سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۵
تمدن‌پژوهی ابن‌خلدون و محمد تقی جعفری

مولف کتاب معتقد است؛ با بررسی و تطبیق نظرات این دو متفکر در زمینه تمدن که محصول انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خاص آنهاست، بستر مناسبی برای تمدن‌پژوهی و تاملات فلسفی در این باب فراهم می‌آید.

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طاهره مهری - تمدن یکی از برجسته‌ترین نمودهای انسانی در زندگی اجتماعی است که بالاترین استعدادهای بشری را به فعلیت می‌رساند و زمینه‌ساز ظهور نوآوری‌های فرهنگی در عرصه‌های مختلف مانند دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق و آداب و رسوم است. این اثر به بررسی فلسفی چیستی تمدن و عوامل موثر در شکل‌گیری آن پرداخته و سعی دارد گزاره‌هایی اساسی و جامع در این زمینه ارائه کند تا بستر مناسبی برای تمدن‌سازی فراهم آورد. کتاب «چیستی تمدن با تاکید بر دیدگاه ابن‌خلدون و علامه جعفری» تالیف علی اسدیان شمس از سوی انتشارات امیرکبیر به بازار کتاب آمده است.

تمدن‌پژوهی ابن‌خلدون و محمد تقی جعفری

این کتاب به موضوعاتی همچون «درآمدی بر تمدن‌شناسی، مسائل و رویکردهای آن»، «پسینی یا پیشینی بودن مفهوم تمدن»، «اعتباری یا حقیقی بودن تمدن»، «رویکردهای مختلف به تمدن»، «نظام فکری ابن‌خلدون و رویکرد او به تمدن»، «نظام فکری علامه جعفری و رویکرد او به تمدن»، «تحلیل ماهیت تمدن از دیدگاه ابن‌خلدون»، «چیستی تمدن»، «مبانی فلسفی»، «عوامل پیدایش تمدن»، «وحدت تمدن»، «غایت تمدن»، «عوامل فروپاشی تمدن»، «تحلیل ماهیت تمدن از دیدگاه علامه جعفری»، «مبانی فلسفی تمدن‌پژوهی»، «اصول فلسفی غیرمشروط در تمدن‌پژوهی»، «اصول فلسفی مشروط در تمدن‌پژوهی»، «وحدت و یکپارچگی در تمدن»، «وحدت و یکپارچگی در تمدن» و «بررسی تطبیقی نظرات ابن‌خلدون و علامه جعفری» می‌پردازد.

علی اسدیان شمس در مقدمه کتاب «چیستی تمدن با تاکید بر دیدگاه ابن‌خلدون و علامه جعفری» برای واکاوی موضوع مورد بحث به طرح پرسش‌هایی در مورد تمدن می‌پردازد؛ «این نکته که چه مقدار جنبه‌های روحی نظیر صیانت ذات، خودخواهی، قدرت، آزادی و اختیار در پیدایش تمدن دخیل است و یا اینکه تمدن به طور انحصاری آفریده زیست طبیعی انسان است و اگر هر دو بعد در شکل‌گیری تمدن موثرند، کدام یک دارای اصالت و از نقش کلیدی برخوردار است؟ تحولات انسان در فرایند تمدن‌سازی چیست؟ آیا با به فعلیت رسیدن انسانیت انسان است که تمدن شکل می‌گیرد؟ در این صورت قضاوت ما درباره انسان‌های پیش از تمدن، چگونه خواهد بود؟»

نویسنده ابن‌خلدون را نخستین فردی می‌داند که در اثر مهم خود که به مقدمه ابن‌خلدون شهرت دارد؛ به بحث تمدن پرداخته و در نظر متفکرانِ زیادی بنیان‌گذار فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی است. او در دستگاه فکری خاص خود و مطابق جهان‌بینی و انسان‌شناسی خود با پرداختن به جنبه‌های گوناگون زندگی اجتماعی و بررسی روابط متقابل انسان با محیط‌زیست نحوه شکل‌گیری اجتماعات و فرایند تبدیل بادیه‌نشینی به شهرنشینی و تحول آن به تمدن را بررسی می‌کند، با نگرشی ارگانیکی فراز و فرود تمدن‌ها را ارزیابی می‌کند و عوامل طبیعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیدایش و عوامل انحطاط تمدن را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

