يك پژوهشگر تاريخ و تمدن ايران در نشست «نگرشي نو به كتاب كهن ونديداد» گفت: بخشهاي اول و دوم «ونديداد» اسناد بسيار كهني است كه قدمت آنها به 10 هزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد. اين اسناد نياكان ما در تاريخ همه كشورهاي جهان بيمانند است.\
وي كه عصر روز يك شنبه (17 آبانماه) در موسسه فرهنگي هنري جمشيد سخن ميگفت، با اشاره به تمدن ماياها افزود: آن ها باور داشتند كه سوشيانتها (نجات دهندگان آخر زمان) در 3 مرحله خواهند آمد و پس از داوري روان مردگان، 12 هزار سال ديگر آغاز ميشود. «مايا» ها هم كه از كهنترين اقوام قاره آمريكا محسوب ميشوند، تاريخ 12 هزار سالهاي دارند و گمان ميبرند كه چندين سال ديگر 12 هزار سال مقرر، پايان ميگيرد و جهان به انتهاي خود خواهد رسيد.
وي افزود: آرياييها پس از مهاجرت، تقسيمبندي جهان به 12 هزار سال را انجام دادند. از هزاره پنجم بود كه شهرياري كيومرث آغاز ميشد. آن ها براي هر هزاره، يك مرد برتر را در نظر ميگرفتند. پس هنگامي كه ميگفتند «هزاره جمشيد» به اين معنا نبود كه جمشيد هزار سال زندگي كرده است. بلكه به اين معناست كه هزاره، با جمشيد شروع ميشده است. به راستي هم اگر اين زنجيره را در نظر نميگرفتند، براي فهم تاريخ دورانهاي بسيار كهن، دچار مشكل ميشديم. هر كدام از اين مردان برتر هزاره، نمادي بودند كه دورانها را با آنان ميشناختند. هر كدام از اين هزارهها هم لقبي داشتند، هزاره اول به نام «ايرانويچ» شناخته ميشد، هزاره دوم به «جم ويونگهان» تعلق داشت و هزارههاي سوم و چهارم مربوط به كوچ آرياييان بود.
كتابهاي كهن نياكانمان در گذر تاريخي از بين رفتهاند
اين پژوهشگر تاريخ و تمدن خاطرنشان كرد: فرگردهاي اول و دوم «ونديداد» اسناد بسيار كهني است كه قدمت آن ها به 10 هزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد. اين اسناد نياكان ما، كه تا كنون نتوانستهايم آن چنان كه بايد به جهانيان عرضه كنيم، در تاريخ همه كشورهاي جهان بيمانند است. اينها اسنادي نوشتار هستند كه بخشهايي از آن ها برجاي مانده و بسياري نيز، در گذر زمان، از بين رفته است. اما ميدانيم كه ونديداد، در كنار «گاتاي زرتشت»، دو بخشي از اوستا آمده كه بيكم و كاست باقي مانده است.
نويسنده كتاب «تاريخ تجزيه ايران در 3 جلد» خاطرنشان كرد: اگر 2 فرگرد ونديداد را با دقت بيشتر بررسي كنيم، درخواهيم يافت كه رويدادهايي كه در آن جا توضيح داده ميشود مربوط به جامعهاي شباني است. از سويي ديگر براي اين كه شخصيتهاي نام برده شده در اين دو فرگرد (مانند كيومرث و جمشيد) را داراي قدرتي ماوراءالطبيعهاي نشان بدهند، آن ها را با اهورامزدا پيوند دادهاند.
وي افزود: به همين دليل است كه آن ها با اهورامزدا به پرسش و پاسخ ميپردازند و از او ميپرسند كه آرمان شهر كجاست؟ از همين پرسش هم به خوبي در مييابيم كه مسأله جستوجوي آرمان شهر از سوي آدمي، چيزي نيست كه تنها بتوان به فيلسوفان يوناني نسبت داد. ايرانيان در آن گذشتههاي تاريخي بسيار دور نيز با اين مفهوم آشنا بودهاند.
اين پژوهشگر تاريخ و تمدن ايران خاطرنشان كرد: در پاسخ پرسش آن ها، اهورامزدا ميگويد: آرمان شهر آنجايي است كه «اشوني» خانهاي برپا دارد ، گلهاي گاو، كدبانويي، فرزنداني و رمههايي در آن خانه باشند. خوراك، فراوان باشد و سگ خوب، نگهبان آن رمه باشد. از همين پاسخ در مييابيم كه با جامعهاي ابتدايي سروكار داريم. اين سند همچنين مسير حركت جامعه را از شباني به مراحل ديگر، نشان ميدهد.
