نویسنده، شاعر و منتقد گیلانی در گفت وگو با خبرنگار ایبنا با اشاره به تجربه چاپ کتابهای خود توسط ناشران گیلانی و تهرانی، نبود شبکه توزیع قوی در استان را یکی از نواقص زنجیره نشر دانست و گفت: کتابهایی که از سوی ناشرانی در پایتخت منتشر شده، در سراسر کشور توزیع میشود و بازخورد مطالعه کتاب را توسط هموطنانم در اقصی نقاط ایران دریافت میکنم ولی کتابهای منتشر شده در گیلان، از این مزیت برخوردار نیستند و در برخی مواقع، توزیع مناسبی در خود استان هم نمی شود.

وی بهره مندی مولف از حق التألیف مناسب را یکی دیگر از جاذبههای ناشران تهرانی عنوان و خاطرنشان کرد: وقتی نوشتههای خود را به یکی از ناشران در پایتخت می سپارم (معمولاً با یک ناشر کار میکنم) دیگر کاری به دیگر امور ندارم و آنها ضمن پرداخت حق التألیف، پس از انتشار نیز چند نسخه کتاب برایم ارسال می کنند ولی اگر بخواهم کتابی را در گیلان منتشر کنم، همه هزینههای آن را باید خودم بپردازم.
مهریآتیه همچنین حمایت نهادهای فرهنگی از نویسندگان و مولفان را یکی از مهمترین مولفههایی دانست که میتواند منجر به انتشار تألیفات در داخل هر استان باشد و افزود: وجود خوانندگان و خریداران محصولات فرهنگی نیز در شوق و اشتیاق نویسندگان و ناشران موثر است که البته این موضوع، نیازمند انجام فعالیتهای فرهنگی دارد.
ضرورت حمایت از هنر - صنعت چاپ به نفع فرهنگ و جامعه کتابخوان
افشین معشوری مدیر انتشارات یانا در استان گیلان اما دیدگاههای دیگری دارد. وی در گفتوگو با خبرنگار ایبنا اظهار داشت: شوربختانه برخی از نویسندگان (به ویژه نوقلمها) تصوری اشتباه از ناشران مرکز دارند؛ این دسته از عزیزان فکر میکنند مثلاً اگر اثرشان را در تهران منتشر کنند، کارشان دارای شخصیت میشود، در اینجا مشکلی پیش میآید که با تصور مولف همخوانی ندارد و اغلب ناشران اسم و رسمدار گزینشی کار میکنند - و حق هم دارند- پس مولف ناگزیر به نشرهای کم نام و نشانتر و گاهی بینام و نشان مراجعه میکند و اثرش را منتشر میکند که باز بسیاری از اوقات مشکلاتی در هزینه، چاپ، تیراژ و توزیع گریبانگیر نویسنده میشود و میتوان گفت که به طور کلی تصور نادرستی درباره ناشر تهرانی و ناشر شهرستانی وجود دارد.
وی ادامه داد: ناشر تهرانی میتواند خوب یا بد باشد؛ ما در استان گیلان ناشران خوبی داریم که اگر نگویم از ناشران تهرانی بهتر هستند، دست کمی از نظر «کیفیت کار» از آنها ندارند و حتی اگر بخواهیم چند نشر معتبر پایتخت را کنار بگذاریم، ناشرانی در گیلان داریم که کیفیت کارشان از بسیاری مرکزنشینها بهتر است.
معشوری در مورد قراردادهای انتشار کتاب و پرداخت حقالتألیف از سوی ناشران به نویسندگان گفت: کمتر ناشری در مرکز وجود دارد که به نویسندگان تازهکار، حقالتالیف بدهد؛ آنها که حقالتالیف میگیرند، قلمهای تثبیت شده و خوانندگان ثابتی دارند و این دسته از نویسندگان، شاعران و پژوهشگران تحت هر شرایطی کتابهایشان به فروش میرود و هیچ ربطی به انتشارات خاص ندارد.

معشوری بیان داشت: بر اثر اشتهار شخص، تبلیغات، کیفیت اثبات شده و … اثر نویسندگان مشهور معمولاً به فروش میرود؛ تازه از همین دسته نویسندگان، برخیشان تعدادی از کتاب منتشر شده را جای حقالتالیف دریافت میکنند.
مدیر انتشارات یانا درباره شبکه مناسب پخش و توزیع کتاب خاطرنشان کرد: پیوستن ناشر (منظور کتاب چاپ شده) به شبکه توزیع شرایطی دارد که با وضعیت تیراژ امروزی چندان سازگار نیست؛ مدیر یک شبکه توزیع برای پخش مطالباتی دارد که بهحق است و امروزه بسیاری از کتابها تیراژ بسیار پایینی دارند و شبکه توزیع برای پخش مناسب باید دست کم ۳۰۰ تا ۵۰۰ جلد از هر کتاب را در اختیار داشته باشد که با تیراژهای امروزی، عملاً برای بسیاری از مولفان، نه مقرون به صرفه است و نه توانش وجود دارد.
وی با بیان اینکه تیراژ بسیاری از آثار به ۲۰۰ یا ۳۰۰ جلد هم نمیرسد (بهغیر از برخی کتابهای خاص) گفت: آدم کتابخوان در سیستان و بلوچستان چرا باید کتاب نویسنده ناشناس گیلانی، مازندرانی، اردبیلی و… را بخرد و بخواند؛ این البته در مورد آثار نویسندگانی که برند شخصی برای خودشان ساختهاند و مدتها روی کارشان تمرکز کردهاند، تفاوت دارد.
معشوری موانع وزارتخانهای (صدور مجوز کتاب) و محدودیتهای استانی در نشر کتاب را نیز مورد اشاره قرار داد و گفت: متاسفانه دوستانی که در دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی حضور دارند، سیاست یکسانی درباره موضوعات مشابه ندارند و در مرحله بررسی توسط ممیزین سازوکار یکسانی وجود ندارد؛ موضوع بعدی اینکه پیشتر صدور مجوز (دست کم در گیلان) استانی بود، ولی در حال حاضر این روند شکل وزارتخانهای گرفته و در مرکز صادر میشود که از همینجا بسیاری از مشکلات آغاز و روند صدور مجوز کند شد.
نظر شما