تمدن‌پژوهی ابن‌خلدون و محمد تقی جعفری

نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که «با مباحث وسیعی که ابن‌خلدون در کتاب مقدمه خود در این زمینه مطرح می‌کند، قابل پذیرش نیست که جامعه و تمدن را اصطلاحی امروزی قلمداد کنیم و مباحث ابن‌خلدون را بیگانه از این مباحث بدانیم؛ چنان‌که افرادی چنین گمان کرده‌اند. همان‌طور که پدیده تمدن از شش هزار سال پیش تا به امروز با تحول عظیمی روبه‌رو شده و با ورود بشریت به انقلاب صنعتی، تمدن رنگ و بوی خاصی به خود گرفته است و حتی همین تمدن نیز با پیشرفت و توسعه‌ای که در فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت می‌گیرد در حال تحول به دوره جدیدی است، نظرات پیرامون جامعه و تمدن نیز چنین تحولی داشته است. نمی‌توان اطلاعات وسیعی را که افرادی نظیر ابن‌خلدون در آثار خود درباره اجتماع و تمدن مطرح کرده‌اند، به صرف اینکه با تلقی امروزی تفاوت‌هایی دارد، کنار گذاشت؛ چنانکه هیچ تمدن‌پژوهی، تمدن‌های پیشین را به دلیل اینکه متفاوت با تمدن‌های کنونی است، انکار نکرده است.»

اسدیان شمس در ادامه از علامه محمدتقی جعفری با عنوان متفکری بزرگ که در این باب به تامل پرداخته است، یاد می‌کند «وی در آثار مختلف به هویت و چیستی تمدن، مبانی فلسفی آن، عوامل اعتلا و سقوط تمدن‌ها و اصول فلسفی مشروط و غیرمشروط در تمدن‌شناسی می‌پردازد. درباره ارتباط تمدن‌ها با یکدیگر بر این باور است که تمدن‌ها به لحاظ نمودهای عینی می‌توانند از هم تاثیر بگیرند اما به لحاظ انسان‌محوری قابل تقلید از یکدیگر نیستند.

به عقیده او، دو نحو تعریف را می‌توان از تمدن ارائه داد؛ ۱. تعریف انسان‌محورانه که شامل اهداف و آرمان‌های جوامع باشد و در راستای حیات معقول و پیشبرد اهداف مادی و معنوی است و ۲. تعریفی قدرت‌محورانه که به فعلیت رسیدن همه استعدادها و استخدام همه قدرت در پیشبرد اهداف حیات طبیعی محور آن است و به تکامل انسان و وحدت انسانیت توجه نمی‌کند و ارزش‌های او مورد غفلت قرار می‌گیرد تا با برخورداری از رفاه و آسایش هر چه را که خواست انجام دهد.»

مولف کتاب معتقد است؛ با بررسی و تطبیق نظرات این دو متفکر در زمینه تمدن که محصول انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خاص آنهاست، بستر مناسبی برای تمدن‌پژوهی و تاملات فلسفی در این باب فراهم می‌آید.

تمدن‌پژوهی ابن‌خلدون و محمد تقی جعفری
علامه جعفری

علی اسدیان شمس در فصل ششم به عوامل فروپاشی تمدن اشاره می‌کند: «در دیدگاه ابن‌خلدون دولت نیز همانند یک انسان عمر طبیعی دارد و اغلب از سه پشت تجاوز نمی‌کند که حدود صدوبیست سال به طول می‌انجامد.

۱. نسل اول که مربوط به چهل سال اول است، دوران رشد و نمو است که هنوز روحیه دلاوری و توحش بادیه‌نشینی را دارند؛ در نتیجه قدرتمند و باشکوه هستند. پایان چهل سالگی، پایان دوره رشد و نمو است.