وي در ادامه سخنانش افزود: در اين جامعه ابتدايي، سگ و ديگر حيوانات هم ارزش با انساناند. يك نكته ديگر آن است كه ما درمييابيم كه در آن هزارههاي دور تاريخ، چگونه آرياييها حيوانات را نگهداري و حمايت ميكردند. پس آنچه امروزه درباره حمايت از حيوانات در جوامع غرب ميگويند، سخن تازهاي نيست. اين را هم بايد در نظر گرفت كه اين جامعه ابتدايي با روزگار هخامنشيان و اشكانيان فرق دارد. مطالبي كه در اين دو فرگرد ونديداد آمده، بسيار قديميتر از روزگاران هخامنشي است.
مولف كتاب «چکيده تاريخ تجزيه ايران» خاطرنشان كرد: باز از اهورامزدا پرسيده ميشود كه سومين جايي كه خوب آفريده شده است، كجاست؟ و او پاسخ ميدهد جايي است كه زمين خشك را آبياري كنند و زمينهاي تر را زهكشي كنند. اين واژهها از آن سوي تاريخ به گوش ما ميرسد. در اينجا ما سرزميني را ميبينيم كه در ابتداي دوران كشاورزي است. نخستين غلهاي هم كه نام برده ميشود، گندم است. گندمي كه هنوز هم بر سر سفره نوروز ميگذاريم، داراي مفهومي است كه به همان دوران كهن ونديداد ميرسد. هر چيز ديگر هم كه بر اين سفره گذاشته ميشود داراي فلسفهاي ويژه است.
اسناد تاريخي ما را به نتيجههاي درخشاني ميرساند
وي به نمونهاي در اين باره اشاره كرد و گفت: براي مثال آينه نماد آسمان است. ميدانيم كه بنا به باور ايرانيان، نخستين آفريده اهورامزدا، آسمان بود و دومين آفريده آبها. تقدس آب در نزد ايرانيان هم به خاطر همين است. از اين رو باور داشتند كه آبها را نبايد آلوده كنند. گذر پهلوانان اسطورهاي و حماسي ايران از آب نيز اين مفهوم را داشت كه آنان با دومين آفريده خداوند، پيوند داشتهاند. اين نشان ميدهد كه ما از زمانهاي بسيار كهن ميدانستهايم كه زندگي از آب آفريده شده است. من چنين سخني را از روي احساس و دلبستگي به سرزمينم نميگويم، بلكه اسناد تاريخي است كه ما را به چنين نتيجههايي ميرسانند.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: فرگرد چهارم ونديداد درباره قواعد امانتداري و پيمان بستن است. آنها قانونهاي ونديداد به شمار ميروند. ايرانيان به چندين پيمان معتقد بودند. نخست «گفتار پيمان» بود. هنوز هم ايرانيان به قولي كه ميدهند، وفادارند. دوم «دست پيمان» بود. اين رسم باز در ميان ايرانيان به جا مانده است كه هنگام عهد و پيمان، با هم دست ميدهند. سوم «گوسفند پيمان» ناميده ميشد. يعني پيماني كه ارزش آن در حد يك گوسفند بود و اگر يكي از دو طرف، پيمان را ميشكست بايد بهاي يك گوسفند را پرداخت ميكرد.
وي افزود: در واقع براي شكستن هر كدام از اين پيمانها، يك نوع مجازات (پادافره) در نظر گرفته ميشد. ونديداد، «گفتار پيمان» شكن را به پرداخت 13 بار بيشتر از پيماني كه بسته است، محكوم ميكند. اين براي پايبند كردن آدمي به عهد و پيماني بود كه تعهد كرده است و جزاي «دست پيمان» شكن را پرداخت 600 برابر پيمان بسته شده دانسته است. «گوسفند پيمان» شكن را بدهكار 700 برابر پيمان كرده است و به همين گونه مجازاتهايي براي شكستن پيمانهاي ديگر آورده است.
اين پژوهشگر تاريخ و تمدن خاطرنشان كرد: رونق اقتصاد اروپا از هنگامي آغاز شد كه كساني معتقد شدند كه داشتن دارايي، يك نوع برتري است. هنوز هم جوامع غربي به اين اصل اعتقاد دارند و براي آن ها داشتن دارايي، باعث تفاخر است. در ونديداد هم ميخوانيم كه در ايران كهن، داشتن دارايي كه از راه درست و حلال به دست آمده باشد، باعث برتري انسان ميشده است. از اين رو در ونديداد مردي كه همسر و خانهاي دارد بسيار برتر از كسي دانسته شده است كه از اين دو محروم است.
وي افزود: حتي به روشني آورده شده كه كسي كه مال و دارايي و ثروت دارد، از كسي كه بيچيز و تنگدست است، برتر شمرده خواهد شد. چرا كه مرد توانگر و سير، بهتر ميتواند به ستيز با فرمانرواي ستمگر و خودكامه بپردازد و او را فرو كوبد و در برابر ناپارسايان بايستد. اينها گفتارهايي است كه به زمانهاي بسيار دور بازميگردد. يعني به روزگاراني كه مردم به گونه اي برابر زندگي ميكردند. پس آن ها را تشويق ميكند كه با تلاش بيشتر، نسبت به ديگران برتري بيابند و اقتصاد جامعه را رونق بدهند.
ونديداد تصويرگر پيشرفت پزشكي ايرانيان باستان است
وي به بخشهاي ديگر كتاب كهن ونديداد اشاره كرد و گفت: ايرانيان از زمانهاي دور در زمينه پزشكي به پيشرفتهايي دست پيدا كرده بودند. افزون بر سندهاي نوشتاري، در «شهر سوخته» جمجمههايي پيدا شده است كه نشان ميدهد روي آن ها جراحي صورت گرفته است. فكهايي را پيدا كردهاند كه داراي دندان كاشته بودهاند. يا چشمهاي مصنوعي، در كاوشها به دست آمده است. اين يافتهها، ظرافت و توانايي ايرانيان را در زمينه پزشكي ميرساند. به ويژه كارد پزشكي (جراحي) در ايران بسيار پيشرفته بوده است. پس بي دليل نيست كه در ونديداد قوانين ويژهاي درباره پزشكان ديده ميشود.
وي افزود: دستمزد پزشكان هم در ونديداد تعيين شده است. در آنجا آورده شده كه پزشك بايد موبد را در برابر آمرزش خواهي درمان كند، خداوند خانه را در برابر ورزايي (گاو نري)، دهخدا را به ارزش ورزايي ميانه بها، شهربان را به ارزش ورزايي پر بها و پادشاه را به ارزش گردونهاي چهار اسبه محاسبه ميكند. جالب اين است كه شهرياران هم موظف به پرداخت مزد پزشكان بودهاند. اين قانونگذاري بسيار دقيقي بوده است. در ونديداد حتي دستمزد دامپزشكان هم آورده شده است. اينها مفاهيم شگفتي است كه در ايران كهن وجود داشته است. در وحشت سراي اروپاي كهن، هرگز به چنين قانونهايي برنميخوريم. به هر حال قوانين ونديداد درباره دستمزد پزشكان، همانند تعرفههاي پزشكي امروز است.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: امروزه مشورتخواهي در امور پزشكي امري رايج است. شگفت است كه در ونديداد نيز ميخوانيم كه اگر پزشكي از معالجه بيماري ناتوان باشد بايد با كارد پزشك (جراح)، گياه درمان و منتره درمان (گفتار درماني) مشورت كند. منتره درمان همانند روانپزشك بود كه به بيمار روحيه ميداد و روان او را نيرومند ميساخت. پس براي او بهاي بيشتري در نظر گرفته ميشد.
طالع به بخش 12 ونديداد اشاره كرد و گفت:فرگرد 12 ونديداد درباره آيينهاي سوگواري است و يك بخش ديگر (فرگرد 13) به مسأله حمايت از حيوانات ميپردازد. اين قوانين، رفته رفته، با اجتماع حركت ميكرده و پديد ميآمدهاند. رد پاي دولتها را هم در وضع قوانين ميتوان ديد. ما دست كم از زمان كيومرث، يعني 60 هزار سال پيش، در ميان آرياييان دولت سراغ داريم. در واقع جامعه به جايي رسيده بود كه ميتوانست دولت تشكيل دهد. اين جامعه قوانين استواري هم داشته است كه نمونههايش را در ونديداد ميبينيم. بيگمان شمار اين قوانين بسيار بيشتر و مفصلتر از آن چيزي است كه به دست ما رسيده است. اما متاسفانه بسياري از اسناد و كتاب هاي نياكان ما، در گذر تاريخي، از دست رفته است.
نظر شما