۲. نسل دوم که مربوط به چهل سال میانی است، با اینکه بسیاری از اوصاف نسل اول را دارند ولی خوی بادیه‌نشینی آنها به شهرنشینی می‌گراید و با عادت کردن به رفاه و ناز و نعمت، روحیه جوش و خروش عصبیت آنها کاهش می‌یابد و به ذلت و فروتنی تمایل می‌یابند.

۳. نسل سوم چنان غرق ناز و نعمت و زندگی تجملی می‌شوند که به طور کامل روحیه خشونت بادیه‌نشینی و خوی مردانگی خود را از دست می‌دهند. این امر موجب می‌شود تا قدرت دفاعی خود را از دست بدهند و در نهایت منجر به فروپاشی دولتشان می‌شود.

درواقع ابن‌خلدون همانند اشپنگلر نگاه ارگانیکی به تمدن دارد. در نظر اشپنگلر تمدن دنباله ارگانیکی فرهنگ است و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر هر فرهنگی در فرایند ارگانیکی خودِ تمدن است که بیانگر خارجی‌ترین و مصنوعی‌ترین حالت بشریت توسعه‌یافته است و مرحله مرگ پس از زندگی است.»

مولف در ادامه پس از بررسی افکار ابن‌خلدون؛ عواملی همچون تجمل‌خواهی افراطی، از بین بردن روحیه دلاوری، ایجاد نابسامانی اقتصادی، تضعیف نیروی دفاعی، ترویج بدی‌ها و عادات زشت در نهاد مردم، تجزیه دولت‌ها، نابسامانی سیاسی، ریاست‌طلبی همگانی و تنوع قدرت، ستمگری، گستره ستمگری و نابسامانی طبیعی را زمینه‌ساز فروپاشی یک تمدن ذکر می‌کند.

اسدیان شمس در ادامه به وحدت و یکپارچگی در تمدن از نگاه علامه جعفری می‌پردازد؛ «برخلاف سایر تمدن‌پژوهان که تعاریفی براساس نمودهای تمدنی نظیر آداب و رسوم، عادات، هنرها، اخلاق، علوم و اعتقادات و میزان گستردگی سطح گروه‌بندی و فرهنگی، ارائه می‌دهند، علامه جعفری تعریفی براساس روابط عالی و هماهنگی میان انسان‌ها ارائه می‌دهد به گونه‌ای که اختلافات ویرانگر کنار گذاشته شوند و در مسیر رشد و سازندگی قدم گذارند.

البته باید به این نکته هم توجه داشت که وحدت در تمدن به معنای کنار گذاشتن تمام اختلافات نیست، زیرا اختلافاتی برای ادامه زندگی انسان‌ها لازم است و اختلافاتی ناشی از ساختمان حواس، میدان فعالیت روانی و مغزی انسان‌ها و اختلافاتی ناشی از خصایص محیط و نحوه برخورد انسان‌ها با انگیزه‌ها و عوامل و اختلافاتی در میزان برخورداری از علوم و اکتساب معارف و تجربه‌ها در شئون زندگی مادی و معنوی ضروری است. چنین اختلافات معقول و طبیعی نه تنها مزاحم حیات اجتماعی انسان‌ها نیست، بلکه ادامه حیات انسانی مبتنی بر آن است و موجب رشد معارف و علوم انسانی می‌شود؛ بنابراین در پی‌ریزی تمدن ضرورت دارد و شکل‌گیری تمدن اصیل انسانی متوقف بر به جریان انداختن این اختلافات در مسیر تکامل اجتماعی است.»

***

نوع نگرش به ماهیت انسان و ارتباط تمدن با ابعاد مختلف انسانی، رویکردهای متنوعی را به وجود می‌آورد که در این کتاب به مقایسه و تطبیق دو رویکرد اصلی و بنیادی پرداخته شده است.

کتاب «چیستی تمدن با تاکید بر دیدگاه ابن‌خلدون و علامه جعفری» تالیف علی اسدیان شمس با ۴۱۳ صفحه و شمارگان ۱۰۰ نسخه از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها